تبليغاتX
انتقاد
به نقل از سایت انتخاب :

سعید حجاریان این عضو حزب مشارکت ضمن انتقاد شدید از  شیخ اصلاحات به دلیل عدم کناره گیری ز انتخابات گفته است که هرگز نمی گذارد اصلاح طلبان از وی حمایت کند.

حجاریان افزوده: غضنفری به نام کروبی وجود دارد که نه به شورای حکمیت و نه به نظرنسجی و نه به هیچ مکانیسمی تن نمی دهد و تحت هیچ عنوان حاضر به کناره گیری نیست.

این در حالی است که چهره های شاخص اصلاح طلب مانند ، ابطحی ،کرباسچی،باقی ، عبدی، کدیور و ...  در اعتماد ملی صف بسته اند.

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/29ساعت 10:45 توسط احمد جان نثاری |

هاشمي رفسنجاني ضمن افشاي محتواي جلسه انتخاباتي جامعه روحانيت مبارز درباره چگونگي شکست دکتر احمدي نژاد در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تصريح کرد: در مورد انتخابات دوره‌ي دهم، اعتقاد من همان است که در جلسه‌ي جامعه‌ي روحانيت بحث شد و آن اين است که چنانچه همه‌ي کساني که خود را به هر نوعي جزو اصول‌گرايان مي‌دانند، يکي از چهار نفر مطرح شده يعني ؛ حجج اسلام ناطق‌نوري و روحاني و آقايان لاريجاني و ولايتي را، نامزد کنند.

به گزارش خبرنگار سياسي شبکه خبري برنا، هاشمي رفسنجاني درباره رابطه ميان وي و رهبر معظم انقلاب اظهار داشت:  من و رهبري، در موارد اختلافي، با يکديگر بحث مي‌کنيم تا يکي از ما دو نفر مجاب بشود. اگر من قانع شدم که تکليف روشن است، اگر مقام معظم رهبري ادله و توجيهات مرا پذيرفتند، خوب مطابق تکليف خود عمل مي‌کند، اما اگر هيچکدام از ما نظرات ديگري را نپذيرفتند و از براهين و توضيحات ارائه شده متقاعد نشدند، چه بايد کرد؟، اين موضوع را با آقا به مباحثه گذاشتيم و سرانجام با دليلي که مي‌گويم، بنده خود را مکلف ديده و مي‌بينم که از نظرات و اوامر ولي امر، تمکين و تبعيت کنم، و آن دليل اين است که ايشان در فرض عدم قناعت، حجت شرعي در پذيرفتن نظرات مرا ندارند، وليکن من جهت عمل به نظرات و تصميمات متخذه از سوي ايشان به عنوان رهبري، عندالله حجت شرعي و قانوني دارم.
 
وي در واکنش به پرسشي پيرامون اين مسئله که چرا تا کنون هرگز هيچ حمايت آشکار و پنهاني را از دولت نهم انجام نداده‌ است، گفت: «موضع من در حق دولت نهم همان سکوت من است!»
 
هاشمي رفسنجاني ضمن افشاي محتواي جلسه انتخاباتي جامعه روحانيت مبارز درباره چگونگي شکست دکتر احمدي نژاد در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري تصريح کرد: در مورد انتخابات دوره‌ي دهم، اعتقاد من همان است که در جلسه‌ي جامعه‌ي روحانيت بحث شد و آن اين است که چنانچه همه‌ي کساني که خود را به هر نوعي جزو اصول‌گرايان مي‌دانند، يکي از چهار نفر مطرح شده يعني ؛ حجج اسلام ناطق‌نوري و روحاني و آقايان لاريجاني و ولايتي را، نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نيز به سهم و توان خود از نامزدي آن نامزد واحد، حمايت خواهم کرد، و با جريان اصلاح طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبي را در کابينه و مديريت اجرايي کشور داشته باشد که اميد بر موفقيت چنين طرحي نيز فراوان است.
+ نوشته شده در جمعه 1388/01/28ساعت 19:9 توسط احمد جان نثاری |

هرروزه تاریخ تکرار می شود،اگرچه با شکلی نو و تازه آمیخته شده باشد ، درعالم همیشه حق و باطل در برابر هم صف آرایی کرده و خواهند کرد.

روزی یک طرف امام حسین علیه السلام و طرف دیگر یزید لعنه الله بوده و اکنون به شکل جدید شاهد صف بندی هستیم .

به عنوان مثال:

 اکبر گنجی:« در یک جامعه مدرن جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است.»

 آغاجری:« اگر حسین (ع) هم در راس حکومت باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد ، نامشروع است»

 

بهزادی:« تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.»

 

پیمان: «قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است.»
سروش: « فرهنگ شهادت خشنونت آفرین است.»

ابراهیم یزدی:« جامعه ولایی انحصار گر و مستبد است.»

 

مهاجرانی:« نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه ،فرهنگ و تمدن است.»

 

این سخنان چه معنایی دارد، آیا گوینده باید یزید باشد و شنونده امام ، آیا این تفکرات که اگر رصد شود چندین مجلد کتاب می شود، واقعا معنای اصلاحات است، فراست لازم است تا کسانی که نقاب برچهره زده اند را بررسی کنیم و دریابیم که چه کسی واقعا به فکر اصلاح است و چه کسی منافق است.

در سال های اخیر جریان به اصطلاح اصلاحات چقدر تلاش کردند تا در مقابل دین گوساله سامری بسازند آنها با احیاء احساسات ناسیونالیستی می خواهند اسلام را حذف و به مقدسات حمله کنند.

آغاجری:« سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام ، حسین(ع) جای سیاوش می نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است، داریم ؟!!>>

 

آیا ما برای این تفکرات انقلاب کردیم، این همه شهید دادیم تا چیزهایی را که قبلا در کشور ما زنده بوده ، تقویت کنیم. برای این انقلاب کردیم که به جایی برسیم که یک استاد دانشگاه ما مراجع را مسخره کند، و امام معصوم را با سیاوش مقایسه کند.

 

تاریخ برای عبرت است، برای اینکه از آن درس بگیریم و تکرار می شود، البته روش ها، تاکتیک ها و شعارها تغییر می کند.

 

همیشه منافقانی هستند که به نام طرفداری از اسلام، قصد ریشه کن کردن آن را دارند، روزی به نام انقلابی ، روزی به نام مجاهدو حتی در لباس مقدس روحانیت و هر روز ممکن است با یک لباس جدید وارد صحنه شوند.

 

درشناخت منافق نباید فریب سخن و ظاهرا او را خورد، بلکه باید عملکرد و سابقه او ملاک قرار گیرد ، کسانی که در اوایل انقلاب ادعامی کردند ، که حزب الله هستند، حالا پس از سالها می گویند:

« من در زمان امام هم ، معتقد به ولایت فقیه نبودم»

امام حسین(ع) می فرماید : مدعیان دینداری فراومان هستند، این گروه فقط تازمانی برادعای خویش باقی می مانند، که دین به دنیایشان صدمه ای وارد نسازد اما اگر امر بین دین و دنیا از دست برود، دینداران کم خواهند بود.

 

حضرت امیر می فرمایند: از اهل نفاق برحذر باشید

 

آیا کسانی که دیروز می گفتند:« ما پیرو امام هستیم.» و امروز  تمام اندیشه های امام را زیر سئوال می برند، منافق نیستند؟

 

کسانی که در محافل خصوصی شان به ولایت فقیه جسارت کرده ولی در ظاهر می گویند:« ما ولایت فقیه را قبول داریم.» اهل نفاق  نیستند؟

آنقدر در دوره اصلاحات خط نفاق پیشرفت کرد ، که آمریکایی ها گفتند:« امروز در مطبوعات ایران چیزهایی نوشته می شود که هیچ کس در زمان شاه جرات نمی کرد، بنویسد»

 

خداوند در قرآن کریم در چندین سوره از نفاق و منافق صحبت کرده است، یکی از آن در آیات 8 الی 20 سوره بقره است، ترجمه آیات به این شرح است:

« گروهی از مردم گویند که ایمان آوردیم به خداو روز قیامت و حال آنکه ایمان نیاورده اند، آنها می خواهند خداو اهل ایمان را فریب دهند.... و چون به آنها می گویند در زمین فساد نکنید می گویند ما اصلاح گر هستیم، آگاه باشید که ایشان سخت مفسدند ولی خود نمی دانند الی آخر آیات>>

 

حضرت امیر علیه السلام در نامه 27 نهج البلاغه برای محمد ابن ابی بکر می فرمایند:

پیغمبر به من گفت: من بر امتم از مومن و مشرک نمی ترسم، زیرا مومن را خداوند به سبب ایمانش باز می دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار می کند.

ولکن برشما از هر کس که دلی منافق و زبانی دانا دارد، می هراسم ، که آنچه می پسندید می گوید ولی آنچه منکر می دارید ، مرتکب می شود.

یکی از کسانی که در تاریخ صدر اسلام رودرو با خط نفاق بود، حضرت علی (ع) هستند، ایشان بعد از خلافت با خط نفاق روبرو بودند که هر یک با انگیزه های گوناگون در لباس نفاق فرورفته بودند، تا بتوانند به اهداف خاص خودشان برسند:

 

اول: معاندان یا مخالفان با هدف براندازی حکومت

دوم: متوقعان یا سهم خواهان باهدف اثبات قدرتمندی به حکومت

سوم: پول پرستان یا سرمایه داران با هدف حفظ و افزایش سرمایه

 

معاویه که از جمله معاندان بود، با راه اندازی جریان خونخواهی عثمان جنگ صفین را به ره انداخت و با کمکهای عمر و عاص توانست ، بین شیعیان تفرقه افکنی نماید.

طلحه و زبیر هم که از قشر سهم خواه بودند، با تحریک همسر پیامبر، جنگ جمل را بر پا کردند.

و سرمایه داران هم برای بقای خود به این جریانات کمک مالی می نمودند.

و البته هدف محوری تمام این جریانات که همگی سنگ اسلام را به سینه می زدند، بدست گرفتن حکومت بود و دراین راستا به هر کاری دست می زدند،از آنجایی که جریانات نفاق توانستند با استفاده از فضای انقلابی به وجود آمده در سال58 در حکومت جمهوری اسلامی نفوذ کنند، پرداختن به مسئله نفاق در انقلاب اسلامی از جمله کارهای مشکل و پیچیده می باشد.

 

شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه می فرمایند:

 

مشکل ترین مبارزه ها، مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرک هایی است که احمق را وسیله قرار می دهند، این پیکار از جنگ با کفار به مراتب مشکل تر است، زیرا درجنگ با کفر مبارزه با یک جریان مکشوف و ظاهر است اما مبارزه با نفاق در حقیقت مبارزه با کفر مستوراست.

در این نوشتار بر آن هستیم که با توجه به وجود جریانات نفاق در انقلاب از قبیل نهضت آزادی، باند مهدی هاشمی، گروه فرقان ، سازمان مجاهدین خلق ایران و ...

به بررسی و تحلیل سازمان مجاهدین ( منافقین) بپردازیم.

انتخاب سازمان منافقین بخاطر خصوصیات منحصر به فردی است که در این سازمان وجود داشته ،از قبیل :

1-    ایجادبدعت جدی در تئوری مبارزه

2-    جریان فکری و سازمان یافته قوی

3-    جذب جوانان خصوصا قشر دانشگاهی و تحصیلکرده

4-    حفظ سازمان به هر نحو ممکن

و...

+ نوشته شده در جمعه 1388/01/28ساعت 9:36 توسط احمد جان نثاری |

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/27ساعت 19:55 توسط احمد جان نثاری |

فاطمه رجبی :

 چرا مهندس موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است ؟

 فاطمه رجبی درهمایش بررسی گفتمان امام – انقلاب و احمدی نژاد که در دانشگاه امیر کبیر تهران برگزار شد با موضع گیری نسبت به اطلاعیه مهندس میر حسین موسوی اظهار داشت: متاسفانه در این اطلاعیه هیچ اشاره ای به اسلام و جامعه اسلامی نشده است. ایشان با بیان این که چرا موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است گفتند : چرا نگفته بود که فاطمه رجبی به عنوان یک زن مسلمان مورد هتک حرمت قرار گرفته است. چرا اسلام در ذهن ایشان نیست چرا از ادبیات اسلامی حتی برای شعار هم استفاده نمی کنند.

این فعال سیاسی با بیان عبارت انا لله و انا الیه راجعون ، با ابراز تعجب از اطلاق عبارت نویسنده ای با قلم شیرین به این هجویه نویس مشروب خوار اظهار داشتند کسی که یکی از جرم هایش مشروب خواری است و در ایران بر جرایم مختلف محکوم و هم اکنون فراری و اسلام ستیز است چرا باید در تعریفش بگویند«ادبیاتش در ادبیات کشور ماندگار شد»

چرا کلمه نویسنده را در موردش بکار می برید: اینجا به نظر سهل انگاری نیست که اگر سهل انگاری بود جای بسیار تاسف دارد.

ایشان در ادامه جواب خود اشاره کردند که خدا را شاهد می گیرم که نه برای شعار بلکه دلسوزانه از مهندس موسوی می خواهم که از صحنه سیاست کنار برود.

ایشان با تاکید بر این که امثال این هجو نویس متولدین اصلاح طلبی هستند وزیر پرچم خاتمی رشد کردند ابراز داشتند. یک نکته  تاریخی را موسوی بداند که اگر مقداری به تاریخ اسلام و آموزه های آن مراجعه کند خواهد دیدکه پیامبر (ص) هم حتی پس از فتح مکه و اعلان عفو عمومی ، زنان و مردان هجویه نویس را مورد عفو قرار ندادند و این جای بس تعجب دارد که چرا مهندس موسوی این هجویه نویس علیه اسلام و مسلمین را طنز نویس با قلم شیرین خواندند.

این همایش توسط کمیسیون سیاسی و امور بین الملل مشاوران جوان ریاست جمهوری و با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر برگزار گردید.

<<سلمان مهدوی>>

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/24ساعت 15:40 توسط احمد جان نثاری |

غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ریاست ستاد انتخاباتی آقای کروبی را بر عهده دارد.

محمد هاشمی در گفتگو با شبکه ایران نسبت به این خبر اظهار بی اطلاعی کرده  و گفته است : << من از رئیس ستاد بودن آقای کرباسچی خبر ندارم ولی تا آنجا که اطلاع دارم ایشان فقط مشاور عالی کروبی است >> و کرباسچی هم گفته که من فقط مشاور عالی کروبی هستم.

با این حال روزنامه اعتماد ملی در شماره 891 خود مورخ 23/1/88 ذیل عکس غلامحسین کرباسچی کلمه رئیس ستاد را درج نموده است ، که به یقین با توجه به اینکه روزنامه حزب اعتماد ملی است ، بر خلاف خواست کارگزاران سازندگی و شخص کرباسچی این موضوع را افشا نموده است.

<<سلمان مهدوی>>

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/24ساعت 14:41 توسط احمد جان نثاری |

خبر آنلاین سایت نزدیک به علی لاریجانی ، در یک نظر سنجی اینترنتی غلامعلی حداد عادل را به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ، در مقایسه با احمدی نژاد قرار داده است.

ذکر چند نکته در این زمینه حائز اهمیت است :

اول اینکه چطور گردانندگان این سایت تصمیم گرفته اند از بین تمام رقبای احتمالی انتخاباتی احمدی نژاد فقط حداد عادل را در  نظر سنجی قرار دهند ، حال آنکه در واقع جای نام میر حسین موسوی ، محسن رضایی ، قالیباف ، کروبی ، حسن روحانی و حتی عبدا... نوری در این نظر سنجی خالی است تا بتوان آن را یک نظر سنجی انتخاباتی نامید ، طراح این نظر سنجی شاید خواسته است به گونه ایی نظر خود را به مخاطب تحمیل نماید.

دوم اینکه این نظر سنجی از نظر فنی اشکال اساسی دارد ، چون هر نظر دهنده می تواند با یک آدرس چندین بار نظر دهد و سایت هم هیچ پیام خطایی نمی دهد.

و نکته سوم که بیشتر از همه باید مورد نظر گردانندگان این سایت باشد ، این است که نظر سنجی اینترنتی با توجه به وسعت نظری رای دهندگان در بین تمام سطوح جامعه ( در زمینه انتخاباتی ) یک کار بیهوده به نظر می رسد زیرا جامعه نظر دهنده در اینترنت از گستردگی بسیار کمی برخوردار است ، خصوصا آنکه سایتی خبری تحلیلی که به یقین در همین فضای اینترنتی هم باز مخاطبین خاص خود را دارد  ، برگزار کننده نظر سنجی باشد ، چنین نظرسنجی هایی در واقع از آنجا که قشر زیادی از رای دهندگان را در بر نمی گیرد ، نمی تواند ملاک آماری خوبی قرار گیرد و تنها نظر سنجی چهره به چهره و بیطرفانه می تواند ملاک باشد.

                                                                <<سلمان مهدوی>>

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/01/24ساعت 10:29 توسط احمد جان نثاری |

بعد از دوم خرداد ۷۶ که تمام جریانات کج اندیش به خیال تغییر برخی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی از آقای خاتمی حمایت کردند ، شاهد بودیم که شعارهای جامعه مدنی و آزادی اندیشه توانست برای هشت سال جریانی به نام اصلاحات را بر نظام جمهوری اسلامی حاکم نماید.

این جریان که در فراز و نشیبهای خود،کار را به جایی رساند که در ۱۸ تیر ماه ۷۸ برخی آشوبگران به نام دانشجو چند روزی کشور خصوصا  پایتخت را دچار  ناامنی کردند و البته با حضور میلیونی مردم در ۲۳ تیرماه خاتمه یافت ، در انتخابات ۳ تیر ۸۴ با کاندیداتوری دکتر معین با شکست روبرو شد، این شکست نه تنها در زمینه ریاست جمهوری ، بلکه با توجه به آرای پایین آقای معین حیثیت اصلاحات را زیر سوال برد ، دیگر خبری از آن اقبال چندین میلیونی نبود ، بعد از آن بود که برخی اصلاح طلبان بحث عبور ازخاتمی را مطرح کردند ، اگرچه آنان این بحث را بیشتر به خاطر عصبانیت از شکست پیش آمده در انتخابات نهم مطرح کردند و بعد از آن باز هم بر طبل حضور خاتمی در انتخابات دهم کوبیدند ولی این کارها بیشتر جنبه تبلیغی داشت ، حتی تاج زاده در مصاحبه ایی با روزنامه کارگزاران عنوان می کند که تنها خاتمی قدرت دوئل با احمدی نژاد را دارد ، او در واقع اشاره به شکست احتمالی هر کاندیدای اصلاح طلب در برابر احمدی نژاد داشته است.

اما خاتمی با همه حمایتهای احزاب دولت ساخته دوران اصلاحات تحت عنوان حامیان خاتمی بعد از اعلام کاندیداتوری ، انصراف داد ، آنچه که اهمیت دارد این است که چه کسی  می تواند پرچم اصلاحات را بالا نگه دارد ، آیا در واقع میر حسین موسوی قدرت این کار را دارد ، او در سال ۷۵ بعد از اینکه برخی گروه های سیاسی او را به عنوان کاندیدای انتخابات ۲ خرداد ۷۶ برگزیده بودند ، عقب نشینی نمود و باعث جایگزینی خاتمی به جای خود گردید ، انتخابی که به یقین اگر چه با پیروزی روبرو شد ، اما  خواسته های آن جریان را بر آورده نکرد ، این جریان با تفکرات لیبرالی خود بعد از آغاز به کار دولت سازندگی حیات تازه یافته و در سال ۱۳۶۹ با ورود به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و حضور افرادی مانند سعید حجاریان ، عباس عبدی ، عماد الدین باقی ، محسن سازگارا و .... توانست ۱۶ سال با تفکرات لیبرالیستی در برابر گفتمان اصیل انقلاب بایستد ،که بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم و زنده کردن گفتمان امام و انقلاب ، با شکست جدی روبرو شد.

سوال اصلی این است که آیا واقعا شخصی غیر از عبد الله نوری قدرت پرچمداری این جریان را دارد ، در پاسخ به این سوال نظر عبد الله مومنی سخنگوی سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت حائز اهمیت است او تنها عبد الله نوری را در شرایط کنونی واجد شرایط برای ایجاد یک جنبش اجتماعی قوی می داند و می افزاید که او حتی اگر رد صلاحیت شود و یا بعد از کاندیداتوری شکست بخورد ، باز می تواند این جنبش اجتماعی را سازمان دهد.

در این میان می توان میر حسین موسوی را که به گفته کمالی عضو شورای عالی حزب همبستگی (( اصول را گم نکرده و به نظام و رهبری و امام ره اعتقاد دارد )) به حقیقت یک اصلاح طلب اصولگرا نامید ، هر چند که این خصوصیت را بیشتر از او آقای کروبی دارند ، با این امتیاز که در این سالها در عرصه حضوری فعال داشته اند و مانند آقای میر حسین ۲۰ سال دور از فضای سیاسی کشور مشغول کار هنری نبوده اند .

در کل آنچه به نظر نگارنده می رسد این است که تنها حضور عبد الله نوری وزیر کشور دولت  اصلاحات است که می توانداحیا گر اصلاح طلبی به معنای وجودی خود در ۲ خرداد ۷۶ باشد و کاندیداتوری ایشان به معنای بازگشت جریان اصلاحات بر همان ریل ۲ خرداد و عدم حضورشان به منزله شکست صد در صدی اصلاح طلبان در جریانات سیاسی از سال ۸۴ به بعد خواهد بود.

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/22ساعت 0:46 توسط احمد جان نثاری |