تبليغاتX
انتقاد

در عرصه سیاسی امروز  رییس جمهور به نوعی از دوستی افراد نادان ضربه می خورد، اینان که در دفاع کردنشان هم هیچ منطق درستی نداشتند، حالا در انتقاد و روش آن هم دچار افراط هستند، همانهایی که رییس جمهور حتی در مناظره ها و برنامه های تبلیغی خود گفت کسانی که در خط تخریب و اهانت به دیگران حرکت کنند از ما نیستند، اینان حالا به بهانه حمایت از ولایت فقیه در حال تخریب احمدی نژاد هستند و البته افرادی در پشت صحنه اینان را مانند عروسکی می گردانند، کسانی که به جای تعقل و تفکر و تحلیل اخبار موجود به اخبار به قول خودشان پشت پرده ایی که هیچ استنادی به آن نیست استناد می کنند و احمدی نژاد را محکوم به مخالفت با رهبری می کنند، این در حالی است که ابلاغ رهبری نسبت به عزل مشایی تنها در حال گذراندن مراحل خاص خود می باشد که یکی از آن مراحل بحث افکار عمومی است، برخی فراموش کرده اند که اسلام بیشترین ارزش را برای آبروی انسانها قائل است و فکر می کنند که می شود با افراد مثل دستمال کاغذی برخورد کرد.

باید همانطور که رهبر انقلاب فرمودند به حرفهایی که می زنیم دقت کنیم و هر سخنی را به زبان نیاوریم، ایشان خصوصا به نخبگان تاکید کردند که در صورت رد شدن در این امتحان دچار سقوط می شوند.

لازم به ذکر است، رحیم مشایی هم مانند بقیه مدیران کشور اشتباهاتی داشته است، که برخی بالا تر از اینها را مرتکب شده اند و کسی لب از لب باز نکرده است، بگذریم در کل مشایی فقط به خاطر ارتباط نزدیکی که با احمدی نژاد داشته است مورد حمله برخی افراد قرار گرفته و به نوعی سیبل برخی افراد شده است، ما امروز می بینیم رهبر انقلاب در مورد همه نخبگان و حرفهایی که می زنند ، هشدار می دهند که این بیانگر صحبتهای خطا و اشتباه آنان است، پس فقط مشایی نیست که حرف اشتباه زده است، البته بحث انتقاد به مشایی را کاملا قبول دارم ولی اینکه به خاطر او حواشی راه بیاندازیم که  اصول دولت را خدشه دار کنیم قبول ندارم.

نمی دانم چرا برخی امروز انگ ضد ولایت فقیه به احمدی نژاد می زنند، تنها چیزی که به ذهنم آمد چند روایت و مطلبی راجع به دوستان نادان می آورم:

امام صادق (ع):

دوستي مرزهايي دارد که هر کس، همه يا برخي از آن ها را داشته باشد، دوست است، وگرنه اصلاً او را دوست مشمار: ظاهر و باطنش با تو يکي باشد، آبروي تو را آبروي خودش بداند مال و منصب، او را نسبت به تو عوض نکند، هر کمکي از دستش برمي ايد، دريغ نکند، هنگام گرفتاري ها تو را تنها نگذارد.

امام علی (ع):

دوست، بايد در سه جا هواي برادرش را داشته باشد: در گرفتاري، در غيابش و بعد از مردنش.

دشمن دانا، بهتر از دوست نادان است.

پرسش:
دشمن دانا و دوست نادان چه نقشي را درجهت انحراف افكار وانديشه هاي ناب اسلامي و عملكردهاي صحيح و تاثيرگذار ايفا مي كنند؟
پاسخ:
به طور كلي هر مكتبي براي حفظ و بقاي خود لاجرم بايد دشمنان خود را شناخته و با آنها به مقابله برخيزد. عدم شناسايي و شناخت دشمنان موجبات رخنه و نفوذ آنها را در داخل صفوف پـيروان هر مكتب فراهم آورده و دريك زمانبدي مشخص آن مكتب و انديشه را به انحراف كشانده و از اصالتهاي مكتبي و ارزشي آن دور مي گرداند.
نكته اساسي در اين فرايند ميزان تاثيرگذاري اين دو دسته دشمن است كه چگونه و با چه روشي عمل مي كنند؟ دشمن دانا غالبا در لباس دشمني آشكار افكار و عملكرد خود را به ما عرضه مي كند و كساني كه در نقطه مقابل آن باشند به روشني مي توانند او را مورد شناسايي قرار داده و با افكار و اعمال او به مقابله برخيزند.
به تعبير ديگر دشمن عريان، افكار و ماهيت او را در زمان و مكان معين مي توان مورد شناسايي قرارداد و با او مبارزه نمود. اما دوست نادان درقالب دشمن عريان ظاهر نمي شود بلكه در مقام دوستي به جهت ناآگاهي و يا جهل مركب افكار و اعمالي را از خود بروز مي دهد كه فرايند آن در نهايت به مكتب و ارزش هاي خودي لطمات و ضربات سنگيني را وارد خواهد كرد.
تعبير قرآن كريم نيز در اين زمينه مويد همين مطلب است كه بعد از نصب امامت علي (ع) توسط پيامبر اعظم(ص) در روز غدير و اكمال دين و اتمام نعمت به مسلمانان هشدار مي دهد. امروز ديگر كفار و دشمنان از دين شما نااميد شده اند پس ديگر از آنان نهراسيد بلكه از خودتان بترسيد. تجربه بيست و نه ساله انقلاب و نظام ما نيز اين نكته كليدي را ثابت مي كند كه دشمنان داخلي به ويژه آنان كه درلباس خودي ظاهر شدند بيشترين ضربات و لطمات را به ما وارد كرده اند. شهيد والامقام مرتضي مطهري (ره) اين مطلب را به شايستگي تبيين نموده اند كه با الهام از نوشتار ايشان مطلب را به پايان مي بريم:
«انديشه هاي بيگانه از دو طريق نفوذ مي كنند، يكي از طريق دشمنان، هنگامي كه يك نهضت اجتماعي اوج مي گيرد و جاذبه پيدا مي كند و مكتبهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد. پيروان مكتب هاي ديگر براي رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه هاي بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است، وارد آن مكتب مي كنند .
و آن را به اين ترتيب، از اثر و خاصيت مي اندازند يا كم اثر مي كنند.
ديگر از طريق دوستان و پيروان، گاهي پيروان خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه هاي بيگانه مي گردند، و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مي دهند و عرضه مي نمايند. امروز كه نهضت اسلامي ايران اوج گرفته و مكتبها و «ايسم»ها را تحت الشعاع قرار داده است.
هر دو جريان را مشاهده مي كنيم؛ هم گروهي را مي بينيم كه واقعاً دلبسته به مكتبهاي ديگر بخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها و ماركهاي ماترياليستي، كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد، انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند و هم مي بينيم- و اين خطرناكتر است- كه افرادي مسلمان، اما ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه، به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند، اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ مي نويسند، همان طور فلسفه دين و نبوت مي نويسند، همان طور...
من به عنوان يك فرد مسئول با مسئوليت الهي، به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنيم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي، اعم از آنكه از روي سوء نيت يا عدم سوء نيت صورت مي گيرد خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند.
راه مبارزه اين خط، تحريم و منع نيست. مگر مي شود تشنگاني را كه براي جرعه اي آب له له مي زنند، از نوشيدن آب موجود، به عذر اينكه آلوده است، منع كرد؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 18:56 توسط احمد جان نثاری |

در حالي که جوسازي هاي برخي جريانات سياسي راجع به نماز جمعه اين هفته تهران افزايش يافته است، در ذهنم آخرين خطبه نماز جمعه تهران به امامت هشمي رفسنجاني مرور شد، يادم آمد که هاشمي هميشه محوريت خود در نظام را حفظ کرده و سعي نموده سنبل وحدت باشد.

ايشان از ابتداي انقلاب در تمام صحنه ها، از روي کارآمدن دولت موقت تا عزل بني صدر و بعد هم در ايجاد تفاهم بين رييس جمهور و نخست وزير و در تمام فراز و نشيبهاي سياسي ايران حضور داشته و ايفاي نقش کرده است.

در اين برهه حساس نيز اگر نظري بر سخنان هاشمي رفسنجاني در آخرين خطبه های خود در نماز جمعه تهران داشته باشيم، اين موضوع را کاملا درک مي کنيم.

در نمازجمعه مذکور ايشان در خطبه اول نماز تاکيد کرده اند که: براي ما بندگان خدا در راه رسيدن به قرب الهي هيچ سرمايه اي به اندازه تقوي کارساز نيست و اميدواريم که همه بتوانيم از تقوي حراست کنيم و در خودمان ملکه تقوي را تقويت کنيم.

وفاداران به انقلاب باید در مقابل اختلاف نظر همدیگر سعه صدر داشته باشند

هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نماز جمعه خود قبل از انتخابات نيز تصريح کرده: در داخل کشور نيز وفادارن به انقلاب که اکثريت قاطع مردم هستند، بايد در مقابل اختلاف نظر همديگر که البته قابل قبول و خواسته خداوند است، سعه صدر داشته باشند.

رييس مجلس خبرگان رهبري اظهار داشته است: ما قبول داريم که عده اي هستند که از شرکت مردم در انتخابات ناراحتند ولي تعداد اين ها معدود است و آنچه جاي تأسف دارد اين است که کساني که دوست و وفادار به انقلاب هستند به خاطر برخي بي توجهي ها در انتخابات حضور پيدا نمي کنند.

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاکيد بر اينکه عدم شرکت در انتخابات عقلا و شرعا به نفع هيچ کس نيست، تصریح کرده: مجموعه آراء سرمايه عظيمي است که مايه اعتبار نظام ما مي شود. چرا که امروز يکي از شاخص هاي مهم اعتبار نظامات دنيا همين ميزان مشارکت مردم در انتخابات است.

وي با اشاره به اينکه حضور مردم هيچ هزينه و ضرري براي آن ها نخواهد داشت، افزوده است: اگر همه آن هايي که کشور و انقلابشان را دوست دارند بيايند و انتخابات با عظمت برگزار شود، دشمنان داخلي و خارجي ما مأيوس مي شوند.

هاشمي رفسنجاني اظهار داشته است: اگر مردم با اين وسعت شرکت کنند، هر دولتي که با پشتيباني و اتکاء به مردم سر کار بيايد، با اراده و قاطعيت بيشتري مي تواند عمل کند.

وي خاطرنشان کرده است: استحکام نظام و منافع فرد فرد ما اين است که وارد انتخابات شويم و از اين موقعيت استفاده کنيم تا صلابتي که رهبري از ما خواسته اند را شکل دهيم.

دشمنان دنبال فاصله انداختن بین نظام و مردم هستند

رييس مجلس خبرگان رهبري خطاب به مردم تاکيد کرده است: مطمئن باشيد فرداي آن روز که ما اعلام کنيم مشارکت مردم بالاي 70، 80 درصد بوده است، چند پله نظام مان در دنيا معتبر تر مي شود و دشمنان نظام که به دنبال فاصله انداختن بين نظام و مردم هستند، تحقيقا خاکستر ياس بر سرشان ريخته خواهد شد.

نامزدها و طرفدارانشان در حدود قانون فعالیت کنند

وي بابيان اينکه يکي از لوازم جذب اعتماد مردم براي حضور قطعا تقيد همه به قانون است، گفته است: الان ممکن است قانون انتخابات عيوبي داشته باشد اما بالاخره قانون است و به گفته امام خميني (ره) اطاعت از قانون واجب و تخلفش حرام است و لذا نامزدها و طرفدارانشان بايد در حدود قانون فعاليت کنند.

امام جمعه موقت تهران، تصريح کرده است: صدا و سيما نيز به عنوان يک رسانه ملي که اعتبارش با رضايت و شخصيت مردم بالا مي رود، بايد سعي کند در اين دوره بيست روزه تبليغات منصفانه و بدون جانبداري عمل کند تا مردم مطمئن شوند حال که پاي صندوق راي مي روند اعتماد جديدي در جامعه ما خلق خواهد شد.

هاشمي رفسنجاني اظهار داشته است: خرمشهر و دژ دزفول بر اساس تبليغاتي که صدامي ها کرده بودند و همچنين ارزشي که خودمان براي آن قائل بوديم در آن زمان به معيار پيروزي و يا شکست تبديل شده بودند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت 16:34 توسط احمد جان نثاری |

 
این گاف سنگين روزنامه اعتماد ملي نتيجه دست و پازدن بي حاصل براي دانشگاه آزاد!
روزنامه اعتماد ملي متعلق به مهدي کروبي، معروف به شيخ جبهه اصلاحات در شماره امروز خود يک اشتباه بسيار عجيب و غريب انجام داده است.

اعتماد ملي در عکس يک، شماره امروز خود سه شنبه 23 تيرماه 88 به موضوع 5 سال محکوميت محسن نامجو خواننده پاپ به خاطر شکايت عباس سليمي يکي از قاريان مطرح کشور از وي پرداخته است.

اما نکته جالب توجه جابه جا گرفتن «عباس سليمي» با «عباس سليمي نمين» از سوي روزنامه حرفه اي! اعتماد ملي است!
عباس سليمي نمين، رييس مركز مطالعات و تدوين تاريخ معاصر در ايران است. ولي عباس سليمي يکي از قاريان مطرح کشور است که به خاطر رفتار توهين آميز نامجو در خصوص قرآن کريم از وي شکايت کرده بود.

اين روزنامه در مطلب خود با عنوان «5 سال حبس تعزيري براي محسن نامجو» نوشته است: «عباس سليمي‌نمين امسال با دو موضوع كاملا متفاوت به اخبار يك رسانه‌ها راه يافته است؛ اولي كشمكش دامنه‌دارش با مديريت دانشگاه آزاد و ديگري ماجراي شكايتش از محسن نامجو. هرچند فعاليت سليمي در زمينه موضوع اول همچنان با شدت و حدت ادامه دارد...»

اين سوتي وحشتناک از سوي روزنامه مهدي کروبي در حالي رخ داده است که در نامه چند روز پيش مهدي کروبي به قوه قضاييه نيز، شيخ اصلاحات از آخرت به عنوان «ديار فاني» نام برده بود!

به نظر مي رسد توليد محتواي هدفدار آنچنان در اعماق وجود برخي روزنامه ها رسوخ کرده که سرمست از حمله به يک شخصيت سياسي مخالف با خود، اين اشتباهات جبران ناپذير را انجام مي دهند.

جالب اينجاست که عباس سليمي نمين يکي از منتقدان سرسخت دانشگاه آزاد است،که بارها به دليل اعتراض به مفسده هاي اين دانشگاه با شکايت جعفر علي جاسبي به دادگاه احضار شد و از آنجا که اهالي اعتماد ملي و ياران شيخ اصلاحات تعلق خاطرهاي زيادي به اين دانشگاه و مسوولانش دارند، تا نامي شبيه به سليمي نمين شنيدند در پي اداي دين به مسوولان اين دانشگاه برآمدند و البته به بيراهه زدند.
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/04/23ساعت 9:55 توسط احمد جان نثاری |

سايت آينده در حاشيه نويسي از  خبر گفتگوي زنده رييس جمهور نام وزير فرهنگ و ارشاد را «صفايي هرندي» درج کرده است، که هم اکنون روي سايت قابل رويت مي باشد.

سايت آينده در خبري تحت عنوان حاشيه هاي جالب نطق تلويزيوني در حاشيه نويسي از خبر سخنان شب گذشته رييس جمهور در تلويزيون با مردم آورده است: به گفته احمدي‌نژاد، برخي از همکاران وي خوب کار کردند و در دولت بعدي هم خواهند بود. برخي خوب کار کردند، اما چون دوره جديد عمق خدمت افزايش مي‌يابد، نمي‌توانند ادامه همکاري دهند و برخي ديگر هم خوب کار نکردند و از همين رو از آن‌ها استفاده نخواهد شد. وي که در مناظره با موسوي هم آشکارا از صفايي انتقاد کرده بود ديشب هم به طور مشخص تنها به صفايي هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اشاره کرد و تأکيد کرد: «کارهايي که در حوزه فرهنگ انجام شده، مورد تأييد من نبوده و به خصوص در حوزه هنر خوب کار انجام نشده است.»

لازم به ذکر است احمدي نژاد در مناظره خود با موسوي نامي از صفايي فراهاني آورده بود که ظاهرا سايت آينده آن را با صفار هرندي اشتباه گرفته است.

البته در مناظره احمدی نژاد با موسوی انتقاداتی هم به صفار هرندی توسط رییس جمهور صورت گرفته است ولی تفاوت صفار با صفایی یقینا غلط تایپی نیست، بلکه از اطلاعات بسیار سطح پایین دوستان در سایت آینده خبر می دهد.

لازم به ذکر است برخی شنیده ها حاکی است که این سایت توسط برخی فرزندان هاشمی رفسنجانی حمایت مالی می شود.

این خبر بعد از ۳۰ دقیقه اصلاح شد، البته جریان هم جالب بود به یک نفر از دوستان گفتم که خبر رو کار کنه و اون با مدیر سایت مذکور رفیق در آومد، هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/17ساعت 13:0 توسط احمد جان نثاری |

متن زیر شرح کوتاهی از وقایع زمان بنی صدر است، از شما خواننده گرامی درخواست دارم بدون هیچ جانبداری ضمن مطالعه متن ذیل منصفانه حوادث آن دوران را با حوادث اخیر مقایسه و با استدلال منطقی نظر خود را بفرمایید:

دولت بني صدر حامي منافقين و ليبرالها

امام خميني(ره) به بني صدر: تو غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها

سرويس سياسي - دولت بحران به رياست جمهوري بني صدر و نخست وزيري شهيد رجايي 3 ماه بعد از استعفاي بازرگان ضمن برگزاري اولين انتخابات رياست جمهوري در 5 بهمن ماه 58 به قدرت رسيد ، در اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران حدود 21 ميليون نفر واجد شرايط شرکت در انتخابات بودند که از اين ميزان 14 ميليون نفر معادل 42/67 درصد از واجدين شرايط در انتخابات شرکت و از بين 124 نامزد رياست جمهوري راي خود را به صندوق ريختند و ابوالحسن بني صدر توانست با کسب 11 ميليون راي بر رقباي خود پيروز شود، دولت بحران از 15 بهمن 58 لغايت 1 تير 60 به مدت 16 ماه حاکميت کشور را در دست داشتند و شهيد رجايي 9 ماه نخست وزير دولت بحران بودند.
اهم فعاليتهاي دولت بحران :
- اختيارات ويژه بني صدر
رييس شوراي انقلاب
فرماندهي کل قوا
- اوج گيري اغتشاشات داخلي با حمايت دشمنان خارجي و عدم مقابله جدي با آن ها
- آغاز تجاوز صدام به اشغال بخش وسيعي از خاک ايران اسلامي
- ترور برخي شخصيت هاي درجه اول انقلاب
- ائتلاف جريان ليبرال، نهضت آزادي و منافقين با بيگانگان
- ايجاد فضاي مسموم عليه روحانيت به خصوص شهيد بهشتي
1- تنفيذ حکم رياست جمهوري توسط امام خميني (ره):
رهبر کبير انقلاب در تاريخ 15 بهمن 1358 طي حکمي رياست جمهوري را به بني صدر تنفيذ فرمودند که قسمتهايي از حکم امام خميني(ره) قابل تامل است : تنفيذ و نصب اينجانب و راي ملت مسلمان ايران محدود است به عدم تخلف ايشان از احکام مقدسه اسلام و تبعيت از قانون اساسي اسلامي ايران... از قشرهاي مختلف ، خصوصا متفکران و انديشمندان و احزاب اسلامي و سياسي و قواي نظامي مي خواهم با حسن نيت از ايشان و دولت اسلامي پشتيباني نمايند و از تفرقه و اختلاف و کارشکني بپرهيزند و تا ايشان بر محور عدل اسلامي عمل مي کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب مي کند از همکاري و معاونت دريغ ننمايند.
سخنراني امام خميني (ره) در روز تنفيذ حکم رياست جمهوري که با حديث «حب‌الدنيا رأس کل خطيئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود، متن حکم تنفيذ نيز حاکي از اين بود که امام چند مورد را در اين دولت پيش بيني مي کردند، تخلف بني صدر از احکام اسلامي و قانون اساسي، وجود حس بد بيني بين متفکران و انديشمندان نسبت به بني صدر، ايجاد تفرقه و اختلاف، نزديک شدن عملکرد بني صدر به اعمال طاغوت
2-حمايت از دولت به همراه انتقاد و گله توسط امام و اغتشاشات داخلي
17 شهريور 59 بني صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونين در ميدان شهداي تهران سخنراني نمود و روند بحران و تشنج را به طور علني و آشکار پي گرفت. روندي که از ابتداي تابستان 59 با افزايش تهاجم به شخصيت‌هاي محوري حزب جمهوري ‌اسلامي و متهم کردن آيت به طرح توطئه براندازي رئيس‌جمهور و نسبت دادن اين ماجرا به حزب‌ جمهوري اسلامي و مانع ‌تراشي در کار معرفي نخست ‌وزير و پافشاري در ممانعت از نخست‌وزيري «محمدعلي رجايي» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحريک‌آميز و جوسازي و پرونده‌بازي و افشاگري هاي بي‌امان در روزنامه «انقلاب‌اسلامي» شتاب و شدت گرفت، در اين روز، بني‌صدر جبهه‌گيري و صف‌آرايي علني خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوري اسلامي و در يک کلمه خط امام، به ميان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد و از باند چند نفره‌اي سخن گفت که قصد برانداختن رئيس‌جمهور يازده ميليوني را کرده‌‌اند.
امام در يک سخنراني بسيار مهم براي اولين بار، صريح‌تر از پيش به مسائل داخلي، جنگ‌هاي جناحي و صف‌بندي گروه‌ها پرداخت و با زباني تلخ و شکوه‌آميز، ضرورت حياتي وحدت را در وضعيت خطير و پرالتهاب يادآور شد، جنگ و جدال اخير، امام را چنان آزرده است که او را به گفتن چنين کلماتي وا مي‌دارد: بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييس جمهور اعلام مي دارم و از همه مي خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند، اين آقايان چه شان است با هم؛ اين آقاي رييس جمهور با مجلس، مجلس با رييس جمهور چرا اينطور رفتار مي کنند؟ چرا بايد اينطور باشد که صداي مردم در آيد؟اي سران! چرا اين‌قدر خوابيد؟ چرا چشمانتان را باز نمي‌کنيد؟ چرا بايد اين روزنامه‌ها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هرجا صحبت مي‌کند، بر ضد هم صحبت مي‌کند، هرجا مي‌نويسد، برضد هم مي‌نويسد.
28 آبان 59 روز عاشورا بود، سيل جمعيت به ميدان آزادي ريخته تا بشنود که اين بار بني‌صدر پس از سخنان دو روز پيش امام و تعيين دقيق مرزها و معيارها در آن چه مي‌گويد، امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسين(ع) باشد و بس، اما ناگاه رئيس‌جمهور ضد انحصار طلبي و ارتجاع! پيدايش شد و هوادارانش هم از جلوي جايگاه سر و دست جنباندند و همچون پيش، سوت و کف زدند و حرمت اين روز را شکستند.
7 آذر 59 نماز جمعه امروز زير رگبار تند باران برگزار شد، آقاي خامنه ايي امام جمعه تهران سخنش اين روزها عطر و بوي جبهه‌هاي جنوب را مي‌دهد که از آنجا باز آمده و در اين شهر آلوده به سياست‌زدگي‌ها طراوات مي‌افشاند، اين بار او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقايق ناگفته سياسي، نظامي پرده برداشت. از اهمال کاري ها و بي‌تدبيري هايي که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد و رويه مشکوک و غيرقابل توجيه رئيس‌جمهور در جايگاه فرماندهي کل قوا و اداره و سازماندهي جنگ که به خاطر عدم واگذاري سلاح به نيروهاي داوطلب سپاه و بسيج موجب رکود و توقف در کار جبهه جنگ شده و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفت و صبري که شايد يک روز به انتها برسد.
18 اسفند 59 ميتينگ نهضت آزادي برگزار شد، اين ميتينگ به منزله يکي از نقاط عطف در آشکار شدن پيوند ليبرال‌ها و منافقين پشت سر بني‌صدر در مقابل جريان اصيل خط امام بود، اين تجمع در استاديوم امجديه و با سخنراني چهره‌هاي شاخص نهضت آزادي، مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر سحابي و مهندس صباغيان برگزار شد، اعتراض به عملکرد اکثريت خط امامي مجلس و انتقاد از عدم واگذاري فضا و فرصت به آنان جهت ايفاي نقش بيشتري در مجلس، يکي از محورهاي صحبت هر سه نماينده نهضت آزادي بود.
22 بهمن 59 تهران و ديگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگيري‌هاي خياباني مي‌شود و عرصه سياسي رو به تشنج و بحران دارد. خشونت چماق به دستان ضد چماق داري و ارتجاع! در روز 18 بهمن در ميدان آزادي 1 کشته و 1مجروح به جا گذاشت. عناصر گروهک فدائيان اقليت با پنجه‌بکس و چماق و چاقو به جان انحصارطلبان افتادند.
14 اسفند 59 (پيوند نفاق و تزوير) ميتينگ دانشگاه تهران به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق به صحنه بزرگ و بي‌سابقه‌اي از صف‌آرايي ورودرويي جبهه متحد ضد انقلاب، چپ‌هاي آمريکايي و گارد شبه نظامي بني‌صدر با مردم و توده‌هاي انقلاب و مدافع خط امام تبديل شد، اين‌بار، ديگر همه آمده بودند، جمعيتي عظيم سراسر دانشگاه، زمين چمن و خيابان‌هاي اطراف را در بيرون فرا گرفته بود، جمعيت مثل انبار باروتي بود و هر لحظه امکان داشت با يک جرقه مشتعل شود در جلوي پايگاه سخنراني، جوانان دختر و پسري حضور داشتند که نظم و هماهنگي در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس‌هاي متحدالشکلشان نشان‌گر يک انسجام تشکيلات از پيش سازماندهي شده بود و به نظر مي‌آمد که غالب آنان از اعضاي شبه نظامي مجاهدين هستند، در وسط زمين چمن پلاکاردهايي با اين نوشته‌ها به چشم مي‌خورد، «چوب، چماق، شکنجه، ديگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز»
پوسترهايي از دکترمصدق در ميان جمعيت خودنمايي مي‌کرد، در خارج از دانشگاه و خيابان‌هاي جنوبي و شرقي زمين، گروه مخالف و معتقدان به خط امام شعارهايي با اين عناوين مي‌‌دادند، «ابوالحسن پينوشه، ايران شيلي نمي‌شه.» ، « مرگ بر ليبرال»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد.» و پلاکاردهايي از سخنان امام بر ضد ملي‌گرايان و تصاوير از ايشان به دست آنها بود، ناگهان جواني در ميان جمعيت به سوي چند دختر چادري که عکس‌هاي امام را به دست داشتند يورش برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعيتي که شاهد صحنه‌ بود، با کف زدن از عمل انقلابي او تجليل به عمل آورد، ديگر، کار از دشمني با حزب جمهوري و دکتر بهشتي و ياران امام گذشته بود و خفاش‌ها مستقيماً پنجه بر آفتاب کشيدند، ساعت 40/15 دقيقه، بني‌صدر در ميان سوت و کف زدن جمعيت به جايگاه آمد و خانمي يک حلقه گل به گردنش انداخت و شعارهاي ضد حزب به اوج رسيد، ناگاه با اصابت يک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعيت بحراني شد و با هدايت نيرو هاي شبه نظامي مجاهدين، جمعيت داخل زمين چمن نيز به دادن شعارهاي جهت‌دار پرداختند، « بهشتي چماق دار!مرگت فرا رسيده»، «بني صدر افشا کن، بهشتي رو رسوا کن»، بهشتي، بهشتي، طالقاني رو تو کشتي!» در اين روز شعار مرگ بر بهشتي ترجيع‌بند هياهوي منافقان بود. بني‌صدر در قسمتي از سخنانش در حاليکه چند برگ و کارت شناسايي را به جمعيت نشان مي‌داد و آنها را متعلق به افرادي از کميته‌ انقلاب‌اسلامي و حزب جمهوري‌ اسلامي خواند که آنان را به عنوان چماق‌دار دستگير کرده بودند، پس از اعلام اين مطلب با شعار «سردسته چماق‌داران، بهشتي» مورد تشويق قرار گرفت، در اين هنگام از ضلع و جلوي جايگاه، جماعتي يا به زمين کوبيدند و فرياد مي‌زدند،«بني‌صدر بني‌صدر حکم تهاجم بده» و «بني‌صدر بني‌صدر اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از مجتهد اعلم خويش اين گونه دريافت کردند که، «مردم! اينها را از اينجا بيرون کنيد. اينان را بيرون کنيد.» و بعد پشت سرهم افرادي که صورتشان با ضربه‌هايي شکافته و خونين شده بود، در حالي که همچنان بر سر و صورتشان مشت و لگد کوفته مي‌شد، از ديوار شرقي به پايين پرتاب شدند. مهاجمين حالتي وحشيانه به خود گرفته بودند و با شعارهايي که به وسيله دوستانشان داده مي‌شد، بيشتر تحريک مي‌شدند و با حرص و ولع، هرازگاهي يکي از مرتجعان را صيد مي‌کردند و تا جا داشت مي‌زدند. حقيقتاً امروز ديوانگي و درنده‌خويي به اوج خود رسيد. هرکس ريش داشت و اورکت آبي و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک ‌گرفته شد.
16 اسفند 59 ، سرانجام از سوي امام امت در پاسخ به تلگرام بسيار مهم آيت‌الله العظمي گلپايگاني درباره حادثه پنج‌شنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن خواستار اقدام فوري و سريع ايشان، قبل از بروز فتنه‌هاي خطرناک و حوادث غيرقابل پيش‌بيني» شده بودند، فرمان تاريخي شناسايي و مجازات عالملان حادثه پنج‌شنبه صادر شد. امام فرمودند، «بايد گروه‌ها و دسته‌هاي منحرف بدانند که من با احساس تکليف با آنان برخورد مي‌کنم و به شرارت‌هاي ضد‌ اسلامي خاتمه مي‌دهم.»
3-انتقاد از عدم پايبندي به قانون
سرانجام امام خميني(ره) در پاسخ به تمام اين تحرکات در سخنراني خود گفت:«اين مردم اسلام را مي خواهند اگر پايتان را از اسلام کنار بگذاريد اين طلبه که اينجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت مي کند، من اول سال به آقايان عرض کردم که اين سال خوب است، سال قانون باشد بايد حدود معلوم بشود، آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست، يک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي کنم، نمي شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم، غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت ، که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها.
4- اتمام حجت
بنيانگذار انقلاب اسلامي در سخنراني ديگري با توجه به اينکه بني صدر روش خود را تغيير نداده بود، گفت: اينکه من هميشه نصيحت مي کنم به آقايان و مي خواهم کاملا روي روش صحيح عمل بشود، روي قوانين عمل بشود و تخلف مي شود و مع ذلک من نصيحت مي کنم به آقايان اين نه از باب اين است که در ملت ما يک ضعفي پيدا شده و ملت ما ديگر به احکام اسلام اعتنايي ندارند من تا آنجايي که اخلاق اسلامي اقتضا مي کند همه اين ها را به آرامش دعوت خواهم کرد، نصيحت خاضعانه خواهم کرد، لکن آن روزي که من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بکنم آن روز اين طور نيست که باز بنشينم نصيحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. آن شخص هر که مي خواهد باشد هر مقامي که مي خواهد باشد قبل از اينکه شورش پيدا بشود من او را به جاي خودش مي نشانم.
5- عزل از فرماندهي کل قوا
حضرت امام خميني (ره) به دليل خيانتهاي بني صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طي حکمي به شرح ذيل بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل نمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛
آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار شدند.
روح الله الموسوي الخميني 20/ خرداد / 1360
پس از اين حکم حضرت امام خميني (ره) خود مسئوليت خطير فرماندهي کل قوا را بر عهد گرفتند.
6-اعلام عدم کفايت سياسي بني صدر توسط مجلس
مجلس شوراي اسلامي نيز 11 روز پس از برکناري بني صدر از فرماندهي کل قوا نظر خود مبني بر نداشتن کفايت سياسي او جهت رياست جمهوري را به امام اعلام نمود، متن نامه مجلس به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر شريف حضرت آيت الله العظمي امام خميني – ادام الله ظله- محترما به عرض مي رساند راي مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 پس از بحث و بررسي با حضور 190 نفر به شرح زير :
آراي موافق: 177
آراي مخالف: يک نفر
آراي ممتنع: دوازده نفر
در مورد آقاي سيد ابوالحسن بني صدر بر اين قرار گرفت که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد به موجب اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مراتب براي اتخاذ تصميم به خدمت امام عظيم الشأن گزارش مي گردد.
رييس مجلس شوراي اسلامي 31/3/60
7- عزل بني صدر از رياست جمهوري
حضرت امام (ره) بعد از دريافت نظر مجلس سريعا طي حکمي بني صدر را از رياست جمهوري عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از راي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.
اول تيرماه 1360 روح الله الموسوي الخميني
8- فرار بني صدر
به فاصله چند روز بني صدر با لباس و آرايش زنانه در حالي که در توالت هواپيما مخفي شده بود به فرانسه گريخت.
9- هدايت تا آخرين حد ممکن
حضرت امام خميني بعد از فرار بني صدر به فرانسه در سخنراني خود ضمن سخناني پدرانه به نصيحت بني صدر پرداختند:
«من الان هم نصيحت مي کنم آقاي بني صدر را به اينکه مبادا در دام اين گرگ هايي که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد و اين آبرويي که از دست داديد بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکني. من علاقه دارم که همه اشخاصي که در اين مملکت زندگي مي کنند يک زندگي انساني – الهي داشته باشند. چنانچه توبه کني و برگردي و علاقه خودت را از اين گروه هاي مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کني، و در يک کناري بنشيني مشغول تصنيف و تأليف بشوي، صلاح تو است، آن روز من در يکي از حرف ها تنبه دادم که "حب الدنيا راس کل خطيئه" تمام خطاهايي که از ماها صادر مي شود روي اين حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر اين کلمه را گوش کرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اينطور نمي شد.»
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/04/01ساعت 16:37 توسط احمد جان نثاری |