تبليغاتX
انتقاد - موسوی در مقایسه با بنی صدر!
متن زیر شرح کوتاهی از وقایع زمان بنی صدر است، از شما خواننده گرامی درخواست دارم بدون هیچ جانبداری ضمن مطالعه متن ذیل منصفانه حوادث آن دوران را با حوادث اخیر مقایسه و با استدلال منطقی نظر خود را بفرمایید:

دولت بني صدر حامي منافقين و ليبرالها

امام خميني(ره) به بني صدر: تو غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها

سرويس سياسي - دولت بحران به رياست جمهوري بني صدر و نخست وزيري شهيد رجايي 3 ماه بعد از استعفاي بازرگان ضمن برگزاري اولين انتخابات رياست جمهوري در 5 بهمن ماه 58 به قدرت رسيد ، در اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران حدود 21 ميليون نفر واجد شرايط شرکت در انتخابات بودند که از اين ميزان 14 ميليون نفر معادل 42/67 درصد از واجدين شرايط در انتخابات شرکت و از بين 124 نامزد رياست جمهوري راي خود را به صندوق ريختند و ابوالحسن بني صدر توانست با کسب 11 ميليون راي بر رقباي خود پيروز شود، دولت بحران از 15 بهمن 58 لغايت 1 تير 60 به مدت 16 ماه حاکميت کشور را در دست داشتند و شهيد رجايي 9 ماه نخست وزير دولت بحران بودند.
اهم فعاليتهاي دولت بحران :
- اختيارات ويژه بني صدر
رييس شوراي انقلاب
فرماندهي کل قوا
- اوج گيري اغتشاشات داخلي با حمايت دشمنان خارجي و عدم مقابله جدي با آن ها
- آغاز تجاوز صدام به اشغال بخش وسيعي از خاک ايران اسلامي
- ترور برخي شخصيت هاي درجه اول انقلاب
- ائتلاف جريان ليبرال، نهضت آزادي و منافقين با بيگانگان
- ايجاد فضاي مسموم عليه روحانيت به خصوص شهيد بهشتي
1- تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط امام خميني (ره):
رهبر کبير انقلاب در تاريخ 15 بهمن 1358 طي حکمي رياست جمهوري را به بني صدر تنفيذ فرمودند که قسمتهايي از حکم امام خميني(ره) قابل تامل است : تنفيذ و نصب اينجانب و راي ملت مسلمان ايران محدود است به عدم تخلف ايشان از احکام مقدسه اسلام و تبعيت از قانون اساسي اسلامي ايران... از قشرهاي مختلف ، خصوصا متفکران و انديشمندان و احزاب اسلامي و سياسي و قواي نظامي مي خواهم با حسن نيت از ايشان و دولت اسلامي پشتيباني نمايند و از تفرقه و اختلاف و کارشکني بپرهيزند و تا ايشان بر محور عدل اسلامي عمل مي کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب مي کند از همکاري و معاونت دريغ ننمايند.
سخنراني امام خميني (ره) در روز تنفيذ حکم رياست جمهوري که با حديث «حب‌الدنيا رأس کل خطيئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود، متن حکم تنفيذ نيز حاکي از اين بود که امام چند مورد را در اين دولت پيش بيني مي کردند، تخلف بني صدر از احکام اسلامي و قانون اساسي، وجود حس بد بيني بين متفکران و انديشمندان نسبت به بني صدر، ايجاد تفرقه و اختلاف، نزديک شدن عملکرد بني صدر به اعمال طاغوت
2-حمايت از دولت به همراه انتقاد و گله توسط امام و اغتشاشات داخلي
17 شهريور 59 بني صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونين در ميدان شهداي تهران سخنراني نمود و روند بحران و تشنج را به طور علني و آشکار پي گرفت. روندي که از ابتداي تابستان 59 با افزايش تهاجم به شخصيت‌هاي محوري حزب جمهوري ‌اسلامي و متهم کردن آيت به طرح توطئه براندازي رئيس‌جمهور و نسبت دادن اين ماجرا به حزب‌ جمهوري اسلامي و مانع ‌تراشي در کار معرفي نخست ‌وزير و پافشاري در ممانعت از نخست‌وزيري «محمدعلي رجايي» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحريک‌آميز و جوسازي و پرونده‌بازي و افشاگري هاي بي‌امان در روزنامه «انقلاب‌اسلامي» شتاب و شدت گرفت، در اين روز، بني‌صدر جبهه‌گيري و صف‌آرايي علني خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوري اسلامي و در يک کلمه خط امام، به ميان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد و از باند چند نفره‌اي سخن گفت که قصد برانداختن رئيس‌جمهور يازده ميليوني را کرده‌‌اند.
امام در يک سخنراني بسيار مهم براي اولين بار، صريح‌تر از پيش به مسائل داخلي، جنگ‌هاي جناحي و صف‌بندي گروه‌ها پرداخت و با زباني تلخ و شکوه‌آميز، ضرورت حياتي وحدت را در وضعيت خطير و پرالتهاب يادآور شد، جنگ و جدال اخير، امام را چنان آزرده است که او را به گفتن چنين کلماتي وا مي‌دارد: بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييس جمهور اعلام مي دارم و از همه مي خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند، اين آقايان چه شان است با هم؛ اين آقاي رييس جمهور با مجلس، مجلس با رييس جمهور چرا اينطور رفتار مي کنند؟ چرا بايد اينطور باشد که صداي مردم در آيد؟اي سران! چرا اين‌قدر خوابيد؟ چرا چشمانتان را باز نمي‌کنيد؟ چرا بايد اين روزنامه‌ها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هرجا صحبت مي‌کند، بر ضد هم صحبت مي‌کند، هرجا مي‌نويسد، برضد هم مي‌نويسد.
28 آبان 59 روز عاشورا بود، سيل جمعيت به ميدان آزادي ريخته تا بشنود که اين بار بني‌صدر پس از سخنان دو روز پيش امام و تعيين دقيق مرزها و معيارها در آن چه مي‌گويد، امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسين(ع) باشد و بس، اما ناگاه رئيس‌جمهور ضد انحصار طلبي و ارتجاع! پيدايش شد و هوادارانش هم از جلوي جايگاه سر و دست جنباندند و همچون پيش، سوت و کف زدند و حرمت اين روز را شکستند.
7 آذر 59 نماز جمعه امروز زير رگبار تند باران برگزار شد، آقاي خامنه ايي امام جمعه تهران سخنش اين روزها عطر و بوي جبهه‌هاي جنوب را مي‌دهد که از آنجا باز آمده و در اين شهر آلوده به سياست‌زدگي‌ها طراوات مي‌افشاند، اين بار او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقايق ناگفته سياسي، نظامي پرده برداشت. از اهمال کاري ها و بي‌تدبيري هايي که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد و رويه مشکوک و غيرقابل توجيه رئيس‌جمهور در جايگاه فرماندهي کل قوا و اداره و سازماندهي جنگ که به خاطر عدم واگذاري سلاح به نيروهاي داوطلب سپاه و بسيج موجب رکود و توقف در کار جبهه جنگ شده و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفت و صبري که شايد يک روز به انتها برسد.
18 اسفند 59 ميتينگ نهضت آزادي برگزار شد، اين ميتينگ به منزله يکي از نقاط عطف در آشکار شدن پيوند ليبرال‌ها و منافقين پشت سر بني‌صدر در مقابل جريان اصيل خط امام بود، اين تجمع در استاديوم امجديه و با سخنراني چهره‌هاي شاخص نهضت آزادي، مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر سحابي و مهندس صباغيان برگزار شد، اعتراض به عملکرد اکثريت خط امامي مجلس و انتقاد از عدم واگذاري فضا و فرصت به آنان جهت ايفاي نقش بيشتري در مجلس، يکي از محورهاي صحبت هر سه نماينده نهضت آزادي بود.
22 بهمن 59 تهران و ديگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگيري‌هاي خياباني مي‌شود و عرصه سياسي رو به تشنج و بحران دارد. خشونت چماق به دستان ضد چماق داري و ارتجاع! در روز 18 بهمن در ميدان آزادي 1 کشته و 1مجروح به جا گذاشت. عناصر گروهک فدائيان اقليت با پنجه‌بکس و چماق و چاقو به جان انحصارطلبان افتادند.
14 اسفند 59 (پيوند نفاق و تزوير) ميتينگ دانشگاه تهران به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق به صحنه بزرگ و بي‌سابقه‌اي از صف‌آرايي ورودرويي جبهه متحد ضد انقلاب، چپ‌هاي آمريکايي و گارد شبه نظامي بني‌صدر با مردم و توده‌هاي انقلاب و مدافع خط امام تبديل شد، اين‌بار، ديگر همه آمده بودند، جمعيتي عظيم سراسر دانشگاه، زمين چمن و خيابان‌هاي اطراف را در بيرون فرا گرفته بود، جمعيت مثل انبار باروتي بود و هر لحظه امکان داشت با يک جرقه مشتعل شود در جلوي پايگاه سخنراني، جوانان دختر و پسري حضور داشتند که نظم و هماهنگي در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس‌هاي متحدالشکلشان نشان‌گر يک انسجام تشکيلات از پيش سازماندهي شده بود و به نظر مي‌آمد که غالب آنان از اعضاي شبه نظامي مجاهدين هستند، در وسط زمين چمن پلاکاردهايي با اين نوشته‌ها به چشم مي‌خورد، «چوب، چماق، شکنجه، ديگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز»
پوسترهايي از دکترمصدق در ميان جمعيت خودنمايي مي‌کرد، در خارج از دانشگاه و خيابان‌هاي جنوبي و شرقي زمين، گروه مخالف و معتقدان به خط امام شعارهايي با اين عناوين مي‌‌دادند، «ابوالحسن پينوشه، ايران شيلي نمي‌شه.» ، « مرگ بر ليبرال»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد.» و پلاکاردهايي از سخنان امام بر ضد ملي‌گرايان و تصاوير از ايشان به دست آنها بود، ناگهان جواني در ميان جمعيت به سوي چند دختر چادري که عکس‌هاي امام را به دست داشتند يورش برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعيتي که شاهد صحنه‌ بود، با کف زدن از عمل انقلابي او تجليل به عمل آورد، ديگر، کار از دشمني با حزب جمهوري و دکتر بهشتي و ياران امام گذشته بود و خفاش‌ها مستقيماً پنجه بر آفتاب کشيدند، ساعت 40/15 دقيقه، بني‌صدر در ميان سوت و کف زدن جمعيت به جايگاه آمد و خانمي يک حلقه گل به گردنش انداخت و شعارهاي ضد حزب به اوج رسيد، ناگاه با اصابت يک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعيت بحراني شد و با هدايت نيرو هاي شبه نظامي مجاهدين، جمعيت داخل زمين چمن نيز به دادن شعارهاي جهت‌دار پرداختند، « بهشتي چماق دار!مرگت فرا رسيده»، «بني صدر افشا کن، بهشتي رو رسوا کن»، بهشتي، بهشتي، طالقاني رو تو کشتي!» در اين روز شعار مرگ بر بهشتي ترجيع‌بند هياهوي منافقان بود. بني‌صدر در قسمتي از سخنانش در حاليکه چند برگ و کارت شناسايي را به جمعيت نشان مي‌داد و آنها را متعلق به افرادي از کميته‌ انقلاب‌اسلامي و حزب جمهوري‌ اسلامي خواند که آنان را به عنوان چماق‌دار دستگير کرده بودند، پس از اعلام اين مطلب با شعار «سردسته چماق‌داران، بهشتي» مورد تشويق قرار گرفت، در اين هنگام از ضلع و جلوي جايگاه، جماعتي يا به زمين کوبيدند و فرياد مي‌زدند،«بني‌صدر بني‌صدر حکم تهاجم بده» و «بني‌صدر بني‌صدر اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از مجتهد اعلم خويش اين گونه دريافت کردند که، «مردم! اينها را از اينجا بيرون کنيد. اينان را بيرون کنيد.» و بعد پشت سرهم افرادي که صورتشان با ضربه‌هايي شکافته و خونين شده بود، در حالي که همچنان بر سر و صورتشان مشت و لگد کوفته مي‌شد، از ديوار شرقي به پايين پرتاب شدند. مهاجمين حالتي وحشيانه به خود گرفته بودند و با شعارهايي که به وسيله دوستانشان داده مي‌شد، بيشتر تحريک مي‌شدند و با حرص و ولع، هرازگاهي يکي از مرتجعان را صيد مي‌کردند و تا جا داشت مي‌زدند. حقيقتاً امروز ديوانگي و درنده‌خويي به اوج خود رسيد. هرکس ريش داشت و اورکت آبي و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک ‌گرفته شد.
16 اسفند 59 ، سرانجام از سوي امام امت در پاسخ به تلگرام بسيار مهم آيت‌الله العظمي گلپايگاني درباره حادثه پنج‌شنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن خواستار اقدام فوري و سريع ايشان، قبل از بروز فتنه‌هاي خطرناک و حوادث غيرقابل پيش‌بيني» شده بودند، فرمان تاريخي شناسايي و مجازات عالملان حادثه پنج‌شنبه صادر شد. امام فرمودند، «بايد گروه‌ها و دسته‌هاي منحرف بدانند که من با احساس تکليف با آنان برخورد مي‌کنم و به شرارت‌هاي ضد‌ اسلامي خاتمه مي‌دهم.»
3-انتقاد از عدم پايبندي به قانون
سرانجام امام خميني(ره) در پاسخ به تمام اين تحرکات در سخنراني خود گفت:«اين مردم اسلام را مي خواهند اگر پايتان را از اسلام کنار بگذاريد اين طلبه که اينجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت مي کند، من اول سال به آقايان عرض کردم که اين سال خوب است، سال قانون باشد بايد حدود معلوم بشود، آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست، يک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي کنم، نمي شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم، غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت ، که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها.
4- اتمام حجت
بنيانگذار انقلاب اسلامي در سخنراني ديگري با توجه به اينکه بني صدر روش خود را تغيير نداده بود، گفت: اينکه من هميشه نصيحت مي کنم به آقايان و مي خواهم کاملا روي روش صحيح عمل بشود، روي قوانين عمل بشود و تخلف مي شود و مع ذلک من نصيحت مي کنم به آقايان اين نه از باب اين است که در ملت ما يک ضعفي پيدا شده و ملت ما ديگر به احکام اسلام اعتنايي ندارند من تا آنجايي که اخلاق اسلامي اقتضا مي کند همه اين ها را به آرامش دعوت خواهم کرد، نصيحت خاضعانه خواهم کرد، لکن آن روزي که من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بکنم آن روز اين طور نيست که باز بنشينم نصيحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. آن شخص هر که مي خواهد باشد هر مقامي که مي خواهد باشد قبل از اينکه شورش پيدا بشود من او را به جاي خودش مي نشانم.
5- عزل از فرماندهي کل قوا
حضرت امام خميني (ره) به دليل خيانتهاي بني صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طي حکمي به شرح ذيل بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل نمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛
آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار شدند.
روح الله الموسوي الخميني 20/ خرداد / 1360
پس از اين حکم حضرت امام خميني (ره) خود مسئوليت خطير فرماندهي کل قوا را بر عهد گرفتند.
6-اعلام عدم کفايت سياسي بني صدر توسط مجلس
مجلس شوراي اسلامي نيز 11 روز پس از برکناري بني صدر از فرماندهي کل قوا نظر خود مبني بر نداشتن کفايت سياسي او جهت رياست جمهوري را به امام اعلام نمود، متن نامه مجلس به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر شريف حضرت آيت الله العظمي امام خميني – ادام الله ظله- محترما به عرض مي رساند راي مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 پس از بحث و بررسي با حضور 190 نفر به شرح زير :
آراي موافق: 177
آراي مخالف: يک نفر
آراي ممتنع: دوازده نفر
در مورد آقاي سيد ابوالحسن بني صدر بر اين قرار گرفت که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد به موجب اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مراتب براي اتخاذ تصميم به خدمت امام عظيم الشأن گزارش مي گردد.
رييس مجلس شوراي اسلامي 31/3/60
7- عزل بني صدر از رياست جمهوري
حضرت امام (ره) بعد از دريافت نظر مجلس سريعا طي حکمي بني صدر را از رياست جمهوري عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از راي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.
اول تيرماه 1360 روح الله الموسوي الخميني
8- فرار بني صدر
به فاصله چند روز بني صدر با لباس و آرايش زنانه در حالي که در توالت هواپيما مخفي شده بود به فرانسه گريخت.
9- هدايت تا آخرين حد ممکن
حضرت امام خميني بعد از فرار بني صدر به فرانسه در سخنراني خود ضمن سخناني پدرانه به نصيحت بني صدر پرداختند:
«من الان هم نصيحت مي کنم آقاي بني صدر را به اينکه مبادا در دام اين گرگ هايي که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد و اين آبرويي که از دست داديد بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکني. من علاقه دارم که همه اشخاصي که در اين مملکت زندگي مي کنند يک زندگي انساني – الهي داشته باشند. چنانچه توبه کني و برگردي و علاقه خودت را از اين گروه هاي مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کني، و در يک کناري بنشيني مشغول تصنيف و تأليف بشوي، صلاح تو است، آن روز من در يکي از حرف ها تنبه دادم که "حب الدنيا راس کل خطيئه" تمام خطاهايي که از ماها صادر مي شود روي اين حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر اين کلمه را گوش کرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اينطور نمي شد.»
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 16:37 توسط احمد جان نثاری |