تبليغاتX
انتقاد

با حضور محمد حسين صفار هرندي وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامي در نشست سوءتفاهم بزرگ در تالار شهيد چمران دانشکده فني دانشگاه تهران افراد وابسته به جريان موسوم به جنبش سبز شروع شعار ننگ ما ننگ ما وزير فرهنگ ما، را تکرار کردند که صفار هرندي در پاسخ گفت: شما ظاهرا از زمان کمي عقب تر هستيد و با اين شعار به آقاي حسيني توهين مي کنيد! من از هو شدن توسط شما هيچ هراسي ندارم چون دقيقا همين کار را در مورد خاتمي رئيس جمهور وقت انجام داديد. آن هم زماني که وي اعلام کرد  رمسير اصلاحات به انحراف افتاده ايد و در پاسخ به هو کردن شما گفت: نگذاريد بگويم شما را از جلسه بيرون بيندازند.

صفار ادامه داد: من احساسات شما را خوب درک مي کنم و من هم در دوره نسبت به موسوي همين احساس را داشتم و ابراز هم مي کردم و از قضا کساني هم که مريد امام بودند به دليل سابقه ايشان از وي طرفداري مي کردند. اما حال چرا خود اين آدمها به بن بست رسيده اند؟
دانشجويان در اين زمان شعار دادند دولت کودتا استعفا استعفا، صفار در پاسخ گفت: تبعيت کردن از راي 24 ميليون راي کودتا ست يا 13ميليون راي ؟ سوال من اين است که موسوي علي رغم دعوت هايي که از وي شده بود چرا در سالهاي گذشته در عرصه انتخابات حضور پيدا نمي کرد ؟
صفار هرندي اضافه کرد:موسوي جواب سوال را اينگونه داده من در شرايطي حاضر مي شوم که جامعه پذيرش زمينه هاي انقلابي را داشته باشد! اما حال به شما دانشجويان که اينقدر سنگ موسوي را به سينه مي زنيد بگويم که چرا که موسوي تجديد نظر کرد و وارد عرصه شد. بايد گفت دولت نهم زمينه ورود موسوي را به عرصه فراهم کرد. اگر نقش دولت نهم فقط همين بوده که موسوي بتواند در سال 88 از گفتمان انقلابي استفاده کند دست مريزاد دارد.
موسوي وارد عرصه شد اما فريب خورد چرا که فکر کرد مي توان با انگيزه و آرمان هاي انقلابي وارد صحنه شد و بعد طغيان کرد. آقايان مشارکتي مدتي بعد از حضور موسوي به وي اعلام کردند که نسخه اصلي انقلابي گري و و اسلام گرايي در حال حاضر احمدي نژاد است و شما نسخه بدلي هستيد.
 در اين حين دانشجويان اصلاح طلب شعار مي دادند مرگ بر تو مرگ برتو ، و صفار هم پاسخ داد من قابل اين حرفها نيستم لااقل کسي را بگوييد که ارزشش را داشته باشد.
صفار در پاسخ به شعار نصر من الله و فتح القريب مرگ بر اين دولت مردم فريب گفت: حقانيت مردم را به خاطر خواسته هاي خود زير پا نگذاريد.
وي در ادامه اظهار داشت : کروبي مدتي قبل در نامه اي خطاب به منتظري مي گويد اين عناصر منحرف و ليبرال به شما نزديک شده اند و حال شما دانشجويان شعار حمايت از آنها را سر مي دهيد.
صفار در ادامه گفت: من حاضرم هزينه سفر دانشجويان را به چند نقطه دور دست کشور فراهم کنم تا دانشجويان از نزديک ببينند در نقطه اي مثل جنوب کرمان که حتي يک جاده آسفالت هم نداشت دولت نهم چه عملکردي داشت و همين امر باعث شد در اين انتخابات 90 درصد مردم اين شهر به احمدي نژاد راي بدهند.
در ادامه دانشجويان اصلاح طلب با شعار بسيجي ...سعي در اغتشاش در جلسه را داشتند که صفار با آرام کردن آنها اظهار داشت: چرا فقط صحبت از بعضي کشته شده ها مي شود آن مردم و زنان و کودکاني که گرفتار فتنه برخي از افراد شده اند و در اين ميان بي گناه کشته شده اند چرا کسي از آنان صحبتي نمي کند.
در اين دقايق شعار دانشجوي سهميه همينه همينه و منافق واقعي موسوي و خاتمي شعارهايي بود که در دو طرف سالن بين دانشجويان مبادله مي شد .
صفار با اشاره به انتخابات سال 76 اذعان داشت: سال 76 که مصادف بود با انتخابات رياست جمهوري که در آن محمد خاتمي حضور داشت برخي آقايان گفتند قانون را طوري تغيير مي دهيم که رفسنجاني بتواند بار ديگر رئيس جمهور شود اما مردم که از گرفتاريهاي آن زمان به ستوه آمده بودند منتظر تغيير بودند .خاتمي آمد اما دوستان اصلاحات نتوانستند از فرصت به وجود آمده استفاده کنند و سال 80 مردم فهميدند که بايد از اصلاح طلبان قطع اميد کرد. همان طور که مي دانيم در سالهاي اخير نيز اصلاح طلبان در اکثر انتخابات با شکست مواجه شدند.
در اين ميان دانشجويان شعارهايي دادند که صفار گفت : دوستان استاديومي از خودتان سوال کنيد وقتي سال 76 بعد از اعلام نتايج انتخابات کانديداي مغلوب به کانديداي پيروز تبريک گفت چرا سال 88 جناح مخالف اين کار را نکرد اين ديکتاتوري نيست؟
ناگهان کفشي از انتهاي سالن به سمت صفار پرتاب شد که اين  به سر يکي از دانشجويان دختر اصابت کرد. صفار با حاضر جوابي خاص خودش گفت: لطفا علامت مدنيت نفرستيد!
وي ادامه داد: درهمه مجالس خانمها محترم هستند اما چرا وقتي زورتان به من نمي رسد به سر خواهران مي زنيد.
در اين ميان دانشجويان بسيجي شعار دادند آزادي انديشه با لنگه کفش نمي‌شه .
 در مقابل سبزپوش ها شعار مي دادند آزادي انديشه با ريش و پشم نميشه .
صفار در پاسخ به آنها گفت: اين ريش و پشمي ها يک سري از پيروان خط امام هستند که آقاي خاتمي شما نيز از آن دسته است. که در اين ميان سبزپوش هايي که کم آوردند و ديدند در ديالوگ با صفار هرندي بازنده هستند جلوه ديگري از احترام به مخالف را  با شعار صفار برو گمشو نمايان کردند.
صفار هم پاسخ داد : من از هو کردن شما ناراحت نمي شوم چون شما با دوستان خود نيز اين گونه برخورد مي کنيد من مطمئن هستم ما روزي با يکديگر به توافق خواهيم رسيد اما با کساني که شما رادر پشت پرده تحريک مي کنند هرگز .
وي در پاسخ به شعار مرگ بر روسيه برخي از دانشجويان گفت: تمامي ذلت هاي ما از جانب آمريکا است .
وي همچنين در پاسخ به شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران که در سالن طنين انداز شده بود گفت: نه غزه نه لبنان يعني در مقابل امام ايستادن . که دانشجويان اصولگرا نيز پاسخ دادند هم غزه هم لبنان جانم فداي اسلام.
وزير پيشين فرهنگ ارشاد اسلامي گفت: همه ما شعار مرگ بر ديکتاتور را سر مي دهيم اما بايد ديد که ديکتاتور چه کسي است از نظر دولت آمريکا حاکم عربستان که بدون راي مردم انتخاب شده ديکتاتور نيست. ولي اگر دولت توسط راي مردم انتخاب شده باشد ديکتاتور است.
وي در پاسخ به هجمه شعارهاي کساني که نوارهاي و ربانهاي سبز رنگ داشتند و روي سر گرفته بودند گفت:من شعارهايي را که مي دهيد متناسب با قدرت استدلال خود دريافت مي کنم. چطور جرج بوش که با تقلب سر کار آمد ديکتاتور نيست اما کسي که با تفاوت 11 ميليوني پيروز انتخابات شد ديکتاتور است؟
 در اين حين  سبز پوش ها با هو کردن صفار وي را بي سواد خواندند.
وي نيز با خونسردي گفت: اين سخنان که سواد لازم ندارد . سخناني بديهي و آشکار است.
وي همچنين درپاسخ به شعار هر کي که بي سواده با احمدي نژاده گفت: شما مي توانيد به راحتي ميانگين سواد دولت احمدي نژاد را بادولتهاي قبلي مقايسه کنيد که در اين ميان ناگهان دانشجويان شعار کردان کردان سر دادند.
وي پاسخ داد : بله کردان ، کردان سوتي دولت نهم بود در مقابل سوتي دولت خاتمي.
دانشجويان ناگهان فرياد زدند : دکتر خاتمي ، دکتر خاتمي .
وي اظهار داشت: من براي آقاي خاتمي احترام قائلم و منظورم هم ايشان نبود بلکه يکي از اعضاي کابينه ايشان بود. اما حال که شما خودتان به سراغ ايشان رفتيد بايد بگويم همانطور که ايشان خودشان هم اعلام کردند دکتر نيستند و تا چند سال قبل ايشان را دکتر صدا مي زندند و مدرک دکترا هم ندارد.
صفار در واکنش به شعار مرگ بر ديکتاتور دانشجويان گفت: باز هم مي گويم در اين خصوص باهم مشترک هستيم اما برويد و ديکتاتورهاي عالم را بشناسيد.
وي خطاب به دانشجويان گفت: شما بايد جوابگوي دوستان خود که شما را به بي ديني متهم مي کنند باشيد .عزت الله سحابي ، عبدالکريم سروش . بهاءالدين خرمشاهي خطاب به سروش مي گويد: فدايت شوم آنچه که اخيرا از شما منتشر شده بوي شرک و کفر مي دهد. آقاي سروش در زمان انتخابات مرجع فکري تيم کروبي بود.
 در اين حين دانشجويان شعار مي دادند بسيجي حيا کن مفت خوري را رها کن،بسيجي واقعي همت بود و باکري.
صفار اظهار داشت : بله اسطوره هاي واقعي همت و باکري هستند اما اين برادر عزيز مان که ديروز به شهادت رسيد در ميدان جنگ هم پيمان همت و باکري بود.
وي خطاب به دانشجويان گفت: دوستان عزيز شما دلهايتان پاک است مبادا بچه هايي که در کنار همت و باکري بودند را به آمريکا بفروشيد.
دانشجويان شعار مي دادند بسيجي جنگ نرفته دنبال پول نفته .
صفار گفت: پول نفت را برويد در سالهاي 70 و 80 و سوابق شرکت پتروپارس جستجو کنيد .اي کاش چنين پرونده اي گشوده نمي شد و آبروي ما جلوي نروژي ها نمي رفت. اين پرونده که اسناد آن نيز موجود است وسيله اي براي خوار شدن ايران در چشم جهانيان شد.
وي در پايان در واکنش به شعارهايي که از جانب دانشجويان اصلاح طلب داده مي شد و پاسخ هايي که از سوي دانشجويان بسيجي دريافت مي کردند گفت: با کمک خدا شما لال بسيجي ها شده ايد.
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/07/27ساعت 18:36 توسط احمد جان نثاری |

روزنامه «اعتماد» حامی جنبش سبز روز گذشته خبر داده است که میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری، که در یک رقابت انتخاباتی از محمود احمدی نژاد با اختلاف بیش از 11 میلیون رای  عقب افتاد، در یک نشست فرمایشی اواخر هفته گذشته با محمد خاتمی رییس دولت به اصطلاح اصلاحات، به بازگشت به قانون اساسی تاکید کرده است.

در واقع تاکید میر حسین موسوی و حامیان او به موضوع بازگشت به قانون اساسی، تنها شعاری است برای در دست گرفتن افکار عمومی هواداران و اینکه آنان تا رسیدن به اهداف جنبش سبز در کف خیابان ها باقی بمانند.

بر اساس این گزارش میر حسین موسوی و خاتمی در این نشست فرمایشی از تداوم اوضاع نابسامان کنونی مانند ادامه بازداشت ها، رواج بداخلاقی ها، تهمت زدن ها، نارواگویی ها، و... اظهار نگرانی کرده اند.حال سوال اینجاست آقای موسوی که مشخص نیست تصمیم گیری ها و بیانیه های او  از طرف کدام اتاق فکر هدایت می شود، زمانی که چنین فضایی را به وجود می آورد، و تشدید می کرد، هیچ ناراحت اتفاقات بعد از آن نبوده است؟

لازم به ذکر است کسانی که از تهمت و نارواگویی اظهار نگرانی می کنند در 13 بیانیه خود بعد انتخابات امواجی از تهمت و ناروا را به نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت داده اند. میرحسین موسوی در بیانیه اول خود تلاش ها و زحمات دست اندرکاران انتخابات و رسانه ملی را شعبده بازی تلقی کرده است و هشدار داده که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد.

این در حالی است که موسوی و حامیان او در اقدامات تبلیغاتی خود قبل و بعد از انتخابات تمام تلاش خود را نمودند تا رییس جمهور منتخب مردم را دروغگو، دیکتاتور، و کودتاچی معرفی کنند در حالی که رهبر معظم انقلاب بارها بر صحت انتخابات و احترام به قانون اساسی تاکید کردند.

میرحسین موسوی در اقدامی خلاف اخلاق و قانون در اولین بیانیه خود بعد از انتخابات نهادهای مقدس نظام جمهوری اسلامی به خصوص شورای نگهبان قانون اساسی و وزارت کشور را متقلب خوانده و می گوید: به مسئولان توصیه می کنم پیش از آنکه دیر شود، همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند؛ در واقع موسوی با چنین جملاتی ظاهرا تنها خود و حامیانش را در خط قانون و به همه مسئولان نظام تهمت خروج از مسیر قانون می زند. 

جالب اینکه موسوی در بیانیه اول خود خبرداده است که: خائنین به آرای مردم (مسئولان نظام) ابایی ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود، گویا او پیش از شورش و آشوب هوادارن خود، از به آتش کشیده شدن بانک ها، اتوبوس ها و ... اطلاع داشته است!

در همین حال فقط با دقت در متن بیانیه اول میرحسین موسوی کاملا آشکار است که چه کسی فضای تهمت و ناسزاگویی را بعد از انتخابات باب کرده است.کسانی که به نام نخست وزیر دفاع مقدس و یار امام اندیشه ها و تفکرات امام را پایمال کردند و برای به دست گرفتن قدرت سیاسی ایران باتمام توان سعی داشتند حتی رهبر انقلاب را وادار به عقب نشینی کنند، تا جایی که معظم له در سخنان خود تاکید کرد که حتی یک قدم به عقب نخواهد رفت، با توجه به اینکه نتوانستند افکار عمومی را به نفع خود هدایت کنند، حالا با اتخاذ مواضع کلی و دو پهلو به بازگشت به قانون اساسی تاکید می کنند.

در پایان لازم به ذکر است اگر عملکرد گذشته این افراد را با ذره بین قانون نظاره کنیم، چیزی غیر از قانون گریزی نمی بینیم که حالا با شعار بازگشت به قانون اساسی فقط در حال بازسازی وجهه خود هستند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/26ساعت 14:55 توسط احمد جان نثاری |

 
دروغي ديگر از "مدعيان تقلب در انتخابات" افشا شد؛
جعل روز تولد موسوي و کروبي براي سلب آسايش مردم
 
جريان اپوزيسيون روزهاي 7، 14 و 21 مهر را به عنوان روزهاي تولد موسوي، کروبي و خاتمي اعلام کرده در حالي که روز تولد ميرحسين موسوي و مهدي کروبي به ترتيب 11 اسفند و 4مهر است.
اپوزيسيون با همکاري و همراهي رسانه هاي بيگانه، قصد دارند سه هفته متوالي با برگزاري مراسم جشن تولد جعلي در روزهاي سه شنبه، از اين مراسم ها در راستاي اهداف خود و برهم زدن آرامش جامعه سوء استفاده کنند.
با توجه به اينکه رسانه هاي بيگانه و جريان اپوزيسيون تبليغات خود را درباره زمان و مکان برگزاري مراسم جشن تولد براي آقايان کروبي، موسوي و خاتمي در روزهاي 7، 14 و 21مهر، از مدت ها پيش آغاز کرده اند؛ ميرحسين موسوي و مهدي کروبي که از مدعي تقلب در انتخابات رياست جمهوري هستند، روز تولد جعلي خود را تکذيب نکرده اند.
موسوي و کروبي که سندي مبني بر تقلب در انتخابات را به مراجع ذيصلاح ارائه نکردند و پس از انتخابات فقط به شبه افکني بر اساس شنيده ها و حتي تماس هاي تلفني افراد ناشناس پرداخته اند، در مقابل دروغ بزرگ و محرز روز تولدشان عکس العملي نشان نمي دهند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/07/07ساعت 17:43 توسط احمد جان نثاری |

به گزارش خبرنگار سياسي برنا، بعد از اعلام خبر طراحي آشوب در متروي تهران و برهم خوردن تعادل طراحان و برگزاري چند جلسه جهت بررسي موضوع در تيم هدايت کننده اين جريان و گذشت حدود 3 هفته از افشاي اين برنامه، آشوبگران طرح مذکور را به شرکت واحد اتوبوسراني منتقل نموده و اين طرح هم اکنون وارد فاز اجرايي شده است.
بر اساس اين گزارش، در حال حاضر حدود 4 روز از اجراي اين طرح براي راه اندازي آشوب و اغتشاش در خطوط شلوغ شرکت واحد اتوبوسراني مي گذرد، ولي تاکنون هيچ اقدامي توسط شرکت واحد اتوبوسراني صورت نپذيرفته است و گويا همانطور که در جريان مترو تصريح شده بود که اغتشاشگران توانسته اند با ايجاد ارتباطات خاص جهت برنامه ريزي براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش در مترو اقدام کنند، در شرکت واحد اتوبوسراني نيز اين اتفاق افتاده است و اين در حالي است که شرکت مترو و شرکت اتوبوسراني زير نظر شهرداري تهران فعاليت مي کنند.
در ادامه اين گزارش آمده است: افرادي حدود 40 تا 45 ساله به صورت منظم و برنامه ريزي شده چند روز است که ابتداي خطوط وارد اتوبوس هاي شرکت واحد خصوصا در خطوط BRT مي شوند و شروع به سخنراني بر عليه نظام و تشويش اذهان عمومي مي کنند و تا ايستگاه پاياني به صورت ايستاده و با صداي بلند ادامه مي دهند.
اين افراد با اعلام اينکه از جان خود گذشته ايم، به صورت سازماندهي شده روي محورهاي ذيل صحبت مي کنند:
1- تحريک احساسات مردمي نسبت به کشته شدگان اغتشاشات اخير
2- تحريک مردم در زمينه گراني و تورم
3- دعوت مردم به اقدام بر عليه نظام و شکستن سکوت و راه اندازي تجمعات اعتراض آميز
4-تضعيف سران نظام خصوصا رهبري و رياست جمهوري
5- مظلوم نمايي جهت تاثير در توده مردم
6- اعلام خبر تعطيلي روزنامه ها و سايتها و اينکه آزادي در کشور وجود ندارد
اين اقدامات اغتشاشگران در حالي رخ مي دهد که موسوي در بيانيه اخير خود بر همان مواضع قبلي پافشاري کرده است و ستاد موسوي در حال سازماندهي جريان سازمان راي جهت شرکت در راهپيمايي روز قدس هستند.
البته لازم به ذکر است در 20 روز آينده برنامه محوري جريان سازمان راي، راهپيمايي روز قدس است و در حاشيه آن به فکر بهره برداري از ايام شب هاي احيا و نماز عيد فطر هم هستند.
برنا سه هفته پيش فاش کرده بود که طرحي براي ايجاد اغتشاش در مترو تنظيم شده است و در آن خبر منبع آگاه تصريح کرده بود: بر اساس اخبار واصله، برخي افراد در صدد هستند زمينه اغتشاش و آشوب را در مترو تهران ايجاد کنند و اخبار رسيده حاکي از آن است که اين افراد توانسته اند با ايجاد ارتباطات خاص جهت برنامه ريزي براي ايجاد ناآرامي و اغتشاش در مترو اقدام کنند و احتمال دارد حتي در دو هفته آينده تصميم به اجراي اين طرح بگيرند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/17ساعت 14:21 توسط احمد جان نثاری |

يک منبع آگاه در گفت و گو با خبرنگار سياسي برنا اظهار داشت: آخرين دستور کار از طرف ستاد مير حسين موسوي براي احياي جنبش سبز که به احتمال زياد حاصل مشاوره با باقي مانده سران اغتشاشات در جبهه مشارکت، سازمان مجاهدين و کارگزاران سازندگي است، مشخص شده است.

وي ادامه داد: در اين دستور کار جديد ستاد موسوي از فعالان سازمان راي خود خواسته است، تا با فراخوان اکثريت اعضاي سازمان راي در روز راهپيمايي روز قدس تهران و ديگر شهرهاي کشور، ضمن حضور در راهپيمايي با استفاده از نمادهاي سبز رنگ و دست نوشته هايي به رنگ سبز جهت احياي جنبش سبز اقدام کنند.
اين منبع آگاه تاکيد کرد: طراحي شعارهايي متفاوت و غير معمول براي روز قدس و همچنين دست نوشته ها و پلاکاردها به پايان رسيده و از طرف سران اين جريان به صورت پيام الکترونيکي براي اعضاي سازمان راي و علاقه مندان به جنبش سبز ارسال شده است.
وي در پايان خاطر نشان کرد: پيگيري اين طرح و سازماندهي نيروها در حالي صورت مي گيرد که به احتمال قوي حتي اگر هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه روز قدس به عنوان خطيب حضور نداشته باشد، اين سازمان به فعاليت خود ادامه مي دهد و حضور هاشمي رفسنجاني تنها مي تواند اين جريان را به چنين اقداماتي اميدوار تر کند.
در اين حال خروج مهدي هاشمي رفسنجاني از کشور و سفر به انگلستان در حالي رخ مي دهد که در آخرين دادگاه متهمان اغتشاشات اخير بارها نام او آورده شده و به همين دليل از آنجا که تا کنون هيچ گونه موضع گيري له يا عليه او از طرف پدرش واقع نشده است، حضور اکبر هاشمي رفسنجاني قبل از موضع گيري راجع به فرزندش در نماز جمعه روز قدس مي تواند به نوعي تداعي حمايت از سران اغتشاشات و از جمله مهدي هاشمي و همينطور غير موجه نشان دادن اعترافات متهمان دادگاه ها را بنمايد و اين بارقه اميدي به سران جنبش سبز مي دهد که با جديت بيشتري به اجراي طرح خود در روز راهپيمايي بپردازند.
البته شرکت کردن در راهپيمايي حتي با نمادهاي سبز و دست نوشته هاي سبز مشکل خاصي ندارد، لکن از آنجا که در دستور کار جديد تاکيد شده است که اعضاي سازمان راي و جنبش سبز بايد شعارهاي خاص خود را سر بدهند و دست نوشته هاي خاصي حمل کنند، مي تواند موجب ايجاد مشکلات امنيتي و در نهايت بروز درگيري گردد.
جالب تر اينکه آخرين شنيده ها حاکي از اين است که در شعار هاي طراحي شده، قرار است اعضاي جنبش سبز به حمايت از دانشگاه آزاد بپردازند و اين حمايت در حالي اتفاق مي افتد که اخيرا جاسبي ادعا کرده که بر اساس تصميم هيئت موسس اين دانشگاه اموال و دارايي هاي دانشگاه آزاد اسلامي در جهت مصونيت در آينده دور و خدمت در جهت اهداف والاي نظام جمهوري اسلامي وقف شده است و منابع آگاه در دفتر رهبر معظم انقلاب اين ادعاي جاسبي را تکذيب کردند.
+ نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت 12:10 توسط احمد جان نثاری |

خبرنامه دانشجویان ایران: مجتبی ت. سرپرست معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی تهران که رابط ابوالفضل فاتح در ایران است و تماس های مکرر با وی دارد، در اقدامی سازمان یافته ارتباطات قوی با گروه غیر دانشجویی علامه و انجمن اسلامی دانشگاه تهران برقرار نموده و در حال طراحی جلسات نقد و مناظره با هدف رسیدن به اهداف خاص سیاسی جریان دوم خرداد در دانشگاه تهران است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» قرار است در این جلسات از چهره های مخالف دولت مثل عباس عبدی و منتجب نیا و منتقد دولت مانند توکلی، خوش چهره و ابوترابی استفاده کنند، این جلسات قرار است به صورت بسیار قوی از نیمه دوم مهر ماه برگزار گردد.

مجتبی ت. از اعضای تندرو دفتر تحکیم وحدت در وقایع کوی دانشگاه سال 78 است که سوابق چندین مورد دستگیری نیز دارد، وی  از دوستان آقایان طهرابی، فاتح و پاسبانی است که همگی در حوادث کوی دانشگاه دخالت داشته و سوابقی در این موضوع دارند.

مجتبی ت. در دوران دولت اصلاحات پس از عضویت به عنوان هیئت علمی جهاد دانشگاهی به ریاست سازمان زیبا سازی شهرداری تهران رسید که پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، با توجه به پرونده بسیار قطور اتهامات اداری، مالی و اخلاقی وی که توسط بازرسی کل کشور و بازرسی شهرداری ارائه شده بود، از کار برکنار و ظاهرا با گذشت 4 سال هنوز پرونده وی در حال بررسی است.

مجتبی ت. صمیمی ترین دوست و همراه ابوالفضل فاتح است و شخصا ارتباط نزدیکی با مهندس میر حسین موسوی نیز دارد تا جایی که در مناظرات موسوی نیز همراه وی بوده است.

وی ماه ها پیش از آغاز انتخاابت جلسات منظمی با ابوالفضل فاتح داشت که نشانگر در پیش داشتن برنامه های مهمی برای امر انتخابات بوده است. پس از انتصاب فاتح به عنوان رییس کمیته تبلیغات ستاد موسوی، مجتبی ت. نیز جانشین وی شد.

دلایل عدم دستگیری نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات نیز حمایت یکی از نمایندگان مجلس از وی بیان می کنند. آنچه مبرهن است این حمایت به واسطه القائات حلقه جوسازی جهاد دانشگاهی حول بعضی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و برخی از عناصر متنفذ است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/06/03ساعت 17:18 توسط احمد جان نثاری |

بر اساس آخرین مشاهدات و شنیده ها شهرداری تهران تحت عناوین عوارض نوسازی ( علی الحساب) و جمع آوری زباله ها و مسائلی از این دست اقدام به توزیع فیش پرداخت هزینه های بالایی به درب منازل ساکنان شهر تهران نموده است، که این مبلغ به نسبت مناطق متغیر و از ۳۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان مشاهده شده است.

لازم به ذکر است توزیع این فیش ها دقیقا همزمان با شروع به کار دولت دهم و معرفی وزرا به مجلس و از طرفی پخش شایعاتی در این زمینه بین مردم تهران که این مبالغ به دلیل جبران خسارات وراده به شهر در اغتشاشات اخیر اخذ می شود، جای این نتیجه را باقی می گذارد که شهردار تهران در این دوره شمشیر از رو بسته تا بتواند به هر نحوی با دولت مقابله کند.

این در حالی است که اخیرا فایل صوتی به اصطلاح افشاگری قالیباف در فضای مجازی منتشر شده و در حالی که به یقین این فایل صوتی سخنرانی شخص قالیباف است، وی تکذیب نموده است در این سخنرانی قالیباف عقده های شکست بعد از انتخابات ۸۴ را افشا می کند و از انواع تهمت ها و عوام فریبی ها بهره می برد. جهت شنیدن این اراجیف قالیباف می توانید (افشاگری قالیباف را جستجو کنید)

آخرین تحلیل نگارنده با توجه به برخی وقایع قبل از انتخابات از جمله تیم سیاسی قالیباف که همان آبادگران جهادی هستند( علی دورانی و ....) و ستاد اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل دادند یا شرکت کردن قالیباف در جلسات دولت وحدت ملی که توسط مهدی هاشمی برگزار می شد و شخص اکبر هاشمی دو بار  در این جلسات حضور یافت و ارتباط با واسطه قالیباف در انتخابات مجلس هشتم با اصلاح طلبان و تلاش تیم وی برای اختلاف بین  اصولگرایان که تا حدودی موفق شدند همه و همه بیانگر این مطلب است که وی به هیچ عنوان در دایره اصولگرایی باقی نمانده است و تنها تظاهر به اصولگرایی به دلیل حفظ منافع شخصی می نماید.

آخرین اخبار حاکی از این مطلب است که تیم سیاسی قالیباف در ستاد اصولگرایان حامی موسوی هزینه های بالایی را متحمل شده اند که شهردای تهران با اخذ برخی مبالغ از شهروندان در صدصد جبران آن بر آمده و این نکته لازم به ذکر است که هیچ نظارتی بر در آمد های شهرداری و هزینه های صورت گرفته نمی شود.

برنامه ریزی دقیق و عمیق اصولگرایان برای انتخابات شورای شهر تهران تنها راه برون رفت از معضل قالیباف است، تا بار دیگر شهر تهران با روی کار آمدن صد در صد اصولگرایان بتواند رنگ خدمت رسانی به مردم شریف را ببیند و شاهد به هدر رفتن منابع مادی و معنوی شهر تهران نباشیم.

زمانی در دوران نوجوانی به واسطه یکی از آشنایان در دادگاه های علنی کرباسچی شرکت کردم، حالا وقتی به عملکرد قالیباف نگاه می کند، فقط این مطلب به ذهنم متبادر می شود که قالیباف باید محاکمه شود آنهم شدید تر از کرباسچی.

این مطلب را هم بگویم که برای این مطلب در جمع حدود ۱۰ دقیقه فرصت گذاشتم و در صورتی که بیشتر فرصت داشتم مطالبی را منتشر می کردم که بیشتر استفاده کنید در جمع سوژه قالیباف باید مورد نظر سایتها باشد.

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/05/30ساعت 9:9 توسط احمد جان نثاری |

دلم براي خبرنگاران آماتور روزنامه اعتمادملي مي سوزد که سرعت خبر نويسي شان آنقدر بالا رفته که از قافله اصول خبر و خبرنويسي جامانده اند. دوستان ما در اعتماد ملي يا اصول اوليه خبرنويسي را که دقت و صحت و سرعت است، ياد نگرفته اند يا اينکه اخبارشان صحت ندارد و مطالبشان را با کلي گاف به خورد خوانندگان و مخاطبانش مي دهد.


چندي پيش اين روزنامه وزين! با خلط اسامي دچار اشتباه فاحشي شد و اسم عباس سليمي از فعالان قرآني را با عباس سليمي نمين از فعالان سياسي اشتباه گرفته بود و شکايت عباس سليمي از محسن نامجو را به سليمي نمين نسبت داده بود و ...

يا در جايي ديگر ، کروبي، صاحب امتياز و شخص اول اين روزنامه؛ شما بخوانيد ( از تکيه کلام هاي کيهاني ها) سوتي نامه! در يکي از مطالبش ديار باقي و ديار فاني را با هم اشتباه گرفت و معني جمله را به ذهن خوانندگان سپرد تا ربطي شايد کوچک از ميان آن به در آيد اما هيچ چيز جز کهولت سن به مغز کسي خطور نکرد و نکرد....

امروز هم اعتماد ملي در يک مطلب با عنوان" مداح اهل بيت: متاسفيم" مطلبي را در انتقاد از احمدي نژاد از سوي اين شخص منتشر کرده ، اين درحالي است که سعيد قاسمي از سرداران جنگ تحميلي است نه مداح!

سوتي پشت سوتي، از يک روزنامه که همه حرف جريان اصلاحات است، بعيد است!

توصيه ما به عنوان همکار در عرصه رسانه و مطبوعات مواردي است که خواندن آن را به مسئولان حرفه اي اين روزنامه توصيه مي کنيم:

1- کار خبر و خبرنويسي مستلزم دقت و سرعت است که در کنار مرجعيت صحيح خبر مي توان اسم آن را گذاشت خبر!

2- با توجه به مورد بالا، به کارگيري جوانان به ويژه جوانان تحصيلکرده که تجربه کار خبري هم دارند، يقينا از افراد مسن يا سالمند يا پير در يک روزنامه به صلاح و مصلحت ايشان خواهد بود ، اينجا صلاح مملکت خويش خسروان دانند قطعا معني نمي دهد!

3- توصيه ديگر ما به اعتمادي ها! اين است که به همه اعتماد نکنند و براي افزايش تعداد خبر، سعي نکنند خبر را از هرجا بردارند، بلکه تلاش کنند با تعاملات بيشتر و لينک هاي قوي و مطمئن از اخبار مطلع شوند.

4- به جاي تخريب و تضعيف موقعيت تثبيت يافته رياست جمهوري ، چشم و گوش و دل خود را باز کنند تا با دست خود تبر به ريشه خود نزنند زيرا مخاطبان يک بار از اين خطا مي گذرند، دوبار مي گذرند، دفعه سوم از کاغذ روزنامه براي کارهايي مثل سبزي پاک کردن يا گذاشتن در طبقات کابينت يا زدن به شيشه استفاده خواهند کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/14ساعت 13:57 توسط احمد جان نثاری |

اشاره

نهضت ملي شدن صنعت نفت، سرآغاز يک همدلي فعالانه ميان همه گروه‌ها و شخصيت‌هاي سياسي و مذهبي بود که به منافع ايران و اسلام مي‌انديشيدند. ولي اين گروه‌ها در طول زمان و پس از دست يازيدن به قدرت سياسي، به قلع و قمع و حذف يکديگر پرداختند. کودتاي بيست و هشت مرداد که با طراحي انگلستان و آمريکا و اجراي مشترک آن دو به انجام رسيد، پايان غم‌انگيزي بر نهضت ملي شدن صنعت نفت و آغاز دوره جديدي از ديکتاتوري و استبداد بوده است.

تصور حزب توده و روس‌ها، گسترش نفوذ آنها در ايران بود. اما تصور دکتر مصدق، استفاده از آنان در مسير اهداف خود بود اين گروه انگليسي که در بين مردم به «توده نفتي» مشهور بودند، با تبليغات عليه مذهب و روحانيت و معتقدات ديني، اين باور را در ميان مردم ايجاد مي‌کردند که دولت مصدق دولتي ضد مذهبي و زمينه‌ساز نفوذ کمونيست‌هاست.

با پيروزي نهضت ملي در جريان قيام سي‌ام تير 1331 و روي کار آمدن مجدد دکتر مصدق، نهضت، به اوج اقتدار خود رسيد، خصوصاً آن که در همان اولين روز، پيروزي ديگري براي آن رقم زده شد؛ دادگاه لاهه در همان شب، به نفع مردم ايران راي صادر نمود. مجلس شوراي ملي نيز روز سي‌ام تير را به عنوان روز قيام مقدس ملي اعلام نمود و قوام السلطنه را به دليل کشتار مردم و قيام مسلحانه عليه ملت ايران، مفسد في‌الارض شناخت و کليه اموال او را مشمول مصادره دانست.

رئيس مجلس، سيدحسن امامي، که از فراماسون‌هاي برجسته و از طرفداران دربار و شاه بود، کنار رفت و آيت الله سيد ابوالقاسم کاشاني به رياست مجلس انتخاب شد. در مجلس هم کميسيوني براي تعقيب مسببين حوادث و کشتار سي‌ام تير تشکيل گرديد. اما در عين حال، دکتر مصدق، سرلشکر احمد وثوق، فرمانده ژاندارمري زمان قوام السلطنه را که در جريان قيام، دست به کشتار مردم زده بود، به عنوان کفيل وزارت دفاع منصوب کرد.

دكتر مصدق، قدرت بلا منازع

به دنبال تضعيف دربار و نمايندگان مجلس طرفدار شاه، و تقويت قدرت دکتر مصدق مجلس شوراي ملي، طي مصوبه‌اي ديگر بنا به درخواست دکتر مصدق، اختيارات قانونگذاري را براي شش‌ماه به او واگذار کرد و اين در شرايطي بود که دکتر مصدق با رياست قوه مجريه، ارتش، فرماندهي کل قوا و اختيارات تام در قانونگذاري، عملا در کشور قدرتي بلا منازع شده بود. از طرف ديگر، شاه که به شدت توسط دکتر مصدق کنترل مي‌شد به گونه‌اي که حتي هزينه‌هاي شخصي دربار او نيز به دقت بررسي مي‌گرديد و بدون اجازه مصدق عملاً کاري نمي‌توانست انجام دهد. تا جائيکه حتي بعضي از اعضاي خانواده سلطنت نيز از کشور تبعيد شدند.

اختلافات دکتر مصدق و آيت‌الله کاشاني در مسائلي مانند تمديد لايحه اختيارات دکتر مصدق، اجراي پاره‌اي از احکام شرعي در خصوص منع فروش مشروبات الکلي و همچنين نوع عزل و نصب‌ها و چگونگي تنظيم قرارداد جديد نفت، سبب بروز شکاف عميقي ميان رهبران نهضت و نمايندگان طرفدار آنها شد و سيل اتهامات و تبليغات سياسي عليه يکديگر آغاز و پي گرفته شد.

در شانزدهم مرداد ماه سال 1331، مجلس طي ماده واحده‌اي، استاد خليل طهماسبي، عامل اعدام انقلابي سپهبد رزم آرا و عضو برجسته فدائيان اسلام، را با قيد سه فوريت، مشمول تبرئه و سپهبد رزم آرا را خائن به ملت ايران دانست.

قطع رابطه انگليس با ايران

در اواخر مهرماه 1331، و در پي تلاش نافرجام وينستون چرچيل، نخست وزير انگليس، و هاري ترومن، رئيس جمهور آمريکا، براي سيطره مجدد بر نفت ايران، دولت انگليس رابطه سياسي خود را با ايران قطع کرد. و در پي آن دولت ايران نيز با تشکيل شرکت ملي نفت ايران، براي اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در ايران گام موثري برداشت.

با وجود اين، در شرکت نفت، مرتضي قلي بيات (سهام السلطان)، به عنوان مدير عامل و رضا فلاح به عنوان مدير پالايش که هر دو به جاسوسي براي انگلستان شهرت داشتند، منصوب شدند. به همين جهت، حسين مکي و نمايندگان عضو هيئت مديره شرکت نفت، در اعتراض به انتخاب اين افراد استعفا دادند و در پي آن، دکتر مصدق، جمع ديگري را به مديريت امور نفت برگزيد. اما رضا فلاح و مرتضي قلي خان بيات را در مسئوليت خود ابقا کرد.

احمد قوام السلطنه که به موجب مصوبه مجلس مي‌بايست تحت تعقيب قرار گيرد و مجازات شود علي‌رغم اينکه دسترسي به وي ممکن بود، از مجازات وي استنکاف شد و عملاً اقدامي عليه وي صورت نگرفت. همين امر، زمينه ساز جرات يافتن ديگران در فعاليت عليه مصدق و اعتراض ديگر رهبران و سياسيون نهضت گرديد. و در کنار مجموعه‌اي از ناهماهنگي‌هاي مختلف که موجب بروز اختلافات و تشتت تصميمات بود، بستري مناسب براي دخالت بيشتر بيگانگان و پي‌گيري سياست سقوط دولت ملي فراهم شد.

شبكه «بدامن» و فعاليت‌هاي آن

يکي از مسائل اساسي بعد از جنگ جهاني دوم، گسترش کمونيسم و افکار و گروه‌هاي کمونيستي در کشور‌هاي آسيايي و آفريقايي بود که براي جهان سرمايه‌داري، بخصوص آمريکا، به موضوعي بسيار در خور اهميت تبديل شده بود. دو حزب سياسي عمده آمريکا- يعني جمهوري خواه و دمکرات- هر کدام براي مبارزه با گسترش کمونيسم سياست‌هاي خاص خود را دنبال مي‌کردند. استراتژي حزب دمکرات، آن بود که احزاب ملي‌گرا و ناسيوناليست، موانعي جدي در برابر رشد کمونيسم در جهان سوم هستند. به همين خاطر سياست آنها تقويت حکومت‌هاي ملي‌گرا در اين کشورها بود. ولي جمهوري خواهان بر اين اعتقاد بودند که احزاب ملي‌گرا عمدتاً سرپل‌هاي مناسبي براي قدرت گرفتن کمونيست‌ها مي‌باشند. بر همين اساس، گرايش اين حزب در کشورهاي تحت نفوذ آمريکا، بيشتر به سوي تشکيل ديکتاتورهاي نظامي و حکومت‌هاي غير ملي و غير دموکراتيک بوده است.

سياست‌هاي دکتر مصدق در راستاي تمرکز بخشيدن به قدرت خويش و اعمال محدوديت در حوزه‌هاي فعاليت آيت‌الله کاشاني و نيروهاي مذهبي و نفي حضور آنان سبب شد که وي در ميان مجموعه‌ايي از مشکلات تنها بماند.

براساس همين تحليل، در دوران رياست جمهوري هاري ترومن از حزب دموکرات، دولت آمريکا تا حدودي در برابر سياست‌هاي انگلستان، از دولت مصدق حمايت مي‌کرد. و در قالب «اصل چهار» و کمک‌هاي نظامي همراه آن، در صدد نفوذ و جانشيني انگليس در ايران بود. از طرفي، دکتر مصدق نيز براي آنکه بر ترس آمريکايي‌‌ها از کمونيسم بيفزايد، اجازه فعاليت علني به حزب توده و ساير وابستگان به آنها را داده بود تا دولت آمريکا را در حمايت از خود مصمم‌تر نمايد.

اين سياست مصدق که در داخل مورد اعتراض نيروهاي مذهبي و روحانيون قرار گرفته بود، سازمان جاسوسي انگلستان را بر آن داشت که شبکه‌اي از فعاليت‌هاي سياسي عليه دولت مصدق را در قالب فعاليت‌هاي کمونيستي سازماندهي نمايد.

فعاليت‌هايي که از حوزه اشراف حزب توده و سازمان جاسوسي دولت کمونيستي شوروي خارج بود و هر دو تصور مي‌کردند که فعاليت اين گروه‌هاي سياسي به نفع سياست‌هاي آنها صورت مي‌گيرد. در همين راستا، سازمان جاسوسي انگلستان، با هدايت شاپور جي در داخل و کريستوفر و دهاوس در انگلستان، با کارگرداني اسدالله علم به جذب تعدادي از کمونيست‌هاي سابق پرداخت و با به خدمت گرفتن آنها، فعاليت‌هاي مختلفي را در پوشش حزب توده انجام داد .

تصور حزب توده و روس‌ها، گسترش نفوذ آنها در ايران بود. امّا تصور دکتر مصدق، استفاده از آنان در مسير اهداف خود بود اين گروه انگليسي که در بين مردم به «توده نفتي» مشهور بودند، با تبليغات عليه مذهب و روحانيت و معتقدات ديني، اين باور را در ميان مردم ايجاد مي‌کردند که دولت مصدق دولتي ضد مذهبي و زمينه ساز نفوذ کمونيست‌هاست. شبکه‌هاي تحت هدايت «شاپور جي» و «اسدالله علم» در اجراي اين سياست نقشي فعال داشتند. اسدالله علم، با جذب چهره‌هاي روشنفکر، مطبوعاتي و سياسي يکي از موثرترين اجزاي اين عمليات بوده است.

سياست‌هاي آمريکا و انگليس در مسير کودتا عليه دولت دکتر مصدق و نهضت ملي به طور جدي پي ‌گرفته شد و دکتر مصدق در ملاقات با لوي هندرسن، سفير آمريکا، نسبت به حمايت اين کشور از انگليس و عمل نکردن به وعده‌هايش، وي را سرزنش کرد.

مارک گاز يوروسکي، در پژوهشي درباره کودتاي بيست و هشت مرداد 1332 مي‌نويسد: «... اجراي يک سلسله عمليات بارفر بدامن که از سال 1948 به منظور مقابله با نفوذ شوروي و حزب توده آغاز شده بود. بدامن، نام يک برنامه تبليغاتي و سياسي گسترده بود، که از طريق شبکه‌اي به سرپرستي دو تن ايراني با نام‌هاي رفر «نرن» و «سيلي» اداره مي‌شد و ظاهراً سالانه بودجه‌اي معادل يک ميليون دلار داشت.»

فعاليت شبکه شاپور جي و اسدالله علم بر دو محور متمرکز بود: عمليات نفوذ سياسي و عمليات جنگ تبليغاتي و فرهنگي.

عوامل اين شبکه توانسته بودند که در حزب توده، جبهه ملي، حزب زحمتکشان، نيروي سوم، حزب ايران و ... نفوذ کنند. گازيوروسکي در اين باره مي‌نويسد: «در اين ايام «شبکه بدامن» تا سطوح عالي تشکيلات حزب توده رخنه کرده بود و از متن تمام دستورات رهبري حزب به کادرها اطلاع داشت.»

آشوب بيست و سوم تيرماه همراه با ورود «اورل هريمن»، نماينده مخصوص ترومن (رئيس جمهور آمريکا) يکي از اقدامات شبکه بدامن بوده است.

پيتر‌ آوري، مورخ انگليسي، در اين خصوص مي‌نويسد: «اورل هريمن در 15 ژوئيه 1951 [23 تيرماه 1330] وارد تهران شد. هنگام ورود او به تهران تظاهرات شديدي صورت گرفت که در نوع خود بي‌سابقه بود. در زد و خوردي که ميان اعضاي جبهه ملي در ميدان بهارستان صورت گرفت، بيست نفر کشته و نزديک به سيصد نفر مجروح شدند. مصدق در 22 ژوئيه (30 تير 1330) متوجه اشتباه رفتار خود شد و رئيس شهرباني کل کشور [سرلشکر بقايي] را به جرم شدت عمل نسبت به تظاهر کنندگان برکنار کرد.»

جيمزبيل، محقق آمريکايي که اطلاعات دست اولي نيز در اين باره داشته است، مي‌نويسد:«اين تظاهرات ظاهراً از سوي حزب توده ولي در باطن از سوي عوامل انگليس ترتيب يافته بود.»

در پايان قسمت اول اين بازخواني تاريخي به صورت گذرا يک مقايسه سطحي نسبت به وضعيت کنوني جمهوري اسلامي با وضعيت سال 1332 انجام مي دهيم، با اين اميد که نخبگان کشور با نگاه عبرت آموز و دقت نظر به اين جمله امام خميني (ره) دقت بيشتري داشته باشند که« حفظ نظام از اوجب واجبات است».

اول ملي شدن صنعت نفت را با دستيابي جمهوري اسلامي به فناوري هسته اي مقايسه مي کنيم و احمدي نژاد را به عنوان اصلي ترين چهره سياسي در رسيدن به اين فناوري در برابر مصدق قرار مي دهيم. آيت الله کاشاني هم که در آن زمان رياست مجلس را برعهده داشت مي توان به عنوان رهبر جريان مذهبي با رهبر معظم انقلاب مقايسه نمود، اگرچه اين مقايسه به خاطر رسميت رهبري در عصر کنوني ناقص است، لکن دلايل شکاف بين اين دوچهره ملي و مذهبي در زمان کودتاي 28 مرداد نگارنده را بر اين داشت تا سعي داشته باشد که از اين مقايسه جهت بازخواني ايجاد شکاف و اختلاف بين رهبران ملي و مذهبي در آن زمان استفاده کند و به نوعي هشدار براي نخبگان باشد که مبادا نظام جمهوري اسلامي دچار سرنوشت تلخ سقوط گردد، همانطور که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند که خطاي نخبگان منجر به سقوط مي شود و به يقين اگر سقوط نخبگان امتداد داشته باشد، منجر به سقوط نظام خواهد شد.

همانطور که در بالا هم اشاره شد يکي از دلايل اختلاف بين مصدق و آيت الله کاشاني نوع عزل و نصب ها بود که منجر به اختلاف و شکاف عميق ميان رهبران نهضت و طرفداران آنها شد و سيل اتهامات و تبليغات سياسي عليه يکديگر آغاز و پي گرفته شد. در اين برهه اين مشکل بروز پيدا کرده و عزل و نصبها در کابينه دولت نهم قبل از آغاز به کار دولت دهم باعث ايجاد اختلاف و تبليغات سياسي شديد جناح ها عليه يکديگر شده است.

در اين ميان شبکه هاي جاسوسي آمريکايي و انگليسي هم شبيه همان زمان کاملا در صحنه و با فعال نمودن سرشاخه هاي اصلي خود در حال فضاسازي هاي رواني توسط شبکه هاي ماهواره اي و از سوي ديگر در سفارتخانه ها مشغول بررسي اوضاع هستند.

اين باز خواني ادامه دارد...

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/05/05ساعت 14:14 توسط احمد جان نثاری |

در عرصه سیاسی امروز  رییس جمهور به نوعی از دوستی افراد نادان ضربه می خورد، اینان که در دفاع کردنشان هم هیچ منطق درستی نداشتند، حالا در انتقاد و روش آن هم دچار افراط هستند، همانهایی که رییس جمهور حتی در مناظره ها و برنامه های تبلیغی خود گفت کسانی که در خط تخریب و اهانت به دیگران حرکت کنند از ما نیستند، اینان حالا به بهانه حمایت از ولایت فقیه در حال تخریب احمدی نژاد هستند و البته افرادی در پشت صحنه اینان را مانند عروسکی می گردانند، کسانی که به جای تعقل و تفکر و تحلیل اخبار موجود به اخبار به قول خودشان پشت پرده ایی که هیچ استنادی به آن نیست استناد می کنند و احمدی نژاد را محکوم به مخالفت با رهبری می کنند، این در حالی است که ابلاغ رهبری نسبت به عزل مشایی تنها در حال گذراندن مراحل خاص خود می باشد که یکی از آن مراحل بحث افکار عمومی است، برخی فراموش کرده اند که اسلام بیشترین ارزش را برای آبروی انسانها قائل است و فکر می کنند که می شود با افراد مثل دستمال کاغذی برخورد کرد.

باید همانطور که رهبر انقلاب فرمودند به حرفهایی که می زنیم دقت کنیم و هر سخنی را به زبان نیاوریم، ایشان خصوصا به نخبگان تاکید کردند که در صورت رد شدن در این امتحان دچار سقوط می شوند.

لازم به ذکر است، رحیم مشایی هم مانند بقیه مدیران کشور اشتباهاتی داشته است، که برخی بالا تر از اینها را مرتکب شده اند و کسی لب از لب باز نکرده است، بگذریم در کل مشایی فقط به خاطر ارتباط نزدیکی که با احمدی نژاد داشته است مورد حمله برخی افراد قرار گرفته و به نوعی سیبل برخی افراد شده است، ما امروز می بینیم رهبر انقلاب در مورد همه نخبگان و حرفهایی که می زنند ، هشدار می دهند که این بیانگر صحبتهای خطا و اشتباه آنان است، پس فقط مشایی نیست که حرف اشتباه زده است، البته بحث انتقاد به مشایی را کاملا قبول دارم ولی اینکه به خاطر او حواشی راه بیاندازیم که  اصول دولت را خدشه دار کنیم قبول ندارم.

نمی دانم چرا برخی امروز انگ ضد ولایت فقیه به احمدی نژاد می زنند، تنها چیزی که به ذهنم آمد چند روایت و مطلبی راجع به دوستان نادان می آورم:

امام صادق (ع):

دوستي مرزهايي دارد که هر کس، همه يا برخي از آن ها را داشته باشد، دوست است، وگرنه اصلاً او را دوست مشمار: ظاهر و باطنش با تو يکي باشد، آبروي تو را آبروي خودش بداند مال و منصب، او را نسبت به تو عوض نکند، هر کمکي از دستش برمي ايد، دريغ نکند، هنگام گرفتاري ها تو را تنها نگذارد.

امام علی (ع):

دوست، بايد در سه جا هواي برادرش را داشته باشد: در گرفتاري، در غيابش و بعد از مردنش.

دشمن دانا، بهتر از دوست نادان است.

پرسش:
دشمن دانا و دوست نادان چه نقشي را درجهت انحراف افكار وانديشه هاي ناب اسلامي و عملكردهاي صحيح و تاثيرگذار ايفا مي كنند؟
پاسخ:
به طور كلي هر مكتبي براي حفظ و بقاي خود لاجرم بايد دشمنان خود را شناخته و با آنها به مقابله برخيزد. عدم شناسايي و شناخت دشمنان موجبات رخنه و نفوذ آنها را در داخل صفوف پـيروان هر مكتب فراهم آورده و دريك زمانبدي مشخص آن مكتب و انديشه را به انحراف كشانده و از اصالتهاي مكتبي و ارزشي آن دور مي گرداند.
نكته اساسي در اين فرايند ميزان تاثيرگذاري اين دو دسته دشمن است كه چگونه و با چه روشي عمل مي كنند؟ دشمن دانا غالبا در لباس دشمني آشكار افكار و عملكرد خود را به ما عرضه مي كند و كساني كه در نقطه مقابل آن باشند به روشني مي توانند او را مورد شناسايي قرار داده و با افكار و اعمال او به مقابله برخيزند.
به تعبير ديگر دشمن عريان، افكار و ماهيت او را در زمان و مكان معين مي توان مورد شناسايي قرارداد و با او مبارزه نمود. اما دوست نادان درقالب دشمن عريان ظاهر نمي شود بلكه در مقام دوستي به جهت ناآگاهي و يا جهل مركب افكار و اعمالي را از خود بروز مي دهد كه فرايند آن در نهايت به مكتب و ارزش هاي خودي لطمات و ضربات سنگيني را وارد خواهد كرد.
تعبير قرآن كريم نيز در اين زمينه مويد همين مطلب است كه بعد از نصب امامت علي (ع) توسط پيامبر اعظم(ص) در روز غدير و اكمال دين و اتمام نعمت به مسلمانان هشدار مي دهد. امروز ديگر كفار و دشمنان از دين شما نااميد شده اند پس ديگر از آنان نهراسيد بلكه از خودتان بترسيد. تجربه بيست و نه ساله انقلاب و نظام ما نيز اين نكته كليدي را ثابت مي كند كه دشمنان داخلي به ويژه آنان كه درلباس خودي ظاهر شدند بيشترين ضربات و لطمات را به ما وارد كرده اند. شهيد والامقام مرتضي مطهري (ره) اين مطلب را به شايستگي تبيين نموده اند كه با الهام از نوشتار ايشان مطلب را به پايان مي بريم:
«انديشه هاي بيگانه از دو طريق نفوذ مي كنند، يكي از طريق دشمنان، هنگامي كه يك نهضت اجتماعي اوج مي گيرد و جاذبه پيدا مي كند و مكتبهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد. پيروان مكتب هاي ديگر براي رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه هاي بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است، وارد آن مكتب مي كنند .
و آن را به اين ترتيب، از اثر و خاصيت مي اندازند يا كم اثر مي كنند.
ديگر از طريق دوستان و پيروان، گاهي پيروان خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه هاي بيگانه مي گردند، و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مي دهند و عرضه مي نمايند. امروز كه نهضت اسلامي ايران اوج گرفته و مكتبها و «ايسم»ها را تحت الشعاع قرار داده است.
هر دو جريان را مشاهده مي كنيم؛ هم گروهي را مي بينيم كه واقعاً دلبسته به مكتبهاي ديگر بخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها و ماركهاي ماترياليستي، كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد، انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند و هم مي بينيم- و اين خطرناكتر است- كه افرادي مسلمان، اما ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه، به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند، اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ مي نويسند، همان طور فلسفه دين و نبوت مي نويسند، همان طور...
من به عنوان يك فرد مسئول با مسئوليت الهي، به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنيم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي، اعم از آنكه از روي سوء نيت يا عدم سوء نيت صورت مي گيرد خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند.
راه مبارزه اين خط، تحريم و منع نيست. مگر مي شود تشنگاني را كه براي جرعه اي آب له له مي زنند، از نوشيدن آب موجود، به عذر اينكه آلوده است، منع كرد؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 18:56 توسط احمد جان نثاری |

در حالي که جوسازي هاي برخي جريانات سياسي راجع به نماز جمعه اين هفته تهران افزايش يافته است، در ذهنم آخرين خطبه نماز جمعه تهران به امامت هشمي رفسنجاني مرور شد، يادم آمد که هاشمي هميشه محوريت خود در نظام را حفظ کرده و سعي نموده سنبل وحدت باشد.

ايشان از ابتداي انقلاب در تمام صحنه ها، از روي کارآمدن دولت موقت تا عزل بني صدر و بعد هم در ايجاد تفاهم بين رييس جمهور و نخست وزير و در تمام فراز و نشيبهاي سياسي ايران حضور داشته و ايفاي نقش کرده است.

در اين برهه حساس نيز اگر نظري بر سخنان هاشمي رفسنجاني در آخرين خطبه های خود در نماز جمعه تهران داشته باشيم، اين موضوع را کاملا درک مي کنيم.

در نمازجمعه مذکور ايشان در خطبه اول نماز تاکيد کرده اند که: براي ما بندگان خدا در راه رسيدن به قرب الهي هيچ سرمايه اي به اندازه تقوي کارساز نيست و اميدواريم که همه بتوانيم از تقوي حراست کنيم و در خودمان ملکه تقوي را تقويت کنيم.

وفاداران به انقلاب باید در مقابل اختلاف نظر همدیگر سعه صدر داشته باشند

هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نماز جمعه خود قبل از انتخابات نيز تصريح کرده: در داخل کشور نيز وفادارن به انقلاب که اکثريت قاطع مردم هستند، بايد در مقابل اختلاف نظر همديگر که البته قابل قبول و خواسته خداوند است، سعه صدر داشته باشند.

رييس مجلس خبرگان رهبري اظهار داشته است: ما قبول داريم که عده اي هستند که از شرکت مردم در انتخابات ناراحتند ولي تعداد اين ها معدود است و آنچه جاي تأسف دارد اين است که کساني که دوست و وفادار به انقلاب هستند به خاطر برخي بي توجهي ها در انتخابات حضور پيدا نمي کنند.

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاکيد بر اينکه عدم شرکت در انتخابات عقلا و شرعا به نفع هيچ کس نيست، تصریح کرده: مجموعه آراء سرمايه عظيمي است که مايه اعتبار نظام ما مي شود. چرا که امروز يکي از شاخص هاي مهم اعتبار نظامات دنيا همين ميزان مشارکت مردم در انتخابات است.

وي با اشاره به اينکه حضور مردم هيچ هزينه و ضرري براي آن ها نخواهد داشت، افزوده است: اگر همه آن هايي که کشور و انقلابشان را دوست دارند بيايند و انتخابات با عظمت برگزار شود، دشمنان داخلي و خارجي ما مأيوس مي شوند.

هاشمي رفسنجاني اظهار داشته است: اگر مردم با اين وسعت شرکت کنند، هر دولتي که با پشتيباني و اتکاء به مردم سر کار بيايد، با اراده و قاطعيت بيشتري مي تواند عمل کند.

وي خاطرنشان کرده است: استحکام نظام و منافع فرد فرد ما اين است که وارد انتخابات شويم و از اين موقعيت استفاده کنيم تا صلابتي که رهبري از ما خواسته اند را شکل دهيم.

دشمنان دنبال فاصله انداختن بین نظام و مردم هستند

رييس مجلس خبرگان رهبري خطاب به مردم تاکيد کرده است: مطمئن باشيد فرداي آن روز که ما اعلام کنيم مشارکت مردم بالاي 70، 80 درصد بوده است، چند پله نظام مان در دنيا معتبر تر مي شود و دشمنان نظام که به دنبال فاصله انداختن بين نظام و مردم هستند، تحقيقا خاکستر ياس بر سرشان ريخته خواهد شد.

نامزدها و طرفدارانشان در حدود قانون فعالیت کنند

وي بابيان اينکه يکي از لوازم جذب اعتماد مردم براي حضور قطعا تقيد همه به قانون است، گفته است: الان ممکن است قانون انتخابات عيوبي داشته باشد اما بالاخره قانون است و به گفته امام خميني (ره) اطاعت از قانون واجب و تخلفش حرام است و لذا نامزدها و طرفدارانشان بايد در حدود قانون فعاليت کنند.

امام جمعه موقت تهران، تصريح کرده است: صدا و سيما نيز به عنوان يک رسانه ملي که اعتبارش با رضايت و شخصيت مردم بالا مي رود، بايد سعي کند در اين دوره بيست روزه تبليغات منصفانه و بدون جانبداري عمل کند تا مردم مطمئن شوند حال که پاي صندوق راي مي روند اعتماد جديدي در جامعه ما خلق خواهد شد.

هاشمي رفسنجاني اظهار داشته است: خرمشهر و دژ دزفول بر اساس تبليغاتي که صدامي ها کرده بودند و همچنين ارزشي که خودمان براي آن قائل بوديم در آن زمان به معيار پيروزي و يا شکست تبديل شده بودند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت 16:34 توسط احمد جان نثاری |

 
این گاف سنگين روزنامه اعتماد ملي نتيجه دست و پازدن بي حاصل براي دانشگاه آزاد!
روزنامه اعتماد ملي متعلق به مهدي کروبي، معروف به شيخ جبهه اصلاحات در شماره امروز خود يک اشتباه بسيار عجيب و غريب انجام داده است.

اعتماد ملي در عکس يک، شماره امروز خود سه شنبه 23 تيرماه 88 به موضوع 5 سال محکوميت محسن نامجو خواننده پاپ به خاطر شکايت عباس سليمي يکي از قاريان مطرح کشور از وي پرداخته است.

اما نکته جالب توجه جابه جا گرفتن «عباس سليمي» با «عباس سليمي نمين» از سوي روزنامه حرفه اي! اعتماد ملي است!
عباس سليمي نمين، رييس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر در ايران است. ولي عباس سليمي يکي از قاريان مطرح کشور است که به خاطر رفتار توهين آميز نامجو در خصوص قرآن کريم از وي شکايت کرده بود.

اين روزنامه در مطلب خود با عنوان «5 سال حبس تعزيري براي محسن نامجو» نوشته است: «عباس سليمي‌نمين امسال با دو موضوع كاملا متفاوت به اخبار يك رسانه‌ها راه يافته است؛ اولي كشمكش دامنه‌دارش با مديريت دانشگاه آزاد و ديگري ماجراي شكايتش از محسن نامجو. هرچند فعاليت سليمي در زمينه موضوع اول همچنان با شدت و حدت ادامه دارد...»

اين سوتي وحشتناک از سوي روزنامه مهدي کروبي در حالي رخ داده است که در نامه چند روز پيش مهدي کروبي به قوه قضاييه نيز، شيخ اصلاحات از آخرت به عنوان «ديار فاني» نام برده بود!

به نظر مي رسد توليد محتواي هدفدار آنچنان در اعماق وجود برخي روزنامه ها رسوخ کرده که سرمست از حمله به يک شخصيت سياسي مخالف با خود، اين اشتباهات جبران ناپذير را انجام مي دهند.

جالب اينجاست که عباس سليمي نمين يکي از منتقدان سرسخت دانشگاه آزاد است،که بارها به دليل اعتراض به مفسده هاي اين دانشگاه با شکايت جعفر علي جاسبي به دادگاه احضار شد و از آنجا که اهالي اعتماد ملي و ياران شيخ اصلاحات تعلق خاطرهاي زيادي به اين دانشگاه و مسوولانش دارند، تا نامي شبيه به سليمي نمين شنيدند در پي اداي دين به مسوولان اين دانشگاه برآمدند و البته به بيراهه زدند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/23ساعت 9:55 توسط احمد جان نثاری |

سايت آينده در حاشيه نويسي از  خبر گفتگوي زنده رييس جمهور نام وزير فرهنگ و ارشاد را «صفايي هرندي» درج کرده است، که هم اکنون روي سايت قابل رويت مي باشد.

سايت آينده در خبري تحت عنوان حاشيه هاي جالب نطق تلويزيوني در حاشيه نويسي از خبر سخنان شب گذشته رييس جمهور در تلويزيون با مردم آورده است: به گفته احمدي‌نژاد، برخي از همکاران وي خوب کار کردند و در دولت بعدي هم خواهند بود. برخي خوب کار کردند، اما چون دوره جديد عمق خدمت افزايش مي‌يابد، نمي‌توانند ادامه همکاري دهند و برخي ديگر هم خوب کار نکردند و از همين رو از آن‌ها استفاده نخواهد شد. وي که در مناظره با موسوي هم آشکارا از صفايي انتقاد کرده بود ديشب هم به طور مشخص تنها به صفايي هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اشاره کرد و تأکيد کرد: «کارهايي که در حوزه فرهنگ انجام شده، مورد تأييد من نبوده و به خصوص در حوزه هنر خوب کار انجام نشده است.»

لازم به ذکر است احمدي نژاد در مناظره خود با موسوي نامي از صفايي فراهاني آورده بود که ظاهرا سايت آينده آن را با صفار هرندي اشتباه گرفته است.

البته در مناظره احمدی نژاد با موسوی انتقاداتی هم به صفار هرندی توسط رییس جمهور صورت گرفته است ولی تفاوت صفار با صفایی یقینا غلط تایپی نیست، بلکه از اطلاعات بسیار سطح پایین دوستان در سایت آینده خبر می دهد.

لازم به ذکر است برخی شنیده ها حاکی است که این سایت توسط برخی فرزندان هاشمی رفسنجانی حمایت مالی می شود.

این خبر بعد از ۳۰ دقیقه اصلاح شد، البته جریان هم جالب بود به یک نفر از دوستان گفتم که خبر رو کار کنه و اون با مدیر سایت مذکور رفیق در آومد، هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/17ساعت 13:0 توسط احمد جان نثاری |

متن زیر شرح کوتاهی از وقایع زمان بنی صدر است، از شما خواننده گرامی درخواست دارم بدون هیچ جانبداری ضمن مطالعه متن ذیل منصفانه حوادث آن دوران را با حوادث اخیر مقایسه و با استدلال منطقی نظر خود را بفرمایید:

دولت بني صدر حامي منافقين و ليبرالها

امام خميني(ره) به بني صدر: تو غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها

سرويس سياسي - دولت بحران به رياست جمهوري بني صدر و نخست وزيري شهيد رجايي 3 ماه بعد از استعفاي بازرگان ضمن برگزاري اولين انتخابات رياست جمهوري در 5 بهمن ماه 58 به قدرت رسيد ، در اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران حدود 21 ميليون نفر واجد شرايط شرکت در انتخابات بودند که از اين ميزان 14 ميليون نفر معادل 42/67 درصد از واجدين شرايط در انتخابات شرکت و از بين 124 نامزد رياست جمهوري راي خود را به صندوق ريختند و ابوالحسن بني صدر توانست با کسب 11 ميليون راي بر رقباي خود پيروز شود، دولت بحران از 15 بهمن 58 لغايت 1 تير 60 به مدت 16 ماه حاکميت کشور را در دست داشتند و شهيد رجايي 9 ماه نخست وزير دولت بحران بودند.
اهم فعاليتهاي دولت بحران :
- اختيارات ويژه بني صدر
رييس شوراي انقلاب
فرماندهي کل قوا
- اوج گيري اغتشاشات داخلي با حمايت دشمنان خارجي و عدم مقابله جدي با آن ها
- آغاز تجاوز صدام به اشغال بخش وسيعي از خاک ايران اسلامي
- ترور برخي شخصيت هاي درجه اول انقلاب
- ائتلاف جريان ليبرال، نهضت آزادي و منافقين با بيگانگان
- ايجاد فضاي مسموم عليه روحانيت به خصوص شهيد بهشتي
1- تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط امام خميني (ره):
رهبر کبير انقلاب در تاريخ 15 بهمن 1358 طي حکمي رياست جمهوري را به بني صدر تنفيذ فرمودند که قسمتهايي از حکم امام خميني(ره) قابل تامل است : تنفيذ و نصب اينجانب و راي ملت مسلمان ايران محدود است به عدم تخلف ايشان از احکام مقدسه اسلام و تبعيت از قانون اساسي اسلامي ايران... از قشرهاي مختلف ، خصوصا متفکران و انديشمندان و احزاب اسلامي و سياسي و قواي نظامي مي خواهم با حسن نيت از ايشان و دولت اسلامي پشتيباني نمايند و از تفرقه و اختلاف و کارشکني بپرهيزند و تا ايشان بر محور عدل اسلامي عمل مي کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب مي کند از همکاري و معاونت دريغ ننمايند.
سخنراني امام خميني (ره) در روز تنفيذ حکم رياست جمهوري که با حديث «حب‌الدنيا رأس کل خطيئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود، متن حکم تنفيذ نيز حاکي از اين بود که امام چند مورد را در اين دولت پيش بيني مي کردند، تخلف بني صدر از احکام اسلامي و قانون اساسي، وجود حس بد بيني بين متفکران و انديشمندان نسبت به بني صدر، ايجاد تفرقه و اختلاف، نزديک شدن عملکرد بني صدر به اعمال طاغوت
2-حمايت از دولت به همراه انتقاد و گله توسط امام و اغتشاشات داخلي
17 شهريور 59 بني صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونين در ميدان شهداي تهران سخنراني نمود و روند بحران و تشنج را به طور علني و آشکار پي گرفت. روندي که از ابتداي تابستان 59 با افزايش تهاجم به شخصيت‌هاي محوري حزب جمهوري ‌اسلامي و متهم کردن آيت به طرح توطئه براندازي رئيس‌جمهور و نسبت دادن اين ماجرا به حزب‌ جمهوري اسلامي و مانع ‌تراشي در کار معرفي نخست ‌وزير و پافشاري در ممانعت از نخست‌وزيري «محمدعلي رجايي» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحريک‌آميز و جوسازي و پرونده‌بازي و افشاگري هاي بي‌امان در روزنامه «انقلاب‌اسلامي» شتاب و شدت گرفت، در اين روز، بني‌صدر جبهه‌گيري و صف‌آرايي علني خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوري اسلامي و در يک کلمه خط امام، به ميان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد و از باند چند نفره‌اي سخن گفت که قصد برانداختن رئيس‌جمهور يازده ميليوني را کرده‌‌اند.
امام در يک سخنراني بسيار مهم براي اولين بار، صريح‌تر از پيش به مسائل داخلي، جنگ‌هاي جناحي و صف‌بندي گروه‌ها پرداخت و با زباني تلخ و شکوه‌آميز، ضرورت حياتي وحدت را در وضعيت خطير و پرالتهاب يادآور شد، جنگ و جدال اخير، امام را چنان آزرده است که او را به گفتن چنين کلماتي وا مي‌دارد: بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييس جمهور اعلام مي دارم و از همه مي خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند، اين آقايان چه شان است با هم؛ اين آقاي رييس جمهور با مجلس، مجلس با رييس جمهور چرا اينطور رفتار مي کنند؟ چرا بايد اينطور باشد که صداي مردم در آيد؟اي سران! چرا اين‌قدر خوابيد؟ چرا چشمانتان را باز نمي‌کنيد؟ چرا بايد اين روزنامه‌ها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هرجا صحبت مي‌کند، بر ضد هم صحبت مي‌کند، هرجا مي‌نويسد، برضد هم مي‌نويسد.
28 آبان 59 روز عاشورا بود، سيل جمعيت به ميدان آزادي ريخته تا بشنود که اين بار بني‌صدر پس از سخنان دو روز پيش امام و تعيين دقيق مرزها و معيارها در آن چه مي‌گويد، امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسين(ع) باشد و بس، اما ناگاه رئيس‌جمهور ضد انحصار طلبي و ارتجاع! پيدايش شد و هوادارانش هم از جلوي جايگاه سر و دست جنباندند و همچون پيش، سوت و کف زدند و حرمت اين روز را شکستند.
7 آذر 59 نماز جمعه امروز زير رگبار تند باران برگزار شد، آقاي خامنه ايي امام جمعه تهران سخنش اين روزها عطر و بوي جبهه‌هاي جنوب را مي‌دهد که از آنجا باز آمده و در اين شهر آلوده به سياست‌زدگي‌ها طراوات مي‌افشاند، اين بار او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقايق ناگفته سياسي، نظامي پرده برداشت. از اهمال کاري ها و بي‌تدبيري هايي که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد و رويه مشکوک و غيرقابل توجيه رئيس‌جمهور در جايگاه فرماندهي کل قوا و اداره و سازماندهي جنگ که به خاطر عدم واگذاري سلاح به نيروهاي داوطلب سپاه و بسيج موجب رکود و توقف در کار جبهه جنگ شده و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفت و صبري که شايد يک روز به انتها برسد.
18 اسفند 59 ميتينگ نهضت آزادي برگزار شد، اين ميتينگ به منزله يکي از نقاط عطف در آشکار شدن پيوند ليبرال‌ها و منافقين پشت سر بني‌صدر در مقابل جريان اصيل خط امام بود، اين تجمع در استاديوم امجديه و با سخنراني چهره‌هاي شاخص نهضت آزادي، مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر سحابي و مهندس صباغيان برگزار شد، اعتراض به عملکرد اکثريت خط امامي مجلس و انتقاد از عدم واگذاري فضا و فرصت به آنان جهت ايفاي نقش بيشتري در مجلس، يکي از محورهاي صحبت هر سه نماينده نهضت آزادي بود.
22 بهمن 59 تهران و ديگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگيري‌هاي خياباني مي‌شود و عرصه سياسي رو به تشنج و بحران دارد. خشونت چماق به دستان ضد چماق داري و ارتجاع! در روز 18 بهمن در ميدان آزادي 1 کشته و 1مجروح به جا گذاشت. عناصر گروهک فدائيان اقليت با پنجه‌بکس و چماق و چاقو به جان انحصارطلبان افتادند.
14 اسفند 59 (پيوند نفاق و تزوير) ميتينگ دانشگاه تهران به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق به صحنه بزرگ و بي‌سابقه‌اي از صف‌آرايي ورودرويي جبهه متحد ضد انقلاب، چپ‌هاي آمريکايي و گارد شبه نظامي بني‌صدر با مردم و توده‌هاي انقلاب و مدافع خط امام تبديل شد، اين‌بار، ديگر همه آمده بودند، جمعيتي عظيم سراسر دانشگاه، زمين چمن و خيابان‌هاي اطراف را در بيرون فرا گرفته بود، جمعيت مثل انبار باروتي بود و هر لحظه امکان داشت با يک جرقه مشتعل شود در جلوي پايگاه سخنراني، جوانان دختر و پسري حضور داشتند که نظم و هماهنگي در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس‌هاي متحدالشکلشان نشان‌گر يک انسجام تشکيلات از پيش سازماندهي شده بود و به نظر مي‌آمد که غالب آنان از اعضاي شبه نظامي مجاهدين هستند، در وسط زمين چمن پلاکاردهايي با اين نوشته‌ها به چشم مي‌خورد، «چوب، چماق، شکنجه، ديگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز»
پوسترهايي از دکترمصدق در ميان جمعيت خودنمايي مي‌کرد، در خارج از دانشگاه و خيابان‌هاي جنوبي و شرقي زمين، گروه مخالف و معتقدان به خط امام شعارهايي با اين عناوين مي‌‌دادند، «ابوالحسن پينوشه، ايران شيلي نمي‌شه.» ، « مرگ بر ليبرال»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد.» و پلاکاردهايي از سخنان امام بر ضد ملي‌گرايان و تصاوير از ايشان به دست آنها بود، ناگهان جواني در ميان جمعيت به سوي چند دختر چادري که عکس‌هاي امام را به دست داشتند يورش برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعيتي که شاهد صحنه‌ بود، با کف زدن از عمل انقلابي او تجليل به عمل آورد، ديگر، کار از دشمني با حزب جمهوري و دکتر بهشتي و ياران امام گذشته بود و خفاش‌ها مستقيماً پنجه بر آفتاب کشيدند، ساعت 40/15 دقيقه، بني‌صدر در ميان سوت و کف زدن جمعيت به جايگاه آمد و خانمي يک حلقه گل به گردنش انداخت و شعارهاي ضد حزب به اوج رسيد، ناگاه با اصابت يک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعيت بحراني شد و با هدايت نيرو هاي شبه نظامي مجاهدين، جمعيت داخل زمين چمن نيز به دادن شعارهاي جهت‌دار پرداختند، « بهشتي چماق دار!مرگت فرا رسيده»، «بني صدر افشا کن، بهشتي رو رسوا کن»، بهشتي، بهشتي، طالقاني رو تو کشتي!» در اين روز شعار مرگ بر بهشتي ترجيع‌بند هياهوي منافقان بود. بني‌صدر در قسمتي از سخنانش در حاليکه چند برگ و کارت شناسايي را به جمعيت نشان مي‌داد و آنها را متعلق به افرادي از کميته‌ انقلاب‌اسلامي و حزب جمهوري‌ اسلامي خواند که آنان را به عنوان چماق‌دار دستگير کرده بودند، پس از اعلام اين مطلب با شعار «سردسته چماق‌داران، بهشتي» مورد تشويق قرار گرفت، در اين هنگام از ضلع و جلوي جايگاه، جماعتي يا به زمين کوبيدند و فرياد مي‌زدند،«بني‌صدر بني‌صدر حکم تهاجم بده» و «بني‌صدر بني‌صدر اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از مجتهد اعلم خويش اين گونه دريافت کردند که، «مردم! اينها را از اينجا بيرون کنيد. اينان را بيرون کنيد.» و بعد پشت سرهم افرادي که صورتشان با ضربه‌هايي شکافته و خونين شده بود، در حالي که همچنان بر سر و صورتشان مشت و لگد کوفته مي‌شد، از ديوار شرقي به پايين پرتاب شدند. مهاجمين حالتي وحشيانه به خود گرفته بودند و با شعارهايي که به وسيله دوستانشان داده مي‌شد، بيشتر تحريک مي‌شدند و با حرص و ولع، هرازگاهي يکي از مرتجعان را صيد مي‌کردند و تا جا داشت مي‌زدند. حقيقتاً امروز ديوانگي و درنده‌خويي به اوج خود رسيد. هرکس ريش داشت و اورکت آبي و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک ‌گرفته شد.
16 اسفند 59 ، سرانجام از سوي امام امت در پاسخ به تلگرام بسيار مهم آيت‌الله العظمي گلپايگاني درباره حادثه پنج‌شنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن خواستار اقدام فوري و سريع ايشان، قبل از بروز فتنه‌هاي خطرناک و حوادث غيرقابل پيش‌بيني» شده بودند، فرمان تاريخي شناسايي و مجازات عالملان حادثه پنج‌شنبه صادر شد. امام فرمودند، «بايد گروه‌ها و دسته‌هاي منحرف بدانند که من با احساس تکليف با آنان برخورد مي‌کنم و به شرارت‌هاي ضد‌ اسلامي خاتمه مي‌دهم.»
3-انتقاد از عدم پايبندي به قانون
سرانجام امام خميني(ره) در پاسخ به تمام اين تحرکات در سخنراني خود گفت:«اين مردم اسلام را مي خواهند اگر پايتان را از اسلام کنار بگذاريد اين طلبه که اينجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت مي کند، من اول سال به آقايان عرض کردم که اين سال خوب است، سال قانون باشد بايد حدود معلوم بشود، آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست، يک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي کنم، نمي شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم، غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت ، که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها.
4- اتمام حجت
بنيانگذار انقلاب اسلامي در سخنراني ديگري با توجه به اينکه بني صدر روش خود را تغيير نداده بود، گفت: اينکه من هميشه نصيحت مي کنم به آقايان و مي خواهم کاملا روي روش صحيح عمل بشود، روي قوانين عمل بشود و تخلف مي شود و مع ذلک من نصيحت مي کنم به آقايان اين نه از باب اين است که در ملت ما يک ضعفي پيدا شده و ملت ما ديگر به احکام اسلام اعتنايي ندارند من تا آنجايي که اخلاق اسلامي اقتضا مي کند همه اين ها را به آرامش دعوت خواهم کرد، نصيحت خاضعانه خواهم کرد، لکن آن روزي که من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بکنم آن روز اين طور نيست که باز بنشينم نصيحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. آن شخص هر که مي خواهد باشد هر مقامي که مي خواهد باشد قبل از اينکه شورش پيدا بشود من او را به جاي خودش مي نشانم.
5- عزل از فرماندهي کل قوا
حضرت امام خميني (ره) به دليل خيانتهاي بني صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طي حکمي به شرح ذيل بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل نمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛
آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار شدند.
روح الله الموسوي الخميني 20/ خرداد / 1360
پس از اين حکم حضرت امام خميني (ره) خود مسئوليت خطير فرماندهي کل قوا را بر عهد گرفتند.
6-اعلام عدم کفايت سياسي بني صدر توسط مجلس
مجلس شوراي اسلامي نيز 11 روز پس از برکناري بني صدر از فرماندهي کل قوا نظر خود مبني بر نداشتن کفايت سياسي او جهت رياست جمهوري را به امام اعلام نمود، متن نامه مجلس به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر شريف حضرت آيت الله العظمي امام خميني – ادام الله ظله- محترما به عرض مي رساند راي مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 پس از بحث و بررسي با حضور 190 نفر به شرح زير :
آراي موافق: 177
آراي مخالف: يک نفر
آراي ممتنع: دوازده نفر
در مورد آقاي سيد ابوالحسن بني صدر بر اين قرار گرفت که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد به موجب اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مراتب براي اتخاذ تصميم به خدمت امام عظيم الشأن گزارش مي گردد.
رييس مجلس شوراي اسلامي 31/3/60
7- عزل بني صدر از رياست جمهوري
حضرت امام (ره) بعد از دريافت نظر مجلس سريعا طي حکمي بني صدر را از رياست جمهوري عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از راي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.
اول تيرماه 1360 روح الله الموسوي الخميني
8- فرار بني صدر
به فاصله چند روز بني صدر با لباس و آرايش زنانه در حالي که در توالت هواپيما مخفي شده بود به فرانسه گريخت.
9- هدايت تا آخرين حد ممکن
حضرت امام خميني بعد از فرار بني صدر به فرانسه در سخنراني خود ضمن سخناني پدرانه به نصيحت بني صدر پرداختند:
«من الان هم نصيحت مي کنم آقاي بني صدر را به اينکه مبادا در دام اين گرگ هايي که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد و اين آبرويي که از دست داديد بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکني. من علاقه دارم که همه اشخاصي که در اين مملکت زندگي مي کنند يک زندگي انساني – الهي داشته باشند. چنانچه توبه کني و برگردي و علاقه خودت را از اين گروه هاي مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کني، و در يک کناري بنشيني مشغول تصنيف و تأليف بشوي، صلاح تو است، آن روز من در يکي از حرف ها تنبه دادم که "حب الدنيا راس کل خطيئه" تمام خطاهايي که از ماها صادر مي شود روي اين حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر اين کلمه را گوش کرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اينطور نمي شد.»
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 16:37 توسط احمد جان نثاری |

این جمله امام خمینی باید همیشه بر سر در تمام نهادهای جمهوری اسلامی نصب شود و مورد دقت همه آحاد ملت قرار گیرد که ملاک حال افراد است.

از اول انقلاب این جمله را در رفتار حضرت روح الله شاهد بوده ایم، آنجا که حکم ریاست جمهوری بنی صدر را براساس رای مردم و بر اساس ظواهر تنفیذ کردند و چندی بعد وی را از مسئولیتها و حتی از ریاست جمهوری عزل کردند.

در آن مقطع شاهد حمایت قاطع ملت از نظر امام بودیم و به وضوح بازگشت بسیاری از کسانی که به عنوان انقلابی به بنی صدر رای داده بودند را از وی نظاره کردیم.

بعد از گذشت چند سالی از انقلاب جریان باند مهدی هاشمی در بیت منتظری پیش آمد که برای اطلاع دقیق این جریان باید رنجنامه سید احمد خمینی را مطالعه کرد.

در کل منتظری که زمانی بر اساس ظواهر در سمت قائم مقامی رهبری منصوب شده بود، از این سمت  چون ملاک حال وی بود نه گذشته اش برکنار شد و بعدها نامه های امام به او منتشر شد.

این قاعده که ملاک حال افراد است، در زمان رهبر انقلاب نیز جریان داشته ، و اگرچه به خاطر برخی مصالح کشور کسی عزل نشده است، اما برخی افراد به خاطر تغییر در نظریات و عملکردها در مسئولیتها جا به جا والبته برخی هم تودیع شده اند.

حالا باید سخنان بنی صدر و رفتار حامیان اورا در این برهه با سخنان موسوی و رفتار حامیان او مقایسه کنیم، در یک نگاه مشاهده می کنیم که بنی صدر در سخنان خود بر قانون می تاخت و اکنون هم مشاهده می کنیم که موسوی بر قانون می تازد، امام در واکنش به عملکرد بنی صدر فرمودند، تو غلط می کنی که قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد، رهبر معظم انقلاب هم در واکنش به سخنان موسوی بر تبعیت از قانون تاکید کردند و فرمودند زیر بار بی قانونی نخواهند رفت، این در حالی است که موسوی شب گذشته بیانیه ای کاملا ضد نظام صادر کرده است.

در تطابق عملکرد حامیان بنی صدر و موسوی هم می توان نقاط تشابه زیادی پیدا کرد، که پررنگ ترین آنها ایجاد بستر برای فعالیت منافقین در ۳۰ خرداد ۶۰ بود که رسما وارد فاز نظامی شدند، و در حال حاضر هم موسوی بستری مناسب برای منافقین ایجاد کرده است و جالب تر آنکه به شدت مورد حمایت رسانه های غربی و شخص بنی صدر و فرقه رجوی قرار گرفته است.

البته به نظرم رسانه ها باید نسبت به تحرکات و اغتشاشات به مردم اطلاع رسانی نمایند تا موجب صدمه جانی به عابرین پیاده نشود، روز گذشته عوامل منافقین به کمک حامیان موسوی که به شدت از نیروی انتظامی و بسیج شکست خورده بودند، به مردم در پیاده رو ها حمله ور شدند و تعدادی از هم وطنان کشته و مجروح شدند، مسجد ، خودروهای شخصی، موتور سیکلت آتش زدند و به محل کسب و کار مردم تاختند.

فکر کنم به زودی آقای موسوی هم باید مثل بنی صدر با استفاده از مقادیری آلات آرایش و همچنین چند تکه البسه مخصوص بانوان از کشور ایران خداحافظی کنند و یا به غلطهای زیادی که کردند در حضور ملت اعتراف و توبه نمایند.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/31ساعت 13:55 توسط احمد جان نثاری |

روز ۳۱ اردیبهشت ماه مطلبی نوشتم که کاملا در ذیل آمده است، خوب است دوستان و خوانندگان گرامی ضمن بازخوانی این مطلب با دقت کامل نقش جناب هاشمی را در این بازی مشاهده کنند و همگی بدانند که سرچشمه این جریان کجاست؟
خیال پردازی یک وبلاگ نویس!

بنویسید موسوی بخوانید هاشمی

در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی  سنگین در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه  آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87  با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.

از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.

برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی  از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.

این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.

اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.

هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری  چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده  ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با  کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.

البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟

محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.

هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند،  بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.

شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.

شاید میر حسین موسوی ترور شود.

شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.

شاید حامیان میر حسین کشته شوند.

شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.

شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.

شاید احمدی نژاد ترور شود.

در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.

میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.

به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.

هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.

به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،

 بنویسید موسوی ولی بخوانید

هاشمی

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/28ساعت 11:53 توسط احمد جان نثاری |

در سطح شهر تهران، ساعت 10 ديشب از برخي منازل در تهران صداي الله اکبر خوارج زمان که به جاي تعقيب سخنان رهبر انقلاب شبکه هاي ماهواره ضد انقلاب را تعقيب مي کنند شنيده شد.

اين افراد که به بهانه عدم موفقيت مير حسين موسوي چند روزي است به جاي تبعيت از فرمانهاي عالمانه رهبر انقلاب گوش به فرمان شبکه هاي ماهواره اي و تا کنون با اين رويه باعث کشته و زخمي شدن تعداد زيادي از مردم شده اند، سعي دارند با تقليد از شعارها و روش هاي اول انقلاب در ادامه انقلاب مخملين خود فعاليت نمايند.
اين در حالي است که متاسفانه برخي از هموطنان ما به خاطر نا آگاهي از نقشه هاي شوم آشوبگران با برنامه هاي آنها همراهي مي کنند و البته پاسخ تمام اين تحرکات در نماز جمعه تهران داده خواهد شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/27ساعت 11:49 توسط احمد جان نثاری |

۴۵ دقیقه صحبت، ۴۹ بار چیز گویی

 میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز به شرح ذیل استفاده نمود:

1-    ...یک مسافرتی رییس کشور ما به آمریکا، به چیز، عراق...

2-    ...همان آمریکایی ها بنزین هواپیمای دولت ما را در آنجا چیز کردند....

3-    ...همین مساله در ایتالیا هم چیز شد...

4-    ... این سیاست خارجی برای ما هزینه های گزافی را به اصطلاح چیز می کند...

5-    ... به حساب کی ما این کارها را می کنیم، آیا این اثرش کم است یا زیاد است به نظر من این چیز است...

6-    ... دوباره بعد از اینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یکدانه چیزی ....

7-    ...از شورای امنیت هم یه چیزی....

8-    ...من خاطره ای از امام خواهم گفت که چقدر به این مسئله عزت ملت ایران چیز داشتند....

9-    ...همه مردم به اصطلاح چیز، اسرائیل اِ اِ فلسطین جمع شوند حتی....

10-...به خاطر اشتباه ما در آن چیز که ....

11- ... می گوییم بر اساس همین چیزی که می گویم....

12-... مشکلی که بنده دارم سر یه چیزهای دراز مدت....

13-...بنده یه بحثی کردمتو همین چیزای انتخاباتی....

14-....مردم هم یه کم چیز دارند....

15-....بنده یه روشنفکر هستم، چیز هم هستم، فرهنگستان...

16- ...پرونده سازی، دنبال یه واژه هایی رفتن، چیز کردن...

17-...پایان نامه ها و چیزهایی که دانشجوها...

18-...من خیلی سریع بر می گردم به همین چیزی که...

19-...قوانین که مجلس می گذراند، بر اساس هر چیزی...

20-...بعد از هشت سال یه چیزی بیاید....

21-...بنده این جا چیز می کنم...

22- ...18 شورا که دولت منحل کرد به چیز ...

23-... و دولت هنوز هم که هنوز است چیز نکرده...

24-...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتیجه همین چیز است...

25-... بنده در بازبینی قانون اساسی، چیز بودم، سخنگوی...

26-... مسئله استخدامی و برنامه و بودجه مخصوصا در چیز پیشنهاد من بود...

27-...تنها سازمانهایی است که در چیز آمده...

28-... در مراحل بعدی اینها را دونه دونه چیز می کنم....

29-...تصدی بیش از دوشغل چیز...

30-...عوض اینکه پرونده سازی کنند و چیزهایی که...

31-... یکی از مشکلات در صحبت با آقای احمدی نژاد چیزهایی است که ...

32-...غیر عادی و غیر چیز...

33-....ایشان می گوید به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید که فلان چیز را لغو کند...

34-...به من می گوید که یه چیزی بنویس به دیوان عدالت اداری....

35-...در یه چیزهایی که بین است ما طوری عمل بکنیم...

36-...اینجا مثلا چیز کردیم....

37-...رای مجلس هم چیز بدانید...

38-...که ظاهرا چیزی از بنده نداشتید...

39-...نمی توانید افراد را همینطور نام ببیردو به اصطلاح چیزشان بکنیم...

40-...سندهایش هست، مدرکهایش هم چیز است....

41- ...معاون اجرایی رییس جمهور دنبال این است که یه چیزی بسازد...

42-...اون چیزی که در هشت ماده ایی حضرت امام هست....

43-...سیاه کردن برنامه ها، سیاه کردن دانشجوها و امثال اینها را چیز می کنم...

44-... در سازمان برنامه و بودجه برای این است که نگذارد شما چیز بکنی...

45-... در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات....

46-...همش بر می گردد به این چیزهایی که در ...

47-...آقای احمدی نژاد مسادلی را می گوید که من مجبور می شوم چیزهایی را بگویم...

48-  ....سیر چینی آمده،نمی توانیم بکاریم، اینطور چیزها...

49-...بگویم که  برای ما واقعا چیزه که...

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/14ساعت 9:59 توسط احمد جان نثاری |

بنویسید موسوی بخوانید هاشمی

در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی  سنگین در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه  آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87  با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.

از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.

برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی  از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.

این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.

اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.

هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری  چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده  ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با  کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.

البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟

محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.

هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند،  بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.

شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.

شاید میر حسین موسوی ترور شود.

شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.

شاید حامیان میر حسین کشته شوند.

شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.

شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.

شاید احمدی نژاد ترور شود.

در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.

میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.

به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.

هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.

به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،

 بنویسید موسوی ولی بخوانید

هاشمی

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/31ساعت 18:59 توسط احمد جان نثاری |

مهدي پورصفا

انتخابات رکن اصلي حيات سياسي يک جامعه و سر آغاز هر حرکت سياسي است. هرگاه به پيشينه و سابقه هر انقلاب، شورش و يا جنبش انقلابي مي نگريم همه چيز از يک انتخاب شروع شده است.

انتخاب بين ذلت و عزت، انتخاب بين استعمار و استقلال، انتخاب بين ديکتاتوري و استعمار همه و همه آن چيزي را تشکيل مي دهد که ما به عنوان تاريخ سياسي مي شناسيم.

انتخاب يک وسوسه است، وسوسه اي براي برآوردن نياز، نياز به دنبال آن چيزي که مي گرديم و گاه هيچ آن را نمي يابيم.

پس انسان براي يافتن انتخاب کرد،انتخاب کرد و انتخاب کرد و هنوز هم در حال انتخاب کردن است. اما همين حالا ميان اين سه نقطه ها متوقف مي شويم تا نگاهي به فضاي کنوني کشور در بعد سياسي و انتخاب هاي حول و حوش آن بيندازيم.

البته هميشه نگاه به گذشته سخت است به خصوص زماني که مسئله به چيزي شبيه اعتراف مي شود. البته مي شود به جاي اعتراف از چيزهايي ديگري نيز سخن راند. از دروغ، از تهمت و استفراغ گذشته هاي نه چندان دور که هنوز تب "رهايي از ديکتاتوري" ، "آزادي بيان" و " قتل هاي زنجيره اي" ، "سوناي زعفرانيه اي" و البته "عاليجناب سرخ پوش" داغ بود.

مي شود تمام اين ها را فراموش نمود، اما اين بار مي خواهم خودمان را از شر اين آلزايمر لعنتي خلاص کنيم و سراغ انتخاب هايي برويم که حاصل يک وسوسه بوده، وسوسه اي براي تمام اصلاح طلبان.

***

فضاي سياسي و آرايش جناح ها و گروه هاي حزبي اصلاح طلب شباهت عجيبي به چهار سال گذشته پيدا کرده است و تنها تفاوتي که در اين بين وجود دارد اينکه قهرمان طلايي اصلاح طلبان در دوره قبل هاشمي رفسنجاني بود و حال مير حسين موسوي!!

البته به احتمال زياد اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوري دهم بحث قديمي تقلب در انتخابات را مطرح خواهند ساخت (کما اين از هم اکنون کار در خصوص اين مسئله آغاز کرده اند) و يا مردم را به عوام زدگي و پوپوليسم متهم مي کنند.

اما در اين دو انتخابات اصلاح طلبان نقطه اشتراک ديگري نيز از خود به جا گذاشته اند و آن تغيير عجيب مواضع شان پيش از انتخابات است که مي توان آن را نوعي تغيير رويکرد ناميد.

براي پي بردن به اين مسئله کافي است که به تبليغات اصلاح طلبان به خصوص حزب مشارکت و سازمان مجاهدين در زمان کانديداتوري مصطفي معين در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري نگاهي بيندازند.

در آن روزگار هاشمي رفسنجاني نقطه تمرکز تمام اتهامات اصلاح طلبان بود، شخصيتي که قرار بود مظهر تمام بدي ها و زشتي هايي که مردم بايد از ترس حضور او در انتخابات به اصلاح طلبان راي بدهند.

از فساد مالي و اقتصادي گرفته تا متهم شدن به هدايت قتل هاي زنجيره اي که کساني همچون اکبر گنجي از اصلي ترين مروجان آن بودند.

اما به محض مشخص شدن نتيجه انتخابات همه چيز تغيير کرد وسوسه کار خود را کرد. اما خودمانيم، قدرت هم وسوسه برانگيز است حتي اگر لازم باشد به تمام حرف هاي قبلي پشت پا بزنيم. در نگاه ساختارشکنان موسوم به اصلاح طلب هاشمي رفسنجاني مانند شخصيت هاي کارتون ديجيمون به قهرمان اصلاح طلبان تبديل شد و احمدي نژاد هم جاي نماد قبلي ديکتاتوري و خفقان را گرفت!!

اکنون گويي دوباره همان وقايع در حال تکرار شدن است. تا زماني که خاتمي در عرصه انتخابات حاضر بود اصلاح طلبان حضور هيچ کانديداي ديگري را تحمل نمي کردند و برخي مواقع که احتمال حضور مير حسين موسوي از سوي برخي نزديکان وي مطرح مي شد از موسوي با عنايتي همچون بسته پر ريسک، نخست وزير کوپني ،استعفاي نابجا و سياستمدار دهه شصت ياد مي کردند.

اما با کنار رفتن خاتمي دوباره همان وسوسه ها آغاز شد و مير حسين موسوي يگانه منجي اصلاح طلبان گرديد تا شايد با آمدن او معجزه اي رخ دهد!!
اما معجزه و وسوسه از دو قسم جداگانه اند چرا که هيچ وسوسه اي هيچ معجزه اي را در خود نمي پرورد.
اصلاح طلبان ثابت کرده اند که در انتخاب خود ثابت قدم نيستند و همه چيز براي آنان بر پايه شرايط آني و احتمالي مي چرخد.
موسوي تنها براي آنها نقش يک سايه را ايفا مي کند تا در تاريکي وي پنهان شوند. اگر موفق شوند که هيچ و گرنه با وجود سپر بلايي مانند موسوي باز هم مي توان به انتخاب ديگري اميدوار بود.
انتخابي که وسوسه و نياز اصلاح طلبان را به قدرت فراهم مي کند و هر از چندي ناگزير مي شوند  به دنبال يک قرباني ديگر بگردند.
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 12:59 توسط احمد جان نثاری |

هاشمي رفسنجاني در قسمتي ار خاطرات خود مي گويد:شب آقايان بهزاد نبوي و محسن نوربخش آمدند و از تصميم آقاي خامنه اي مبني بر تعويض دولت اظهار نگراني کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.

هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:

دوشنبه 25 شهريور: با آيت الله خامنه اي درباره جلسه فرداي نمايندگان تلفني مذاکره کرديم معلوم شد ايشان مصمم اند که در اين جلسه شرکت کنند نامه اي به ايشان نوشتم و نکاتي را ذکر کردم احمد آقا آمد و اطلاع داد که امروز آقايان مهدوي کني ، ناطق نوري، يزدي و جنتي خدمت امام آمدند و از امام خواستد اظهار نظري که مبتني بر عدم مصلحت بودن تغيير آقاي مير حسين موسوي نخست وزير فرموده اند پس بگيرند يا جبران کنند که آقاي خامنه اي بتوانند فرد ديگري را معرفي نمايند ولي امام نپذيرفته اند و محکم گفته اند که مصلحت نيست دولت عوض شود. شب آقايان بهزاد نبوي و محسن نوربخش آمدند و از تصميم آقاي خامنه اي مبني بر تعويض دولت اظهار نگراني کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.

سه شنبه 26 شهريور: آقاي خامنه اي در جلسه سه شنبه نمايندگان شرکت کردند و انتقاداتي عليه دولت داشتنداما نگفتند که مي خواهند دولت را عوض کنند ولي مخالفت خود را به نحوي گفتند موافقان دولت ناراحت و مخالفان دولت خوشحال شدند. سپس به دفتر من آمدند محمد علي هادي آمد و به ايشان انتقاد کرد.

چهارشنبه 27 شهريور: حدود هشتاد نفر از نمايندگان طرفدار دولت آقاي مير حسين موسوي آمدند و از اظهارات ديروز آيت الله خامنه اي انتقاد کردند نامه اي براي امام تهيه کرده اند که مشغول به جمع آوري امضا هستند.

جمعه 29 شهريور: عصر آقايان دکتر محمد علي هادي نجف آبادي و عبدالله نوري آمدند کمک مي خواستند که آيت الله منتظري نظر امام درباره دولت را تاييد نمايند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/15ساعت 15:27 توسط احمد جان نثاری |

هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود اشاره مي کند: با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم، درباره کابينه آينده ، ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود، خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند، از من توقع دارند که همراهي کنم.

 

هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:سه شنبه 15 مرداد: در مجلس زمزمه اي پيچيده که امام به آقاي فخرالدين حجازي نماينده تهران گفته اند مصلحت نمي دانند که آقاي مير حسين موسوي نخست وزير عوض شود و اختلاف شديدي از اين جهت در مجلس است. شب با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم. درباره کابينه آينده ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود. خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند. از من توقع دارند که همراهي کنم. قرار شد ايشان اين مسئله را با امام در ميان بگذارند. مشکل را جدي مي بينم.دو سليقه در مورد وزرا و برنامه ها. رييس جمهور و نخست وزير در طول چندماه گذشته نتوانسته اند در مورد سه وزير دفاع، برنامه و بودجه و راه ترابري توافق نمايند.

شنبه 19 مرداد: عصر آقاي دکتر ولايتي براي مشورت درباره مسئوليت نخست وزيري آينده آمد. ايشان به جاي آقاي موسوي مطرح است. مشکلات کار را گفتم و مشکلات ابقاء آقاي موسوي را هم گفتم او از خبري که آقاي فخرالدين حجازي نقل کرده که امام گفته اند مصلحت نيست آقاي موسوي عوض شود نگران بود خبر صحت دارد و با اين نظر تعويض نخست وزير مشکل است.
دوشنبه 11 شهريور: عصر آقاي ناطق نوري آمد ايشان هم درباره همين موضوع صحبت کرد و اصرار داشتند که امام را بايد راضي کرد ، طرفدار نخست وزير شدن آقاي علي اکبر ولايتي است و گفت که خودش در کابينه آينده سمت وزارت کشور را نمي پذيرد.
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت 18:59 توسط احمد جان نثاری |

آقای میر حسین موسوی چند نفر را می توانید فریب دهید؟

هزینه اجاره سالن برج میلاد برای برگزاری همایش را می دانید ؟

حامیان شما این پولها را از کجا آورده اند ، شنیده ام 200 میلیون تومان هزینه اجاره سالن شده است ، به کجا می روی ، ساده زیستی تبلیغی شما باید در حامیانتان هم دیده شود ، مگر نگفته بودید پوستری  چاپ نمی کنید ، حالا هنوز تبلیغات شروع نشده ، این همه پوستر چاپ شده ، روسری توزیع می کنید ، هد بند ، مچ بند ، اینها شاید بتواند برخی افراد ساده انگار را فریب دهد ، اما فکر می کنید چند نفر را می توانید فریب دهید؟

اختلاط صدها دختر و پسر در همایش حمایت از شما چه معنایی دارد؟

حاضرید دختر خودتان را بین دو جوان نامحرم بنشانید؟ 

+ نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 19:18 توسط احمد جان نثاری |

آقای مهاجرانی مطلبی در سایت شخصی خود راجع به برهم زدن جلسه انتخاباتی کروبی نوشته اند ، که بنده هم برایشان نظر ذیل را قرار داده ام ، امیدوارم با اعتقاد زیادی که به آزادی بیان دارند ، تمام مطلب را بدون سانسور به خوانندگان ارائه دهند :

سلام آقای دکتر
بعد از جریانات پیش آمده بین شما و ....
خیلی وقت بود از شما خبری نداشتم ، البته گاهی صدای سرفه شما را از گوشه و کنار کشور یا خارج از کشور میشنیدم
نمیدانم واقعا آگاه هستید یا از روی نا آگاهی ، چنین مطالبی را نوشته اید ، لکن باید عرض کنم ، شما که آنجا نبودید ، چطور به شنیده تعدادی دیگر یقین کردید و به خود اجازه دادید ، به طلاب اهانت کنید ، به عنوان یک طلبه می گویم ، مگر نشنیدید که فاصله کفر و ایمان چهار انگشت است ، فاصله چشم و گوش ، شما اگر خود می دیدید که طلاب چنین کارهایی کردن ، باز هم اجازه نداشتید ، این توهمات خود را و تشبیهات کذایی خود را بیاورید ، شما طلاب را به آن کودکان تشبیه نمودید ، بگویید شباهت کسی که با منشی خود فضاحت بار می آورد چیست ؟
این مظلوم نمایی ها دیگر جوابگو نیست ، دیگر دوران آن گذشته که امیر فرشاد ها را به خط کنید ، تا در نماز جمعه صحنه سازی کنند و شما تبلیغات کنید.
راستی از علما گفتید ، عرض میکنم وقتی خبر دزدی در حوزه علمیه را به آیت الله بروجردی دادند ، ایشان فرمودند : دزدی لباس طلبگی را ربوده است ، بر فرض اینکه تعدادی طلبه چنین کاری کرده باشند و بر فرض اینکه همان طلاب اجیر ستاد انتخاباتی کروبی برای مظلوم نمایی نباشند  یا باشند، کسانی هستند که لباس طلبگی را دزدیده اند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت 7:52 توسط احمد جان نثاری |

ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در نظر دارد ، در تبلیغات انتخاباتی خود از رنگ سبز برای جلب نظر مردم متدین استفاده کند، این ستاد اقدام به تهیه تی شرت ، شال ، مچ بند به رنگ سبز نموده است ، جالب است دست نوشته های سفارشی ستاد که ، مثلا توسط مردم نوشته شده است ، همه به رنگ سبز هستند ، انگار این ستاد به فهم و درایت این مردم ایمان نیاورده اند ، راستی جال است که میر حسین موسوی در سفرهای متعدد استانی که داشته است ، دائما از شال سبز استفاده می کند:

سفر مهندس موسوی به کرمانشاه

سفر مهندس موسوی به کرمانشاه

سفر مهندس موسوی به کرمانشاه

این همان انقلاب مخملین به رنگ سبز است ، انقلابی که یک طرفش نخست وزیر دوران دفاع مقدس و سوی دیگر آن جبهه ملی و نهضت مرتد آزادی است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 19:1 توسط احمد جان نثاری |

خواهشمندم کاری به پسر حاج محسن نداشته باشید حالا بچه یه ذره جاسوسی کرده  گناه داره اذیتش نکنین فقط پدر رو ببین چقدر با حس ریاست صحبت میکنه
این عکسها مربوط به مصاحبه خبرگزاری مهر با حاج محسن رضایی با ۸ سال سابقه پشت جبهه  که بدون کوچکترین خراشی جان سالم به در برد.
 
 
 
راستی دوستان اگر بخواهید در فیلم اخراجی ها یک و دو نقشی به محسن رضایی بدهید کدام نقش است ؟
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 18:47 توسط احمد جان نثاری |

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 19:55 توسط احمد جان نثاری |

بعد از دوم خرداد ۷۶ که تمام جریانات کج اندیش به خیال تغییر برخی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی از آقای خاتمی حمایت کردند ، شاهد بودیم که شعارهای جامعه مدنی و آزادی اندیشه توانست برای هشت سال جریانی به نام اصلاحات را بر نظام جمهوری اسلامی حاکم نماید.

این جریان که در فراز و نشیبهای خود،کار را به جایی رساند که در ۱۸ تیر ماه ۷۸ برخی آشوبگران به نام دانشجو چند روزی کشور خصوصا  پایتخت را دچار  ناامنی کردند و البته با حضور میلیونی مردم در ۲۳ تیرماه خاتمه یافت ، در انتخابات ۳ تیر ۸۴ با کاندیداتوری دکتر معین با شکست روبرو شد، این شکست نه تنها در زمینه ریاست جمهوری ، بلکه با توجه به آرای پایین آقای معین حیثیت اصلاحات را زیر سوال برد ، دیگر خبری از آن اقبال چندین میلیونی نبود ، بعد از آن بود که برخی اصلاح طلبان بحث عبور ازخاتمی را مطرح کردند ، اگرچه آنان این بحث را بیشتر به خاطر عصبانیت از شکست پیش آمده در انتخابات نهم مطرح کردند و بعد از آن باز هم بر طبل حضور خاتمی در انتخابات دهم کوبیدند ولی این کارها بیشتر جنبه تبلیغی داشت ، حتی تاج زاده در مصاحبه ایی با روزنامه کارگزاران عنوان می کند که تنها خاتمی قدرت دوئل با احمدی نژاد را دارد ، او در واقع اشاره به شکست احتمالی هر کاندیدای اصلاح طلب در برابر احمدی نژاد داشته است.

اما خاتمی با همه حمایتهای احزاب دولت ساخته دوران اصلاحات تحت عنوان حامیان خاتمی بعد از اعلام کاندیداتوری ، انصراف داد ، آنچه که اهمیت دارد این است که چه کسی  می تواند پرچم اصلاحات را بالا نگه دارد ، آیا در واقع میر حسین موسوی قدرت این کار را دارد ، او در سال ۷۵ بعد از اینکه برخی گروه های سیاسی او را به عنوان کاندیدای انتخابات ۲ خرداد ۷۶ برگزیده بودند ، عقب نشینی نمود و باعث جایگزینی خاتمی به جای خود گردید ، انتخابی که به یقین اگر چه با پیروزی روبرو شد ، اما  خواسته های آن جریان را بر آورده نکرد ، این جریان با تفکرات لیبرالی خود بعد از آغاز به کار دولت سازندگی حیات تازه یافته و در سال ۱۳۶۹ با ورود به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و حضور افرادی مانند سعید حجاریان ، عباس عبدی ، عماد الدین باقی ، محسن سازگارا و .... توانست ۱۶ سال با تفکرات لیبرالیستی در برابر گفتمان اصیل انقلاب بایستد ،که بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم و زنده کردن گفتمان امام و انقلاب ، با شکست جدی روبرو شد.

سوال اصلی این است که آیا واقعا شخصی غیر از عبد الله نوری قدرت پرچمداری این جریان را دارد ، در پاسخ به این سوال نظر عبد الله مومنی سخنگوی سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت حائز اهمیت است او تنها عبد الله نوری را در شرایط کنونی واجد شرایط برای ایجاد یک جنبش اجتماعی قوی می داند و می افزاید که او حتی اگر رد صلاحیت شود و یا بعد از کاندیداتوری شکست بخورد ، باز می تواند این جنبش اجتماعی را سازمان دهد.

در این میان می توان میر حسین موسوی را که به گفته کمالی عضو شورای عالی حزب همبستگی (( اصول را گم نکرده و به نظام و رهبری و امام ره اعتقاد دارد )) به حقیقت یک اصلاح طلب اصولگرا نامید ، هر چند که این خصوصیت را بیشتر از او آقای کروبی دارند ، با این امتیاز که در این سالها در عرصه حضوری فعال داشته اند و مانند آقای میر حسین ۲۰ سال دور از فضای سیاسی کشور مشغول کار هنری نبوده اند .

در کل آنچه به نظر نگارنده می رسد این است که تنها حضور عبد الله نوری وزیر کشور دولت  اصلاحات است که می توانداحیا گر اصلاح طلبی به معنای وجودی خود در ۲ خرداد ۷۶ باشد و کاندیداتوری ایشان به معنای بازگشت جریان اصلاحات بر همان ریل ۲ خرداد و عدم حضورشان به منزله شکست صد در صدی اصلاح طلبان در جریانات سیاسی از سال ۸۴ به بعد خواهد بود.

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/22ساعت 0:46 توسط احمد جان نثاری |

باسمه تعالی

بازیگران ستاد های انتخاباتی

در آذر ماه 87 شاهد عملیات روانی در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه بعضی عتیقه ها علاقه دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند ، اکنون که کمی به انتخابات نزدیک تر هستیم می بینیم که گزینه های ریاست جمهوری از طرف مخالفان تفکر احمدی نژادیسم کمتر شده اند در آذر ماه با یک لیست 23 نفری از کاندیداهای احتمالی و ایجاد فضای تردید و شک بین مردم روبرو بودیم ، اکنون می بینیم که این لیست به حداکثر ۶ نفر تقلیل یافته است و از این ۶ نفر چهار نفر هستند که در مورد آنها تحلیل هایی ارائه می شود آقایان کروبی ، خاتمی ، میر حسین و احمدی نژاد ، حالا باید دید چه کسانی و با چه اهدافی از این کاندیداها حمایت می کنند ، ابتدا از ستاد آقای کروبی شروع می کنیم ، این ستاد از اعضای حزب اعتماد ملی تشکیل می شود ، تنها نکته جالب توجه در این ستاد مسئول آن است که همزمان دبیر کل کارگزاران سازندگی هم هست ، غلامحسین کرباسچی کسی است که با ورود خود به ستاد کروبی و حمایتهای عجیب و غریبش از آقای کروبی سوالاتی در ذهن انسان ایجاد می کند ، آیا هاشمی رفسنجانی قصد حمایت از کروبی را دارد ؟ چه شده است که غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و یار غار رئیس جمهور در دوران سازندگی ، کسی که هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست شهرداری او با آنهمه خلافکاری و گند هایی که در مدیریت شهری زده بود ، حاضر شد در مقابل دستگاه قضا بایستد و در خطبه های نماز جمعه تهران از او حمایت کند و شعار مرگ بر غارتگر بیت المال را به جان بخرد ، خیلی خوب آن روزها را به خاطر دارم  ، هم در جلسات دادگاه بودم ، وقتی جناب محسنی اژه ایی (قاضی) با اقتدار با متهم صحبت می کرد و هم در نماز جمعه تهران وقتی هاشمی از او حمایت کرد و شعار مرگ بر غارتگر بیت المال بلند شد ، برایم سوال شده است ، آیا کرباسچی در ستاد کروبی ماموریت خاصی دارد ؟ و اگر ماموریتی دارد آن ماموریت چیست ؟ آیا او قصد دارد با زیرکی خاص خودش و با تعریفهایی از کروبی دل او را به چند وزارتخانه خوش کند تا او کناره گیری نماید یا نیت دارد با اخلال در امورات ستاد فعالیت انتخاباتی کروبی را دچار مشکل نماید در هر صورت در رسانه ها دیدیم که برخی از اعضای اعتماد ملی خواستار استعفای کرباسچی از حزب کارگزاران سازندگی شدند و این نشان از این دارد که حتی برای اعضای اعتماد ملی هم  شبهاتی وجود دارد ! اکنون نظر شما خواننده گرامی را به گزارشاتی از ستاد خاتمی جلب می کنم ، حضور برخی چهره ها از قبیل تاج زاده ، هادی خانیکی ، ظریفیان ، امیرزاده و مهدی هاشمی رفسنجانی در راس فعالیتهای فکری ستاد خاتمی مشاهده می شود ، در این میان در کمیته حقوقی و سلامت انتخاباتی آقایان یونسی ، بهزاد نبوی و مرتضی حاجی حضور دارند ، صادق خرازی سخنگوی ستاد و مجید انصاری کمیته مذهبی را بر عهده دارد ، در گروه مالی ستاد چهره هایی از قبیل عرب سرخی ، علی خاتمی و مرعشی حضور دارند ، واحد پشتیبانی آقای امام و اجرایی آقای سینکی هستند ، نام مسئولین استانها در حوصله این بحث نیست ، اما با نگاهی به همین افراد قید شده حضور دو حزب مطرح یکی سازمان مجاهدین و کارگزاران سازندگی در ستاد خاتمی به چشم می خورد ، و با حضور کارگزارن باز هم سوالاتی در ذهن ایجاد می شود ، قصد افرادی مثل مهدی هاشمی و خصوصا مرعشی از حضور در ستاد خاتمی چیست ؟ واقعا اینها به خاتمی اعتقاد دارند ؟ و قصد حمایت از او را دارند ؟ یا برنامه های دیگری در پشت پرده حزب کارگزاران سازندگی میگذرد ؟ این در حالی است که میر حسین موسوی در ظاهر از حمایت طیف هاشمی رفسنجانی بی بهره است ، لکن ساده انگاری است اگر بعضی پازل های خبری را کنار هم نچینیم ، و نتیجه گیری نکنیم ، از برخی اخبار مانند این که  برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره  حضور میر حسین موسوی به او توصیه هایی کرده اند می گذریم ، اما حمایت صد در صدی تیم قالیباف از میر حسین چه معنایی دارد ، آیا می توان ارتباط قالیباف با هاشمی را منکر شد ؟ ارتباطی که بعد از انتخابات مجلس  هشتم  هر روز بیشتر شد و به جلساتی بین آقایان هاشمی ، قالیباف ، رضایی و لاریجانی  از تیر  ماه 87 به بعد منجر شد ، جلساتی که در آن هاشمی از اینها خواسته بود که در انتخابات کاندید نباشند و اجازه دهند تنها یک نفر در برابر احمدی نژاد رقابت کند ، در کل اگر خیلی از این اخبار را هم  مخدوش کنیم از ارتباط قوی قالیباف با هاشمی نمی توان گذشت و از طرفی هم می بینیم که تیم قالیباف در شهرداری تهران از ماه ها قبل با ارسال پیامک هایی شروع به حمایت از میر حسین می کنند ، این پیامک را خودم دیدم که فرستاده بودند (( هر شخصی با کاندیداتوری میر حسین مخالف است از احمدی نژاد می ترسد )) و از این قبیل تبلیغ ها زیاد انجام داده اند ، حالا جریان کمک مالی آقای هاشمی در انتخابات نهم به قالیباف و  بازگرداندن محسن هاشمی به مترو بعد از شهردار شدن قالیباف چه جریانی دارد ، خدا می داند ؟ حالا تنها نکته ایی که باید خیلی به آن دقت کرد ، این است که آقای هاشمی رفسنجانی بعد از شکست در انتخابات نهم ، حالا در حال اجرای چه طرحی هستند که با سه کاندیدای مطرح در این عرصه ارتباط غیر مستقیم برقرار کرده اند  و خودشان هم شخصا از هیچ یک حمایتی نداشته اند ، البته قبول دارم که آقایان کروبی و خاتمی خیلی به هاشمی نزدیک تر از میر حسین هستند ، لکن این نکته نیز  قابل تامل است که گفته شده هر کس رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد ، حالا این غیر اگر بر اساس مصلحت آقایان و بررسی های انجام گرفته در ستاد  هر طرف  شخص میر حسین موسوی باشد ، به نظر می رسد آقای هاشمی رفسنجانی  به شدت از او  حمایت خواهد کرد.

سلمان مهدوی 23/12/87

+ نوشته شده در جمعه 1387/12/23ساعت 20:40 توسط احمد جان نثاری |

با توجه به اینکه  رهبر معظم انقلاب آبان ماه نسبت به آغاز فعالیتهای انتخاباتی زود هنگام گوش زدهایی داشتند ، اما همچنان برخی روزنامه ها و سایتهای خبری و تحلیلی ، با فضاسازیهای خبری در رابطه با این موضوع خواسته یا ناخواسته در راه اهداف برخی احزاب و گروه های سیاسی قرار گرفته اند.

صحبت از کسانی است که تصمیم دارند ، به هر نحوی شده کسی رئیس جمهور شود که خودشان می خواهند و حتی به گفته خودشان هر کسی را به کرسی بنشانند ، غیر از فلان کس ، اینها می خواهند بر آرا و عقاید مردم حکمرانی کنند و سوار بر این موج روانی به سمتی بروند که دوست دارند.

به نظر می رسد حزب کارگزاران سازندگی تئوریسین این برنامه و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت عوامل اجرایی این برنامه می باشند ، البته این نکته حائز اهمیت است که بازوی اجرایی این برنامه (سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت )  توانسته تا داخل مرزهای احزاب اصولگرا و حتی مثلا ائتلاف فراگیر اصولگرایان پیش روی کند و شنیده شده در دوران اصلاحات  این جریان در اکثر وزارتخانه ها و نهادهای حساس و امنیتی ( در بین مدیران میانی و حتی ارشد ) مهره چینی نموده است ، که اخیرا از آنها با عنوان لایه های پنهان یاد می شود.

 اگرچه این یک برنامه صد در صد از پیش طرح ریزی شده نبوده است ، اما  از زمستان سال 1386 قطعات این پازل کنار هم چیده شدند و از اواخر تابستان 1387 یعنی اواخر ماه مبارک رمضان به صورت کامل این برنامه اجرایی شده است.

شنیده ها حاکی از این است که  این عملیات روانی  با دو محور اجرایی ( اول : اختلاف افکنی بین اصولگرایان ، خصوصا حامیان دولت دوم : ایجاد سر در گمی شدید جهت انتخاب کاندیدای احتمالی بین مردم ) این هدف را دنبال می کند که در دقیقه نود با حذف اکثر احتمالات موجود یک کاندیدای قوی تا در حد رقابت با دکتر احمدی نژاد باشد را معرفی نمایند.

یکی از افرادی که تا به حال حاضر به همکاری با این برنامه نشده است ، و به این موج نپیوسته آقای کروبی می باشد که با قاطعیت کاندیداتوری خود را اعلام نموده است ، شنیده شده در جلسه ایی که یکی از بزرگان نظام با تعدادی از کاندیداهای احتمالی داشته است ، اعلام نموده که با آقای کروبی کاری نداشته باشید ، او را نمی توان هماهنگ نمود.

اینجا لازم است از افرادی که تا کنون به عنوان کاندیدای احتمالی مطرح شده اند ، نام ببریم :

آقایان

محمد هاشمی رفسنجانی

حجت الاسلام کروبی

لاریجانی

حداد عادل

قالیباف

محسن رضایی

حجت الاسلام روحانی

حجت الاسلام پور محمدی

حجت الاسلام خاتمی

عبد الله نوری

عارف

مهر علیزاده

ولایتی

کمالی

آیت الله خرازی

سید حسن خمینی

حجت الاسلام ناطق نوری

میر حسین موسوی

ضرغامی

جهرمی

مظاهری

ذوالقدر

احمدی نژاد

 اینجا  به برخی اخبار سایتهای خبری که با این موضوع مرتبط هستند می پردازیم :

1- پلاك نيوز- محمد هاشمي، رئيس كميته سياسي حزب كارگزاران در جمع تعدادي از مديران اسبق اجرايي كه خواستار راه اندازي هرچه سريعتر ستادهاي انتخاباتي اش بودند، گفت: آقاي كروبي و احمدي نژاد هر دو مي خواهند از منابع بيت المال رأي مردم را براي خود بخرند.وي افزود: طرح 50 هزار توماني كه آقاي كروبي و نقدي كردن يارانه ها از سوي آقاي احمدي نژاد كار بسيار زشت، توهين به مردم و تصرف غيرصحيح بيت المال است

2- علي‌اكبر ناطق‌نوري عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: كانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم نيستم و هيچ برنامه‌اي براي آن ندارم.
وي با اشاره به سخنان اخير برخي اصلاح‌طلبان كه وي را اصلاح طلب تندرو خوانده بودند، گفت: من اصلاح طلب تندرو نيستم و از شهيد بهشتي پيروي مي‌كنم و معتقدم كه يك جناح به تنهايي نمي‌تواند كشور را اداره كند و نيروهاي متدين از همه گروه‌ها كه به چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبري پايبند هستند بايد با يكديگر تعامل داشته باشند و كشور را اداره كنند.

3- پلاك نيوز: جلسات فرزندان هاشمی رفسنجانی با اصلاح‌طلبان ادامه دارد.
در ادامه جلسات خانواده هاشمی با اصلاح‌طلبان، یکی از فرزندان هاشمی با بهزاد نبوی دیدار کرد.
در این دیدار مباحث مختلفی مطرح شده است، اما آنچه بیش از همه جلب توجه می‌کند، توصیه‌های فرزند هاشمی به عضو شوراي مركزي سازمان است که دریردارنده اخبار جدیدی است.
فرزند هاشمی در این دیدار با تاکید بر ادامه تلاش‌های سازمان و مشارکت برای به صحنه کشاندن خاتمی، از وجود برخی موانع خبر داده و می‌گوید: "برخی افراد نزدیک و حلقه اول خاتمی که روی وی نفوذ دارند با آمدن او مخالفند. شما تلاش کنید نظر این افراد تغییر کند

4- خبرگزاري کار ايران: معاون اول دولت اصلاحات در ديدار با مراجع تقليد و آيات عظام در شهر قم تاکيد کرد: شرايط نابسامان اقتصادي عيان­تر از آن است که با آمار ضد و نقيض بتوان آن را کتمان کرد ولي بيش از آن، وضعيت فرهنگي و اجتماعي جامعه نگران­کننده است.

بر اساس اين گزارش عارف در حاشيه ديدار با مراجع عظام، در دانشگاه مفيد، در پاسخ به سوالي در خصوص انتخابات و حضور شخصيت­هايي چون خاتمي و ميرحسين موسوي، آيا به عنوان کانديداي رياست جمهوري وارد کارزار انتخابات مي­شويد،اظهار داشت: خاتمي و ميرحسين موسوي از بزرگان جريان خط امام و ياران امام بوده­اند. عملکردشان در دوران مسئوليتشان يادآور مديريتي موفق در عرصه کشور بوده است.
وي ادامه داد : اکنون اوضاع کشور و نظام اسلامي به گونه­اي است که همه دلسوزان نظام به طور جدي نگرانند و در اين مقطع حاضرند آبرو و توان خود را براي بازگشت مسير کشور به تفکر خط امام در معرض تهديد قرار دهند. به صحنه آمدن براي ما به عنوان کانديدا هيچ منفعت و تمايل شخصي نيست و من با شناختي که از اين دو بزرگوار دارم و با توجه به ديدگاه خودم به انتخابات، به جرات مي­گويم که از اين جمع، حداکثر يک نفر به ميدان مي­آيد.

عضو فرهنگستان علوم در پاسخ به پرسشي ديگر مبني بر اينکه ميرحسين موسوي آيا تمايل خودشان را براي کانديداتوري در انتخابات مطرح کرده­اند يا خير؟ و اگر ايشان کانديدا شوند و اينکه آيا ايشان متعلق به جريان چپ و اصلاح­طلبان محسوب مي­شوند؟ آيا شما و آقاي خاتمي با ايشان در يک جناح سياسي قرار مي­گيريد؟ تصريح کرد: اولا من تا به حال سخني مبني بر اعلام آمادگي ايشان براي ورود به عرصه کانديداتوري نشنيده­ام و اين مسائل بيشتر توسط رقباي سياسي براي دامن زدن به اختلاف در بين نيروهاي خط امام مطرح مي­شود. ولي من به طور يقين مي­گويم در اين زمينه سر سوزن رقابتي بين ايشان و آقاي خاتمي و يا بين من با هر کدام از اين دو بزرگوار وجود ندارد.

5- آريا: بنا بر اخبار دريافتي، ميرحسين موسوي در ديدارهاي جداگانه اي كه با شخصيتها و تشكلهاي مختلف داشته :

اگر قرار باشد حضوري و فعاليتي در انتخابات داشته باشم، براي حضور دعوت و تلاش يك جريان كافي نيست، بايد از جريان ديگر هم دعوتهايي صورت بگيرد.

6- باشگاه خبرنگاران جوان: سخنگوي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي اعلام كرد تشكل سياسي متبوعش در انتخابات دهم رياست‌جمهوري ساز و كار وحدت اصولگرايان را دنبال خواهد كرد.

محمد دهقاني در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران به تشريح آخرين وضعيت و عملكرد جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي در انتخابات آينده پرداخت و گفت: اين جمعيت هنوز وارد مصاديق انتخابات نشده است.
وي در پاسخ به اينكه گفته مي‌شود كانديداتوري رهپويان در انتخابات پيش رو حداد عادل خواهد بود، اظهار كرد: ما جزئي از اصول‌گرايان به حساب مي‌آييم، بنابراين طبيعي است كه سازو كار وحدت را دنبال كنيم.
دهقاني درباره حمايت از حداد عادل گفت: تاكنون وي هيچ مطلبي درباره تمايل كانديداتوري در انتخابات رياست‌جمهوري مطرح نكرده است.

7- اولين قرارداد ميلياردي انتخابات رياست‌جمهوري دهم

اولين تبليغات چاپي ميلياردي براي انتخابات رياست جمهوري دهم كليد خورد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، يكي از نامزدهاي احتمالي انتخابات دهم رياست جمهوري در قراردادي ميلياردي با يكي از چاپخانه‌هاي بزرگ از هم‌اكنون خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري آماده مي‌كند.
در اين قرارداد استفاده از مدرنترين امكانات چاپي تبليغاتي مورد نظر قرار گرفته است.
اين نامزد احتمالي، در انتخابات دوره پيشين رياست جمهوري نيز به صرف هزينه‌هاي ميلياردي تبليغي و چاپي پرداخت.
بنا بر اين گزارش، در انتخابات متعدد سال های بعد از دفاع مقدس، تبليغات پررنگ همراه با چاپ پوسترها و عكس‌هاي رنگي در ابعاد گوناگون، يكي از عوامل كاذب موثر بر انتخابات شده است و بر اين اساس، برخي نامزدها براي معرفي خود و نيز تاثيرگذاري بر افكار عمومي، به اين روش‌ها روي آورده‌اند.
هر چند قانونگذاران در دوره‌هاي گوناگون مجلس شوراي اسلامي درصدد محدود و قانونمند كردن اين روش تبليغي كه بيشتر در كشورهاي غربي مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بودند، اما مي‌توان گفت هنوز هم خلاهاي بسياري در قانون تبليغات انتخابات وجود دارد.

8- در نشست خبری علی لاریجانی با خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی که به مناسبت سی امین سالگرد قانونگذاری جمهوری اسلامی در تالار آفتاب مجلس برگزار شد لاریجانی گفت :

کاندیدای انتخابات نیستم.

وی درباره بحث انتخاباتی نیز، گفت: نباید پیش‌گویی‌های زودتر از زمان خود داشته باشیم، وقتی رئیس جمهوری با رای اکثریت مردم انتخاب می شود آن فرد شخصیت ملی است، مهم این است که سیاست ها به نحوی باشد تا ازهمه ظرفیت ها استفاده شود.

لاریجانی همچنین در مورد خبر دیدار وی با میرحسین موسوی نیز گفت: البته ما ملاقاتی با یکدیگر نداشته ایم این طور که در رسانه ها منتشر شده اما نمی دانم چگونه است که فضای سیاسی کشور نسبت به گفتگوی رجال سیاسی با هم اینقدر حساسیت دارد البته این مراودات امر مطلوبی است اما نه اینقدر تا این حد حساسیت روی آن باشد.
رئیس مجلس گفت : بنده بارها با آقای موسوی در مسائل مختلف گفتگو داشته ام و اصولا مفید می دانم که مسئولان کشور از ظرفیت های سیاسی استفاده کنند. در مورد سایر صاحب نظران نیز چنین بوده است.

9- کمالي" کانديداي کارگران در انتخابات رياست جمهوري

دبير کل خانه کارگر گفت: شخصاً بر اين باور هستم که بايد از ميرحسين موسوي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري حمايت کرد.

عليرضا محجوب با حضور در غرفه"ايلنا"، در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا همچنان از حضور حسين کمالي در انتخابات رياست جمهوري حمايت مي‌‏کنيد؟، گفت: هنوز بر اين نظر هستيم اما منتظر مشخص شدن وضعيت افرادي مانند ميرحسين موسوي هستيم که اگر ايشان قصد آمدن داشته باشند،يکي از مهمترين گزينه‌‏ها براي بررسي هستند.

10- جهرمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد

موج: محمد جهرمي وزير كار و امور اجتماعي از حضور خود در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري خبردادودليل اين امر را خدمت به مردم عنوان كرد.
وي تصريح كرد:با توجه به پيشينه كاري خود و نيز ضرورت حضور براي خدمت به مردم اين احساس را دارم كه بايد براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آماده شوم.
نظريه پرداز اقتصادي دولت نهم كه اكنون خود را دربرخي موارد منتقد مي داند،تصريح كرد:با توجه به مشكلات اقتصادي و نياز كشور به رشد و توسعه و پرهيز از تنش لزوم حضور كانديداهايي با ديدگاههاي مختلف در انتخابات رياست جمهوري شركت خواهم كرد.
شايان ذكر است ،جهرمي نظريه پرداز اقتصادي دولت نهم انتقاد هاي متعددي را در پايان سال كاري دولت به دليل عدم اجرايي شدن برخي آئين نامه هاي اقتصادي دولت در خصوص بازار سرمايه ، پول و اشتغال درمحافل رسانه اي مطرح مي كند

11- خبرگزاری فارس
عضو نهضت آزادي گفت: گروه هاي دوم خردادي به علت اختلافات اصولي و بنيادين از لحاظ مباني فكري، در اين دوره از انتخابات هم به كانديداي واحد نخواهند رسيد.

12- رئيس سازمان صدا و سيما گفت: كانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم نخواهم شد.    
به گزارش فارس، عزت‌الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما شب گذشته در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق (ع) گفت:‌ من هر جا مي‌روم سوال مي‌‌شود كه آيا در انتخابات رياست جمهوري نامزد خواهيد شد يا خير؟ من در همه جا و در جمع شما اعلام مي‌كنم كه در انتخابات رياست جمهوري كانديدا نخواهم شد.
وي همچنين در اين برنامه اظهار اميدواري كرد كه در آينده نزديك برنامه‌هاي «90» سياسي و فرهنگي توليد و پخش شود.

12- پور محمدي کانديدا مي‌شود

پور محمدي به جوانان وعده داد که در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري زمينه دسترسي آنها به محصولات فرهنگي جذاب را فراهم کند.
به گزارش برنا مصطفي پور محمدي با شعار بهبود مديريت شهري قصد دارد تا براي انتخابات رياست جمهوري دهم کانديدا شود. 
بر اساس گزارش هاي واصله وي قصد دارد با يک نگاه ساختار گرايانه وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي شود. 
پورمحمدي در جلسه پرسش و پاسخ با اساتيد دانشگاه آزاد شهر کرد به جوانان وعده داد که در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري زمينه دسترسي آنها به محصولات فرهنگي جذاب را فراهم کند.

13- مظاهري ؛ كانديداي تازه ي انتخابات رياست جمهوري

طهماسب مظاهري كه چندي پيش از رياست بانك مركزي استعفاء داد، قرار است در انتخابات رياست جمهوري دوره ي آتي شركت كند.وي پس از ديدار با برخي اعضايبرجسته موسسه باران وابسته به سيد محمد خاتمي،....

14- ولایتی: كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري نمي‌شوم

علي‌اكبر ولايتي شنبه‌شب در حاشيه جلسه‌ ماهانه جامعه اسلامي مهندسين در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر اين كه آيا قصد نامزدي در انتخابات رياست‌جمهوري دهم را دارد گفت: قصد ندارم كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري شوم.
به گزارش خبرنگار ايسنا، علي‌اكبر ولايتي هم‌چنين در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، ‌در ارتباط با وضعيت جريان اصول‌گرا و امكان پيروزي در انتخابات اظهار كرد: بدون ترديد عناصر جريان اصول‌گرا اگر با هم متحد شوند در انتخابات آينده پيروز خواهند شد.
مشاور مقام معظم رهبري در امور بين‌الملل هم‌چنين در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري در ارزيابي‌ از سياست خارجي دولت نهم و نظر مقام معظم رهبري در اين ارتباط گفت: در مورد اساس و كليات سياست كشور از جمله سياست خارجي، مقام معظم رهبري نظارت و اشراف دارند؛ هما‌ن‌طور كه در قانون اساسي آمده است و ايشان تا به حال به آن عمل كرده‌اند؛ ولي اين كه نظر رهبري در مورد جزئيات سياست خارجي چيست، بنده از ايشان در اين ارتباط سوال نكرده‌ام.

15-محمدرضا راه چمني رئيس شوراي عالي حزب همبستگي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به انتخابات رياست جمهوري دهم و احتمال حضور خاتمي در رقابت‌هاي 88 گفت: با در نظر گرفتن شرايط كنوني كشور و متفاوت بودن وضعيت جاري با وضعيت سال 76 بعيد مي‌دانم كه خاتمي در عرصه حضور يابد و رقيب كروبي شود.
راه چمني در ادامه افزود: به احتمال بسيار قوي كروبي در انتخابات آينده كانديدا خواهد شد و با توجه به سابقه ‌دوستي كروبي و خاتمي و تلاش‌هاي كروبي براي رياست جمهوري خاتمي، بعيد به نظر مي‌رسد كه خاتمي رقيب كروبي شود.
رئيس شوراي عالي حزب همبستگي با بيان اينكه كروبي قبلا هم گفته بود كه اگر تصميم به حضور بگيرد به نفع هيچ كس كنار نمي‌رود، اظهار داشت: با توجه به شخصيت آقاي كروبي و اينكه اگر ايشان اراده انجام كاري را داشته باشد تا آخر مي‌ايستد، به همين خاطر احتمال كنار كشيدن كروبي در انتخابات رياست جمهوري غير محتمل است.
وي با اشاره به اينكه در عالم سياست همه چيز امكان پذير است، تصريح كرد: اگر همين امروز خاتمي اعلام كند كه كانديدا نمي‌شوم، اكثريت قاطع اصلاح‌طلبان پشت سر كروبي جمع خواهند شد.

16-ياسر هاشمي رفسنجاني:

روحاني كانديداي انتخابات رياست جمهوري مي‌شود

خبرگزاري فارس: يكي از فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از كانديداتوري حسن روحاني رئيس مركز تحقيقات استراتژيك اين مجمع در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري خبر داده است.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمد علي ابطحي از اعضاي دولت اصلاحات در آخرين مطلب سايت شخصي خود نوشته است كه در حاشيه مراسم سالگرد آيت الله شهيد صدوقي با ياسر هاشمي رفسنجاني درباره اظهارات اخير روحاني در خصوص دولت نهم كه به اعتقاد وي در راستاي فعاليت هاي انتخاباتي رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شده، صحبت كرده است.
ابطحي ادامه داد: ياسر هاشمي رفسنجاني گفت كه روحاني تصميم قطعي گرفته در انتخابات رياست جمهوري آينده كانديدا شود اما حضور او در اين عرصه، منوط به عدم كانديداتوري سيدمحمد خاتمي است.

17-  آفتاب: نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا نخواهم شد
حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی، نوه رهبر فقید انقلاب اسلامی، در حاشیه مراسم دیدار جمعی از فعالان سیاسی جوان کشور با وی که شب گذشته در حسینیه جماران برگزار شد، در پاسخ به سوال خبرنگار سیاسی آفتاب مبنی بر دعوت یکی از گروه‌های سیاسی از ایشان برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: «بحث کاندیداتوری من اصلا مطرح نیست و در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا نخواهم شد». 
گفتنی است یکی از گروه‌های سیاسی اصول‌گرا، هفته گذشته از نوه امام راحل (ره) برای نامزدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران دعوت به عمل آورده بود.

گفتنی است یکی از گروه‌های سیاسی اصول‌گرا، هفته گذشته از نوه امام راحل (ره) برای نامزدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران دعوت به عمل آورده بود

عضو شوراي مركزي حزب الله ايران خبر داد:

18- سيدمحمدباقر خرازي، كانديداي اختصاصي حزب الله ايران در انتخابات رياست جمهوري

عضو شوراي مركزي حزب الله ايران با اشاره به اينكه حزب الله ايران در انتخابات رياست جمهوري كانديداي اختصاصي معرفي خواهد كرد، گفت: ما در تلاش هستيم آيت الله سيد محمد باقر خرازي، دبير كل اين تشكل را به عنوان كانديداي انتخابات رياست جمهوري مطرح كنيم.

سيدعلي سيدي ركني در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به اينكه حضور آيت الله خرازي در انتخابات دهم رياست جمهوري يك ضرورت است، افزود: اين موضوع با آيت الله خرازي مطرح شده است و وي در حال بررسي و مطالعه جدي در اين زمينه است.

اين عضو شوراي مركزي حزب الله ايران ادامه داد: احساس تكليف منجر به حضور آيت الله خرازي خواهد شد؛ چرا كه وي شخصيتي با درايت است.

سيدي ركني با اشاره به اينكه حضور آيت الله خرازي بسياري از معادلات را در طيف اصلاحات و اصولگرا تغيير خواهد داد، افزود: فقاهت، معنويت، مديريت، دانش، علم و آگاهي نسبت به مسائل و مشكلات كشور، قانون اساسي، خون شهدا، مردمي و بي ادعا بودن آيت الله خرازي از جمله مهم ترين دلايل بر هم زدن معادلات سياسي در انتخابات پيشرو است

19- آیا ذوالقدر کاندیدای انتخابات آینده ریاست جمهوری است؟

بررسی انتخابات آینده ریاست جمهوری در جلسه نمایندگان با ذوالقدر

به گزارش سایه نیوز به نقل ازشهاب‌نیوز، محمد باقر ذوالقدر معاون امنیتی و قائم‌مقام سابق وزارت کشور اوایل این هفته با حدود 60 تن از نمایندگان مجلس هشتم جلسه‌ داشته است.
شنیده‌های خبرنگار شهاب‌نیوز حاکی از آن است که در این جلسه انتقادات صریحی نسبت به عملکرد دولت احمدی‌نژاد مطرح شده است. برخی از حاضران این جلسه نیز تاکید کرده‌اند که با توجه به شرایط کشور و عملکرد دولت نهم، اصولگرایان باید در انتخابات آینده ریاست جمهوری از فردی به غیر از احمدی‌نژاد حمایت کنند.
محمدباقر ذوالقدر قبلاً قائم‌مقام مصطفی پورمحمدی وزیر کشور بود که با دستور مستقیم رئیس‌جمهور برکنار شد. برکناری وی با انتقادات وسیعی در میان رسانه‌های اصولگرا مواجه گشت.

20- ستاد انتخاباتی محمد باقر قالیباف که مدت هاست فعالیت های خود را آغاز کرده، با دعوت و بهره گیری از دو چهره ی شاخص و ناراضی دولت نهم، فعالیت های خود را وارد دوره تازه ای کرده است.
به گزارش ايران ديپلماسی به نقل از انتخاب ، ستاد انتخاباتی شهردار تهران در تازه ترین اقدام خود از داود دانش جعفري (وزیر سابق اقتصاد و امور دارایی دولت نهم) و فرهاد رهبر (رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی)، دعوت کرده است.
قالیباف از این دو چهره خواسته برنامه های اقتصادی وی را برای اعلام در برنامه های انتخاباتی وی، بنویسند
فرهاد رهبر که در حال حاضر رییس دانشگاه تهران است، دارای مدرک دکترای اقتصاد نظری از دانشگاه تهران است. وی پیش از آن رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت احمدی نژاد و معاون اقتصادی وزارت اطلاعات در دولت هاشمی رفسنجانی بوده است.وی پیش از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط محمود احمدی نژاد و تزل دادن این سازمان به یکی از معاونت های نهاد ریاست جمهوری در اعتراض به این تصمیم از سمت خود استعفا داد.
داوود دانش جعفری نیز مدرک کارشناسی عمران خود را از دانشکدهٔ مهندسی دانشگاه کشمیر هندوستان کسب نمود. وی سپس در سال ۱۳۷۱ در رشته کارشناسی ارشد اقتصاد فارغ‌التحصیل شد. دانش جعفری دکترای خود را سال ۱۳۸۰ از دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی کسب نمود. وی از فرمانده کل قوا به دلیل فعالیت‌های مهندسی مرتبط با رفع محاصره آبادان (عملیات ثامن‌الائمه) نشان فتح اخذ نموده است.
دانش جعفری که وزیر اقتصاد دولت احمدی نژاد بود، در اعتراض به برخی تصمیمات از سمت خود استعفاء داد، وی پس از استعفاء ، شدیدترین انقادات را از سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد مطرح کرد.
به گزارش انتخاب ، ستاد انتخاباتی شهردار تهران همچنین از مظاهری برای حضور در این ستاد دعوت کرده که با مخالفت وی مواجه شده است. مظاهری در پاسخ گفته که در صورت حضور خود در انتخابات، برنامه ی اقتصادی راائه خواهد داد.

21- دفاع روزنامه انگليسي از رياست جمهوري قاليباف

روزنامه اينديپندنت چاپ انگلستان با معرفي محمد باقر قاليباف شهردار تهران به عنوان يكي از پركارترين شهرداران جهان اين سوال را مطرح كرد كه آيا شهرداري تهران مي تواند سكوي پرتاب وي به رياست جمهوري باشد به نوشته شماره امروز اين روزنامه در اينترنت قاليباف كه به عنوان هشتمين شهردار برتر جهان شناخته شده است تا به حال طرحهاي زيادي در پايتخت ايران به اجرا گذاشته و يا تكميل كرده است كه برج ميلاد يكي از اين طرحها و شايد مهم ترين آنها بوده است يك ضرب المثل فارسي مي گويد كار را كه كرد آنكه تمام كرد . قاليباف زماني كه رئيس پليس تهران بود مرد سخت كوش و پركاري بود او فرماندهي اين نيرو را پس از وقايع سال هزار و نهصد و نود و نه و اعتراضات دانشجويي آن سال بدست گرفت و موفق شد آنرا بازسازي كرده و وجهه اي تازه به آن ببخشد سه سال پيش قاليباف در انتخابات رياست جمهوري ايران از احمدي نژاد شكست خورد در نظر داشته باشيد كه احمدي نژاد در ان زمان شهردار تهران بود و با اختلاف زيادي هم قاليباف را شكست داد قاليباف در سفر اخيرش به كشور ژاپن نه تنها از سياستهاي داخلي رئيس جمهور ايران خرده گرفت بلكه بدون هيچ پرده پوشي نشان داد اگر لازم باشد در مسير تقابل با احمدي نژاد هم قرار خواهد گرفت قاليباف از سياستهاي اوباما نامزد رياست جمهوري حزب دمكرات امريكا در باره ايران استقبال كرده است و درباره عراق هم گفته است بايد راهي براي حل اختلافات ايران و امريكا يافت اينديپندنت در ادامه به بررسي اوضاع تهران پرداخت و نتيجه گرفت قاليباف از عهده انجام امور محوله به او تا حد زيادي بر آمده است . نگاه رسانه هاي انگليسي به قاليباف از زمان مطرح كردن انتقادات صريح نسبت به احمدي نژاد مهربان شده و از نامزدي وي در رياست جمهوري استقبال مي شود

22- قاليباف قيد نامزدي در انتخابات رياست جمهوري را مي زند

نوانديش: يك منبع آگاه  نزديك به قاليباف با اشاره به احتمال كانديداتوري قاليباف در انتخابات رياست جمهوري دهم به خبرنگار نوانديش  گفت: احتمال حضور قاليباف در انتخابات با توجه به عملكرد مثبتي كه در شهرداري تهران داشته است تا هفته گذشته بسيار زياد بود  اما با اتفاقاتي كه در هفته گذشته رخ داد شايد او قيد انتخابات رياست جمهوري را بزند .

وي افزود : قاليباف هفته گذشته به ديدار يكي از مقامات رفت و  گزارشي از فعاليت هايش در شهرداري تهران را ارئه كرد.

اين منبع آگاه اظهار داشت : از آنجا كه عملكرد قاليباف در شهرداري تهران درخشان بوده و باعث رضايت مردم از شهرداري تهران شده است اين مقام ارشد  از قاليباف خواسته است برنامه پنج ساله آينده شهرداري را بنويسد .

وي در پايان گفت: بعد از اين ديدار فعاليت هاي انتخاباتي قاليباف كاهش يافته است

23- قاليباف در نشست خبري متروپليس: هنوز تصميمي براي کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري نگرفته ام

خبرگزاري آريا- شهردار تهران که بامداد امروز جهت حضور در نهمين اجلاس شهرداران جهان(مترو پليس) وارد سيدني شد در جمع خبرنگاران مستقر در محل اقامت خود مترو را مهمترين پروژه در توسعه تهران ناميد و در پاسخ به سوالي در زمينه کانديداتوري براي انتخابات رياست جمهوري آينده گفت: فرصت زيادي تا انتخابات مانده ، سخن از کانديداتوري زود است و من نيز هنوز تصميمي در اين زمينه نگرفته ام.

24- رضايي: كانديداتوري محسن رضايي قطعي نيست

نماينده مردم مسجدسليمان با بيان اين مطلب، افزود: فعاليت دوستاني كه داراي فكر متعادل هستند و بر كار كارشناسي بيشتر در امور ، توجه به چشم انداز و پيشرفت و توسعه‌ كشور تاكيد دارند، ادامه دارد، ولي هنوز تحت عنوان خاصي فعاليت ندارند.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا احتمال دارد محسن رضايي برادر وي براي انتخابات رياست جمهوري دهم كانديدا شود، گفت: اكنون قطعي نيست، ولي احتمال آن بالقوه وجود دارد.

رضايي هم‌چنين گفت:‌ گروه‌هاي سياسي بايد از اشتباهات و اشكالات خود درس بگيرند، هم گروه‌هاي اصلاح‌طلب و هم گروه‌هاي اصولگرا وقتي وارد عرصه شدند، اشتباهاتي داشته‌اند و اين دوستان بايد از اين اشتباهات درس گرفته و در حركات آينده‌ي خود اين مسائل را مدنظر قرار دهند تا از بروز مجدد اشتباهات جلوگيري شود.

25- بصيرت: محمد هاشمی، برادر کوچکتر آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی برای حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرد.
به گزارش بصيرت به نقل از  عصرایران، هاشمی با اشاره به اینکه مدتی است اشخاص به او مراجعه و درخواست می کنند که رئوس برنامه هایش را برای انتخابات تعیین و ستادهای انتخاباتی اش را فعال کند، گفت: این اشخاص دارای تفکرات متفاوت و از بین اکثر گروه ها و جریانات سیاسی بوده اند.
وی که با روزنامه وطن امروز- به مدیر صاحب امتیازی مهرداد بذرپاش- گفت و گو می کرد با اشاره به مصاحبه قبلی اش با روزنامه کارگزاران تصریح کرد: از من سوالی شد که احتمال کاندیداتوری خود در انتخابات سال آتی را تکذیب می کنید که من گفتم نه، این کار را نمی کنم.
دبیر سیاسی حزب کارگزاران، اعلام کاندیداتوری خود را مغایر با اهداف حزب متبوعش ندانست و گفت: اصولا برنامه شخصی من این است که نماینده هیچ حزب و گروهی نباشم و به عنوان کاندیدای مستقل در انتخابات شرکت کنم چون فضای سیاسی کشور به گونه ای است که رییس جمهور نباید حزبی و وامدار تشکل خاصی باشد.
وی در پایان خاطرنشان کرد که درباره کاندیداتوری خود با برادر بزرگترش آیت الله هاشمی مشورتی نکرده است.

26-دورانی:انتساب ائتلاف فراگير اصولگرايان به قاليباف را قبول دارم

دبيرکل آبادگران جهادي در پاسخ به اين سوال که آيا انتساب ائتلاف فراگير اصولگرايان به قاليباف صحت دارد؟گفت: انتساب اين ائتلاف به آقاي قاليباف و همينطور لاريجاني و رضايي را قبول دارم.

علي دوراني در گفتگو با ايلنا، با اشاره به ايده دولت ائتلافي گفت: طرح دولت ائتلافي و وحدت ملي از نظر ما تفاوتي با يکديگر ندارد.

وي افزود: تعريفي‌‏که از اصولگرايي وجود دارد، همان تعريفي است که رهبري بيان کردند و از آنجا که دايره اصولگرايي را بسيار وسيع مي‌‏دانيم تفاوتي بين دولت ائتلافي و دولت وحدت ملي نمي‌‏بينم.

اين فعال سياسي تصريح کرد: طرح دولت ائتلافي مکانيزمي براي رسيدن به نامزد واحد است و البته موانعي هم براي تحقق آن در کشور وجود دارد.

وي با بيان اينکه دولت نهم متظاهر به اصولگرايي است،اظهار داشت: اگر در انتخابات آينده دولتي تشکيل شود که سلايق مختلف در آن وجود داشته باشد،مي‌‏تواند چالش‌‏هاي پيش روي کشور را مرتفع کند زيرا يک دولت شخصي به مانند دولت احمدي نژاد نمي‌‏تواند مشکلات جامعه را حل کند.

دوراني در پاسخ به اين سوال که آيا انتساب ائتلاف فراگير اصولگرايان به قاليباف صحت دارد؟گفت: انتساب اين ائتلاف به آقاي قاليباف و همينطور لاريجاني و رضايي را قبول دارم.
دبيرکل آبادگران جهادي با اظهار بي‌‏اطلاعي از راه‌‏اندازي ستادهاي انتخاباتي قاليباف درباره اظهارنظر اخير اسماعيل کوثري مبني بر فعاليت ستادهاي شهردار تهران گفت: مطمئنا آقاي کوثري انسان دروغ‌‏گويي نيستند.

وي همچنين با رد برخي شائبه‌‏ها مبني بر اينکه قاليباف حضور خودش را منوط به حضور خاتمي کرده است، نيز گفت: اگر کسي برنامه‌‏هاي خوب و تاثيرگذاري داشته باشد که با آن برنامه‌‏ها مشکلات مردم حل مي‌‏شود هيچگاه حضور خودش در انتخابات را منوط به حضور فرد ديگري نمي‌‏‏کند.

دبير ائتلاف فراگير اصولگرايان در ادامه تصريح کرد: به نظر مي‌‏رسد موضوع خاتمي بسيار کش‌‏دار شده است و اين نشان از نيامدن او به صحنه انتخابات دارد و معتقدم خاتمي نبايد اجازه دهد بيش از اين با احساسات دوستانش بازي شود.

27- احتمالاً در انتخابات رياست جمهوري دهم مستقل مي‌آيم

عضو ارشد حزب كارگزاران سازندگي گفت: احتمالاً در انتخابات رياست جمهوري دهم مستقل شركت مي‌كنم.

محمدهاشمي رفسنجاني در بازديد از غرفه خبرگزاري فارس در پانزدهمين نمايشگاه بين‌المللي مطبوعات و خبرگزاري‌ها و در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس"توانا" در خصوص انشقاق جريان اصلاح‌طلب براي انتخابات آينده گفت: در ائتلاف اصلاح‌طلبان دو شيوه براي رسيدن به نامزد واحد تعيين شده است.
وي ادامه داد: نخست شورايي كه بر مبناي دموكراتيك رأي‌گيري مي‌كند و اگر اين ساز و كار جواب نداد، شوراي حكميت كه نمايندگان احزاب و تشكل‌هاي اصلاح‌طلب در آن حضور دارند تصميم نهايي را خواهند گرفت كه اميدوارم با يكي از اين دو راهكار اصلاح‌طلبان به نتيجه مطلوب برسند.
هاشمي رفسنجاني در خصوص برنامه‌هاي حزب كارگزاران در انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: اين حزب دو مصوبه درباره انتخابات دارد. يكي اين كه در ائتلاف اصلاح‌طلبان شركت كند و ديگري از كانديداي واحد جريان ائتلاف اصلاح‌طلبان حمايت كنند.
هاشمي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين كه آيا تاكنون نظرسنجي در خصوص كانديداي اصلاح‌طلبان در اين جريان صورت گرفته است، ‌ابراز عقيده كرد تاكنون نظرسنجي درباره محبوب‌ترين فرد براي كانديداي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست جمهوري صورت گرفته است اما از گفتن نام وي معذروم.
اين فعال سياسي اصلاح‌طلب در پاسخ به اين كه گفته مي‌شود دو حزب نزديك به خاتمي به دنبال تأخير در اعلام كانديداتوري وي در انتخابات هستند تا فضاي انتخابات را مبهم نگه دارند، اضافه كرد: ‌البته من هم اينگونه مسائل را شنيده‌ام اما به هر حال خاتمي بايد براي حضور در انتخابات خودش تصميم‌گيري كند.
هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: جريان اصولگرا تا كنون در خصوص اعلام نامزدهاي خود در انتخابات بسته عمل كرده است.

28- تحلیل وزیر بهداشت دولت اصلاحات از انتخابات ریاست جمهوری دهم

يك عضو فراكسيون خط امام(ره) مجلس در پاسخ به اين سوال كه چه افرادي بيشتر ظرفيت ايجاد اجماع را دارند، اظهار داشت: كروبي يكي از افرادي است كه قبلا بوده و تا پايان راي‌گيري نيز جزو شانس‌هايي بوده است كه راي بياورد. هم‌چنين حضور خاتمي در انتخابات نيز قطعا در ايجاد اجماع در انتخابات موثر است.

مسعود پزشكيان در گفتگو با ايسنا، افزود: قطعا اگر خاتمي در انتخابات شرك كند به احتمال زياد مي‌توان اجماعي ايجاد كرد.

نماينده مردم تبريز در مجلس تصريح كرد: دكتر احمدي‌نژاد كه به احتمال قوي در انتخابات دوره‌ي دهم رياست جمهوري حضور خواهند داشت، و طبق بحث‌هايي كه مي‌شود قاليباف نيز در انتخابات حضور خواهد داشت، اما اين‌كه نتيجه چه خواهد شد مشخص نيست.

پزشكيان در پاسخ به اين‌كه با توجه به شروع بحث انتخابات در حال حاضر، آيا اين امر سبب دل‌زدگي مردم مي‌شود و يا آنها را براي حضور در انتخابات آماده‌تر مي‌كند، گفت: بستگي دارد اين افرادي كه مي‌خواهند در حال حاضر وارد بحث انتخابات شوند چگونه كار را ادامه دهند؛ چنانچه اين اقدام مبتني بر اطلاع‌رساني، آگاه كردن و شفاف‌سازي باشد مي‌تواند كمك كننده باشد اما اگر به جاي اطلاع‌رساني سياسي كاري شود، قطعا تخريب به وجود آمده و دل‌زدگي پيش خواهد آمد.

وي گفت: افرادي كه مي‌خواهند كانديدا شوند بايد از هم‌اكنون خود را معرفي كنند و ايده‌هايشان را بيان كنند؛ به طوري كه در مجامع نيز سخنان خود را بيان كرده و به انتقادات و پيشنهادات توجه كنند. بنابراين در نهايت جمع‌بندي كرده تا مجموعه اين جمع‌بندي‌ها تبديل به يك سياست كلي شود، چرا كه اين نوع جمع‌بندي‌ كارساز است.

پزشكيان يادآور شد: اگر كسي ده روز به انتخابات مانده فقط شعارهايي را بدهد كه بعد از سر كار آمدن به اين شعارها عمل نكند دل‌زدگي ايجاد مي‌كند، چرا كه وقتي بر سر كار مي‌آيند كسي نيست تا از آنان بپرسد حال كه چنين شعارهايي را داده‌ايد چرا عمل نكرديد؛ چون شعار است و در آن مدت انتخابات كسي فرصت ندارد تا از كانديدا بپرسد اين شعارهايي كه مي‌دهيد راهكارش چيست و چگونه قابليت اجرا دارد، ديگر بحث‌هاي بعد از انتخابات پيش نخواهد آمد.

وي اظهار داشت: اگر كانديداها از هم‌اكنون تبليغات انتخاباتي را شروع كنند، صداوسيما، رسانه‌ها و ساير مجموعه‌ها و گروه‌هاي درگير مي‌توانند منطقي بحث كرده و ديدگاه‌ها را تحليل كرده و بدون سياسي كاري نظر دهند، و اين مفيد به حال مملكت است.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/13ساعت 13:6 توسط احمد جان نثاری |

+ نوشته شده در شنبه 1387/09/09ساعت 8:20 توسط احمد جان نثاری |

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/06ساعت 18:38 توسط احمد جان نثاری |

نقل است درمسابقه فوتبال آرژانتین با یه تیمی ، مربی  4 بازیکن رو برای مهار مارادونا مامور کرده بود ، اما در نیمه اول چند بار توپ زیر پای غضنفر رسید ، غضنفر هم که حسابی از مارادونا می ترسید ، تا نگاهش به مارادونا می افتاد دست و پاش رو گم می کرد و توپ رو به سمت دروازه خودی شوت می کرد ، خلاصه نیمه اول چهار تا گل زد به تیم خودش ، مربی هم که دیگه بازیکنی نداشت ، تو نیمه دوم اون چهار نفر رو مامور کنترل غضنفر کرد  ، گفت مارادونا رو ولش غضنفر رو بگیرین ، اینجا بود که تو این نیمه مارادونا هم 4 تا گل زد و اون تیم هشت هیچ باخت.

28 آبان ماه  جناب آقای علی دورانی دبیر اجرایی ائتلاف فراگیر اصولگرایان ضمن مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته بودند :  تمام نيروهاي انقلاب كه دل در گرو انقلاب دارند و براي كارآمدي آن تلاش مي‌كنند در دايره اصولگرايي قرار مي‌گيرند.

سوال این است که ایشان چرا و چگونه این تعریف را ارائه می دهند؟

در واقع اینطور به نظر می رسد که آقای دورانی بسیار تلاش دارند با گسترده کردن محیط اصولگرایی افرادی را وارد به این محیط کنند ، اما واقعا این افراد چه کسانی هستند و چه مشخصاتی دارند ، در هر صورت باید گفت تعریف ارائه شده از طرف ایشان اگر چه جامع افراد هست اما مانع اغیار نمی باشد ، باید دقت داشت که این تعریف  که دل در گرو انقلاب داشته باشند و برای کارآمدی آن تلاش کنند کلی است و یاید بعد از آن حتما عنوان نمود که پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و التزام عملی به آنها  خصوصا اصل اصیل ولایت فقیه مشخصه اصلی اصولگرایان است و در یک کلمه اصولگرایی یعنی پیروی از ولایت فقیه ، با این ملاک ارزشمند است که می توان محیط دایره اصولگرایی را تعیین نمود و مرزبندی کرد ، دقیقتر اینکه خیلی افراد را میشناسیم که دل در گرو  انقلاب دارند اما به اصول پایبند نیستند و التزام عملی ندارند ، خیلی واضح است که تعریف اصولگرایی در خود این لفظ آمده است.

ایشان در قسمتی دیگر از سخنانشان گفته اند : اصولگرايي در تقسيم‌بندي‌هاي جناحي و سياسي قرار نمي‌گيرد و دايره‌ وسيعي دارد که متاسفانه برخي از افراد و گروه‌هاي سياسي اصولگرايي را محدود كرده و آن را به سطح رقابت‌هاي انتخاباتي تنزل مي‌دهند.

لازم به ذکر است اگرچه اصولگرایی دایره وسیعی دارد ، اما در عین حال خیلی افراد از این دایره بیرون هستند ، اتفاقا اصولگرایی مانند اصلاح طلبی دقیقا در تقسیم بندی های جناحی و سیاسی قرار می گیرد و اخیرا عده ای از طرف اربابان خودشان مامور شده اند که در این جریان ناب سیاسی و جناحی اختلاف افکنی کنند ، به احتمال قوی دبیر اجرایی ائتلاف اصولگرایان به این مسئله دقت نداشته اند.

شاید لازم یه یاد آوری باشد که در زمان انتخابات مجلس هشتم حدود 10 لیست با وزن سیاسی ،  متفاوت با لیست اصلی اصولگرایان چاپ شده بود، که داعیه اصولگرایی داشتند ، این خود سند بزرگی است که نشان می دهد این جریان کاملا سیاسی و جناحی است و البته آنقدر ارزشمند است که حتی برخی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب وارد رقابت شدند.

خلاصه سخن اینکه مراقب باشیم هشت هیچ نبازیم.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/09/06ساعت 0:23 توسط احمد جان نثاری |

به گزارش خبرگزاري فارس، متن نامه بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف بدين شرح است:
ضمن تبريك به مناسبت آغاز هفته بسيج بدين وسيله در آستانه حضور شما در دانشگاه صنعتي شريف، اين حضور را ارج نهاده و آن را به عنوان فرصتي براي دانشجويان جهت مطالبه خواسته‌هاي خود و مطرح شدن سئوالات ايشان در فضايي دانشجويي، برمي‌شماريم.
دور بودن شما از فضاي دانشگاه بر كسي پوشيده نيست. عدم دسترسي دانشجويان به شما موجب گشته تا شبهات و مطالبات ايشان از شما بي‌پاسخ بماند. حال كه فرصتي پيش آمده و پس يك دهه دوري شما از فضاي رودرروي دانشجويي مي‌توانيم شاهد تحقق اين‌گونه ديداري باشيم، چرا بايد به دليل تدابير امنيتي و يا هر دليل ديگري باز هم از طرح سوال و بيان انتقادات خود به طور مستقيم و بي‌واسطه محروم بمانيم؟ آيا اين مسئله شايسته كارگزار اميرالمومنين(ع) است؟ نشاط فضاي دانشجويي ايجاب مي‌كند كه مطالبه‌اش تند و تيز باشد و سوالش پركنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمت‌گزاران نظام اسلامي وجود دارد كه سايرين در چنين فضاهايي نيز شركت كرده و پاسخ­گو هستند ولي جنابعالي همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب مي‌كنيد؟
عملكرد بسيجيان در طول سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب گوياي اين واقعيت است كه ايشان همواره در خدمت انقلاب و آرمان‌هاي امام راحل در حركت بوده‌اند. زماني كه حاميان اوليه آقاي خاتمي به وي حمله كرده و در پايان كار دولت وي، او را مورد سخت‌ترين بي‌مهري‌ها قرار دادند، اين بسيجيان بودند كه كمر همت بر حمايت از او بستند. زماني شما عاليجناب سرخ‌پوش ناميده شديد، اين بسيجيان بودند كه در صف اول حاميان شما ايستادند. حال چه دليلي دارد كه كساني كه وفاداري خود را به انقلاب و آرمان‌هاي آن در طول اين سه دهه به اثبات رسانيده‌اند از طرح چند سوال به صورت شفاهي و بي‌واسطه محروم بمانند؟

آقاي هاشمي
به اذعان هر فرد منصفي اكبر هاشمي رفسنجاني جزئي از تاريخ ايران است. شما بوديد كه امام فقيد و حكيم امت، دليل زنده بودنتان را زنده بودن انقلاب دانست؛ فردي كه رهبر انقلاب در وصفش فرمود: "هيچ كس براي من آقاي هاشمي نمي‌شود". چرا بايد حزب كارگزاران كه در فضاي سياسي كشور به واسطه وابستگي‌اش به شما شناخته مي‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب كه غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بوده‌اند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود كه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرال‌ها بيفتد".
نمي‌توانيم بپذيريم كه نزديكان كسي كه مدعي صلاحيت جهت كارگزاري حضرت امير(ع) است عمدتا افرادي باشند كه در معرض اتهامات گوناگون اقتصادي و رانت خواري قرار دارند. در زندگي‌هاي شخصي‌شان ذره‌اي ساده زيستي به چشم نمي‌خورد. محاسبه و نظارت آنها بر رفتار زيردستانشان مطابق با اصول مديريت ليبرالي بوده و فرسنگ‌ها از تصوير ترسيم شده از عدالت محوري در حكومت حضرت علي(ع) فاصله دارد.
اينگونه تضادها آن زماني دردناك‌تر مي‌شود كه با مرور تاريخ و بررسي شرايط كشور در سنوات گذشته مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت كه عدم شفافيت جنابعالي در موضع‌گيري مي‌تواند به معناي همراهي با اين افراد و حمايت از سياست‌هاي آن‌ها باشد. اگر چنين نيست چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط كشور را در بهترين وضع ممكن مي‌دانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع كشور به گونه‌اي است كه آن را بحراني مي‌ناميد. حال آنكه مقايسه‌اي ساده بين شرايط كنوني كشور و آن دوره به خوبي مشخص مي‌كند كه اينگونه اظهار نظر تنها به سبب نزديكي شما به طيف مذكور است.
وجود فساد در دستگاه حكومتي يك بحث و پذيرفتن بي‌عدالتي به عنوان يك راهكار جهت نيل به اهداف حكومت بحثي ديگر است. آيا شما نبوديد كه در مصاحبه با كيهان، پذيرفتن فساد مالي در پروژه‌هاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را مي‌سازيم و مثلا 10 ميليارد خرج مي‌كنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور مي‌ماند و هيچ كس نمي‌تواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيت‌المال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابن‌هرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت­ترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"
هفته گذشته شاهد انتقاد شما از برخورد با احزاب و مطبوعات بوديم. اين ابراز نگراني در حالي توسط شما صورت مي‌گيرد كه در دولت جنابعالي يعني از سال 1368 تا سال 1376هيچ موردي از توهين مستقيم به رييس جمهور درمطبوعات آن زمان يافته نشده و تنها 189 مورد سياه نمايي در مورد دولت شما مشاهده شده است. اين در حاليست كه در 3 سال فعاليت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري و 39682 مورد سياه نمايي درفضاي رسانه‌اي و تبليغاتي كشور عليه دولت نهم انجام شده است. اين نگراني شما را چگونه باور كنيم در حاليكه دانشجويان حق سوال رودررو از شما را ندارند و براي چند طلبه كه در سخنراني 15 خرداد، درخواست سوال از شما را داشتند حكم زندان، شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمي و حوزي صادر شد.

آقاي هاشمي
بغض در گلو مانده هر دانشجوي متعهد به آرمان‌هاي انقلاب و اصول نظام اين است كه چرا يار امام(ره) و ياور رهبري نسبت خود را با كساني كه در ظاهر گرد او جمع شده‌اند روشن نمي‌سازد؟ چرا آقاي هاشمي كه بزرگي خدماتش بر نظام و انقلاب، بر كسي پوشيده نيست به اين شبهات پاسخ نمي‌گويد؟ چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبيين نمي‌كند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكرات‌ها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نمي‌كند؟

آقاي هاشمي
حال كه توفيق درك محضر شما در دانشگاه صنعتي شريف نصيب ما و همه هم‌دانشگاهيانمان شده است، اميدواريم فضاي جلسه و روند آن به گونه‌اي باشد كه شبهات فوق و بسياري از سوالات بي‌جواب ديگر در اين جلسه و در فضايي دانشجويي و مطالبه‌گونه مطرح شده و پاسخ آنها را بشنويم.

كارگزار حضرت اميرالمومنين(ع)
زيبنده چنين شاني نيست كه اين همه سوال و ابهام در مورد وي بي‌پاسخ بماند و او خود نيز هيچ رغبتي به پاسخ‌گويي نداشته باشد. بسيار شنيده‌ايم و خوانده‌ايم كه حضرت امير(ع) روي منبر در حال صحبت بودند كه شخصي از ايشان سوال مي‌پرسد تا آنجا كه انتقاد پذيري يكي از ويژگي‌هاي زمامداري حضرت برشمرده مي‌شود. اميدواريم امروز بتوانيم معناي حقيقي رودررويي رعيت با واليان را درك كرده و به سبب تبلور ارزش‌هاي توحيدي و شيعي خويش بر دشمنان خارجي و كج‌فهمان داخلي بنازيم.
والسلام علي من اتبع الهدي
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف

به گزارش خبرگزاري فارس، متن نامه بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف بدين شرح است:
ضمن تبريك به مناسبت آغاز هفته بسيج بدين وسيله در آستانه حضور شما در دانشگاه صنعتي شريف، اين حضور را ارج نهاده و آن را به عنوان فرصتي براي دانشجويان جهت مطالبه خواسته‌هاي خود و مطرح شدن سئوالات ايشان در فضايي دانشجويي، برمي‌شماريم.
دور بودن شما از فضاي دانشگاه بر كسي پوشيده نيست. عدم دسترسي دانشجويان به شما موجب گشته تا شبهات و مطالبات ايشان از شما بي‌پاسخ بماند. حال كه فرصتي پيش آمده و پس يك دهه دوري شما از فضاي رودرروي دانشجويي مي‌توانيم شاهد تحقق اين‌گونه ديداري باشيم، چرا بايد به دليل تدابير امنيتي و يا هر دليل ديگري باز هم از طرح سوال و بيان انتقادات خود به طور مستقيم و بي‌واسطه محروم بمانيم؟ آيا اين مسئله شايسته كارگزار اميرالمومنين(ع) است؟ نشاط فضاي دانشجويي ايجاب مي‌كند كه مطالبه‌اش تند و تيز باشد و سوالش پركنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمت‌گزاران نظام اسلامي وجود دارد كه سايرين در چنين فضاهايي نيز شركت كرده و پاسخ­گو هستند ولي جنابعالي همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب مي‌كنيد؟
عملكرد بسيجيان در طول سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب گوياي اين واقعيت است كه ايشان همواره در خدمت انقلاب و آرمان‌هاي امام راحل در حركت بوده‌اند. زماني كه حاميان اوليه آقاي خاتمي به وي حمله كرده و در پايان كار دولت وي، او را مورد سخت‌ترين بي‌مهري‌ها قرار دادند، اين بسيجيان بودند كه كمر همت بر حمايت از او بستند. زماني شما عاليجناب سرخ‌پوش ناميده شديد، اين بسيجيان بودند كه در صف اول حاميان شما ايستادند. حال چه دليلي دارد كه كساني كه وفاداري خود را به انقلاب و آرمان‌هاي آن در طول اين سه دهه به اثبات رسانيده‌اند از طرح چند سوال به صورت شفاهي و بي‌واسطه محروم بمانند؟

آقاي هاشمي
به اذعان هر فرد منصفي اكبر هاشمي رفسنجاني جزئي از تاريخ ايران است. شما بوديد كه امام فقيد و حكيم امت، دليل زنده بودنتان را زنده بودن انقلاب دانست؛ فردي كه رهبر انقلاب در وصفش فرمود: "هيچ كس براي من آقاي هاشمي نمي‌شود". چرا بايد حزب كارگزاران كه در فضاي سياسي كشور به واسطه وابستگي‌اش به شما شناخته مي‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب كه غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بوده‌اند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود كه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرال‌ها بيفتد".
نمي‌توانيم بپذيريم كه نزديكان كسي كه مدعي صلاحيت جهت كارگزاري حضرت امير(ع) است عمدتا افرادي باشند كه در معرض اتهامات گوناگون اقتصادي و رانت خواري قرار دارند. در زندگي‌هاي شخصي‌شان ذره‌اي ساده زيستي به چشم نمي‌خورد. محاسبه و نظارت آنها بر رفتار زيردستانشان مطابق با اصول مديريت ليبرالي بوده و فرسنگ‌ها از تصوير ترسيم شده از عدالت محوري در حكومت حضرت علي(ع) فاصله دارد.
اينگونه تضادها آن زماني دردناك‌تر مي‌شود كه با مرور تاريخ و بررسي شرايط كشور در سنوات گذشته مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت كه عدم شفافيت جنابعالي در موضع‌گيري مي‌تواند به معناي همراهي با اين افراد و حمايت از سياست‌هاي آن‌ها باشد. اگر چنين نيست چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط كشور را در بهترين وضع ممكن مي‌دانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع كشور به گونه‌اي است كه آن را بحراني مي‌ناميد. حال آنكه مقايسه‌اي ساده بين شرايط كنوني كشور و آن دوره به خوبي مشخص مي‌كند كه اينگونه اظهار نظر تنها به سبب نزديكي شما به طيف مذكور است.
وجود فساد در دستگاه حكومتي يك بحث و پذيرفتن بي‌عدالتي به عنوان يك راهكار جهت نيل به اهداف حكومت بحثي ديگر است. آيا شما نبوديد كه در مصاحبه با كيهان، پذيرفتن فساد مالي در پروژه‌هاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را مي‌سازيم و مثلا 10 ميليارد خرج مي‌كنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور مي‌ماند و هيچ كس نمي‌تواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيت‌المال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابن‌هرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت­ترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شب‌ها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"
هفته گذشته شاهد انتقاد شما از برخورد با احزاب و مطبوعات بوديم. اين ابراز نگراني در حالي توسط شما صورت مي‌گيرد كه در دولت جنابعالي يعني از سال 1368 تا سال 1376هيچ موردي از توهين مستقيم به رييس جمهور درمطبوعات آن زمان يافته نشده و تنها 189 مورد سياه نمايي در مورد دولت شما مشاهده شده است. اين در حاليست كه در 3 سال فعاليت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري و 39682 مورد سياه نمايي درفضاي رسانه‌اي و تبليغاتي كشور عليه دولت نهم انجام شده است. اين نگراني شما را چگونه باور كنيم در حاليكه دانشجويان حق سوال رودررو از شما را ندارند و براي چند طلبه كه در سخنراني 15 خرداد، درخواست سوال از شما را داشتند حكم زندان، شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمي و حوزي صادر شد.

آقاي هاشمي
بغض در گلو مانده هر دانشجوي متعهد به آرمان‌هاي انقلاب و اصول نظام اين است كه چرا يار امام(ره) و ياور رهبري نسبت خود را با كساني كه در ظاهر گرد او جمع شده‌اند روشن نمي‌سازد؟ چرا آقاي هاشمي كه بزرگي خدماتش بر نظام و انقلاب، بر كسي پوشيده نيست به اين شبهات پاسخ نمي‌گويد؟ چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبيين نمي‌كند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكرات‌ها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نمي‌كند؟

آقاي هاشمي
حال كه توفيق درك محضر شما در دانشگاه صنعتي شريف نصيب ما و همه هم‌دانشگاهيانمان شده است، اميدواريم فضاي جلسه و روند آن به گونه‌اي باشد كه شبهات فوق و بسياري از سوالات بي‌جواب ديگر در اين جلسه و در فضايي دانشجويي و مطالبه‌گونه مطرح شده و پاسخ آنها را بشنويم.

كارگزار حضرت اميرالمومنين(ع)
زيبنده چنين شاني نيست كه اين همه سوال و ابهام در مورد وي بي‌پاسخ بماند و او خود نيز هيچ رغبتي به پاسخ‌گويي نداشته باشد. بسيار شنيده‌ايم و خوانده‌ايم كه حضرت امير(ع) روي منبر در حال صحبت بودند كه شخصي از ايشان سوال مي‌پرسد تا آنجا كه انتقاد پذيري يكي از ويژگي‌هاي زمامداري حضرت برشمرده مي‌شود. اميدواريم امروز بتوانيم معناي حقيقي رودررويي رعيت با واليان را درك كرده و به سبب تبلور ارزش‌هاي توحيدي و شيعي خويش بر دشمنان خارجي و كج‌فهمان داخلي بنازيم.
والسلام علي من اتبع الهدي
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/09/05ساعت 22:8 توسط احمد جان نثاری |

 

بعد از چند سال که به خاطر بی معرفتی خدمت آقا نرسیده بودم  هشتم آبان قسمتم شد ، که برم و دیدار تازه کنم ، خدا رو شکر دیدار خوبی بود و در سخنرانی کوتاهی که ایشان داشتند ، نکات بسیار مهمی را اشاره کردند :

ایشان در مورد دقت جوانان به کتابهای دفاع مقدس و مرور مسائل ۸ ساله جنگ تحمیلی و اینکه این بازبینی درسهای آموزنده ایی برای اعتلای جوانان دارد به نکاتی اشاره کردند

ایشان در مورد اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی آمریکا در ایران(سفارت) صحبت کردند و فرمودند این اسناد خواندنی است

یه نکاتی هم در مورد انتخابات :

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8708081011

مشروح صحبتهای ایشان را در ادامه مطلب بخونید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/09ساعت 8:21 توسط احمد جان نثاری |

بدون شرح

 اسب سوار خوش تیپ دکتر لاریجانی

+ نوشته شده در جمعه 1387/06/01ساعت 7:36 توسط احمد جان نثاری |

غارتگر بيت المال چه حكمي دارد ؟

روز پنج شنبه مورخه 24/5/87 روزنامه كارگزاران سازندگي از انتقاد شديد آقاي هاشمي رفسنجاني بهرماني به حوزه هاي علميه خبر داد و اعلام كرد كه ايشان سوال كرده اند كه اگر كسي بي جهت رد صلاحيت شود و اگر به فرض مثال در انتخابات تقلب و تخلفي صورت گيرد ، چه حكم شرعي دارد ؟!!!!!

به نظر نگارنده پاسخ اين سوال نه تنها براي حوزه سخت نيست بلكه بديهي است ، مثل اين است كه بپرسيم : اگر كسي حق كسي را ضايع كند ، چه حكمي دارد ؟ اگر كسي دروغ بگويد چه حكمي دارد ؟ اگر كسي تقلب كند ، چه حكمي دارد ؟ اگر كسي تخلف كند چه حكمي دارد ؟ اگر كسي خودش را از ديگران بالاتر و برتر بداند چه حكمي دارد ؟ و......

 البته در انتقاد به كم كاري حوزه هاي علميه در پاسخ به شبهات با ايشان موافقم ، اما نه شبهاتي كه با اغراض خاص سياسي مطرح شود.

در حال حاضر قبل از مطرح كردن شبهات بي ارزش سياست داخلي كه تنها زمينه براي برخي رسانه ها درست ميكند تا حول موضوع به تحليلهاي آبكي بپردازند  ، مسائل سياست بين المللي كه حوزه هاي علميه بايد راجع به آن پاسخگو باشند ارجحيت دارد :

شبهات وارد از طرف مسيحيت به عنوان مذهب غرب براي از بين بردن مذهب سياسي ايران

شبهات وارد از طرف وهابيت به عنوان مذهب اعراب حاشيه خليج براي تضعيف مذهب سياسي ايران

شبهات وارد از طرف بهائيت،شبهات وارد از طرف انجمن حجتيه،شبهات وارد ازطرف دكان عرفانهاي كاذب ، مسائل مربوط به قوميتها و.....

حتي اگر هم قرار باشد كه به مسائل داخلي پرداخته شود ، سوالاتي هست كه از درجه اهميت بسيار بالايي برخوردار است ، سوالاتي كه سالهاست جوانان عدالت خواه ايران اسلامي دنبال پاسخ آنها هستند و هنوز پاسخ مناسبي دريافت نكرده اند :

كساني كه از موقعيت خود در نظام سوء استفاده كنند ؟ چه حكمي دارد ؟

كساني كه با سوء استفاده اموال زيادي را به نفع خود يا نزديكان جمع آوري كنند ، چه حكمي دارد ؟

كساني كه براي خود عناويني دروغي جعل كنند ، چه حكمي دارد ؟

كساني كه با اجراي سياستهاي غلط باعث حركت جامعه به سمت تجمل گرايي شدند ، چه حكمي دارد ؟

كساني كه در راس حكومت هستند ولي پاسخگوي تربيت فرزندان خود نيستند ، چه حكمي دارد ؟

كساني كه خود ، فرزندان و همفكران آنها باعث انحراف فرهنگ حجاب شده اند ، چه حكمي دارد ؟

كساني كه با اجراي سياستهاي غلط باعث ايجاد اختلافهاي زياد طبقاتي شدند ،‌چه حكمي دارد ؟

كساني كه با اجراي برنامه هاي غير اسلامي موجب انحراف دستگاه اداري به سمت فساد اداري و اخلاقي شدند ، چه حكمي دارد ؟

اگر فرزند برخي مسئولين براي اسرائيل جاسوسي كند و با رابطه بازي آزاد شود ، چه حكمي دارد ؟

اگر يكي از اعضاي هيئت مذاكره كننده ايراني با آژانس انرژي هسته اي،اخبار و اطلاعات سري مملكت را در اختيار دشمنان قرار دهد چه حكمي دارد ؟

اگر غارتگر بيت المال ، با نظر شخصي خود ،‌خلاف قانون عمل كند و با پر رويي جلوي قاضي بگويد نظر مديريتي من اينطور است ، چه حكمي دارد ؟

اگر براي تبليغات انتخابات رياست جمهوري ، دختران بد حجاب ،‌با آرايش هاي هفتاد قلم و مانتوهاي تنگ و شلوار كوتاه با اسكيت براي يك نامزد مطرح كه ملبس به لباس روحانيت است ، تبليغات كنند و آن فرد حتي اين حركت را محكوم هم نكند ،‌چه حكمي دارد ؟

اگر برخي افراد و جريان هاي نزديك به يك كانديداي رياست جمهوري ، حملات سخت و سنگين و ناجوانمردانه ايي عليه رقيب سازماندهي كنند و دست به تبليغات گسترده و مسمومي عليه او بزنند و با عناويني مثل : صداي پاي فاشيسم مي آيد ،‌استالين در راه است ،‌صداي پاي بنا پارتيسم به گوش مي رسد ، براي مقابله با اختناق و ديكتاتوري به.........راي دهيد ، به او حمله كنند چه حكمي دارد ؟ و اگر آن كانديدا كوچكترين انتقادي و مخالفتي با اين اعمال نكند ،‌چه حكمي دارد ؟

خلاصه در حكومت جمهوري اسلامي اينقدر مطالب حساس خارجي و داخلي وجود دارد كه بايد حوزه به آنها وارد شود و حكم صادر كند ، كه چنين سوالاتي در رديف اهميتي بسيار پاييني قرار دارند.

عرض بنده اين است كه همانطور كه شخص آقاي رفسنجاني نيز اشاره كرده اند (( اگر خلافي يا سوء مديريتي صورت گيرد ،‌تنها به عامل آن بر نمي گردد ، ‌بلكه به مدير مجموعه نيز بر مي گردد )) البته در روايات هم داريم كه اگر كسي بدعتي در دين بگذارد گناه آن عمل تا قيامت به پاي او هم نوشته مي شود.

پس بايد بسيار مراقب اعمالمان باشيم ،‌شايد به خاطر نشستن روي خيلي مبلها ‌و سوار شدن به خيلي ماشين ها  و رفتن به خيلي كشورها و ديدار با خيلي آدم ها و سفر به خيلي شهر ها و سخنراني در خيلي جاها و عنوان كردن خيلي حرفها ، ما هم بدون اينكه حواسمان باشد ،‌بدعتي در جريانات سياسي بگذاريم و خوب مي دانيم كه دين از سياست جدا نيست.

 پس بايد مراقب بود!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/05/27ساعت 11:54 توسط احمد جان نثاری |

دست پاچگي هاي انتخاباتي

روز چهار شنبه مورخه 23/5/87 در زور نامه هاي زنجيره ايي مخالف دولت ، سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني با تيتر هاي ريز و درشت درج شد.

روزنامه هايي مانند : اعتماد ملي ، كارگزاران سازندگي ، صداي عدالت ، اعتماد ، فرهنگ آشتي ، همشهري ، جمهوري اسلامي ،‌آفتاب يزد ،‌دنياي اقتصاد ، همبستگي و ..... با درج عناويني مانند : (( رهبري خواستند مدتي با دولت مدارا كنيم ، اين مدت تمام شده است . )) ،‌(( سه سال با دولت مدارا كرديم )) ،‌انتقاد هاشمي رفسنجاني از سياستهاي اقتصادي دولت )) و ..... بار ديگر ، به وضوح نشان دادند كه در مخالفت با دولت به صورت يكپارچه عمل مي كنند.

در اين جا به نقد و بررسي كوتاه و مختصر راجع به برخي اظهار نظرات رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام مي پردازيم :

به نقل از سايت آفتاب ، ايشان در اتاق بازرگاني استان خراسان رضوي تصريح كرده اند (( امروز دولت به كارفرماي بزرگي تبديل شده است كه در بسياري از حوزه هاي اقتصادي كه اجازه ورود نداشته وارد شده و با دولتي شدن اقتصاد ،‌كشور با مشكلات زيادي مواجه شد))

در رابطه با اين مطلب 2 نكته مورد نظر است :

1-   اينكه اين جمله به صورت كلي بيان شده و هيچ نمونه و يا استنادي ، قبل و بعد از آن وجود ندارد ، لذا ممكن است اين از تصورات و برداشتهاي شخصي آقاي هاشمي باشد ، از آقاي رفسنجاني كه اهل علم هستند توقع اين است كه در صحبتهايشان وقتي از كلمه بسياري از حوزه ها ياد مي كنند ،‌حداقل 3 حوزه را مثال بزنند و مستندات ارائه كنند كه بر چه اساسي چنين صحبتي مي كنند.

2-    اين احتمال هم وجود دارد كه دولت خيلي كارهاي مفيد در مسائل اقتصادي انجام داده باشد ، اما از آنجا كه آقاي هاشمي رفسنجاني از رقباي سر سخت آقاي احمدي نژاد هستند ، صلاح ندانسته اند كه به آنها اشاره ايي كنند.

در اين سخنان كه در مشهد مقدس مطرح شده آقاي هاشمي بيان كرده اند كه در دوران رياست جمهوري ايشان تدوين و اجراي برنامه 25 ساله طرح تمدن بزرگ اسلامي در سال 1375 انجام گرفته است و اشاره داشته اند كه بعد از پايان دولت ايشان ، دولتهاي بعدي آن را ادامه نداده اند.

راجع به اين مطلب نيز نكاتي قابل توجه هستند :

1-   شايسته بود جناب آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان رئيس جمهور دولت سازندگي كه از 12 مرداد 1368 شروع به فعاليت كرده اند ، در همان سالهاي اول اقدام به تدوين برنامه 25 ساله طرح تمدن بزرگ اسلامي  مي كردند ، احتمالا طراحي اين برنامه يا با نيت در دست گرفتن سياستهاي كلي نظام توسط كارگزاران سازندگي بعد از خروج از قوه مجريه بوده است و يا اينقدر اجراي اين برنامه مشكل بوده ، كه دولت سازندگي فقط توان طراحي و تدوين آن را داشته و با اين كار قسمت مشكل ، يعني اجراي طرح را بر عهده دولتهاي بعدي انداخته است.

2-   اگرچه آقاي هاشمي دولت كنوني را بارها به كارهاي غير كارشناسي متهم كرده است ،‌ اما بايد به اين مطلب دقت شود كه در دو دوره ، دولت اصلاحات نيز نسبت به اجراي آن برنامه ها اقدامي نكرده اند ، در نتيجه احتمال دارد به نظر كارشناسان دولت اصلاحات نيز اين طرح ها مشكلاتي داشته كه قابل اجرا نبوده اند.

3-   نكته ديگر اينكه ، اينطور به نظر مي رسد كه اين طرح 25 ساله ، همان اقيانوس وسيعي است كه تنها يك بند انگشت عمق دارد ، جناب آقاي هاشمي در دولت سازندگي قبل از طرح 25 ساله ، آنقدر كلنگ افتتاح پروژه بر سر اين مملكت كوبيده بود كه حتي هنوز برخي از اين پروژه ها نيمه تمام مانده است و كاملا واضح است كه اجراي چنين طرحي سالها به تعويق بيافتد.

در جاي ديگري از اين سخنان آقاي رفسنجاني مي گويند (( به دولت آقاي خاتمي پنج سال مهلت داده شد كه براي كاهش 10 درصدي اتكاي منابع ارزي به درآمدهاي نفتي اقدام و فعاليتهاي خارج از سياستهاي اصل 44 را به بخش خصوصي واگذار كند ، ولي با اتمام اين مهلت دولت نتوانست به اهداف برسد ))

اين مطلب از آن جهت در خور توجه است كه دولت اصلاحات كه در هشت سال فعاليت خود با استناد به همين كلام هيچ توجهي به توسعه اقتصادي نكرده است ، هيچگاه از طرف آقاي هاشمي مورد فشار واقع نشد ، البته اين مسئله شايد به خاطر داشتن سهم هاي بسيار زياد كارگزاران سازندگي در دولت اصلاحات خصوصا در بخش اقتصادي بوده است و در حال حاضر كه اين سهم خواهي ها به هيچ نتيجه ايي نرسيده است ، صحبت از سه سال مدارا مي شود ، در عين اين كه در آن دوران حتي از هشت سال مدارا هم حرفي نبوده است.

و خلاصه اينكه اينگونه سخنراني ها به نظر نگارنده تنها يك دست پاچگي انتخاباتي است.

                                                                                            

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/24ساعت 21:43 توسط احمد جان نثاری |

دفعه قبل که مس تِر مشايي معاون نورچشمي رييس جمهور درباره مردم غاصب و صهيونيست اسراييل سخن راند مننظر بودم فاطمه رجبي و يا آقاي جوانفکر قلم تيز کنند و با عبارات مخصوص خود بر اين گفته ضد انقلابي و ضد ايراني بتازند. منتظر بودم رسانه هاي حامي دولت و مدعي اصولگرايي اصيل و عدالت خواهي که بر کوچکترين موضع گيريهاي دختر شيرين عبادي و پسر خاتمي و نوه منتظري و پسر دايي قالي باف واکنش نشان ميدهند يک خط اعتراض به اين گفته ها داشته باشند. منتظر بودم جناب رييس جمهور سخنان معوانش را نظرات شخصي و نه از جانب دولت اعلام کند. منتظر بودم رييس جمهور که در تغيير و توبيخ و نامه نگاري به روساي قوا و برخي وزيران و ... دست سزيعي دارد در قبال اين سخنان هم حرفي بزند. منتظر بودم موسسه نشر آثار امام با بيان نظرات امام دراين باره راه را بر زياده گويي هاي خلاف نظر امام بندد. اما هيچ يک نشد و باز اين عنصر محبوب رييس جمهوري با ضريب هزار حرفهاي گذشته خود را تکرار کرد. آن هم از زبان ملت ايران!! تا دهن کجي آشکاري به همگان داشته باشد. حتي دفعه قبل رسانه هاي حامي دولت کوشيدند اين افتضاح را به گونه رو پوشاني کنند اما ...

 

روي سخن مستقيما با شخص رييس جمهور است که ادعاي عدالت دارند. نظر رييس جمهور هم آيا با اين معاون نور چشمي يکسان است؟ آيا دولت نهم گام به گام حرکت قهقرايي خود به قبل را آغاز کرده است؟  انتخابات رييس جمهوري نزديک است آقاي احمدي نژاد شما خودت با پوست و گوشت لمس کردي مردم ايران با هيچ کس مسامحه نميکنند... صاحب اين قلم در دفاع از دولت نهم و پاسخ به انتقادات عليه آن مشهور است اما تا جايي با دولت نهم همراه خواهيم بود که از او بوي امام و رجايي به مشام برسد والا ...

دوست عزيزم احسان آيتي

پی نوشت مدیر وبلاگ :

قابل توجه کابینه دولت نهم  ، آقایان از نظر جمهوری اسلامی کشوری به نام اسرائیل وجود ندارد ، ما این کشور را به رسمیت نمی شناسیم ، بلکه آن جا فلسطین اشغالی است  ،

 

 فلسطین اشغالی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/05/22ساعت 13:27 توسط احمد جان نثاری |

بازهم مفاسد اقتصادی

به گزارش سايت خبري نيوز24 به نقل از جمعي از اعضاي انستيتو پاستور كه خواستار ‏‏حفظ نامشان بودند:‏
درحدود 10 سال پيش دولت ايران با كوبا در طي قراردادي كه به امضاي طرفين رسيد ‏‏اقدام به خريد تكنولوژي ‏ساخت واكسن‌هاي هپاتيت بي ؛ آلفاآنترفرون و.... مي‌كند. در ‏‏اين قرارداد، دولت كوبا اينگونه متعهد ‏مي‌شود كه در صورتي‌كه سه بار اين واكسن در ‏‏ايران توسط متخصصين كوبايي توليد شود و سه بار توسط ‏متخصصين ايراني، اگر كيفيت ‏‏ساخت اين دو واكسن برابري كند؛ در اينصورت انتقال تكنولوژي از كوبا به ايران صورت ‏‏گرفته است و طرف كوبايي ‏موفق به دريافت دستمزد خود مي‌شود.‏
در سال 1998 (1377) تيم كوبايي در موسسه بزرگ پاستور واقع در كرج مشغول بكار ‏‏شده و تا كنون قريب ‏به چندصد ميليارد تومان در اين موسسه هزينه شده است.‏
از همانسال بدليل سومديريت هاي نسبي در انستيتو پاستور ركودي نسبي در اين ‏‏قرارداد وجود داشت ‏بطوريكه يك دهه اين قرارداد ناكام مي‌ماند. با آمدن روح‌الاميني در ‏‏سال 1385 به يكباره وي در كمتر از ‏يكسال مدعي ساخت كامل واكسن ‏هپاتيت‌بي و ‏سه داروي نوتركيب ديگر شد و اين ادعاي بي‌اساس را به شدت در رسانه‌ها ‏‏تبليغ كرده و ‏حتي رئيس‌جمهور و وزير بهداشت را نيز در اين مراسم اغفال كرد.‏
به گفته ناظران عيني و مطلعين؛ روح‌الاميني كه براي بالا بردن اسم خويش و جاه‌طلبي‌ ‏‏خود با استناد به ‏حجم بسيار كاتالوگهاي تبليغاتي خود بيش از چندصد ميليون تومان ‏‏هزينه كرده بود، اين بار براي تثبيت نام ‏خود در جرايد اقدام به خريد اين محصول از كوبا ‏‏مي‌كند وي طبق اسناد ارائه شده به نيوز24 در دو فقره كه ‏در فقره اولي 20 ليتر از اين ‏‏واكسن را به مبلغ 400هزار دلار و در فقره دوم 10 آمپول غني شده اين محصول ‏را به ‏‏مبلغ /1200000 دلار (حدوداً 16 ميليون دوز) خريداري مي‌كند. اين اقدام در حالي صورت ‏‏گرفت كه ‏انستيتو پاستور تنها كمتر از يكسال كار جدي لازم داشت تا بصورت كاملاً واقعي ‏‏و بومي به اين محصول ‏دست يابد. رئيس جمهور و وزير بهداشت در اين ديدار تنها پر شدن ‏‏شيشه‌هايي را ديدند كه محصول آن ‏خريداري شده بود!!‏
حركت پروپاگانديستي روح‌الاميني و رابطين خارجي وي (برخي احزاب كارگزاراني)، در ‏‏تاريخ 16/بهمن/85 ‏بشكل بسيار وسيع صورت مي‌گيرد و بوق‌ها و سورناها در مدح اين ‏‏موفقيت پوشالين به صدا در مي‌آيند.‏
به گفته اين عوامل داخلي طرف كوبايي كه بخوبي اين دروغ بزرگ را درك مي‌كرده ضمن ‏‏سكوت و خوب ‏بازي كردن نقش خود در مراسم اهداي‌ جوايز تا آن زمان بيش از 90% مبلغ ‏قرارداد را ‏دريافت مي كنند. مراسم در ‏تاريخ فوق برگزار شده بيش از سي ميليون تومان ‏پاداش به ‏اقربين و اعوان و انصار روح‌الاميني كه وي را در ‏تدارك اين «دروغ بزرگ» ياري ‏كردند ‏پرداخت مي‌شود.‏
شهريار اميدوار : معاون پشتيباني و قائم مقام پاستور 5 ميليون تومان * نجومي: ‏‏تئورسين و طراح اين ‏جشن و همچنين طراح كاتولوگ هاي تبليغاتي روح‌الاميني در پاستور ‏‏‏3 ميليون تومان * خادم: معاون توليد ‏وقت در واحد كرج موفق به دريافت بورسيه هند شده ‏‏و 3 ميليون پاداش مي‌گيرند. اين مراسم دروغين هم حدوداً 45 ‏ميليون تومان خرج پذيرايي ‏‏را به بيت‌المال تحميل مي‌كند.‏
به گفته اين شاهدان عيني بعد از مراسم عده‌اي از نخبگان و دلسوزان اين انستيتو به ‏‏دفتر رئيس جمهور ‏رفته و حقيقت را به وي توضيح مي‌دهند ـ دكتر احمدي نژاد رئيس ‏‏جمهور محترم دستور پيگيري ويژه ‏مي‌دهند. ‏
به گزارش نيوز24 از شاهدان عيني روح‌الاميني در چنين شرايطي براي اينكه علت اين امر ‏‏را نارسايي ‏اقتصادي جلوه دهد بر اساس مستندات موجود دستور جذب و تحميل بيش از ‏‏سيصد نيرو!! را ‏براي اشتغال در مركز كرج صادر مي‌كند. كه در عرض كمتر از 2-3 ماه كه ‏‏گزارش بازرسي به رياست محترم ‏جمهوري برسد، بدهي‌هاي پاستور بالغ بر بيست ‏‏ميليارد تومان ميشود.‏
بدستور رئيس جمهور سريعاً وي بركنار شده و دكتر مدرّسي از برجسته‌ترين نخبگان ‏‏كشور در حالي به ‏رياست پاستور منصوب مي‌شوند كه تقريباً اين موسسه دچار ‏‏فروپاشي اقتصادي شده است.‏
شاهدان افزودند روح‌الاميني در مدت كوتاهي كه رياست پاستور را داشت بسياري از ‏‏نخبگان كشور را طرد و ‏منزوي كرد و بسياري از نالايقاني را كه بعضاً داراي مدرك ‏‏كارشناسي بودند را در راس مديريتهاي انستيتو ‏پاستور گماشت، در اين خصوص شاهدان ‏‏از مسئول اسبق مالي پاستور ياد مي‌كنند كه نامبرده زير ‏فشارهاي غيرقانوني ‏‏روح‌الاميني در 28مين سال خدمت، تن به شراكت به خواسته‌هاي وي نداده و خود را ‏‏‏بازنشست كرد.‏
شنيده‌ها حاكي از آن است كه در ارديبهشت 87 مي‌بايست 20 ميليون دوز واكسن به ‏‏بازار تحويل داده ‏مي شد كه 20 ميليون به 2 ميليون دوز تقليل يافته و سرنوشت اين ‏‏مقدار نيز هم‌اكنون نامعلوم است!!!!‏
لازم بذكر است در شرايطي ما تنها يك واكسن بومي شده را هم نداريم!! كه اگر اين ‏‏قرارداد بطور اصولي اجرا مي‌شد ‏ايران در چهار داروي نوتركيب متخصص و صاحب فن‌آوري ‏ميشد.‏

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/16ساعت 20:46 توسط احمد جان نثاری |

  كروبي آري ، رفسنجاني نه !!!!

روز شنبه 29/4/87 روزنامه اعتماد ملي در صفحه سياست ، ذيل ستون حزب ، يادداشتي از رئيس كميته بين الملل حزب اعتماد ملي چاپ نمود ، در اين يادداشت كه گزارش به قول نويسنده مختصري از سفر جناب حجه الاسلام كروبي به عربستان بود ، مواردي حائز اهميت است:

اول : اينكه سفير اسبق ايران در عربستان ( حجه الاسلام محمد رضا نوري شاهرودي ) كه از همراهان آقاي كروبي در اين سفر بوده اند و در واقع نويسنده اين يادداشت هستند ، به نحو بسيار اغراق آميزي ، از >> انتخاب قابل تحسين آقاي كروبي در گزينش همراهان سفر << ياد كرده اند ، گويا ايشان فراموش نموده اند كه خودشان هم جزو همراهان ايشان بوده اند.

دوم : اينكه نويسنده يادداشت طي اعلام ميهماني هاي متعدد و ملاقات هاي مختلف مسوولان سعودي با آقاي كروبي با زيركي سعي دارد از اطلاع رساني دقيق در اين زمينه شانه خالي كند و با استفاده از كلمات (( متعدد و مختلف )) تعداد واقعي اين برنامه ها را مخفي نگه دارد و يا زياد تر از آنچه بوده است نشان دهد ، ايشان در اين مطلب عنوان مي كند >> به اختصار به دو ملاقات كه در جده و رياض انجام گرفت اشاره مي كنم << در حالي كه ظاهرا فقط همين دو ملاقات قابل طرح و بهره برداري سياسي بوده است و يا اساسا ملاقات ديگري وجود نداشته است.

سوم : طبق اعلام نويسنده ، حجه الاسلام كروبي در ديدار با دكتر صالح رئيس مجلس مشورتي عربستان و امام مسجد الحرام ( كه اين دعوت توسط او انجام شده بود ) و شاهزاده نايف بن عبد العزيز وزير كشور و رئيس شوراي عالي حج عربستان به مواردي اشاره كرده اند كه يكي از آنها گزارش روند تشكيل حزب اعتماد ملي در ايران و مشاركت فعال آن در انتخابات آينده و ثبت اساسنامه و مرامنامه و جلسات منظم و دفاتر استاني و شهرستاني است ، اما سوال اين است كه چه نسبتي بين حزب اعتماد ملي و شاهرادگان عربستاني وجود دارد و آيا اين گزارش دادن غير از منفعت مالي ، نفع ديگري هم دارد ؟

چهارم : با توجه به اين كه كمي قبل از سفر آقاي كروبي به عربستان حجه الاسلام هاشمي رفسنجاني با دعوت شخص ملك عبدا... به عربستان سفر كرده بود ، و غير از مسائل حزبي به صورت كاملا عميق تر راجع به مسائل زائران توافقاتي كرده بود ، گويا نويسنده يادداشت حتي اندك مروري هم بر اخبار سفر آقاي هاشمي نداشته اند ، در اينجا به طور مثال برخي از اين اخبار را به استحضار مي رساند :

سايت شهاب نيوز : ورود زنان ايراني به بقيع هديه ويژه ملك عبدا... به هاشمي رفسنجاني

سايت فردا نيوز : هاشمي رفسنجاني در جمع هزاران زائر ايراني و ساير ملل اسلا‌مي كه در مقابل درهاي بسته بقيع تجمع كرده بودند :  طولي نمي‌كشد كه بقيع احيا مي‌شود

خبرگزاري مهر : هاشمي رفسنجاني در همايش مشترك جامعه محترم مدرسين و علماي بلا‌د : زائران خانه خدا و حرم پيامبر(ص) با مشكلا‌ت زيادي از جمله ناسزاگويي از سوي برخي وهابيون تندرو مواجه هستند كه در دو جلسه طولا‌ني اين مسأله را با پادشاه عربستان مطرح كردم و ايشان در همان لحظه  دستور داد كه با اين افراد برخورد قاطع شود. پس از ورود من به مدينه، والي مدينه به من گفت تمام آن دستورات در حال ا‌جراشدن است و هيچ وهابي تندرويي در كنار بقيع، زائران شعيه ايراني را اذيت نخواهند كرد

روزنامه جمهوري اسلامي : بازديد آقاي هاشمي رفسنجاني از فدك مي‌تواند و به خواست خدا بايد مقدمه‌اي براي احياي فدك باشد

شايد اين بي اطلاعي باعث شده كه سعي نمايند ، نسبت به اقدامات آقاي كروبي جهت رفع مشكلات زانران خانه خدا اطلاع رساني نمايند و از اين مطلب بهره برداري سياسي كنند ، البته احتمال ديگري هم هست ، شايد ايشان  كاملا در جريان اخبار سفر آقاي هاشمي بوده اند و چون مطلع شدند كه هيچ يك از وعده هاي سفر آقاي رفسنجاني به وقوع نپيوسته و عملا وضعيت زائران بدتر شده است ، مثلا عكسبرداري و انگشت نگاري از زائران با شدت بيشتري ادامه دارد ، هنوز زنان را به بقيع راه نمي دهند ، نه تنها زائران را تكريم نمي كنند ، اهانت هاي مامورين وهابي هر روز بيشتر مي شود و...... خواسته اند  تغيير رويه احتمالي وهابيت بعد از اين را حاصل سفر آقاي كروبي نشان دهند و اينطور وانمود كنند كه مقامات عربستان گفته اند : كروبي آري ، هاشمي نه !!!!

در هر صورت بايد به خبر سايت ايران نيوز دقت كنند : هاشمي رفسنجاني در مدينه در جمع انبوه زائران ايراني  «به‌خاطر همدلي و هماهنگي بين من و ملك‌عبدا... در آن زمان كه ولي‌عهد بود، مشكلا‌ت شيعيان تا حدودي حل شد. در اين سفر نيز امروز پادشاه عربستان دوباره با وزير عربستاني همراه من صحبت كرد و از او خواست كه رضايت شيعيان مدينه جلب شود.»

آقاي هاشمي در بيان اين مطلب تلويحا يادآوري كرده اند كه رابطه دوستانه ايشان با ملك عبدا... به يكي دوسال گذشته محدود نمي شود و حقيقت هم همين است ، چرا كه آقاي هاشمي در دوره رياست‌جمهوري‌اش نيز  همراه با خانم‌ها به بقيع وارد شد و سپس از فدك هم بازديد كرد و فيلم آن نيز از سيماي جمهوري اسلا‌مي پخش گرديد. در سال 84 هم ايشان پس از شكست در انتخابات سوم تير به مدينه سفر كرد و همراه با بانوان به بقيع وارد شد و جالب اين‌كه هر بار نيز از احياي قريب‌الوقوع بقيع سخن به ميان آمد.

اما هيهات!

كساني كه دشمن ولايت امير المومنين هستند ، كساني كه آفتاب را مي بينند و  دائم  بر  تاريكي  هوا  پافشاري مي كنند ، چطور با محبان آن حضرت هماهنگ مي شوند؟

+ نوشته شده در شنبه 1387/05/05ساعت 16:6 توسط احمد جان نثاری |

                                              آقای منتجب نیا لباس را پس بده !

روزي محضر يكي از بزرگان حوزه علميه نقل  مي كنند كه  فلان  طلبه  دزدي كرده  است ، ايشان به شدت ناراحت مي شوند و مي فرمايند بگوييد دزدي لباس طلبگي را دزديده  و اين نشان دهنده دو مطلب است : اول اينكه اين لباس خيلي مقدس و ارزشمند است و دوم هم اينكه مثل هر چيز ارزشمند ديگري قابل سرقت است و هر كسي در هر زمان و مكاني ممكن است كه اين لباس را سرقت كرده باشد كه امثال آن را مي بينيم.

در پي چاپ مطلب (( چند سوال از رئيس جمهور ))  نوشته رسول منتجب نيا در روزنامه اعتماد ملي ارگان مطبوعاتي حزب اعتماد ملي به رياست حجه الاسلام كروبي بر خود لازم دانستم به عنوان سرباز كوچك امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بنده هم  مطالبي را براي شفاف سازي ذهن امثال ايشان بنويسم .

باشد كه مورد قبول حضرتش قرار گيرد ، اين را هم بگويم من يكي از اعضاي كابينه هفتاد ميليوني دولتم ، پس اجازه دارم پاسخ شما را بدهم.

اول براي روشن شدن اذهان مردم ، راجع به فضاي موجود در آشفته بازار حوزه هاي علميه و اينكه از گوشه و كنار حرفهاي عجيبي از افرادي كه در اين كسوت هستند ميشنويم و يا اعمال ناپسندي مي بينيم ، مثل اينكه در كشور ايتاليا  با زنهاي نيمه عريان آنها دست مي دهند و خوش و بش مي كنند و يا در تلويزيون ايتاليا كنار مجري نيمه عريان كه تا فيها ....ش پيداست مي نشينند و گفت و گو مي كنند و غيره  بايد عرض كنم در هر صنفي آدمهاي  نفوذي هست.

جناب آقاي رسول منتجب نيا ، ذكر چند نكته راجع به نوشته شما را لازم دانستم ، اميدوارم به جاي فرافكني و متهم كردن اين و آن پاسخ منطقي و معقول ارائه فرماييد.

اول : شنيدم كه گفته ايد : بدون اجازه شما اين مطلب را چاپ كرده اند ، با اين موضوع كاري ندارم ، از روزنامه ايي كه برخي از فعالان آن معتقد به هم جنس بازي هستند ، توقع بيش از اين نداريم ، اما در هر حال خوب است كه قبول كرديد اين مطالب متعلق به ذهن و فكر شماست و به قول معروف از كوزه همان برون تراود كه در اوست.

دوم: شما جايي در مطلب ادعا كرده ايد (( مطالب به صورت مستند و با ذكر  زمان و  مكان و  گوينده هاي آنها نقل مي شود.))

واقعا اين مطالبي كه عنوان نموده ايدرا مستند مي ناميد : (( با دو واسطه نقل شد )) (( نماينده اي از شوراي شهر اسلامي نقل كرد )) (( بين خواص شايع است )) (( شخصي نقل كرده است روزي يكي از نزديكان رئيس جمهور....))واقعا متعجب هستم ، كه چگونه با عقلتان استدلال كرديد كه اين مطالب مستند است !!!!!؟ شايد هم خودتان را به ...... زده ايد براي اينكه الان ماموريت اين است كه به دولت حمله كنيد و حالا هر  چه  دستتان  بيايد  بر  سرش  مي كوبيد.

سوم : شما از رئيس جمهور در خواست داريد كه شفاف سازي كند ، در حالي كه خودتان مسائل بي پايه و اساس و غير شفاف را مطرح مي كنيد ، شفاف سازي خوب است ، ما هم قبول داريم ، اما نه فقط براي آقاي احمدي نژاد بلكه شما هم بايد شفاف سازي كنيد ، لذا :

الف : نام آن دو واسطه را بگوييد ، تا همه بدانند.

ب : نام آن نماينده شوراي شهر را ببريد ، تا ما هم از او بشنويم.

ج: شخص نقل كننده چه كسي بوده و به دعوت كدام يك از نزديكان رئيس جمهور در كدام مكان و زمان براي نماز حاضر شده است.

د: الان هزاران نفر خواص داريم ، كدام يك از آنها چنين مطلبي را نقل كرده اند ، كه براي شما به حد تواتر رسيده ، 5  نفر از آنها را نام ببريد ؟ و آيا آن خواص صادق هستند و حرفشان مستند است؟

ه : راجع به انتقاد آقاي جوادي آملي از رئيس جمهور لازم است شما فيلم مذكور را در سايت اعتماد ملي قرار دهيد يا به  پايگاه هاي اينترنتي داده تا روي صفحه قرار گيرد و يا تاييديه از ايشان در روزنامه چاپ كنيد.

چهارم : در مورد مطلب ( الف  ) كه شما از آن برداشت تعيين زمان ظهور را داريد ، اين مطلب شفاهي بوده و در پاسخ به يك معترض ، حال آنكه برداشت بنده با شما متفاوت است ، گاهي مقدار كم را براي بيان اعتراض زياد نشان ميدهيم ، مثلا مي گوييم  ( يك ساعت است منتظرم ) حال آنكه 5 دقيقه هم نشده است يا مي گوييم ( فردا ، خواهيم مرد ) حال آنكه منظور از فردا همان آينده است ، چون ما كه از زمان مرگ خبر نداريم ، رئيس جمهور هم از زمان ظهور خبر ندارد ، خيلي واضح است ، ايشان منظورشان اين بوده كه آينده نزديك امام زمان مي آيند و مشكلات را حل مي كنند ، و احتمالا چون معترض آدم لجوجي بوده است ، خواسته اند با اين كلام او را ساكت كنند.

پنجم : اما اين كه (( دولت  را امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مديريت و اداره مي فرمايد ))

اين را دولت مي گويد ، ملت متدين و  معتقد مي گويد ، آدم بينا و عالم به مسائل مي گويد و شما رد مي كنيد اين مطلب را ، واي بر شما !

آقاي منتجب نيا ! اين تذهبون! مي خواهي بروي ؟ برو ! با سرعت هم برو ،  ولي  لباس مقدس را پس بده !

اينجا عام شده ايد ، به نفعتان نيست كه خاص باشيد ، اينجا حرف برخي افراد خارج از ولايت را مي زنيد ، واقعا از اين جمله مي فهميد كه امام زمان همه دستورات دولت ما را صادر مي كند ، نخير آقا معارف ما مي گويد :

السلام عليك يا عين الله الناظره و يده الباسطه و اذنه الواعيه و.....

درود بر تو اي چشم بيناي خدا و دست باز و بخشنده او و گوش شنونده او و....

منظور اين است كه حضرت ناظر بر كارهاي دولت است و دولت هم متوسل به حضرت است ، در واقع حضرت ولي عصر ارواحنا له الفدا بر تمام كون و مكان ولايت دارند و دولت هم علاقه دارند از اين ولايت حضرت استفاده بيشتري ببرند چه اينكه دولتهاي قبلي نيز برده اند .

 دولت از باب (( واللازم لكم لاحق -  آنكه با شما ملازم بود به حق رسيد ))

 و (( وبكم اخرجنا الله من الذل به وسيله شما خدا ما را از خواري بيرون آورد ))

 و  (( و بموالاتكم علمنا الله معالم ديننا و اصلح ما كان فسد من دنيانا به دوستي شما خداوند آموخت دستورات دين ما را و اصلاح نمود ، آنچه از دنياي ما تباه شده  بود))

و (( و بوالاتكم تمت الكلمه و عظمت النعمه و.... و به دوستي شما كلمه توحيد كامل شد و نعمت عظمت يافت )) حرف از مديريت امام زمان مي زند.

خلاصه ما توقع نداريم دستگاههاي  تبليغاتي دشمنان اسلام  همانطور كه شما گفتيد ، دولت را مورد استهزا و تمسخر قرار ندهند ، از ابتداي بعثت يكي از شيوه هاي دشمنان اسلام  استهزا و تمسخر بوده است و امكان ندارد دولت واقعا اسلامي باشد و دشمنان آن را مسخره نكنند ، اگر دشمن تاييد كرد بايد شك كرد !

اما شما چرا !!! ؟ چرا به اين كارهاي دشمن دامن مي زنيد ، چرا چنين مطالبي را در وبلاگتان يا هر جاي ديگر منتشر مي كنيد.

گفته اند (( دولت را امام زمان اداره مي كند )) پس ضعف ها و كاستي ها و سوء مديريت ها و گراني و غيره منتسب به حضرت ولي عصر  مي شود ؟

پناه بر خدا ! شما را چه شده است ؟  عليكم بدين العجائز

شیعه مي داند ، كل عالم هستي را امام زمان مديريت مي كند ، چون او حجت خدا در زمين است.

 پس تمام مشكلات عالم به حضرت بر مي گردد ، نخير آقا سواد نداري !

حضرت ولي عصر حجت خداست ، خدا قرآن  نازل فرمود بر رسول اكرم  صل الله عليه و آله و سلم  و اهل بيت ايشان تا امام زمان راه  را براي ما هموار كرده اند. اگر عمل كنيم به تكليفمان ، اين همه تاكيد كردند ، دروغ نگوييد ، خيلي ها مثل آب خوردن مي گويند ، تاكيد كردند ، مال حرام نخوريد  ، خيلي ها به راحتي مي خورند ، تاكيد كردند ربا ندهيد ، نگيريد ، خيلي ها توجه ندارند ، مشكلات از عمل ماست ، از ماست كه بر ماست ، وگرنه آنها كه نسخه پشت نسخه به ما داده اند ، كو مرد عمل ، اگر هم كسي بيايد حرف عمل كردن را هم بزند جوسازي راه مي اندازند ،

 چون شكم ها به مال حرام عادت كرده است.

مديريت حضرت ولي عصر را نمي بيني ، مشكل از چشم توست چرا خيلي ها مي بينند ، برو چشمت را معالجه كن ، مديريت حضرت از اول بوده ، كسي به آن توجه نداشته است ،

 يك نفر آمد به آن  توجه كرد آن هم خميني بت شكن ، ما هم راه او را به رهبری آیت الله خامنه ایی ادامه می دهیم، او بود كه مديريت حضرت را مي ديد ، ما هم فقط مي دانيم كه مديريت دارد ، اما او مي ديد ، نشنيدي وقتي امام فرمان شكستن حكومت نظامي را مي دهد و مردم را به خيابان ها دعوت مي كند ،   برخي با ايشان تماس مي گيرند و از ريختن خون مردم نگران هستند و امام به آنها مي گويد :

 اگر دستور از جاي ديگري صادر شده باشد چه مي گوييد 

 اين مديريت حضرت در جنگ  تحميلي نيز بارها ملموس شد و خيلي ها از دست غيب امام زمان در جبهه ها مطالبي نقل كرده اند.

 در حال حاضر هم مديريت حضرت هست ، فقط بايد بينا باشي ، جريان دستگيري گروه بمب گذار حسينيه شيراز را مرور كن ، دست حضرت را مي بيني! كه اگر نبود چه فجايعي به بار مي آمد ! مديريت حضرت را در دانشگاه كلمبيا جستجو كن آنجا كه دشمنان طوري برنامه ريزي كرده بودند كه رئيس جمهور را تحقير كنند واين تهديد به يك فرصت تبديل شد.

 اين ها كار احمدي نژاد نيست ، مديريت امام زمان است .

 آخر اينكه آقاي منتجب نيا چشمتان را بگشاييد !! اين همه ابر قدرت را ببينيد كه از اول انقلاب در برابر ما صف كشيده اند ، با آن همه قدرت و ثروت و ما را هم ببينيد كه جلويشان ايستاده ايم ، اگر مديريت حضرت را نديديد به چشم خودتان شك كنيد !!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 12:34 توسط احمد جان نثاری |

هیاهوی روانی انتخابات ریاست جمهوری دهم شروع شد

اولین کاندیدای دور دهم که قطعا ثبت نام خواهد کرد ، کسی نیست جز  دکتر احمدی نژاد که در انتخابات ریاست جمهوری نهم با هاشمی رفسنجانی ، قالیباف ، لاریجانی و کروبی رقابت نمود .        

در انتخابات نهم ریاست جمهوری ، افرادی مثل محسن رضایی ، توکلی ، ولایتی نیز حضور داشتند که البته رقیب احمدی نژاد نبودند ، و در این رقابت انتخاباتی که به دور دوم کشیده شد ، حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی مغلوب ۲۱ میلیون رای مردم ایران اسلامی گردید.

اکنون بعد از گذشت ۳ سال از آن زمان در حالی که یک سال به پایان دولت نهم باقی است تمام گروه ها و احزاب سیاسی به تکاپو برای انتخاب کاندیدای مورد نظر خود افتاده اند.

کروبی در همین راستا فردا با تعدادی از همسنگران اعتماد ملی خود به کشور عربستان سفر می کند ، البته این سفر به دعوت  << ظاهرا >> رئیس مجلس عربستان صورت می گیرد.

کروبی قبلا اعلام کرده بود که یک تیر در خشاب دارد و آن را در انتخابات دهم ریاست جمهوری شلیک می کند.

این در حالی است که شعار انتخاباتی وی در دور نهم پرداخت ۵۰۰۰۰ تومان به هر نفر بود ولی مردم دولت عدالت محور را ترجیح دادند.

قالیباف هر روز صبح ساعت ۳۰/۴ صبح به دفتر کارش در شهرداری می رود و نماز صبح را آنجا اقامه می کند و اکثرا تا شب بیشتر وقت خود را به رایزنی سیاسی جهت انتخابات ریاست جمهوری دهم می پردازد ، وی با برخی فرماندهان نظامی در سپاه و ناجا ملاقات نموده و مکاتبه های محرمانه ایی با برخی مدیران دولتی نیز داشته است.

حکایت ملاقات او با خاتمی ، بهزاد نبوی ، کروبی که البته مکررا تکذیب شد ، را هم که می دانید. البته ظاهرا صحبتهایی هم با سید حسن خمینی نموده است.

در انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی تشکل آبادگران جهادی که مولود شهرداری تهران و طرح جهادی ۱۳۷ است به دبیر کلی علی دورانی از پشت پرده سعی داشت که در جبهه متحد اصولگرایان شکاف ایجاد کند  و این در حالی است که علی دورانی در آن زمان رفت و آمدهای مشکوکی به دفتر اصلاح طلبان داشته است ، برخی صاحب نظران بر این اعتقاد هستند که دورانی سعی داشته با ایجاد شکاف در بین اصولگرایان ، جهت کاندیداتوری قالیباف در انتخابات دهم زمینه سازی نماید.

قالیباف در حالی تصمیم به کاندیداتوری دارد که برای انتخابات نهم هزینه های مالی زیادی از بیت المال نموده است ، شواهد حاکی از این است که وی در این دوره نیز از همان سبک تبلیغی انگلیسی استفاده خواهد کرد.

برخی از کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری دهم :

محمد هاشمی رفسنجانی ( ریاست سازمان صدا و سیما در سالهای اول انقلاب )

دکتر لاریجانی ( رئیس مجلس شورای اسلامی )

دکتر حداد عادل ( مشاور رهبری در شورای عالی امنیت ملی و نمایده مجلس هشتم )

دکتر محسن رضایی ( دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام )

دکتر علی اکبر ولایتی ( مشاور امور خارجه رهبری )

سید محمد خاتمی ( رئیس جمهور اسبق )

دکتر عارف ( عضو کابینه دولت اصلاحات)

عبد الله نوری ( وزیر کشور کابینه اصلاحات )

دکتر حسن روحانی (رئیس شورای عالی امنیت ملی در دولت اصلاحات )

مهر علیزاده

شما هم بگین

و...

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 21:3 توسط احمد جان نثاری |

خداوندا جنود شیطان را

 

 بر ما مسلط مگردان

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/14ساعت 22:41 توسط احمد جان نثاری |

قسم ... دم خروس !

چگونه می­توان میان این سخن امروزین مصطفی تاج­زاده که (( ما به نفع نظام می­دانیم که از خصومت آمریکا نسبت به خود بکاهد)) -روزنامه رسالت، 1/10/77- و دیدگاه گذشته سازمان متبوع وی جمع نمود که (( یوم ا... سیزدهم آبان را در حالی گرامی می­داریم که مخالفت و مبارزه قاطع با سیاست­های تجاوز کارانه آمریکایی جهانخوار بیش از هر زماندیگری ضرورت یافته است... سازشکاران عوامفریبانه با سوء استفاده از نارسائیهای موجود... سازش و همکاری با آمریکا را تنها راه برای حا نارسائی­های مذکور تبلیغ می­کنند... امیدواریم تفکر سازش با آمریکا برای همیشه از انقلاب زدوده شود)) - روزنامه سلام ، 11/8/72،اطلاعیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی -

- عباس عبدي: انقلاب اسلامي، متاثر از الگوي حکومت شوروي سابق است و سرانجام آنها هم يکسان خواهد بود. (هفته نامه ي راه نو/ شهريور 77)

 

- صادق زيباکلام: دين رسمي و ايدئولوژي حکومتي در کشور ما، به تدريج کفگيرش به ته ديگ خورده و نمي تواند پاسخگوي نيازهاي آدمي باشد، به تدريج معلوم مي شود که امر شريعت يک امر شخصي است و سياست راهش را از ديانت جدا مي کند. (ماهنامه ي دنياي سخن/ اسفند 78)

یکی از زمامداران اصلاح طلبی که تئوری سازی برای جریان اصلاح طلبی را از سالها پیش در دستور کار خویش دارد ، در دفاع از ارتاد و مرتد می گوید: «ارتداد حق طبیعی هر انسان است و ادیان همگی بر حق اند.» (ماهنامه کیان فروردین 78)  و نیز دیگری می گوید :«پذیرش دین، حق است نه تکلیف . در نتیجه هر کس حق تبدیل دین خود را خواهد داشت.»( روزنامه صبح امروز مهر 78 احمد قابل )

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/14ساعت 22:40 توسط احمد جان نثاری |

اصلاحات (تقابل با دين و اسلام)

 

بي شك اصلاحات يكي از طرفندهاي دشمن براي تغيير ماهيت فرهنگي، سياسي و اقتصادي كشورها مي­باشد. در واقع اصلاحات تغيير در اصول و مباني مي­باشد. يكي از موارد اساسي در مورد اصلاحات ماهيت ضد ديني و در نتيجه تقابل با نظام اسلامي مي­باشد. چرا كه همانطور كه امام بيان فرمودند: «حكومت‏شعبه‏اى از ولايت مطلقه رسول الله - صل الله عليه وآله وسلم - است، يكى ازاحكام اوليه اسلام‏ است و مقدم برتمام احكام فرعيه حتى نماز و روزه و حج است.» (صحيفه نور، ج 20) در زير بخش كوچكي از اين موارد آمده است كه قضاوت را به خواننده وامي­گذاريم.

سید محمد خاتمی، همبستگی، 16/8/79:

اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است ... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل اینست که زنان بتوانند در عرصه­های مختلف حضور داشته باشند.

عطاءالله مهاجرانی، روزنامه آریا، 18/9/78،ص2:

وقتی پیامبر اولوالعزمی چون ابراهیم در مورد معاد این چنین شک می­کند که به خدا می­گوید: «به من نشان بده» چطور جوانان ما مجاز نباشند، در مورد همه مسائل سؤال کنند؟

عطاءالله مهاجرانی، آریا، 16/1/79: نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است.

مهاجرانی، نشاط، 1/6/78:  رقص را نباید همواره ناپسند دانست

محمد رضا خاتمی، جمهوری اسلامی، 8/6/79:

مبنای مشروعیت هر کاری رأی مردم است و قرائتی از اسلام در جمهوری اسلامی پذیرفته شده که همه چیز را بر اساس رأی مردم می­داند.

ابراهیم اصغر زاده، آفتاب امروز، 2/6/78: اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا...

ابراهیم اصغر زاده، کیهان، 6/2/77 : حتی علیه خدا هم می­توان تظاهرات کرد.

بهزاد نبوی، جمهوری اسلامی، 13/2/79: خواستم سخنانم را مثل سوره توبه بدون بسم­الله شروع کرده باشم.

سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز 23/8/78

سیره حضرت علی(ع) و سایر فرق مذهبی صدر اسلام، دموکراسی در انتخاب رهبری و عدم تعیین رهبر برای مردم بوده است.

علیرضا علوی تبار، یالثارات، 4/3/79:

جامعه ایران فاز سنتی خود را پشت سر گذاشته و می­خواهد مدرن و صنعتی شود. اما در این جامعه هنوز خدا نمرده است. بنابراین ما چگونه می­توانیم به این وضعیت چیره شویم.

رجبعلی مزروعی، حریم، 23/11/78:

حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفته است.

مزروعی، رسالت، 16/7/79:

در نظام ما هیچ کس مقدس نیست.

بن‌بار گزارشگر روزنامه واشنگتن پست 14/5/79)

هاشم آغاجری: وقت آن رسیده نهاد مذهبی از نهاد حکومتی جدا شود. گزارشگر آمریکایی سخنان ایشان را به عنوان صریح‌ترین لحن در ابراز اینگونه عقاید بر درخواست رفرم می‌داند.

(اکبر گنجی در مصاحبه روزنامه تاگس اشپیگل آلمان: دین یک قسمت از فرهنگ است، حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید. در یک جامعه مدرن جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است. وقتی شما جامعه را مدرنیزه کنید این جدایی بالاخره پیش خواهد آمد. ایران در حال حاضر از فاز قبل از مدرن به فاز مدرن پیش می‌رود. (کیهان 24/1/79)

سخنرانی آغاجری، مجتمع فرهنگسرانی کوثر 10/2/81:

«... نوینسدگان (نامه به امام حسین (ع)) می‌گویند: این حکومت (حکومت یزید) بدون رضایت مردم است و لذا نامشروع است. اگر حسین (ع) هم در راس باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد نامشروع استآغاجری در همین سخنرانی امام حسین (ع) را با سیاوش در تاریخ ایرانیان مقایسه می‌کند:

«... سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام، حسین (ع) جای سیاوش می‌نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه‌ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است داریم؟»

سخنرانی آغاجری، ساختمان مرکزی دفتر تحکیم، 25/1/81

«امام علی (ع) با رفراندوم طبیعی قدرت را به دست گرفت. با این همه از نظر شیعیان امام معصوم بود... منطقی که می‌گوید رضایت خدا خارج از رضایت مردم است، مبنای استبداد است. و فلسفه سیاسی اموی یزیدی بر همین استوار است.» «... اینکه مارکس می‌گوید دین افیون توده‌هاست، تنها بخشی از حقیقت است. من می‌گویم در حکومت‌های دینی، نه تنها دین افیون توده‌هاست که افیون حکومت‌ها نیز هست.»

«رابطه انسان و دین و یا به عبارت بهتر انسان و خدا یکی از رابطه‌های تعارض آمیزی بوده است که در تاریخ بشر خود را به شکل‌های مختلف نشان داده است. در اکثر دوره‌های تاریخ بشر آنگاه که خدا اثبات می‌شده است. انسان نفی می‌گردیده است... تکیه بر آزادی اندیشه، اصالت دادن به این امر است که ارزش هر انسانی نه به تقلید، نه به طاعت و نه به تن دادن به یک آمریت فکری و دینی محض است بلکه به‌طور اساسی و ریشه‌ای ارزش هر انسانی به تفکر ذاتی و مستقل است. متاسفانه در بسیاری از جوامع اسلامی، حربه‌های گوناگون حتی دینداران را نیز به دلیل تفاوت قرائت دینی به محکمه می‌برند و محکوم می‌کنند.»

آقای کدیور در دانشکده فنی دانشگاه تهران است که در سال 79 طی سلسله مباحثی تحت عنوان «پژوهش‌های قرآنی» ایراد کرد:

«... یک زمانی مردم می‌گفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهد پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است. همه کاره مردمند.»

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، بهمن 77:

ولایت، منحصر در شخص نبی اکرم است و با رفتن او ولایت نیز خاتمه می­یابد؛ او خاتم نبوت و خاتم ولایت بود، ولایت پیامبر تعد از او به کسی منتقل نشده است.

عبدالکریم سروش، هفته نامه مبین، 3/7/78

حق اطاعت شدن، زاییده و مشروط به پذیرش مطیع است و الا برای کسی حق طاعتی نیست عبدالکریم سروش، هفته نامه آبان، 29/3/78،ش80، ص63: تفکر دینی با استخدام طبیعت منافات دارد یا حداقل خنثی است

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 9/3/78

حقیقت دین همان تجربه فردی دینی است که در مورد پیامبران «تلقی وحی» نام گرفته و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حکومتی ندارد، هر کسی همان قدر دیندار است که به این تجربه فردی رسیده باشد.

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78

کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آنها را هویت نو بخشید، امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت نموده و دین توان رویارویی با تمدن غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است.

عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، فروردین 78:

ارتداد حق طبیعی هر انسانی است و ادیان همگی برحق­اند.

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78

هیچ دینی عقلا نمی­تواند مردم را از انتخاب دین دیگر منع کند، چون خود آن دین زاییده انتخاب بوده همچنانکه هیچ نماینده­ای نمی­تواند به مردم بگوید: بعد از انتخاب من حق انتخاب کس دیگر را ندارید.

عبدالکریم سروش، روزنامه صبح امروز، 16/6/78

در تعارض تکالیف دینی و حقوق بشر، حقوق بشر مقدم است؛ متأسفانه فقهای ما اطلاعات برون دینی ندارند و متوجه این نکات نیستند.

عبدالکریم سروش، ماهنامه زنان، دی ماه 78، ش59

ارزش­های دینی دائما در تغییرند، اگر روزی فاطمه (س) می­گفت، بهترین زنان کسی است که نامحرم او را نبیند، امروز کسی نمی­تواند این را بپذیرد. اگر آن روز سعادت دختر این بود که در خانه پدر حیض نبیند، ولی امروز این امر خلاف سعادت است و شوهر دادن دختر نه ساله خلاف ارزش است، اینها همه داد می­زند که این کلمات مقطعی و مخصوص جامعه­ای خاص بوده است.

عبدالکریم سروش، روزنامه نشاط، 12/3/78

فرهنگ شهادت خشونت آفرین است، اگر کشته شدن آسان شد، کشتن هم آسان می­شود

عبدالکریم سروش، زنان، ش59، دی ماه 78:

به نظر من گفتار فاطمه که بهترین زنان کسانی­اند که «لایرین احداً و لایراهنّ» (و) رفتار او (فاطمه) در پنهان شدن از مقابل فرد نابینا نمی­تواند الگوی رفتاری زنان ما باشد.

عبدالکریم سروش، کیان، ش52:

در تاریخ جدید خدائی که مؤمنان کشف می­کنند ممکن است با خدائی که گذشتگان کشف و تجربه می­کردند متفاوت باشد.

روزنامه صبح امروز،18/2/78

تأکید بر جنبه عطفی عاشورا کافی است و انقلاب حسین دیگر در معرض فراموشی نیست، از این ÷س باید جنبه عقلائی آن پرداخت.

 

اکبر گنجی، صبح امروز، 23/2/78:

پیامبر در بدر و حنین و ... شمشیر زد ... اما آیا جنگهای جبهه حق علیه باطل پیامدهای ناخواسته یا آثار وضعیه به دنبال ندارد؟... خشونت فرزند خشونت است و درخت خشونت میوه­هایی جز خشونت به بار نمی­آورد. هیچ کس حق ندارد به صرف اینکه خود را حق و دیگران را باطل می­داند، دست به خشونت بزند و در صدد نابودی مخالفان خود از طریق حذف فیزیکی برآید.

اکبر گنجی، روزنامه صبح امروز، 26/2/78، ص2:

آدم زمینی نباید در پای ایدئولوژی­های ناکجا آبادی قربانی شود؛ ارزش او از ایدئولوژی بالاتر است. ما انسان کامل در بین غیر معصومان نداریم و لذاست که قدرت مطلق، فساد مطلق را به بار می­آورد و جهنمی را روشن می­کند که همگی در آن خواهند سوخت. پس بهترین راه نجات توزیع قدرت است.

سعید حجاریان، روزنامه ایران، 31/1/78،ص10:

تفکر فقهی نمی­تواند فرهنگ عاشورا را بازسازی کند، فوقش فقه می­تواند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کند، ولی این مسأله گنجایش مبارزه مسلحانه را ندارد؛ عرفان است که فرهنگ عاشورایی می­سازد.

حمیدرضا جلائی پور، کیهان، 26/3/79:

شهادت طلبی را مرحوم شریعتی به جامعه یاد داد و این تفکر از پای منابر شکل نگرفته است.

سعید حجاریان، روزنامه ایران، 31/1/78،ص10:

تفکر فقهی نمی­تواند فرهنگ عاشورا را بازسازی کند، فوقش فقه می­تواند امر به معروف و نهی از منکر را واجب کند، ولی این مسأله گنجایش مبارزه مسلحانه را ندارد؛ عرفان است که فرهنگ عاشورایی می­سازد.

رامين جهانبگلو كتاب نيمه پنهان جلد30

« دموكراسي يعني ابطال پذيري دائم هر چيز. اگر دموكراسي با حقيقت همراه شود، خود را نقض مي كند. » «مذهب و دين مي تواند مدرن شود، همچنان كه كاتوليك ها مدرن شدند.آنها، پاپ را آكواريوم از اين طرف مي برند و اين يعني مدرن شدن كاتوليك ها.»

روزنامه عصر آزادگان 3/8/78

رامين جهانبگلو در خصوص حذف اعتقاد ديني و خلع لباس روشن انديشي قدسي اين طور گفته است:« روحاني هم مي تواند روشنفكر باشد، اما بايستي ديد كه بينش خداشناختي و انديشه روشنفكري او تا چه حد مانع يكديگر مي شوند و با هم اصطكاك پيدا مي كنند. مشكل اصلي آن است كه يك روشنفكر مدام در پي جستجوي حقيقت است. اين در حالي است كه روشنفكر، حقيقت مطلقي را براي هميشه نمي پذيرد. بلكه درست در مقابل آن بينش قرار مي گيرد. از اين جهت بهتر است يك روحاني روشنفكر بخشي از اعتقادهاي خود را براي برجسته كردن بخش ها ديگر كنا ربگذارد.»

محمد بسته نگار، هفته نامه پیام هاجر، 23/1/79

با اینکه پیامبر مقام عصمت دارد، مع ذلک در قرآن اطاعت از پیامبر در معروف و نیک واجب است نه اطاعت مطلق (ولایعصینک فی معروف ...). مسائل اجتماعی باید با شور و مشورت و بدون استبداد رأی انجام گیرد. از گفتار امام علی هم برمی­آید که نظر مردم و قبول آنها در صحت ولایت مؤثر است.

ابراهیم یزدی، هفته نامه پیام هاجر، فروردین 77

جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است و ارزشی برای توده­ها قائل نیست

محمد مجتهد شبستری، هفته نامه آبان، 28/1/79

از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول ...» هیچ حق حاکمیتی برای پیامبر و غیره فهمیده نمی­شود، بلکه این آیات می­خواهد بگوید، حالا که ایمان آورده­اید و پیامبر را حاکم خود قرار داده­اید، در این چارچوب از حاکم خود پیروی کنید، چنانچه عقلا هر قومی باید از حاکم خود پیروی کنند و الا امر حکومت دچار اخلال می­شود.

محمد مجتهد شبستری، هفته نامه آبان، 28/1/79

نظریه حکومت اختصاصی تفویض شده از طرف خداوند به انبیاء دلیل قابل دفاع ندارد، نمی­شود خدا انسان را آزاد آفریده و حاکم بر سرنوشت خود کرده باشد و از سوی دیگر به عده­ای حق حاکمیت بر این انسانها را بدهد، این دو مسأله با هم ناهماهنگ­اند، انسان مختار است.

روزنامه خرداد، 8/10/77

قرآن، تعیین حاکم و تأسیس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد می­دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می­داند.

محمد کاظم محمدی اصفهانی، روزنامه ایران، 24/4/79:

مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می­توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.

تقی رحمانی، روزنامه فتح، 17/1/79

چرا باید جریان سقیفه را تبدیل به یک کینه تاریخی کنیم؟ سؤال اینست که اگر طراحان سقیفه گناهکارند، پس تمام فرق اسلامی به جز شیعیان گناهکار و فریب خورده­اند و اگر این طور است، چرا آیه­الله بروجردی پذیرفتند که شیعه نیز در کنار چهار مذهب دیگر اهل تسنن قرار گیرد. این تعصب غیر معقول است که طراحان سقیفه را الی الابد گناهکار بدانیم.

دو هفته نامه ایران فردا، 8/10/78

 علی(ع) حکومت و ولایت را یک امر مردمی و امانتی از سوی مردم حکومت شونده تلقی می­کند، نه از طرف خدا؛ در ختم جنگ صفین و آتش بس هم، تسلیم رأی عمومی شد.

روزنامه خرداد، 8/10/77

قرآن، تعیین حاکم و تأسیس حکومت را به مردم سپرده است و هر جا سخن از قدرت سیاسی به میان آورده آن را به جمع و جامعه اسناد می­دهد و حتی اجرای قدرت و اعمال آن را نیز وظیفه مردم می­داند.

هفته نامه آبان، 19/10/77

حضرت علی(ع) مشروعیت خود را به رأی و انتخاب مردم می­داند و در قبال معاویه به مشروعیت مدنی خود استناد و مباهات می­نمود

عزت الله سحابی، روزنامه عصر آزادگان، 16/10/78

آدم­ها و حتی معصومین(ع) خود به خود بدون نظارت مردم و به طور اصولی در معرض انحراف هستند.

عزت الله سحابی،روزنامه فتح، 5/10/78

طیف ملی- مذهبی برای افراد مقام مقدس قائل نیست، تنها خداوند مقدس است، حتی پیامبر(ص) و امام علی(ع) هم خود را از انتقاد و نقد مصون نمی­دانستند.

روزنامه خرداد، 22/8/78، ص6:

قرآن بالصراحه یهود را به تورات ارجاع می­دهد و از مراجعه آنها به پیامبر انتقاد می­کند و تورات را هدایت و نور معرفی می­نماید، عیسی و انجیل را تأیید می­کند و انتظار پیامبر هم از یهود و مسیح عمل به تورات و انجیل بوده است نه قرآن.

روزنامه خرداد، 30/8/78، ص6:

قرآن عقیده انحصاری بودن یک آئین خاص را مورد نقد قرار می­دهد و بر امکان رستگاری پیروان ادیان مختلف تأکید می­کند. معیار رستگاری از نظر قرآن عام و برون آیینی است و آن ملاک­های معنوی و اخلاقی­اند که می­تواند به صورت جهانی و در همه ادیان یافت شود.

روزنامه خرداد، 20/ 8/78، ص6:

پیامبر(ص) از اهل کتاب توقع نداشت و نمی­خواست که اسلام بیاورند؛ «قل یا اهل الکتاب لستم علی شیءٍ حتی تقیموا التوراه و الانجیل» (مائده/68) از آنها اقامه کتاب آسمانی خودشان را می­طلبید.

.عمادالدین باقی، روزنامه خرداد، 19/8/78،ص6:

آیات قرآن صریحاً اصل «عیسی به دین خود، موسی به دین خود» را تأیید می­کند و هرگز اهل کتاب یا حتی کافران و مشرکان را طرد نمی­کند.

ح.م. تبریز، روزنامه صبح امروز، خرداد 78:

صحت قصه حضرت یوسف در قرآن کریم از محالات است.

محمد تقی فاضل میبدی، روزنامه نشاط، اردیبهشت 78:

جهاد در جایی معنا دارد که مجاهد مطمئن باشد، پیروز می­شود وگرنه چنین جهادی بی­معناست، بر این مبنا حسین (ع) برای پیروزی و تشکیل حکومت دست به جهاد زد.

محمد سعید حنایی کاشانی، ماهنامه کیان، فروردین 78:

تراژدی حسین بن علی(ع) مشابه تراژدی­های آنتیگونه، تامس مور و جان پروکتور است.

غلامرضا سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78

تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است. ای کاش سوابق حاکمیت های مردمی صدر اسلام، مورد توجه قرار می­گرفت.

عزت الله سحابی، روزنامه خرداد، 6/8/78

به گفته امام علی(ع) هر شیوه حکومتی که مردم بر آن تفاهم کنند، همان مورد رضای خداوند است و تفاهم دینی و غیر دینی معنا ندارد.

باقر پرهام، هفته نامه راه نو، 3/5/77

دوران مدرن دوران حکومت و رهبری عقل است و دین باید به عرصه زندگی خصوصی باز گردد. رهبری ائمه و پیامبر هم به خاطر آن بود که هنوز مردم آن زمان عقل را مرجع استناد خود قرار نداده بودند

جعفر آبادی، هفته نامه آبان، 24/11/77

ولایت آسمانی دلیل شرعی ندارد و در صورت وجود دلیل هم امکان وقوعی ندارد، چون تشخیص مصداق آن ممکن نیست علم غیب هم نداریم، در نتیجه چاره­ای جز مراجعه به آرای عمومی نیست.

محسن کدیور، ماهنامه کیان، بهمن 77

ائمه (ع) از دو ویژگی علم غیب و عصمت، برخوردار بودند، اما فقیه هیچ کدام از این دو را ندارد، لذا وجوب تبعیت ندارد و جامعه هم راهی جز رجوع به عقل جمعی ندارد. هیچ الگویی در زمان غیبت برای اداره جامعه در دست نداریم.

محسن کدیور، روزنامه خرداد، 18/9/77

دین حکومت ندارد هیچ روشی را برای نحوه حکومت پیشنهاد نداده است؛ نحوه حکومت را مردم تعیین می­کنند، چون اصل حکومت یک امر عقلانی است، نه دینی.

محمد مهدی فولادوند، روزنامه صبح امروز، 19/10/78

عمر نوح پیامبر 60 الی70 سال بوده و 950 سال، عمر خاندان نوح بوده است، نه شخص نوح، واقعاً بعید است یک شخص نهصد و پنجاه سال عمر کند.

محمد مجتهد شبستری ماهنامه زنان، آبان 78

آنچه پیامبر از طریق کتاب و سنت پیاده نمود و احکامی که بیان کرد، اقدامات ممکنه و مقدور آن زمان بود، ما هم مطابق زمان خود، باید اقدام کنیم.

هفته نامه پیام هاجر، 16/1/79،ش310،ص6:

یکی از معضلات ما شیعیان، نداشتن منابع موثق روایی است، لذا هر کسی در هر موقعیتی با ذکر روایات و احادیثی که به معصومین نسبت داده می­شود، جوانان پاکدل و شیفته مذهب را فریب داده و مرکز اقتدار مافیایی خود را حفظ می­کند.

روزنامه خرداد، 2/9/78،ص6:

اصل آزادی در انتخابات دین یا بی دینی از اصول مسلم حقوق انسانی است و قرآن نیز این اصل را به عنوان یک حق انسانی به رسمیت شناخته و می­فرماید:«لا اکراه فی الدین».

محمد مجتهد شبستری، ماهنامه کیان، بهمن 77:

در مسائل حکومت و سیاست فعل و قول معصوم حجت نیست. زیرا این قبیل احکام تاریخی و زمانی­اند. آنچه در صدر اسلام بوده باید با قوانین امروز حقوق بشر سنجیده شود. ممکن نیست پایه­های اصلی زندگی سیاسی و اجتماعی انسان بر استنباط از متون دینی مبتنی شود.

محسن کدیور، ماهنامه کیان، بهمن 77:

معصومین(ع) فقط در کلیات و اصول اسوه­اند، نه در فروع و جزئیات.

داریوش شایگان، ماهنامه کیان، بهمن 77:

ایدئولوژی کردن دین مساوی انتحار معنوی دین است، حوزه دین از سایر حوزه­ها جداست و نباید همتای دیگر قالبهای زندگی بشری قرار گیرد.

احمد قابل، روزنامه صبح امروز، 24/7/78،ص6:

پذیرش دین حق است نه تکلیف؛ در نتیجه هر کس حق تبدیل دین خود را هم خواهد داشت.

حبیب الله پیمان، هفته نامه پیام هاجر، 23/9/78، ص6:

فرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.

فاطمه گوارایی هفته نامه پیام هاجر، 23/1/79 ش311، ص2:

داستان تکاپوی آدم که جرأت کرد میوه ممنوعه را برگیرد و زیستن زبونانه را نفی کند، دوباره و دوباره (با آمدن عاشورا) به تصویر کشیده شده است.

عباسی سلیمانی، روزنامه خرداد، 7/7/78، ص6:

هر گونه خشونت (قانونی و غیر قانونی) از ساحت مقدس پیامبر به دور است.

احمد نراقی، هفته نامه راه نو، 17/5/77،ش16، ص12:

در قلمرو ایمان نیز تسامح هست؛ به این معنا که ایمان ابراهیمی، ایمان دین گرای شکاک و ایمان ملحد دین گرا، هر سه با تفاوت مراتب بهره­ای از قدسیت دارند و هر سه دسته مؤمن­اند.

مهرزاد بروجردی، ترجمه علی صدیق زاده، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78، ش49، ص40 به بعد:

اسلام نیز چون مسیحیت در نهاد خود قابلیت عرفی شدن و سکولاریزه شدن را دارد و چنین امری در حال وقوع است.

محمد مجتهد شبستری، ماهنامه چشم انداز ایران، فروردین و اردیبهشت 79، ش4، ص68:

وحی امری تجربی است، نه امری گزاره­ای. وحی یافتنی است، پیامبر هم وحی را تجربه کرد و یافت، قرآن هم می­گوید تو وحی را تلقی کردی و از مخاطبان خود نیز خواسته که وحی را تلقی کنند. اگر دیگران وحی را صرف گزاره­های قرآنی بدانند، وحی بودن قرآن بر آنها معلوم نشده است.

احمد الستی، روزنامه ایران، 19/9/77، ص12:

موسی به دین خود عیسی به دین خود؛ فرهنگ یک ملت نظیر یک لحاف چهل تکه است که از نقوش متفاوت تشکیل شده و به جای تعارض با هم کنار آمده و به تفاهم رسیده­اند.

مرضیه آذرافزا، هفته نامه پیام هاجر، 13/7/78، ش286، ص8:

اینکه پیامبر را ابوالقاسم لقب داده­اند نه ابو فاطمه حاکی از غلبه فرهنگ جاهلی مردسالاری است.

مقصود فراستخواه، هفته نامه توانا، 22/6/77،ش28، ص8:

حقیقت ثابت نداریم؛ حتی در دست انبیاء و معصومین هم حقیقت ثابتی نبوده که بتوانند آنرا برای همه ازمنه و امکنه دیکته کنند.

احمد نراقی، هفته نامه آبان، 11/10/77، ش59، ص4:

وحی برای نسلهای بعد از زمان خود، قابل فهم نیست، چون کدهای مشترک زبانی به مرور زمان از بین می­رود به علاوه ذات وحی زبانی، ناقص است، چونت بالاجبار یک امر آسمانی باید در قالب الفاظ زمینی قرار گیرد و این خود محدودیت آفرین است.

جواد مقامی، آفتاب امروز، 24/1/79:

سالهای فراوان و بلکه قرنها این بزرگداشت (قیام عاشورا) حاصلی جز تأثر، حزن و اشک آوری نداشته.

همشهری، 17/12/78:

نوحه خوانی­هایی که متأسفانه الان در جامعه ما به شدت رواج دارد... این باید تعدیل بشود و به جای خودش بنشیند. تشویقهایی که در این زمینه می­شود، تشویقهایی که از ناحیه برخی روحانیون می­شود، باید به جای خودش بنشیند.

مدیر آموزش و پرورش استان مازندران، کیهان اخبار ویژه، 10/3/79:

ثواب کف و سوت زدن برای تقویت یکی از نخبگان جامعه کمتر از سینه زنی و عزاداری برای امام حسین(ع) نیست.

نشاط، 30/1/79:

شیعیان برای استفاده خود به آن (عاشور) تأکیدفراوان ورزیدند و کوشیدند تا نور فروغ این حادثه خاموش نشود... در روزگار حاضر هیچ یک از این عوامل عاطفی دیگر به کار ما نمی­آید.

تقی رحمانی، روزنامه فتح، 17/1/79،ص3:

اگر امامان برای خود مشروعیت حکومت قائل بودند، چرا همواره از مردم برای حکومت کردن خود مشروعیت می­طلبیدند؛ همچون بیعت امام علی(ع) و صلح امام حسن(ع) و دعوت اهل کوفه از امام حسین(ع) و قبول ولایتعهدی امام رضا(ع) با اصرار مأمون عباسی.

نشاط 28/1/78:

پدران و مادران ما، قرنها برای امام حسين گریستند که روزی که کشته شد، هر سنگی در هر نقطه ای از زمین برمی­داشتند، زیر آن خون تازه می­جوشید! برای حسینی گریستند که گفته شده از هنگامی که او متولد شده جدّ و مادرش برایش می­گریستند... برای حسینی گریسته­اند که ملائکه هم برای او گریستند...

غلامرضا سالار بهزادی، روزنامه صبح امروز، 23/8/78،ص8:

تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.

فرهاد بهبهانی، زن، 10و9/9/77:

حکم سنگسار زناکار هیچ مستند شرعی ندارد.

فرهاد بهبهانی، آبان، ش 59، 10/7/78

حکم «سابّ النبی و الائمه» قتل نیست بلکه باید آن را تحمل کرده مقابل به مثل نکرد.

مهرانگیز کار، کیان، ش45، بهمن77:

احکام کیفری اسلام کارآیی ندارد و موجب رواج خشونت می­گردد. مجازات­های سنگین بدنی چون سنگسار، سیاستهای کیفری در حق زنان و غیر مسلمانان، از آن جمله­اند.

ابوالفضل موسویان، پیام هامون، ش26، ص6:

حکم حرمت چاپ و فروش کتب ضاله در زمان حال بی­معناست.

حسین باقرزاده، نشاط، 2/6/78:

خشونت در هر شکل آن باید از ایران محو شود و اعدام برجسته­ترین نوع خشونت قانونی است.

بهاءالدین خرمشاهی، صبح امروز، 2/6/78، ص7:

کافر و بی دین هم خودی است. قرآن هم فرمود«لکم دینکم و لی دین» بنی آدم اعضای یکدیگرند.

فرامرز شکوری، آبان، 7/6/77،ش40:

اراده مردم همان اراده خداست و انتخاب مردم هم همان انتخاب خداست، لذا دموکراسی غربی با دین سازگار است.

روزنامه فتح، 25/1/79:

روزنامه فتح از قول امام حسین(ع): تنها اصلاح دین! پیامبر(ص) را خواستم.

عمادالدین باقی، جمهوری اسلامی، 13/2/79:

معتقدم اعدام و قصاص جزء ضروریات دین نیست.

بهروز افخمی،کیهان، 2/8/79:

هنرمند اصیل هم به نحوی به فضای زنده و البته آمیخته به ابتذال نیاز دارد و در یک فضای پاکیزه شده و تحت سانسور از دل و دماغ می­افتد.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 17:4 توسط احمد جان نثاری |

 

 

عکس درمراسم مهمانی زندانیان سیاسی قبل از انقلاب که به همت شهرداری و کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب برگزار شده

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 15:28 توسط احمد جان نثاری |

جمع زیادی از رسانه های اصلاح طلب و برخی دیگر برای ایجاد جنگ روانی بر علیه شورای نگهبان  در مورد رد صلاحیت علی اشراقی نوه امام خمینی رحمه الله صحبت می کنند

اما این دروغ پردازان واقعیات را از مردم مخفی می کنند ، و بر عهده هر مسلمان آگاه است که دیگران را از این موضوع آگاه سازد ، در مورد صلاحیت کاندیداها دو موضوع مطرح است :

۱- عدم احراز صلاحیت ، که مربوط به نداشتن شرایط کاندیداتوری می باشد ، مانند شرط سن ، تحصیلات و غیره

۲- رد صلاحیت ، که مربوط به داشتن سوء سابقه از فرد کاندیدا می باشد ، مثل سابق اعتیاد به مواد مخدر ، اعمال منافی عفت ، فساد اخلاقی و غیره

حال نکته قابل توجه این است که نوه حضرت امام به علت ارائه ندادن مدرک تحصیلی مناسب عدم احراز صلاحیت شده و مسئله ساده ایست ، اما برخی سعی در بزرگنمایی این مورد دارند و آن را رد صلاحیت اعلام می کنند.

و این موضوع توسط شورای نگهبان اعلام شده است.

http://www.shahabnews.com/vdcb.gb8urhb8wiupr.html

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/11/22ساعت 15:6 توسط احمد جان نثاری |

برگرفته از وبلاگ پارتیزان http://partisan.blogfa.com/

حكايت شيرين اين خاندان ! (۱)

* بخش نخست

 

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است ...

 

دريا هم به داشتن يك چنين مقامي غبطه مي خورد !

 

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . شيرين از اين جهت كه ما امت ارزش مدار اين نظام ، مجبوريم هر از چند گاهي به بلاهت اين جماعت بي ريشه (بي ريشه از اين جهت كه اصل و ريشه ي اين قماش به تركمنستان باز مي گردد و ربطي به اين آب و خاك ندارند و جد اعلاي اين ها از گردنه بگيران به نام آن بلاد بوده است . مي گوييد نه ! از جناب مستطاب ، هاشمي بهرماني بپرسيد !) يا بخنديم و يا بگرييم . حال بماند سه دهه دوشيدن اين حكومت و اين كشور توسط اين خاندان عظيم الشأن كه خودشان و اعوان و انصارشان را محق مي دانستند در هر آن چه به اين ملت خون داده و خون دل خورده تعلق داشت ، تازه پيش غذاي اين خوان سي سال گسترده شان محسوب مي شود . و البته ، اين گريه كردن ها و خنديدن ها براي ديروز و امروز اين مملكت نبوده و نيست . و باز هم البته اين دوشيدن ها هم ، حكايت خاص خودش را دارد و نوعش هم به فراخور زمان و مكان تفاوت دارد . اي كاش شما هم چون من خاطرات يكي از محافظان « آقا » را مي شنيديد كه چه ها از شيطنت هاي اين جماعت بي ريشه مي گفت و كه ها را هم دست اينان برنمي شمرد .

 

غم اين ملت ، كشت اين شيخ را !

 

     آري ! حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . هر وقت و هر جا تا آمده ايم حرفي بزنيم ، با پشت دست بر دهانمان كوفته اند كه هيس ... ! امام گفته كه هاشمي فرزند من است ... زنده گي اين نهضت به حيات هاشمي بسته است ... هيچ كس براي « آقا » هاشمي نمي شود و ... و هيچ كس نگفت كه همين امام كبير بارها اعلام كرد كه ملاك حال فعلي افراد است ... پرونده ي جهاد و ايثار و تقواي طلحه و زبيرها بسيار تاب ناك تر از چهره ي كريه اين قماش است ... ديگر تبر علي عليه السلام هم نمي تواند شمش هاي طلاي اينان را براي بيت المال تكه تكه كند... « آقا » خاتمي را هم از موضع ره بري مورد نوازش قرار داد ولي آيا هيچ كس براي ايشان خاتمي نمي شود ؟ حال همه ي اين ها به كنار . اگر هر جمله ي حضرت « آقا » اين قدر براي جماعت همه رقمه خوش بين ، ملاك محسوب مي شود ، اين همه جملات آتشين در حمايت همه جانبه از شخص محمود احمدي نژاد به كجا مي رود ؟! چرا ناگهان در اين جا همه معاويه پرست شده و جهاد و پيكار و شمشير زدن هاي مالك را برادر كشي دانسته و عقب نشيني از چادر فرزند هنده را خواستار شده اند ؟!

 

ديدار با سفير دولت فخيمه ي بريتانياي كبير !

 

     حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . هر جا كه بوي پول از آن جا به مشام برسد ، اين جماعت خوش شامه پيش از هر كس ديگر در آن جا به پارو كردن پول مشغول اند . بنياد عريض و طويل مولي الموحدين و كرمان موتور ، ارگ جديد بم ، هفت باغ و هفت بهشت ماهان ، شركت هواپيمايي ماهان اير ، شركت كرمان خودرو و ... هر جا بحث كند و كاو آثار باستاني و زير خاكي و عتيقه جات پيش مي آيد ، نام اين جماعت هم با آن هم راه است . ماجراي باغ قلهك و سفارت ييلاقي دولت فخيمه ي انگليس كه يادتان هست ؟! اين باغ و محتويات درون آن براي آقا محسن هاشمي يك معني ديگر دارد كه به تر است اصل ماجرا را از خودش بپرسيد !

 

 شريك هميشه گي خاندان !

 

     حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . آن موقع كه بحث جنگ بود و جهاد و پيكار و همه هم راه با امام خويش ، شعار « جنگ ، جنگ ، تا رفع فتنه در عالم » مي دادند ، حضرت بهرماني با دور انديشي خاص خود ، فرياد « جنگ ، جنگ ، تا يك پيروزي » مي كشيد و جوانان غيور اين مرز و بوم را با سياست هاي خاص خود به عمليات هاي صرفا ايذايي تشويق مي كرد تا دشمن را به پاي ميز مذاكره بكشاند . و وقتي هم ، اين عمليات ها حتا با نيت ايذايي به پيروزي هاي غير قابل باور مي رسيد و سنگرهاي دشمن تا آن سوي دجله به عقب رانده مي شد ، حضرت ايشان با پيغام و پسغام و فرستاده و نماينده ، بچه هاي بسيج و سپاه را وادار به بازگشتن به موقعيت هاي قبلي مي كرد . نمونه اش را در بدر و در مواجهه ي با همت و مهدي باكري مي توانيد پي بگيريد ... ! و چه تماشايي بود كه در همان روزها ، قبل و بعد از آن ، اين عزيز دل همه ي عافيت طلبان عالم امكان ! پدرانه براي فرزندان اين مرز و بوم ، دل مي سوزاند و گريبان چاك مي كرد و باز هم نمونه اش يادداشت هاي حضرت ايشان در خاطرات سال شصت مي باشد : « ... چهارشنبه ، 16 دي [1360] : « محسن » آماده ي برگشتن به بلژيك ، براي ادامه ي تحصيل شده . ساعت دوازده پرواز داشت . من و « عفت » كمي نگران امنيت او در خارج هستيم . او را شناخته اند و در جزوه اي او را اسم برده اند و اخيرا دو دانش جو در آمريكا و اسپانيا ، توسط منافقين شهيد شده اند . با او صحبت كردم كه اگر احساس خطر كرد ، به كشور ديگر براي تحصيل منتقل شود و يا به ايران مراجعت نمايد . به مجلس رفتم ... « حاج احمد آقا خميني » تلفن كرد و اطلاع داد ، امروز عراقي ها شياكوه را كه چند روز پيش گرفته ايم ، پس گرفته اند و ما حدود پانصد نفر تلفات داده ايم . مقامات نظامي هم اين خبر را تأييد كرده اند . بسيار تلخ است . سپاه هم تأييد كرد ... » و چه مدبرانه جناب هاشمي بهرماني فرزند ارشد خود را (با وجود نگراني از شهادت در خارج كشور توسط منافقان كوردل) به دهان شير فرستاد تا مانند بچه پاپتي هاي بي اصل و نسب و بسيجيان پابرهنه تلف نشود و امروز پاي تخت اين كشور اسلامي بدون مدير نماند و چرخ هاي فولادين مترويش بر ريل هاي آهنين بچرخد و بسايد و هم زمان « علي » آقاي بيست و سه ساله را كه با وجود فرزند برادر بودنش ، مثل محسن عزيز مي داشتش ، در همان بلژيك به ارتباط با سازمان « سيا » تشويق كرد تا رابطه ي با ايران رونق بگيرد و بيست و شش سال بعد افشا كند كه امام خميني (ره) از اول هم مخالف طلب مرگ براي آمريكا بود !

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است ...

از راست به چپ : فائزه ، محسن ، ياسر ، مهدي ، فاطمه . اون بالايي هم كه ...

حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . نمي دانم چرا از بين هفتاد ميليون ايراني فقط اعضاء اين خاندان متخصص و مدير از آب در آمده اند ؟! يكي متخصص در امور نفت ، ديگري در بيماري هاي خاص ، آن يكي ناجي زنان ايراني و بعد هم راه سازي و بزرگ راه كشي (آن هم از نوع كانادايي اش !) ، آن ديگري ، مديريت در امور شهري و ايضا راه آهن شهري ، دايي جان ، كارشناس صادرات و واردات ، عمو جان ، متخصص در ساخت و ساز و بساز و بفروش ، عمه خانم ، باش گاه دار سواركاري ... و بالاخره بزرگ خاندان ، تشخيص دهنده ي بري از هر اشتباه مصالح تمام عالم بشريت ! از تمام املاك موجود در اين سرزمين هم ، تنها املاك و خاك و زمين اينان حاصل خيز است و مستحق رسيده گي ويژه ! كاروني كه هزاران سال در اين آب و خاك جاري بوده و بركت دهنده ي تمام زمين هاي مجاورش ، به ناگاه به ياد مي آورد كه رسالت تاريخي اش چيز ديگري بوده و آن هم چرخشي نود درجه اي و گذر از صدها متر تونل و صدها كيلو متر مسير زه كشي شده و سر بر آوردن از باغ هاي كشت پسته ، آن هم چه پسته اي ، پسته ي خندان رفسنجان ! در اين بين ، اسم بي چاره كشاورز رفسنجاني و كرماني هم بد در مي رود كه بله ، تمام خوشي عالم را نصيب خود كرده ايد و پسته كيلويي خدات تومان را به اروپا و آمريكا صادر مي كنيد و چه و چه وچه ! ولي آن روي سكه ، همين كشاورز اسم بد در رفته ، بدون اذن ارباباني كه تا ديروز خود رعيت حقير آن سرزمين بودند ، نه حق كاشت دارد ، نه داشت و نه برداشت . صادرات هم كه جاي خود دارد .

 

ملت رو هم اگه مي شد مثل اين ربات ها برنامه ريزي كرد ، چي مي شد !

 

     حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمي هم عجب حكايت شيريني است . تا دي روز كه صاحب بلا فصل اين مملكت بودند و اداره كننده ي قواي مجريه و مقننه ، كشتي كشتي ، اجناس لوكس وارد كشور مي كردند و كارخانه كارخانه ، محصولات اروپايي و آسياي دور را مونتاژ مي كردند و هكتار هكتار ، زمين مردم بي نواي محتاج نان و املاك متعلق به بيت المال را به ثمن بخس مي خريدند كه نه ، غصب مي كردند و براي خود شهرك ويلايي احداث مي كردند ، شب به شب ، در بيابان هاي اطراف ورامين و شهريار و قوچان و همه ي آن جاها كه بوي زير خاكي مي داد ، هم چون اجنه ي محافظ گنج ، جولان مي دادند و وقتي هم كه به تور ايست و بازرسي بسيجيان پابرهنه مي افتادند ، بدون پياده شدن از خودروي خود ، بادي به غبغب داده و با صداي دورگه شان مي گفتند كه فائزه هاشمي هستم و با نيروي انتظامي هم آهنگ شده و يا اين كه « حاج آقا ياسرهستنند ، پسر كوچيكه ي آيت الله رفسنجاني !» بي چاره بسيجيان پابرهنه كه هاج و واج مي ماندند كه اين خانم نماينده ي مجلس است يا رييس سازمان ميراث فرهنگي ؟! اين يكي در كار نفت است و صادرات و واردات و يا پاس دار آثار باستاني ؟! غافل از اين كه اينان همه چي هستند در اين مملكت ! همين عمو ممد جان كه سال ها به عنوان رييس ستاد بازسازي مناطق جنگ زده و با اشارات خان داداش ، خورد و برد و چاپيد و با ستاد معين خرم شهر در مزارع كشت ني شكر (كه خود معضلي به سواي معضلات ديگر اين خاندان است) از شكم جماعت بي خانمان خرم شهر و آبادان بريد و به شكمبه ي فربه ي خود وصله زد ( بي نوا بازرسان سازمان بازرسي كل كشور كه با ارائه ي صدها برگ گزارش مستند از خوردن هاي ممد آقا به دفتر رياست جمهوري وقت يعني خان داداش و بزرگ خاندان اين طايفه ، با دست خط حضرت ايشان  خطاب به باي گان دفتر رياست جمهوري مواجه مي شوند كه خانم نوري ، باي گاني شود ! هنوز هم مات و مبهوتند ) و همين خان عمو ، پنج – شش سال قبل ، ضمن تباني و هم كاري با مدير كل وقت منابع طبيعي استان تهران (غلام عباس عبدي نژاد) اراضي قابل توجه اي را در منطقه ي لالون و زاگون لواسانات و روبه روي امام زاده عبدالله اين منطقه را در يكي از دفاتر اسناد رسمي تهران به نام خود ثبت مي كند . و البته بخشي از اين زمين ها از طريق مجتمع فرهنگي روشن گران (كه از متعلقات حاج ممد آقاست) مثلا به خانمي فروخته شده و بخش ديگر به نام شركت كوثر پارس ايشان كه به نام برادر حاج خانمشان قيد شده ، مثلا ثبت مي گردد . و بعد از آن هم دو شهرك فدك و ريحان ، قارچ گونه در بخشي از اين زمين ها سر در آورده و تا سه سال گذشته 18 واحد ويلايي با همه گونه امكانات رفاهي به مبلغي بالغ بر شش ميليارد تومان به فروش مي رسد ... 

      حكايت اين خاندان مرعشي و هاشمبدون شرح !ي هم عجب حكايت شيريني است . ماشاءالله  هزار ماشاءالله در اين مملكت پهن آور با هفتاد ميليون جمعيت خون داده و خون دل خورده ، هرگاه پرونده ي ارتشاء ، اختلاس ، احتكار و ده ها واژه ي ديگر بر وزن افتعال گشوده شده ، به نوعي پاي اين خاندان نيز در ميان بوده است ، حال يا با مشاركت در جرم و يا با ممارست در امحاء جرم . از اولين نمونه هايش كه عيان گونه هم ثبت شده و همه گان هم در جريانند ، انواع جرم هاي ريز و درشت در وزارت خانه هاي نفت ، نيرو ، پست و تلگراف و تلفن و ... در دولت سر تا پا سازنده گي (واي بر تاريخ اين انقلاب كه دوره ي حكومت هاشمي ها را با عنوان سازنده گي به ثبت رساند !) مي باشد كه مشروح آن در رسانه هاي همان سال ها درج شده و ... و فقط درج شده و نه هيچ كار ديگر ! نمونه ي ديگر اين فعاليت هاي سر تا پا انقلابي هم در جريان رسيده گي به پرونده ي تك تكنوكرات آسمان فن سالاري ، غلام حسين خان كرباسچي ، بلده چي وقت تهران و يار غار حضرات هاشمي و مرعشي است كه با بازداشت اين جرثومه ي تباهي ، چه قشقرق و سليطه گري از جانب اين خاندان راه نيفتاد ! تا جايي كه حضرت هاشمي حتا به تريبون نماز جمعه هم رحم نكرد و در دفاع از آن ياغي همه فن حريف ، چه الم شنگه ها كه به پا نكرد و در مذمت حبسيت و قباحت در بند بودن وي ، چه روضه ها كه سر نداد !  و دست آخر هم با كشاندن مملكت به سمت شورش و آشوب و بلوا و فشار از پايين ، به چانه زني از بالا پرداخته و موجبات رهايي وي از چنگال فرشته ي عدالت را فراهم ساخت .

 

 

 اين حكايت شيرين ادامه دارد ...


 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/04ساعت 18:54 توسط احمد جان نثاری |

عده ایی در گوشه و کنار عرصه سیاست سعی دارند لقب آیت اللهی را به  آقای هاشمی رفسنجانی بدهند او که از این لقب رضایت دارد سعی میکند حرفی نزند و در این موج شنا میکند
 
 
بهتر است بگوییم  فریب عمومی مردم
 
 
آیت الله برای بعضی
 
 
و هاشمی ۲۰۰۸ برای برخی
 
 
 
هاشمی رفسنجانی آیت الله نیست
 
تیم تبلیغاتی او که سعی دارند وجه او را در کشور حفظ کنند گاهی او را به سخنرانی در ارتباط با مواردی مرتبط با انقلابیون مانند دفاع مقدس دهه فجر سالگرد شهدا و غیره دعوت میکنند و از طرف دیگر در بین قشر کم توجه به احکام شرعی هاشمی را تشبیه به خاتمی می کنند
 
هشدار به عموم مردم
 
 
فریب نخورید 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 1386/08/11ساعت 18:20 توسط احمد جان نثاری |