تبليغاتX
انتقاد

بنویسید موسوی بخوانید هاشمی

در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی  سنگین در موضوع انتخابات بودیم  و اینکه  آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87  با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.

از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.

برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی  از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.

این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.

اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.

هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری  چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده  ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با  کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.

البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟

محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.

هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند،  بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.

شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.

شاید میر حسین موسوی ترور شود.

شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.

شاید حامیان میر حسین کشته شوند.

شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.

شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.

شاید احمدی نژاد ترور شود.

در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.

میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.

به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.

هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.

به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،

 بنویسید موسوی ولی بخوانید

هاشمی

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/31ساعت 18:59 توسط احمد جان نثاری |

مهدي پورصفا

انتخابات رکن اصلي حيات سياسي يک جامعه و سر آغاز هر حرکت سياسي است. هرگاه به پيشينه و سابقه هر انقلاب، شورش و يا جنبش انقلابي مي نگريم همه چيز از يک انتخاب شروع شده است.

انتخاب بين ذلت و عزت، انتخاب بين استعمار و استقلال، انتخاب بين ديکتاتوري و استعمار همه و همه آن چيزي را تشکيل مي دهد که ما به عنوان تاريخ سياسي مي شناسيم.

انتخاب يک وسوسه است، وسوسه اي براي برآوردن نياز، نياز به دنبال آن چيزي که مي گرديم و گاه هيچ آن را نمي يابيم.

پس انسان براي يافتن انتخاب کرد،انتخاب کرد و انتخاب کرد و هنوز هم در حال انتخاب کردن است. اما همين حالا ميان اين سه نقطه ها متوقف مي شويم تا نگاهي به فضاي کنوني کشور در بعد سياسي و انتخاب هاي حول و حوش آن بيندازيم.

البته هميشه نگاه به گذشته سخت است به خصوص زماني که مسئله به چيزي شبيه اعتراف مي شود. البته مي شود به جاي اعتراف از چيزهايي ديگري نيز سخن راند. از دروغ، از تهمت و استفراغ گذشته هاي نه چندان دور که هنوز تب "رهايي از ديکتاتوري" ، "آزادي بيان" و " قتل هاي زنجيره اي" ، "سوناي زعفرانيه اي" و البته "عاليجناب سرخ پوش" داغ بود.

مي شود تمام اين ها را فراموش نمود، اما اين بار مي خواهم خودمان را از شر اين آلزايمر لعنتي خلاص کنيم و سراغ انتخاب هايي برويم که حاصل يک وسوسه بوده، وسوسه اي براي تمام اصلاح طلبان.

***

فضاي سياسي و آرايش جناح ها و گروه هاي حزبي اصلاح طلب شباهت عجيبي به چهار سال گذشته پيدا کرده است و تنها تفاوتي که در اين بين وجود دارد اينکه قهرمان طلايي اصلاح طلبان در دوره قبل هاشمي رفسنجاني بود و حال مير حسين موسوي!!

البته به احتمال زياد اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوري دهم بحث قديمي تقلب در انتخابات را مطرح خواهند ساخت (کما اين از هم اکنون کار در خصوص اين مسئله آغاز کرده اند) و يا مردم را به عوام زدگي و پوپوليسم متهم مي کنند.

اما در اين دو انتخابات اصلاح طلبان نقطه اشتراک ديگري نيز از خود به جا گذاشته اند و آن تغيير عجيب مواضع شان پيش از انتخابات است که مي توان آن را نوعي تغيير رويکرد ناميد.

براي پي بردن به اين مسئله کافي است که به تبليغات اصلاح طلبان به خصوص حزب مشارکت و سازمان مجاهدين در زمان کانديداتوري مصطفي معين در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري نگاهي بيندازند.

در آن روزگار هاشمي رفسنجاني نقطه تمرکز تمام اتهامات اصلاح طلبان بود، شخصيتي که قرار بود مظهر تمام بدي ها و زشتي هايي که مردم بايد از ترس حضور او در انتخابات به اصلاح طلبان راي بدهند.

از فساد مالي و اقتصادي گرفته تا متهم شدن به هدايت قتل هاي زنجيره اي که کساني همچون اکبر گنجي از اصلي ترين مروجان آن بودند.

اما به محض مشخص شدن نتيجه انتخابات همه چيز تغيير کرد وسوسه کار خود را کرد. اما خودمانيم، قدرت هم وسوسه برانگيز است حتي اگر لازم باشد به تمام حرف هاي قبلي پشت پا بزنيم. در نگاه ساختارشکنان موسوم به اصلاح طلب هاشمي رفسنجاني مانند شخصيت هاي کارتون ديجيمون به قهرمان اصلاح طلبان تبديل شد و احمدي نژاد هم جاي نماد قبلي ديکتاتوري و خفقان را گرفت!!

اکنون گويي دوباره همان وقايع در حال تکرار شدن است. تا زماني که خاتمي در عرصه انتخابات حاضر بود اصلاح طلبان حضور هيچ کانديداي ديگري را تحمل نمي کردند و برخي مواقع که احتمال حضور مير حسين موسوي از سوي برخي نزديکان وي مطرح مي شد از موسوي با عنايتي همچون بسته پر ريسک، نخست وزير کوپني ،استعفاي نابجا و سياستمدار دهه شصت ياد مي کردند.

اما با کنار رفتن خاتمي دوباره همان وسوسه ها آغاز شد و مير حسين موسوي يگانه منجي اصلاح طلبان گرديد تا شايد با آمدن او معجزه اي رخ دهد!!
اما معجزه و وسوسه از دو قسم جداگانه اند چرا که هيچ وسوسه اي هيچ معجزه اي را در خود نمي پرورد.
اصلاح طلبان ثابت کرده اند که در انتخاب خود ثابت قدم نيستند و همه چيز براي آنان بر پايه شرايط آني و احتمالي مي چرخد.
موسوي تنها براي آنها نقش يک سايه را ايفا مي کند تا در تاريکي وي پنهان شوند. اگر موفق شوند که هيچ و گرنه با وجود سپر بلايي مانند موسوي باز هم مي توان به انتخاب ديگري اميدوار بود.
انتخابي که وسوسه و نياز اصلاح طلبان را به قدرت فراهم مي کند و هر از چندي ناگزير مي شوند  به دنبال يک قرباني ديگر بگردند.
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 12:59 توسط احمد جان نثاری |

هاشمي رفسنجاني در قسمتي ار خاطرات خود مي گويد:شب آقايان بهزاد نبوي و محسن نوربخش آمدند و از تصميم آقاي خامنه اي مبني بر تعويض دولت اظهار نگراني کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.

هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:

دوشنبه 25 شهريور: با آيت الله خامنه اي درباره جلسه فرداي نمايندگان تلفني مذاکره کرديم معلوم شد ايشان مصمم اند که در اين جلسه شرکت کنند نامه اي به ايشان نوشتم و نکاتي را ذکر کردم احمد آقا آمد و اطلاع داد که امروز آقايان مهدوي کني ، ناطق نوري، يزدي و جنتي خدمت امام آمدند و از امام خواستد اظهار نظري که مبتني بر عدم مصلحت بودن تغيير آقاي مير حسين موسوي نخست وزير فرموده اند پس بگيرند يا جبران کنند که آقاي خامنه اي بتوانند فرد ديگري را معرفي نمايند ولي امام نپذيرفته اند و محکم گفته اند که مصلحت نيست دولت عوض شود. شب آقايان بهزاد نبوي و محسن نوربخش آمدند و از تصميم آقاي خامنه اي مبني بر تعويض دولت اظهار نگراني کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.

سه شنبه 26 شهريور: آقاي خامنه اي در جلسه سه شنبه نمايندگان شرکت کردند و انتقاداتي عليه دولت داشتنداما نگفتند که مي خواهند دولت را عوض کنند ولي مخالفت خود را به نحوي گفتند موافقان دولت ناراحت و مخالفان دولت خوشحال شدند. سپس به دفتر من آمدند محمد علي هادي آمد و به ايشان انتقاد کرد.

چهارشنبه 27 شهريور: حدود هشتاد نفر از نمايندگان طرفدار دولت آقاي مير حسين موسوي آمدند و از اظهارات ديروز آيت الله خامنه اي انتقاد کردند نامه اي براي امام تهيه کرده اند که مشغول به جمع آوري امضا هستند.

جمعه 29 شهريور: عصر آقايان دکتر محمد علي هادي نجف آبادي و عبدالله نوري آمدند کمک مي خواستند که آيت الله منتظري نظر امام درباره دولت را تاييد نمايند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/15ساعت 15:27 توسط احمد جان نثاری |

هاشمي رفسنجاني در قسمتي ار خاطرات خود مي گويد: آيت الله خامنه اي در مراسم تنفيذ خود گفتند ريشه مشکلات امروز ما وابستگي اقتصادي به خارج از اين مرزها و منحصر بودن درآمد ما به درآمد حاصل از نفت است. فقدان يک برنامه همه جانبه اقتصادي و گرايش به دولت سالاري يکي ديگر از مشکلات ما است که نتايج اين مشکلات را در کاهش رشد اقتصادي و گاهي در رشد منفي اقتصادي مشاهده مي کنيم.


هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند :
چهارشنبه 13 شهريور: ساعت نه صبح به زيارت امام در حسينيه جماران رفتم. مراسم تنفيذ رياست جمهوري آقاي خامنه اي بود. امام در متن نوشته شان بر ضرورت تکيه بر محرومان و مستضعفان تاکيد نمودند آيت الله خامنه اي نظراتشان از نقاط ضعف عملکرد دولت با کنايه ياد کردند (آيت الله خامنه اي در بخشي از بيانات خود گفتند ريشه مشکلات امروز ما وابستگي اقتصادي به خارج از اين مرزها و منحصر بودن درآمد ما به درآمد حاصل از نفت است. فقدان يک برنامه همه جانبه اقتصادي و گرايش به دولت سالاري يکي ديگر از مشکلات ما است که نتايج اين مشکلات در کاهش رشد اقتصادي و گاهي در رشد منفي اقتصادي مشاهده مي کنيم. بايد در زمينه اقتصادي برنامه ريزي مستقل از نفت انجام بگيرد. گرايش به افزايش توليد داخلي به وجود آيد و شدت پيدا کند و استفاده از سرمايه ابتکار و مديريت و همکاري مردم جدي گرفته شود).
شنبه 16 شهريور: پيش از ظهر آقاي رييس جمهور آمدند و ناهار مهمان من بودند درباره جنگ ، لبنان ، گروگان هاي آمريکايي و مسائل ديگر و بيشتر درباره دولت آينده مشاوره کرديم نظر آقاي خامنه اي اين است که اين ها خوب کار نکرده اند و جايز نيست دوباره مامور تشکيل کابينه شوند، زمان طولاني بحث کرديم ولي به نتيجه نرسيديم مشکل عمده ايشان اظهار نظر امام است.
يکشنبه 24 شهريور: صبح زود به مجلس رفتم در گزارش ها مسئله مهمي نبود پس از 38 روز تعطيل، مجلس جلسه علني داشت چند دستور انجام گرديد مسئله مهم مجلس و نمايندگان موضوع کابينه آينده است آتش زير خاکستر است و صف بندي در مجلس وجود دارد مراجعات به من بيشتر در اين باره است عصر آقاي اسدالله بادامچيان آمد و در همين باره صحبت کرد مدعي است که مي شود به آساني کابينه را عوض کرد آيت الله خامنه اي تلفني گفتند که بنا دارند روز سه شنبه در جلسه خصوصي با نمايندگان براي بحث درباره کابينه آينده شرکت کنند ولي نظر ايشان اين بود که قبل از بحث ها بهتر است که ايشان حرف بزند قرار شد بيشتر مشورت شود.
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/02/14ساعت 12:23 توسط احمد جان نثاری |

هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود اشاره مي کند: با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم، درباره کابينه آينده ، ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود، خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند، از من توقع دارند که همراهي کنم.

 

هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:سه شنبه 15 مرداد: در مجلس زمزمه اي پيچيده که امام به آقاي فخرالدين حجازي نماينده تهران گفته اند مصلحت نمي دانند که آقاي مير حسين موسوي نخست وزير عوض شود و اختلاف شديدي از اين جهت در مجلس است. شب با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم. درباره کابينه آينده ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود. خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند. از من توقع دارند که همراهي کنم. قرار شد ايشان اين مسئله را با امام در ميان بگذارند. مشکل را جدي مي بينم.دو سليقه در مورد وزرا و برنامه ها. رييس جمهور و نخست وزير در طول چندماه گذشته نتوانسته اند در مورد سه وزير دفاع، برنامه و بودجه و راه ترابري توافق نمايند.

شنبه 19 مرداد: عصر آقاي دکتر ولايتي براي مشورت درباره مسئوليت نخست وزيري آينده آمد. ايشان به جاي آقاي موسوي مطرح است. مشکلات کار را گفتم و مشکلات ابقاء آقاي موسوي را هم گفتم او از خبري که آقاي فخرالدين حجازي نقل کرده که امام گفته اند مصلحت نيست آقاي موسوي عوض شود نگران بود خبر صحت دارد و با اين نظر تعويض نخست وزير مشکل است.
دوشنبه 11 شهريور: عصر آقاي ناطق نوري آمد ايشان هم درباره همين موضوع صحبت کرد و اصرار داشتند که امام را بايد راضي کرد ، طرفدار نخست وزير شدن آقاي علي اکبر ولايتي است و گفت که خودش در کابينه آينده سمت وزارت کشور را نمي پذيرد.
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/02/13ساعت 18:59 توسط احمد جان نثاری |

آقای میر حسین موسوی چند نفر را می توانید فریب دهید؟

هزینه اجاره سالن برج میلاد برای برگزاری همایش را می دانید ؟

حامیان شما این پولها را از کجا آورده اند ، شنیده ام 200 میلیون تومان هزینه اجاره سالن شده است ، به کجا می روی ، ساده زیستی تبلیغی شما باید در حامیانتان هم دیده شود ، مگر نگفته بودید پوستری  چاپ نمی کنید ، حالا هنوز تبلیغات شروع نشده ، این همه پوستر چاپ شده ، روسری توزیع می کنید ، هد بند ، مچ بند ، اینها شاید بتواند برخی افراد ساده انگار را فریب دهد ، اما فکر می کنید چند نفر را می توانید فریب دهید؟

اختلاط صدها دختر و پسر در همایش حمایت از شما چه معنایی دارد؟

حاضرید دختر خودتان را بین دو جوان نامحرم بنشانید؟ 

+ نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 19:18 توسط احمد جان نثاری |

آقای مهاجرانی مطلبی در سایت شخصی خود راجع به برهم زدن جلسه انتخاباتی کروبی نوشته اند ، که بنده هم برایشان نظر ذیل را قرار داده ام ، امیدوارم با اعتقاد زیادی که به آزادی بیان دارند ، تمام مطلب را بدون سانسور به خوانندگان ارائه دهند :

سلام آقای دکتر
بعد از جریانات پیش آمده بین شما و ....
خیلی وقت بود از شما خبری نداشتم ، البته گاهی صدای سرفه شما را از گوشه و کنار کشور یا خارج از کشور میشنیدم
نمیدانم واقعا آگاه هستید یا از روی نا آگاهی ، چنین مطالبی را نوشته اید ، لکن باید عرض کنم ، شما که آنجا نبودید ، چطور به شنیده تعدادی دیگر یقین کردید و به خود اجازه دادید ، به طلاب اهانت کنید ، به عنوان یک طلبه می گویم ، مگر نشنیدید که فاصله کفر و ایمان چهار انگشت است ، فاصله چشم و گوش ، شما اگر خود می دیدید که طلاب چنین کارهایی کردن ، باز هم اجازه نداشتید ، این توهمات خود را و تشبیهات کذایی خود را بیاورید ، شما طلاب را به آن کودکان تشبیه نمودید ، بگویید شباهت کسی که با منشی خود فضاحت بار می آورد چیست ؟
این مظلوم نمایی ها دیگر جوابگو نیست ، دیگر دوران آن گذشته که امیر فرشاد ها را به خط کنید ، تا در نماز جمعه صحنه سازی کنند و شما تبلیغات کنید.
راستی از علما گفتید ، عرض میکنم وقتی خبر دزدی در حوزه علمیه را به آیت الله بروجردی دادند ، ایشان فرمودند : دزدی لباس طلبگی را ربوده است ، بر فرض اینکه تعدادی طلبه چنین کاری کرده باشند و بر فرض اینکه همان طلاب اجیر ستاد انتخاباتی کروبی برای مظلوم نمایی نباشند  یا باشند، کسانی هستند که لباس طلبگی را دزدیده اند.

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/09ساعت 7:52 توسط احمد جان نثاری |

ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در نظر دارد ، در تبلیغات انتخاباتی خود از رنگ سبز برای جلب نظر مردم متدین استفاده کند، این ستاد اقدام به تهیه تی شرت ، شال ، مچ بند به رنگ سبز نموده است ، جالب است دست نوشته های سفارشی ستاد که ، مثلا توسط مردم نوشته شده است ، همه به رنگ سبز هستند ، انگار این ستاد به فهم و درایت این مردم ایمان نیاورده اند ، راستی جال است که میر حسین موسوی در سفرهای متعدد استانی که داشته است ، دائما از شال سبز استفاده می کند:

سفر مهندس موسوی به کرمانشاه

سفر مهندس موسوی به کرمانشاه

سفر مهندس موسوی به کرمانشاه

این همان انقلاب مخملین به رنگ سبز است ، انقلابی که یک طرفش نخست وزیر دوران دفاع مقدس و سوی دیگر آن جبهه ملی و نهضت مرتد آزادی است.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 19:1 توسط احمد جان نثاری |

خواهشمندم کاری به پسر حاج محسن نداشته باشید حالا بچه یه ذره جاسوسی کرده  گناه داره اذیتش نکنین فقط پدر رو ببین چقدر با حس ریاست صحبت میکنه
این عکسها مربوط به مصاحبه خبرگزاری مهر با حاج محسن رضایی با ۸ سال سابقه پشت جبهه  که بدون کوچکترین خراشی جان سالم به در برد.
 
 
 
راستی دوستان اگر بخواهید در فیلم اخراجی ها یک و دو نقشی به محسن رضایی بدهید کدام نقش است ؟
 
 
+ نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 18:47 توسط احمد جان نثاری |