می خواهیم نظری به گوشه های تبلیغات انتخاباتی جناب دکتر خلبان قالیباف بیندازیم:
این مرد اصولگرا با عنایت به اصل جلوگیری از اصراف در تبلیغات انتخابات چیزی خرج نکرد ، بیشترین هزینه را در شهر تهران که همش بیش تر از ۲۵ میلیارد تومان شد ، داشته البته این که میگم تهران هزینه تبلیغات تلویزیونی(کل مراحل تولیدی) و تبلیغات اینترنتی و مطبوعاتی را جزو تهران حساب کردم.
دکتر قالیباف در دوران انتخابات هر روز یک لباس جدید می پوشید ، البته برخی از دوستان ستاد ایشان هم از ایشان تبعیت می کردند.
تهیه بیش از ۱۰۰۰۰ تی شرت با آرم ستاد که از مرغوب ترین کالاها استفاده شد.
چاپ بیش از ۳۰ مدل پوستر با تیراژ بسیار بالاو پخش آن در سراسر کشور و نکته جالب اینکه با تلاش بسیار زیاد ارکان ستاد بعد از پایان مهلت انتخابات هنوز انبارهای پوستر پر بود از پوسترهای مورد نظر ، البته شاید نگه داشته اند برای انتخابات بعدی
چاپ بیش از ۱۵ مدل بنر در تیراژ بسیار بالا و نصب آن در سراسر کشور



چاپ ۲۰ مدل کارت پستال در تیراژ بالا با بهترین کیفیت از لحاظ نوع مقوا و چاپ تمام رنگی
تهیه سی دی صندلی داغ در تیراژ پانصد هزارتایی
تهیه نوار کاست در تیراژ بالا
تهیه جاسوئیچی تبلیغاتی
برگزاری حدود ۲۰ همایش در شهر تهران(فقط تهران) از جای دیگه اطلاع ندارم
اجاره بیش از ۱۰۰ دستگاه آپارتمان در تهران ( از شهرستانها خبر ندارم)
نصب بیش از ۱۰۰۰ داربست در تهران( از شهرستانها خبر ندارم)
استخدام بیش از ۱۰۰۰ نفر برای پوستر چسباندن و بازرسی تبلیغاتی
هزینه حمل و نقل اعم از آژانس و وانت بار و خاور و موتوری
هزینه تمام این تبلیغات توسط ستاد مرکزی که در عباس آباد تهران واقع بوده پرداخت شده است
بعضی از چهره های درخشان ستاد:
اکبر غمخوار
احمد قلی خسروی (رئیس اتحادیه املاک)
دکتر فرهادی ( با بیش از ۵ منشی خانم که هر دفعه یکی همراش بود) البته بنده خدا هنوز مجرده
بیش تر پیش نریم که خطرناکه
واقعا این دکتر خلبان نماد اصولگرایی است ، بابا این روی اصلاح طلبها رو کم کرده
گفته ميشود:
سياست خانواده محوري در شهرداري تهران شهرداری تهران در راستای توسعه شعار؛ شهر ما. خانه ما ؛ فرزندان و همسران مديران خود را به عنوان مدير و مشاور استخدام مي كند. در حال حاضر شهردار تهران با انتصاب
همسر خود ،بعنوان مشاور شهردار و مدير كل امور بانوان شهرداري تهران ،
الياس قاليباف در گروه مشاوران جوان و نقش آفريني
دختر جوان قاليباف بعنوان مشاور مادر خود در امور بانوان ،
حضور پسر جوان سردار يعقوبي در كليه مراسم در كنار قاليباف
( مشهور است كه يعقوبي مرد در سايه و شهردار پنهان است )
سياست خانواده محوري را در شهرداري تهران بصورت كامل به اجرا درآورده است. انتظار ميرود بزودي در راستاي اين سياست كليه معاونين و مشاوران شهردار نيز با تبعيت از فرمانده خود همسران و فرزندان خويش را به استخدام شهرداري تهران درآورند. در سازمان فرهنگي هنري شهداري نيز وضع به همين منوال است
رييس فرهنگسراي خانواده فردي به نام سليماني است كه فرزند سردار سليماني
(با قاسم سليماني اشتباه نشود) از دوستان نزديك قاليباف است و بسياري ديگر كه در اينجا نمي گنجد.
هدف ما از درج این مطالب آشنایی بیشتر مخاطبین با اصولگرایی و راهکارهای آن می باشد
از اقدامات ارزشمند دکتر احمدی نژاد در زمان شهرداری تهران قطع دست سرمایه دارن و سود جویان از شهرداری بود که به حمد الله تا حدودی موفق هم بود و از اقدامات ضد اصولگرایی این دکتر خلبان قالیباف این بود که خیلی از اونها یا بد تر از اونها رو دوباره برای دهن کجی به دولت برگردوند
یکی از اونها شهردار منطقه ۱۴ بود که گندی زد که هم مالی بود هم اخلاقی که یه شبه با گونی بردنش البته اون بد بخت اگه یه کم اعتبار و پول داشت مثل محسن هاشمی الان به انتخابات مجلس شورای اسلامی فکر می کرد بعضی معتقدند که محسن هاشمی فقط در لیست آبادگران جهادی خواهد بود البته باید بگم که فکر نکنین که اینها که گفتم الکی شده نه ماجرا داره اون هم مربوط به انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم هست که یه روز تو ساختمون ستاد قالیباف هاشمی رویت شد و یه کمک نمکی به ستاد قالیباف کرد همش ده میلیارد تومان بیشتر نداد بی انصاف نگفت که بابا فقط خرج ستاد تهران بیشتر از ۲۵ میلیارد تومان شده خلاصه داشتم میگفتم اینطوری بود که قالیباف بعد از اومدن به شهرداری اولین اقدامش این بود.
راستی فکر نکنین اون پولهایی که دکتر احمدی نژاد چند روز پیش تر می گفت وزارت اطلاعات متوجه شده که یه نفر از راه دزدی در آورده و تو انتخابات خرج شده همین پولهاست
نه بابا اینها همش حلاله
دست خودشونه آخه آیت الله هاشمی رو دارند ، یه راه شرعی پیدا می کنه
نمی دونم چطور روش میشه خودش رو اصول گرا بدونه
هیچ مقدمه ای ندارم چون وقت کمه حضورتون عرض کنم از شهردار سیاسی تهران دکتر خلبان قالیباف و جریان شهردار شدن ایشون اینطوری بود که دوستان شورای شهر قرار بود به پیشنهاد دکتر احمدی نژاد آقای علی آبادی (ریاست سازمان تربیت بدنی) رو به عنوان شهردار انتخاب کنند ، و صحبتی هم از سهم خواهی در بین نبود اما بعد از اینکه بعضی از دوستان شورای شهر سعی داشتند در کابینه سهمی داشته باشند کمی اوضاع تغییر کرد و ۸ نفر از اعضای شورا حامی علی آبادی و ۷ نفر که از سهم نداشتن در کابینه ناراحت بودند به سمت قالیباف گرایش پیدا کردند البته بعضی معتقدند که این گرایش توسط تلاش برخی نمایندگان مجلس ایجاد شد و خلاصه در شب قبل از انتخاب شهردار از آن ۸ نفر یک
نفر تغییر نظر داد آقای خادم و این طوری بود که قالیباف شهردار شد
از گذشته های دور حکومت بریتانیای کبیر مانند امروز در این اندیشه بود که امپراطوری بزرگ و گسترده خود را چگونه حفظ کند : امپراطوری که آفتاب هیچگاه در آن غروب نمی کرد و بریتانیا در مقایسه با مستعمرات خود همچون هند و چین و خاورمیانه کشوری کوچک بود. اگرچه ما در بخشهای بزرگی از این کشورها حکومت دست نشانده نداشتیم و کارها را خود مردم انجام می دادند اما سیاستهای فعال و موفقیت آمیز ما در این کشورها به پیش می رفت و به سوی حاکمیت کامل بر آنها گام بر می داشتیم. بنایراین ما باید به دو نکته می اندیشیدیم:
۱- در مناطقی که بر آنها دست اندازی کرده ایم حاکمیت خود را حفظ کنیم. 
۲- بخشهایی که هنوز زیر سلطه ما نیستند به مستعمرات خود بیفزاییم.
وزارت مستعمرات برای هر یک از این کشورها کمیسیون خاصی برگزید تا به بررسی در مورد این مسائل بپردازد. و من(مستر همفر) خوشبختانه از ابتدای ورود به این وزارت مورد اعتماد وزیر بودم و کار در کمپانی هند شرقی به من سپرده شد. این کمپانی اگر چه هدف آشکارش صرفا بازرگانی بود اما در واقع راههای دست اندازی به هند و به چنگ آوردن سرزمینهای دور شبه قاره هند را جستجو می کرد.
حکومت بریتانیا از هند به دلیل وجود قومیتهای مختلف و ادیان متفاوت همچنین زبانهای گوناگون و منافعی در برخورد با یکدیگر نگرانی نداشت. چنان که چین نیز نمی توانست نگران کننده باشد زیرا ادیان بودا و کنفوسیوس که غالب مردم آن کشور پیرو آنها بودند انگیزه قیامی را در آنان بر نمی انگیخت.
اینها دو دین مرده ایی هستند که به مسائل اجتماعی کاری ندارند و تنها به ابعاد درونی انسان می پردازند و بعید به نظر می رسید که احساسی ملی در میان مردم این دو منطقه پدید بیاید.
بنابر این بریتانیای کبیر از این دو منطقه نگرانی نداشت البته ما از امکان پدیدار شدن چنین تحولاتی در آینده نیز غافل نبودیم و برنامه های دراز مدتی برای گسترش تفرقه ، نادانی،فقر و گاه بیماری در این کشورها در دست داشتیم. یافتن پوشش مناسب برای این اهداف نیز دشوار نبود ، پوششهایی با ظاهر جذاب و خیره کننده و باطن استوار ، که تمایلات روحی مردم در این منطق متناسب بود.
اما وضع کشورهای اسلامی ما را نگران می کرد..... ادامه دارد