نفاق يک انحراف ايدئولوژيک در اعتقادات است که مي تواند دلايل مختلفي از قبيل، ضعف ايمان، خودخواهي و خود محوري و حفظ منافع شخصي داشته باشد و منجر به تغيير عملکرد افراد در حوزه فعاليتهايشان شود و اين فعاليتها مي تواند اجتماعي، سياسي، فرهنگي، ورزشي و ... باشد، در واقع نفاق مانند سرطان يا مداوا نمي شود و يا تحت مراقبتهاي خاص و با شيمي درماني فقط بيمار به حيات خود ادامه مي دهد ولي به قولي بيمار، آن فرد قبلي نمي شود، اينجا لازم است به روايتي از نهج البلاغه حضرت امير دقت کنيم:
ايشان در نامه 27 نهج البلاغه براي محمد ابن ابي بکر مي فرمايند:
«پيغمبر به من گفت: من بر امتم از مومن و مشرک نمي ترسم، زيرا مومن را خداوند به سبب ايمانش باز مي دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار مي کند.
ولکن برشما از هر کس که دلي منافق و زباني دانا دارد، مي هراسم ، که آنچه مي پسنديد مي گويد ولي آنچه منکر مي داريد ، مرتکب مي شود.»
حضرت علي ((عليه السلام)) بعد از پيامبر به عنوان خليفه مسلمين به شدت با خط نفاق روبرو شد، منافقان را در زمان حضرت مي توان به سه دسته تقسيم کرد:
اول: معاندان يا مخالفان با هدف براندازي حکومت
دوم: متوقعان يا سهم خواهان باهدف اثبات قدرتمندي در حکومت
سوم: پول پرستان يا سرمايه داران با هدف حفظ و افزايش سرمايه
در اين ميان معاويه که از جمله معاندان بود، با راه اندازي جريان خونخواهي عثمان جنگ صفين را به راه انداخت و با کمکهاي عمرعاص توانست ، بين شيعيان تفرقه افکني نمايد.
طلحه و زبير هم که از قشر سهم خواه بودند، با تحريک همسر پيامبر، جنگ جمل را بر پا کردند.
و سرمايه داران هم براي بقاي خود به اين جريانات کمک مالي مي نمودند.
و البته هدف محوري تمام اين جريانات که همگي سنگ اسلام را به سينه مي زدند، بدست گرفتن حکومت بود و دراين راستا به هر کاري دست مي زدند.
شهداي گمنام استوانه هاي اصلي انقلاب هستند
با اين مقدمه در اين برهه سياسي نگاهي به اوائل انقلاب اسلامي ايران و برخي چهره هاي انقلابي مي اندازيم که بر حسب اتفاق به هر دليلي بعد از مدت کوتاهي چهره واقعي خود را نشان دادند و مجبور به فرار از ايران اسلامي شدند.
بني صدر که يک نيروي انقلابي بود و سنگ انقلاب را محکم به سينه مي زد توانست راي مردم را بدست آورد و حتي اختيارات ويژه ايي از امام گرفت، او علاوه بر رييس جمهور، رييس شوراي انقلاب و فرمانده کل قوا شد.
مسئوليتهاي ويژه بني صدر و راي بالاي او بايد هميشه مورد دقت نخبگان و ملت شريف ايران باشد، و دقت به اين مسئله بسيار حائز اهميت است، اگر اين موضوع همواره مورد دقت قرار گيرد، کمتر کسي به خود اجازه مي دهد بعد از گرفتن 300 ميليون پول از يک مفسد اقتصادي دم از داشتن حکم هاي ويژه از امام بزند يا کسي نمي تواند بعد از انتقاد مردم يا مسئولان از وضعيت مالي اطرافيانش به جاي پاسخگويي يا برائت از اطرافيان مردم را به سوابق انقلابي خود رجوع دهد.
البته هرگز قصد ندارم زحمات همه نيروهاي انقلاب را به خاطر عملکرد بني صدر زير سوال ببرم، بلکه طرح اين مقايسه از اين باب است که هيچ شخصي به خود اجازه ندهد براي خود جايگاه خاصي فرض کند و با بي اعتنايي به استوانه هاي اصلي اين نظام که همانا شهداي گمنام دفاع مقدس هستند، خود را استوانه و ستون اصلي نظام بداند.
اين موضوع بايد شفاف شود که در نظام مقدس جمهوري اسلامي يک ستون خاص نداريم، همه ملت که از ظلم و جور شاهنشاهي در صحنه آمدند، ستونهاي انقلاب هستند و اگر آنها نبودند به يقين برخي هيچ حکمي از امام نمي گرفتند، خواه بني صدر يا هر شخص محترم ديگري که باشد.
همگي مي دانيم يکي از توصيه هاي موکد دين شريف اسلام است که خود را در مواضع تهمت قرار ندهيد، و متاسفانه برخي آقايان با فرار از پاسخگويي در مورد عملکرد خود يا اطرافيانشان وارد مواضع تهمت شده اند.
لازم است نگاهي به عملکرد بني صدر در دوران رياست جمهوري تا عزل وي داشته باشيم و در کنار آن به سخنان حکيمانه بنيانگذار جمهوري اسلامي دقت کنيم.
دروغ پردازيهاي بني صدر براي تحريک مردم
در مورخ 17 شهريور 59 بني صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونين در ميدان شهداي تهران سخنراني نمود و روند بحران و تشنج را به طور علني و آشکار پي گرفت. روندي که از ابتداي تابستان 59 با افزايش تهاجم به شخصيتهاي محوري حزب جمهوري اسلامي و متهم کردن آيت به طرح توطئه براندازي رئيسجمهور و نسبت دادن اين ماجرا به حزب جمهوري اسلامي و مانع تراشي در کار معرفي نخست وزير و پافشاري در ممانعت از نخستوزيري «محمدعلي رجايي» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحريکآميز و جوسازي و پروندهبازي و افشاگري هاي بيامان در روزنامه «انقلاباسلامي» شتاب و شدت گرفت، در اين روز، بنيصدر جبههگيري و صفآرايي علني خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوري اسلامي و در يک کلمه خط امام، به ميان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد و از باند چند نفرهاي سخن گفت که قصد برانداختن رئيسجمهور يازده ميليوني را کردهاند.
امام در يک سخنراني بسيار مهم براي اولين بار، صريحتر از پيش به مسائل داخلي، جنگهاي جناحي و صفبندي گروهها پرداخت و با زباني تلخ و شکوهآميز، ضرورت حياتي وحدت را در وضعيت خطير و پرالتهاب يادآور شد، جنگ و جدال اخير، امام را چنان آزرده است که او را به گفتن چنين کلماتي وا ميدارد:
«بار ديگر پشتيباني خود را از شوراي انقلاب و شخص جناب رييس جمهور اعلام مي دارم و از همه مي خواهم که آنان را ياري کنند و در پشتيباني از آنان کوتاهي نکنند، اين آقايان چه شان است با هم؛ اين آقاي رييس جمهور با مجلس، مجلس با رييس جمهور چرا اينطور رفتار مي کنند؟ چرا بايد اينطور باشد که صداي مردم در آيد؟اي سران! چرا اينقدر خوابيد؟ چرا چشمانتان را باز نميکنيد؟ چرا بايد اين روزنامهها به اختلافات دامن بزنند؟ هر کس هرجا صحبت ميکند، بر ضد هم صحبت ميکند، هرجا مينويسد، برضد هم مينويسد.»
مورخ 28 آبان 59 روز عاشورا بود، سيل جمعيت به ميدان آزادي ريخته تا بشنود که اين بار بنيصدر پس از سخنان دو روز پيش امام و تعيين دقيق مرزها و معيارها در آن چه ميگويد، امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسين(ع) باشد و بس، اما ناگاه رئيسجمهور پيدايش شد و هوادارانش هم از جلوي جايگاه سر و دست جنباندند و همچون پيش، سوت و کف زدند و حرمت اين روز را شکستند.
افشاگري آقاي خامنه اي نسبت به خيانت بني صدر
مورخ 7 آذر 59 نماز جمعه زير رگبار تند باران برگزار شد، آقاي خامنه ايي امام جمعه تهران سخنش اين روزها عطر و بوي جبهههاي جنوب را ميدهد که از آنجا باز آمده و در اين شهر آلوده به سياستزدگيها طراوات ميافشاند، اين بار او سکوت چند ماهه را شکست و دردمندانه از حقايق ناگفته سياسي، نظامي پرده برداشت. از اهمال کاري ها و بيتدبيري هايي که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد و رويه مشکوک و غيرقابل توجيه رئيسجمهور در جايگاه فرماندهي کل قوا و اداره و سازماندهي جنگ که به خاطر عدم واگذاري سلاح به نيروهاي داوطلب سپاه و بسيج موجب رکود و توقف در کار جبهه جنگ شده و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفت و صبري که شايد يک روز به انتها برسد.
مورخ 22 بهمن 59 نيز تهران و ديگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگيريهاي خياباني ميشود و عرصه سياسي رو به تشنج و بحران دارد. خشونت چماق به دستان ضد چماق داري و ارتجاع! در روز 18 بهمن در ميدان آزادي يک کشته و يک مجروح به جا گذاشت. عناصر گروهک فدائيان اقليت با پنجه بکس و چماق و چاقو به جان انحصارطلبان افتادند.
بني صدر حامي منافقين و ليبرالها
مورخ 18 اسفند 59 ميتينگ نهضت آزادي برگزار شد، اين ميتينگ به منزله يکي از نقاط عطف در آشکار شدن پيوند ليبرالها و منافقين پشت سر بنيصدر در مقابل جريان اصيل خط امام بود، اين تجمع در استاديوم امجديه و با سخنراني چهرههاي شاخص نهضت آزادي، مهندس بازرگان، دکتر يزدي، دکتر سحابي و مهندس صباغيان برگزار شد، اعتراض به عملکرد اکثريت خط امامي مجلس و انتقاد از عدم واگذاري فضا و فرصت به آنان جهت ايفاي نقش بيشتري در مجلس، يکي از محورهاي صحبت هر سه نماينده نهضت آزادي بود.
پاره کردن تصاوير امام خميني(ره) و تشويق حاميان بني صدر
مورخ 14 اسفند 59 (پيوند نفاق و تزوير) ميتينگ دانشگاه تهران به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق به صحنه بزرگ و بيسابقهاي از صفآرايي و رودرويي جبهه متحد ضد انقلاب، چپهاي آمريکايي و گارد شبه نظامي بنيصدر با مردم و تودههاي انقلاب و مدافع خط امام تبديل شد، اينبار، ديگر همه آمده بودند، جمعيتي عظيم سراسر دانشگاه، زمين چمن و خيابانهاي اطراف را در بيرون فرا گرفته بود، جمعيت مثل انبار باروتي بود و هر لحظه امکان داشت با يک جرقه مشتعل شود در جلوي پايگاه سخنراني، جوانان دختر و پسري حضور داشتند که نظم و هماهنگي در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباسهاي متحدالشکلشان نشانگر يک انسجام تشکيلات از پيش سازماندهي شده بود و به نظر ميآمد که غالب آنان از اعضاي شبه نظامي مجاهدين هستند، در وسط زمين چمن پلاکاردهايي با اين نوشتهها به چشم ميخورد، «چوب، چماق، شکنجه، ديگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خيز، حزب شده رستاخيز»
پوسترهايي از دکترمصدق در ميان جمعيت خودنمايي ميکرد، در خارج از دانشگاه و خيابانهاي جنوبي و شرقي زمين، گروه مخالف و معتقدان به خط امام شعارهايي با اين عناوين ميدادند، «ابوالحسن پينوشه، ايران شيلي نميشه.» ، « مرگ بر ليبرال»، «تا مرگ شاه دوم نهضت ادامه دارد.» و پلاکاردهايي از سخنان امام بر ضد مليگرايان و تصاوير از ايشان به دست آنها بود، ناگهان جواني در ميان جمعيت به سوي چند دختر چادري که عکسهاي امام را به دست داشتند يورش برد و آنها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعيتي که شاهد صحنه بود، با کف زدن از عمل انقلابي او تجليل به عمل آورد.
شعار حاميان بني صدر: «بهشتي چماق دار مرگت فرا رسيده!»
ديگر، کار از دشمني با حزب جمهوري و دکتر بهشتي و ياران امام گذشته بود و خفاشها مستقيماً پنجه بر آفتاب کشيدند، ساعت 40/15 دقيقه، بنيصدر در ميان سوت و کف زدن جمعيت به جايگاه آمد و خانمي يک حلقه گل به گردنش انداخت و شعارهاي ضد حزب به اوج رسيد، ناگاه با اصابت يک نارنجک و پرتاب سنگ، وضعيت بحراني شد و با هدايت نيرو هاي شبه نظامي مجاهدين، جمعيت داخل زمين چمن نيز به دادن شعارهاي جهتدار پرداختند، « بهشتي چماق دار!مرگت فرا رسيده»، «بني صدر افشا کن، بهشتي رو رسوا کن»، در اين روز شعار مرگ بر بهشتي ترجيعبند هياهوي منافقان بود.
بني صدر بني صدر اذن جهادم بده!
بنيصدر در قسمتي از سخنانش در حاليکه چند برگ و کارت شناسايي را به جمعيت نشان ميداد و آنها را متعلق به افرادي از کميته انقلاباسلامي و حزب جمهوري اسلامي خواند که آنان را به عنوان چماقدار دستگير کرده بودند، پس از اعلام اين مطلب با شعار «سردسته چماقداران، بهشتي» مورد تشويق قرار گرفت، در اين هنگام از ضلع و جلوي جايگاه، جماعتي پا به زمين کوبيدند و فرياد ميزدند،«بنيصدر بنيصدر حکم تهاجم بده» و «بنيصدر بنيصدر اذن جهادم بده!» و سرانجام جواز حمله را از مجتهد اعلم خويش اين گونه دريافت کردند که، «مردم! اينها را از اينجا بيرون کنيد. اينان را بيرون کنيد.» و بعد پشت سرهم افرادي که صورتشان با ضربههايي شکافته و خونين شده بود، در حالي که همچنان بر سر و صورتشان مشت و لگد کوفته ميشد، از ديوار شرقي به پايين پرتاب شدند. مهاجمين حالتي وحشيانه به خود گرفته بودند و با شعارهايي که به وسيله دوستانشان داده ميشد، بيشتر تحريک ميشدند و با حرص و ولع، هر از گاهي يکي را صيد ميکردند و تا جا داشت ميزدند. حقيقتاً امروز ديوانگي و درندهخويي به اوج خود رسيد. هرکس ريش داشت و اورکت آبي و سبز به تن داشت، به نشانه مرتجع بودن به باد کتک گرفته شد.
مورخ 16 سفند 59 ، سرانجام از سوي امام امت در پاسخ به تلگرام بسيار مهم آيتالله العظمي گلپايگاني درباره حادثه پنجشنبه گذشته دانشگاه تهران که در آن خواستار اقدام فوري و سريع ايشان، قبل از بروز فتنههاي خطرناک و حوادث غيرقابل پيشبيني شده بودند، فرمان تاريخي شناسايي و مجازات عاملان حادثه پنجشنبه صادر شد. امام فرمودند، «بايد گروهها و دستههاي منحرف بدانند که من با احساس تکليف با آنان برخورد ميکنم و به شرارتهاي ضد اسلامي خاتمه ميدهم.»
امام خطاب به بني صدر :
« نبايد از کسي پذيرفت که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم!»
سرانجام امام خميني(ره) در پاسخ به تمام اين تحرکات در سخنراني خود گفت:«اين مردم اسلام را مي خواهند اگر پايتان را از اسلام کنار بگذاريد اين طلبه که اينجا نشسته با کمال قوا با شما مخالفت مي کند، من اول سال به آقايان عرض کردم که اين سال خوب است، سال قانون باشد بايد حدود معلوم بشود، آقاي رييس جمهور حدودش در قانون اساسي چه هست، يک قدم آن ور بگذارد من با او مخالفت مي کنم، اگر همه مردم هم موافق باشند من مخالفت مي کنم، نمي شود از شما پذيرفت که ما قانون را قبول نداريم، غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نبايد از مردم پذيرفت، از کسي پذيرفت ، که ما شوراي نگهبان را قبول نداريم، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها.
اتمام حجت امام خميني(ره)
بنيانگذار انقلاب اسلامي در سخنراني ديگري با توجه به اينکه بني صدر روش خود را تغيير نداده بود، گفت: اينکه من هميشه نصيحت مي کنم به آقايان و مي خواهم کاملا روي روش صحيح عمل بشود، روي قوانين عمل بشود و تخلف مي شود و مع ذلک من نصيحت مي کنم به آقايان اين نه از باب اين است که در ملت ما يک ضعفي پيدا شده و ملت ما ديگر به احکام اسلام اعتنايي ندارند من تا آنجايي که اخلاق اسلامي اقتضا مي کند همه اين ها را به آرامش دعوت خواهم کرد، نصيحت خاضعانه خواهم کرد، لکن آن روزي که من احساس خطر براي جمهوري اسلامي بکنم آن روز اين طور نيست که باز بنشينم نصيحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. آن شخص هر که مي خواهد باشد هر مقامي که مي خواهد باشد قبل از اينکه شورش پيدا بشود من او را به جاي خودش مي نشانم.
عزل از فرماندهي کل قوا
حضرت امام خميني (ره) به دليل خيانتهاي بني صدر به رزمندگان اسلام و انقلاب طي حکمي به شرح ذيل بني صدر را از فرماندهي کل قوا عزل نمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
ستاد مشترک نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران؛
آقاي ابوالحسن بني صدر از فرماندهي نيروهاي مسلح برکنار شدند.
روح الله الموسوي الخميني 20/ خرداد / 1360
پس از اين حکم حضرت امام خميني (ره) خود مسئوليت خطير فرماندهي کل قوا را بر عهد گرفتند.
اعلام عدم کفايت سياسي بني صدر توسط مجلس
مجلس شوراي اسلامي نيز 11 روز پس از برکناري بني صدر از فرماندهي کل قوا نظر خود مبني بر نداشتن کفايت سياسي او جهت رياست جمهوري را به امام اعلام نمود، متن نامه مجلس به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر شريف حضرت آيت الله العظمي امام خميني – ادام الله ظله- محترما به عرض مي رساند راي مجلس شوراي اسلامي در جلسه مورخ 31/3/1360 پس از بحث و بررسي با حضور 190 نفر به شرح زير :
آراي موافق: 177
آراي مخالف: يک نفر
آراي ممتنع: دوازده نفر
در مورد آقاي سيد ابوالحسن بني صدر بر اين قرار گرفت که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد به موجب اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مراتب براي اتخاذ تصميم به خدمت امام عظيم الشأن گزارش مي گردد.
رييس مجلس شوراي اسلامي 31/3/60
عزل بني صدر از رياست جمهوري
حضرت امام (ره) بعد از دريافت نظر مجلس سريعا طي حکمي بني صدر را از رياست جمهوري عزل نمودند، متن حکم امام به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از راي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اينکه آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.
اول تيرماه 1360 روح الله الموسوي الخميني
فرار بني صدر
به فاصله چند روز بني صدر با لباس و آرايش زنانه در حالي که در توالت هواپيما مخفي شده بود به فرانسه گريخت.
هدايت تا آخرين حد ممکن
حضرت امام خميني بعد از فرار بني صدر به فرانسه در سخنراني خود ضمن سخناني پدرانه به نصيحت بني صدر پرداختند:
«من الان هم نصيحت مي کنم آقاي بني صدر را به اينکه مبادا در دام اين گرگ هايي که در خارج کشور نشستند و کمين کردند بيفتيد و اين آبرويي که از دست داديد بدتر بشود. من علاقه دارم که تو بيشتر از اين خودت را تباه نکني. من علاقه دارم که همه اشخاصي که در اين مملکت زندگي مي کنند يک زندگي انساني – الهي داشته باشند. چنانچه توبه کني و برگردي و علاقه خودت را از اين گروه هاي مفسد، فاسد، جنايتکار، سلب کني، و در يک کناري بنشيني مشغول تصنيف و تأليف بشوي، صلاح تو است، آن روز من در يکي از حرف ها تنبه دادم که "حب الدنيا راس کل خطيئه" تمام خطاهايي که از ماها صادر مي شود روي اين حب نفس و جاه و مال و منال است، اگر اين کلمه را گوش کرده بوديد و هواهاي نفساني را زير پا گذاشته بوديد اينطور نمي شد.»
«احمد جان نثاری»
|
دولت بني صدر حامي منافقين و ليبرالها امام خميني(ره) به بني صدر: تو غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها |
|
این جمله امام خمینی باید همیشه بر سر در تمام نهادهای جمهوری اسلامی نصب شود و مورد دقت همه آحاد ملت قرار گیرد که ملاک حال افراد است.
از اول انقلاب این جمله را در رفتار حضرت روح الله شاهد بوده ایم، آنجا که حکم ریاست جمهوری بنی صدر را براساس رای مردم و بر اساس ظواهر تنفیذ کردند و چندی بعد وی را از مسئولیتها و حتی از ریاست جمهوری عزل کردند.
در آن مقطع شاهد حمایت قاطع ملت از نظر امام بودیم و به وضوح بازگشت بسیاری از کسانی که به عنوان انقلابی به بنی صدر رای داده بودند را از وی نظاره کردیم.
بعد از گذشت چند سالی از انقلاب جریان باند مهدی هاشمی در بیت منتظری پیش آمد که برای اطلاع دقیق این جریان باید رنجنامه سید احمد خمینی را مطالعه کرد.
در کل منتظری که زمانی بر اساس ظواهر در سمت قائم مقامی رهبری منصوب شده بود، از این سمت چون ملاک حال وی بود نه گذشته اش برکنار شد و بعدها نامه های امام به او منتشر شد.
این قاعده که ملاک حال افراد است، در زمان رهبر انقلاب نیز جریان داشته ، و اگرچه به خاطر برخی مصالح کشور کسی عزل نشده است، اما برخی افراد به خاطر تغییر در نظریات و عملکردها در مسئولیتها جا به جا والبته برخی هم تودیع شده اند.
حالا باید سخنان بنی صدر و رفتار حامیان اورا در این برهه با سخنان موسوی و رفتار حامیان او مقایسه کنیم، در یک نگاه مشاهده می کنیم که بنی صدر در سخنان خود بر قانون می تاخت و اکنون هم مشاهده می کنیم که موسوی بر قانون می تازد، امام در واکنش به عملکرد بنی صدر فرمودند، تو غلط می کنی که قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد، رهبر معظم انقلاب هم در واکنش به سخنان موسوی بر تبعیت از قانون تاکید کردند و فرمودند زیر بار بی قانونی نخواهند رفت، این در حالی است که موسوی شب گذشته بیانیه ای کاملا ضد نظام صادر کرده است.
در تطابق عملکرد حامیان بنی صدر و موسوی هم می توان نقاط تشابه زیادی پیدا کرد، که پررنگ ترین آنها ایجاد بستر برای فعالیت منافقین در ۳۰ خرداد ۶۰ بود که رسما وارد فاز نظامی شدند، و در حال حاضر هم موسوی بستری مناسب برای منافقین ایجاد کرده است و جالب تر آنکه به شدت مورد حمایت رسانه های غربی و شخص بنی صدر و فرقه رجوی قرار گرفته است.

البته به نظرم رسانه ها باید نسبت به تحرکات و اغتشاشات به مردم اطلاع رسانی نمایند تا موجب صدمه جانی به عابرین پیاده نشود، روز گذشته عوامل منافقین به کمک حامیان موسوی که به شدت از نیروی انتظامی و بسیج شکست خورده بودند، به مردم در پیاده رو ها حمله ور شدند و تعدادی از هم وطنان کشته و مجروح شدند، مسجد ، خودروهای شخصی، موتور سیکلت آتش زدند و به محل کسب و کار مردم تاختند.
فکر کنم به زودی آقای موسوی هم باید مثل بنی صدر با استفاده از مقادیری آلات آرایش و همچنین چند تکه البسه مخصوص بانوان از کشور ایران خداحافظی کنند و یا به غلطهای زیادی که کردند در حضور ملت اعتراف و توبه نمایند.
بنویسید موسوی بخوانید هاشمی
در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی سنگین در موضوع انتخابات بودیم و اینکه آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87 با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.
از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.
برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.
این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.
اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.
هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.
البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟
محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.
هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند، بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.
شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.
شاید میر حسین موسوی ترور شود.
شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.
شاید حامیان میر حسین کشته شوند.
شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.
شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.
شاید احمدی نژاد ترور شود.
در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.
میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.
به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.
هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.
به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،
بنویسید موسوی ولی بخوانید
هاشمی

در سطح شهر تهران، ساعت 10 ديشب از برخي منازل در تهران صداي الله اکبر خوارج زمان که به جاي تعقيب سخنان رهبر انقلاب شبکه هاي ماهواره ضد انقلاب را تعقيب مي کنند شنيده شد.
۴۵ دقیقه صحبت، ۴۹ بار چیز گویی
میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز به شرح ذیل استفاده نمود:
1- ...یک مسافرتی رییس کشور ما به آمریکا، به چیز، عراق...
2- ...همان آمریکایی ها بنزین هواپیمای دولت ما را در آنجا چیز کردند....
3- ...همین مساله در ایتالیا هم چیز شد...
4- ... این سیاست خارجی برای ما هزینه های گزافی را به اصطلاح چیز می کند...
5- ... به حساب کی ما این کارها را می کنیم، آیا این اثرش کم است یا زیاد است به نظر من این چیز است...
6- ... دوباره بعد از اینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یکدانه چیزی ....
7- ...از شورای امنیت هم یه چیزی....
8- ...من خاطره ای از امام خواهم گفت که چقدر به این مسئله عزت ملت ایران چیز داشتند....
9- ...همه مردم به اصطلاح چیز، اسرائیل اِ اِ فلسطین جمع شوند حتی....
10-...به خاطر اشتباه ما در آن چیز که ....
11- ... می گوییم بر اساس همین چیزی که می گویم....
12-... مشکلی که بنده دارم سر یه چیزهای دراز مدت....
13-...بنده یه بحثی کردمتو همین چیزای انتخاباتی....
14-....مردم هم یه کم چیز دارند....
15-....بنده یه روشنفکر هستم، چیز هم هستم، فرهنگستان...
16- ...پرونده سازی، دنبال یه واژه هایی رفتن، چیز کردن...
17-...پایان نامه ها و چیزهایی که دانشجوها...
18-...من خیلی سریع بر می گردم به همین چیزی که...
19-...قوانین که مجلس می گذراند، بر اساس هر چیزی...
20-...بعد از هشت سال یه چیزی بیاید....
21-...بنده این جا چیز می کنم...
22- ...18 شورا که دولت منحل کرد به چیز ...
23-... و دولت هنوز هم که هنوز است چیز نکرده...
24-...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتیجه همین چیز است...
25-... بنده در بازبینی قانون اساسی، چیز بودم، سخنگوی...
26-... مسئله استخدامی و برنامه و بودجه مخصوصا در چیز پیشنهاد من بود...
27-...تنها سازمانهایی است که در چیز آمده...
28-... در مراحل بعدی اینها را دونه دونه چیز می کنم....
29-...تصدی بیش از دوشغل چیز...
30-...عوض اینکه پرونده سازی کنند و چیزهایی که...
31-... یکی از مشکلات در صحبت با آقای احمدی نژاد چیزهایی است که ...
32-...غیر عادی و غیر چیز...
33-....ایشان می گوید به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید که فلان چیز را لغو کند...
34-...به من می گوید که یه چیزی بنویس به دیوان عدالت اداری....
35-...در یه چیزهایی که بین است ما طوری عمل بکنیم...
36-...اینجا مثلا چیز کردیم....
37-...رای مجلس هم چیز بدانید...
38-...که ظاهرا چیزی از بنده نداشتید...
39-...نمی توانید افراد را همینطور نام ببیردو به اصطلاح چیزشان بکنیم...
40-...سندهایش هست، مدرکهایش هم چیز است....
41- ...معاون اجرایی رییس جمهور دنبال این است که یه چیزی بسازد...
42-...اون چیزی که در هشت ماده ایی حضرت امام هست....
43-...سیاه کردن برنامه ها، سیاه کردن دانشجوها و امثال اینها را چیز می کنم...
44-... در سازمان برنامه و بودجه برای این است که نگذارد شما چیز بکنی...
45-... در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات....
46-...همش بر می گردد به این چیزهایی که در ...
47-...آقای احمدی نژاد مسادلی را می گوید که من مجبور می شوم چیزهایی را بگویم...
48- ....سیر چینی آمده،نمی توانیم بکاریم، اینطور چیزها...
49-...بگویم که برای ما واقعا چیزه که...
بنویسید موسوی بخوانید هاشمی
در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی سنگین در موضوع انتخابات بودیم و اینکه آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87 با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.
از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.
برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.
این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.
اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.
هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.
البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟
محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.
هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند، بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.
شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.
شاید میر حسین موسوی ترور شود.
شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.
شاید حامیان میر حسین کشته شوند.
شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.
شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.
شاید احمدی نژاد ترور شود.
در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.
میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.
به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.
هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.
به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،
بنویسید موسوی ولی بخوانید
هاشمی
مهدي پورصفا
انتخابات رکن اصلي حيات سياسي يک جامعه و سر آغاز هر حرکت سياسي است. هرگاه به پيشينه و سابقه هر انقلاب، شورش و يا جنبش انقلابي مي نگريم همه چيز از يک انتخاب شروع شده است.
انتخاب بين ذلت و عزت، انتخاب بين استعمار و استقلال، انتخاب بين ديکتاتوري و استعمار همه و همه آن چيزي را تشکيل مي دهد که ما به عنوان تاريخ سياسي مي شناسيم.
انتخاب يک وسوسه است، وسوسه اي براي برآوردن نياز، نياز به دنبال آن چيزي که مي گرديم و گاه هيچ آن را نمي يابيم.
پس انسان براي يافتن انتخاب کرد،انتخاب کرد و انتخاب کرد و هنوز هم در حال انتخاب کردن است. اما همين حالا ميان اين سه نقطه ها متوقف مي شويم تا نگاهي به فضاي کنوني کشور در بعد سياسي و انتخاب هاي حول و حوش آن بيندازيم.
البته هميشه نگاه به گذشته سخت است به خصوص زماني که مسئله به چيزي شبيه اعتراف مي شود. البته مي شود به جاي اعتراف از چيزهايي ديگري نيز سخن راند. از دروغ، از تهمت و استفراغ گذشته هاي نه چندان دور که هنوز تب "رهايي از ديکتاتوري" ، "آزادي بيان" و " قتل هاي زنجيره اي" ، "سوناي زعفرانيه اي" و البته "عاليجناب سرخ پوش" داغ بود.
مي شود تمام اين ها را فراموش نمود، اما اين بار مي خواهم خودمان را از شر اين آلزايمر لعنتي خلاص کنيم و سراغ انتخاب هايي برويم که حاصل يک وسوسه بوده، وسوسه اي براي تمام اصلاح طلبان.
***
فضاي سياسي و آرايش جناح ها و گروه هاي حزبي اصلاح طلب شباهت عجيبي به چهار سال گذشته پيدا کرده است و تنها تفاوتي که در اين بين وجود دارد اينکه قهرمان طلايي اصلاح طلبان در دوره قبل هاشمي رفسنجاني بود و حال مير حسين موسوي!!
البته به احتمال زياد اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوري دهم بحث قديمي تقلب در انتخابات را مطرح خواهند ساخت (کما اين از هم اکنون کار در خصوص اين مسئله آغاز کرده اند) و يا مردم را به عوام زدگي و پوپوليسم متهم مي کنند.
اما در اين دو انتخابات اصلاح طلبان نقطه اشتراک ديگري نيز از خود به جا گذاشته اند و آن تغيير عجيب مواضع شان پيش از انتخابات است که مي توان آن را نوعي تغيير رويکرد ناميد.
براي پي بردن به اين مسئله کافي است که به تبليغات اصلاح طلبان به خصوص حزب مشارکت و سازمان مجاهدين در زمان کانديداتوري مصطفي معين در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري نگاهي بيندازند.
در آن روزگار هاشمي رفسنجاني نقطه تمرکز تمام اتهامات اصلاح طلبان بود، شخصيتي که قرار بود مظهر تمام بدي ها و زشتي هايي که مردم بايد از ترس حضور او در انتخابات به اصلاح طلبان راي بدهند.
از فساد مالي و اقتصادي گرفته تا متهم شدن به هدايت قتل هاي زنجيره اي که کساني همچون اکبر گنجي از اصلي ترين مروجان آن بودند.
اما به محض مشخص شدن نتيجه انتخابات همه چيز تغيير کرد وسوسه کار خود را کرد. اما خودمانيم، قدرت هم وسوسه برانگيز است حتي اگر لازم باشد به تمام حرف هاي قبلي پشت پا بزنيم. در نگاه ساختارشکنان موسوم به اصلاح طلب هاشمي رفسنجاني مانند شخصيت هاي کارتون ديجيمون به قهرمان اصلاح طلبان تبديل شد و احمدي نژاد هم جاي نماد قبلي ديکتاتوري و خفقان را گرفت!!
اکنون گويي دوباره همان وقايع در حال تکرار شدن است. تا زماني که خاتمي در عرصه انتخابات حاضر بود اصلاح طلبان حضور هيچ کانديداي ديگري را تحمل نمي کردند و برخي مواقع که احتمال حضور مير حسين موسوي از سوي برخي نزديکان وي مطرح مي شد از موسوي با عنايتي همچون بسته پر ريسک، نخست وزير کوپني ،استعفاي نابجا و سياستمدار دهه شصت ياد مي کردند.

هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:
دوشنبه 25 شهريور: با آيت الله خامنه اي درباره جلسه فرداي نمايندگان تلفني مذاکره کرديم معلوم شد ايشان مصمم اند که در اين جلسه شرکت کنند نامه اي به ايشان نوشتم و نکاتي را ذکر کردم احمد آقا آمد و اطلاع داد که امروز آقايان مهدوي کني ، ناطق نوري، يزدي و جنتي خدمت امام آمدند و از امام خواستد اظهار نظري که مبتني بر عدم مصلحت بودن تغيير آقاي مير حسين موسوي نخست وزير فرموده اند پس بگيرند يا جبران کنند که آقاي خامنه اي بتوانند فرد ديگري را معرفي نمايند ولي امام نپذيرفته اند و محکم گفته اند که مصلحت نيست دولت عوض شود. شب آقايان بهزاد نبوي و محسن نوربخش آمدند و از تصميم آقاي خامنه اي مبني بر تعويض دولت اظهار نگراني کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.
سه شنبه 26 شهريور: آقاي خامنه اي در جلسه سه شنبه نمايندگان شرکت کردند و انتقاداتي عليه دولت داشتنداما نگفتند که مي خواهند دولت را عوض کنند ولي مخالفت خود را به نحوي گفتند موافقان دولت ناراحت و مخالفان دولت خوشحال شدند. سپس به دفتر من آمدند محمد علي هادي آمد و به ايشان انتقاد کرد.
چهارشنبه 27 شهريور: حدود هشتاد نفر از نمايندگان طرفدار دولت آقاي مير حسين موسوي آمدند و از اظهارات ديروز آيت الله خامنه اي انتقاد کردند نامه اي براي امام تهيه کرده اند که مشغول به جمع آوري امضا هستند.
جمعه 29 شهريور: عصر آقايان دکتر محمد علي هادي نجف آبادي و عبدالله نوري آمدند کمک مي خواستند که آيت الله منتظري نظر امام درباره دولت را تاييد نمايند.
|
هاشمي رفسنجاني در قسمتي ار خاطرات خود مي گويد: آيت الله خامنه اي در مراسم تنفيذ خود گفتند ريشه مشکلات امروز ما وابستگي اقتصادي به خارج از اين مرزها و منحصر بودن درآمد ما به درآمد حاصل از نفت است. فقدان يک برنامه همه جانبه اقتصادي و گرايش به دولت سالاري يکي ديگر از مشکلات ما است که نتايج اين مشکلات را در کاهش رشد اقتصادي و گاهي در رشد منفي اقتصادي مشاهده مي کنيم.
![]() |
|
هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود اشاره مي کند: با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم، درباره کابينه آينده ، ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود، خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند، از من توقع دارند که همراهي کنم.
![]() |
|
هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:سه شنبه 15 مرداد: در مجلس زمزمه اي پيچيده که امام به آقاي فخرالدين حجازي نماينده تهران گفته اند مصلحت نمي دانند که آقاي مير حسين موسوي نخست وزير عوض شود و اختلاف شديدي از اين جهت در مجلس است. شب با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم. درباره کابينه آينده ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود. خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند. از من توقع دارند که همراهي کنم. قرار شد ايشان اين مسئله را با امام در ميان بگذارند. مشکل را جدي مي بينم.دو سليقه در مورد وزرا و برنامه ها. رييس جمهور و نخست وزير در طول چندماه گذشته نتوانسته اند در مورد سه وزير دفاع، برنامه و بودجه و راه ترابري توافق نمايند.
آقای میر حسین موسوی چند نفر را می توانید فریب دهید؟
هزینه اجاره سالن برج میلاد برای برگزاری همایش را می دانید ؟
حامیان شما این پولها را از کجا آورده اند ، شنیده ام 200 میلیون تومان هزینه اجاره سالن شده است ، به کجا می روی ، ساده زیستی تبلیغی شما باید در حامیانتان هم دیده شود ، مگر نگفته بودید پوستری چاپ نمی کنید ، حالا هنوز تبلیغات شروع نشده ، این همه پوستر چاپ شده ، روسری توزیع می کنید ، هد بند ، مچ بند ، اینها شاید بتواند برخی افراد ساده انگار را فریب دهد ، اما فکر می کنید چند نفر را می توانید فریب دهید؟
اختلاط صدها دختر و پسر در همایش حمایت از شما چه معنایی دارد؟
حاضرید دختر خودتان را بین دو جوان نامحرم بنشانید؟
آقای مهاجرانی مطلبی در سایت شخصی خود راجع به برهم زدن جلسه انتخاباتی کروبی نوشته اند ، که بنده هم برایشان نظر ذیل را قرار داده ام ، امیدوارم با اعتقاد زیادی که به آزادی بیان دارند ، تمام مطلب را بدون سانسور به خوانندگان ارائه دهند :
سلام آقای دکتر
بعد از جریانات پیش آمده بین شما و ....
خیلی وقت بود از شما خبری نداشتم ، البته گاهی صدای سرفه شما را از گوشه و کنار کشور یا خارج از کشور میشنیدم
نمیدانم واقعا آگاه هستید یا از روی نا آگاهی ، چنین مطالبی را نوشته اید ، لکن باید عرض کنم ، شما که آنجا نبودید ، چطور به شنیده تعدادی دیگر یقین کردید و به خود اجازه دادید ، به طلاب اهانت کنید ، به عنوان یک طلبه می گویم ، مگر نشنیدید که فاصله کفر و ایمان چهار انگشت است ، فاصله چشم و گوش ، شما اگر خود می دیدید که طلاب چنین کارهایی کردن ، باز هم اجازه نداشتید ، این توهمات خود را و تشبیهات کذایی خود را بیاورید ، شما طلاب را به آن کودکان تشبیه نمودید ، بگویید شباهت کسی که با منشی خود فضاحت بار می آورد چیست ؟
این مظلوم نمایی ها دیگر جوابگو نیست ، دیگر دوران آن گذشته که امیر فرشاد ها را به خط کنید ، تا در نماز جمعه صحنه سازی کنند و شما تبلیغات کنید.
راستی از علما گفتید ، عرض میکنم وقتی خبر دزدی در حوزه علمیه را به آیت الله بروجردی دادند ، ایشان فرمودند : دزدی لباس طلبگی را ربوده است ، بر فرض اینکه تعدادی طلبه چنین کاری کرده باشند و بر فرض اینکه همان طلاب اجیر ستاد انتخاباتی کروبی برای مظلوم نمایی نباشند یا باشند، کسانی هستند که لباس طلبگی را دزدیده اند.
ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در نظر دارد ، در تبلیغات انتخاباتی خود از رنگ سبز برای جلب نظر مردم متدین استفاده کند، این ستاد اقدام به تهیه تی شرت ، شال ، مچ بند به رنگ سبز نموده است ، جالب است دست نوشته های سفارشی ستاد که ، مثلا توسط مردم نوشته شده است ، همه به رنگ سبز هستند ، انگار این ستاد به فهم و درایت این مردم ایمان نیاورده اند ، راستی جال است که میر حسین موسوی در سفرهای متعدد استانی که داشته است ، دائما از شال سبز استفاده می کند:
این همان انقلاب مخملین به رنگ سبز است ، انقلابی که یک طرفش نخست وزیر دوران دفاع مقدس و سوی دیگر آن جبهه ملی و نهضت مرتد آزادی است.

سعید حجاریان این عضو حزب مشارکت ضمن انتقاد شدید از شیخ اصلاحات به دلیل عدم کناره گیری ز انتخابات گفته است که هرگز نمی گذارد اصلاح طلبان از وی حمایت کند.
حجاریان افزوده: غضنفری به نام کروبی وجود دارد که نه به شورای حکمیت و نه به نظرنسجی و نه به هیچ مکانیسمی تن نمی دهد و تحت هیچ عنوان حاضر به کناره گیری نیست.
این در حالی است که چهره های شاخص اصلاح طلب مانند ، ابطحی ،کرباسچی،باقی ، عبدی، کدیور و ... در اعتماد ملی صف بسته اند.
هرروزه تاریخ تکرار می شود،اگرچه با شکلی نو و تازه آمیخته شده باشد ، درعالم همیشه حق و باطل در برابر هم صف آرایی کرده و خواهند کرد.
روزی یک طرف امام حسین علیه السلام و طرف دیگر یزید لعنه الله بوده و اکنون به شکل جدید شاهد صف بندی هستیم .
به عنوان مثال:
اکبر گنجی:« در یک جامعه مدرن جدایی دین از سیاست یک امر بدیهی است.»
آغاجری:« اگر حسین (ع) هم در راس حکومت باشد ولی رضایت مردم در آن نباشد ، نامشروع است»
بهزادی:« تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.»
پیمان: «قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است.»
سروش: « فرهنگ شهادت خشنونت آفرین است.»
ابراهیم یزدی:« جامعه ولایی انحصار گر و مستبد است.»
مهاجرانی:« نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه ،فرهنگ و تمدن است.»
این سخنان چه معنایی دارد، آیا گوینده باید یزید باشد و شنونده امام ، آیا این تفکرات که اگر رصد شود چندین مجلد کتاب می شود، واقعا معنای اصلاحات است، فراست لازم است تا کسانی که نقاب برچهره زده اند را بررسی کنیم و دریابیم که چه کسی واقعا به فکر اصلاح است و چه کسی منافق است.
در سال های اخیر جریان به اصطلاح اصلاحات چقدر تلاش کردند تا در مقابل دین گوساله سامری بسازند آنها با احیاء احساسات ناسیونالیستی می خواهند اسلام را حذف و به مقدسات حمله کنند.
آغاجری:« سیاوش در تاریخ ملی ما ایرانیان مظهر معصومیت و پاکی است و بعد از آمدن اسلام ، حسین(ع) جای سیاوش می نشیند و آیا ما اثری در مورد حسین (ع) مانند منظومه ای که فردوسی در باب سیاوش سروده است، داریم ؟!!>>
آیا ما برای این تفکرات انقلاب کردیم، این همه شهید دادیم تا چیزهایی را که قبلا در کشور ما زنده بوده ، تقویت کنیم. برای این انقلاب کردیم که به جایی برسیم که یک استاد دانشگاه ما مراجع را مسخره کند، و امام معصوم را با سیاوش مقایسه کند.
تاریخ برای عبرت است، برای اینکه از آن درس بگیریم و تکرار می شود، البته روش ها، تاکتیک ها و شعارها تغییر می کند.
همیشه منافقانی هستند که به نام طرفداری از اسلام، قصد ریشه کن کردن آن را دارند، روزی به نام انقلابی ، روزی به نام مجاهدو حتی در لباس مقدس روحانیت و هر روز ممکن است با یک لباس جدید وارد صحنه شوند.
درشناخت منافق نباید فریب سخن و ظاهرا او را خورد، بلکه باید عملکرد و سابقه او ملاک قرار گیرد ، کسانی که در اوایل انقلاب ادعامی کردند ، که حزب الله هستند، حالا پس از سالها می گویند:
« من در زمان امام هم ، معتقد به ولایت فقیه نبودم»
امام حسین(ع) می فرماید : مدعیان دینداری فراومان هستند، این گروه فقط تازمانی برادعای خویش باقی می مانند، که دین به دنیایشان صدمه ای وارد نسازد اما اگر امر بین دین و دنیا از دست برود، دینداران کم خواهند بود.
حضرت امیر می فرمایند: از اهل نفاق برحذر باشید
آیا کسانی که دیروز می گفتند:« ما پیرو امام هستیم.» و امروز تمام اندیشه های امام را زیر سئوال می برند، منافق نیستند؟
کسانی که در محافل خصوصی شان به ولایت فقیه جسارت کرده ولی در ظاهر می گویند:« ما ولایت فقیه را قبول داریم.» اهل نفاق نیستند؟
آنقدر در دوره اصلاحات خط نفاق پیشرفت کرد ، که آمریکایی ها گفتند:« امروز در مطبوعات ایران چیزهایی نوشته می شود که هیچ کس در زمان شاه جرات نمی کرد، بنویسد»
خداوند در قرآن کریم در چندین سوره از نفاق و منافق صحبت کرده است، یکی از آن در آیات 8 الی 20 سوره بقره است، ترجمه آیات به این شرح است:
« گروهی از مردم گویند که ایمان آوردیم به خداو روز قیامت و حال آنکه ایمان نیاورده اند، آنها می خواهند خداو اهل ایمان را فریب دهند.... و چون به آنها می گویند در زمین فساد نکنید می گویند ما اصلاح گر هستیم، آگاه باشید که ایشان سخت مفسدند ولی خود نمی دانند الی آخر آیات>>
حضرت امیر علیه السلام در نامه 27 نهج البلاغه برای محمد ابن ابی بکر می فرمایند:
پیغمبر به من گفت: من بر امتم از مومن و مشرک نمی ترسم، زیرا مومن را خداوند به سبب ایمانش باز می دارد و مشرک را به خاطر شرکش خوار می کند.
ولکن برشما از هر کس که دلی منافق و زبانی دانا دارد، می هراسم ، که آنچه می پسندید می گوید ولی آنچه منکر می دارید ، مرتکب می شود.
یکی از کسانی که در تاریخ صدر اسلام رودرو با خط نفاق بود، حضرت علی (ع) هستند، ایشان بعد از خلافت با خط نفاق روبرو بودند که هر یک با انگیزه های گوناگون در لباس نفاق فرورفته بودند، تا بتوانند به اهداف خاص خودشان برسند:
اول: معاندان یا مخالفان با هدف براندازی حکومت
دوم: متوقعان یا سهم خواهان باهدف اثبات قدرتمندی به حکومت
سوم: پول پرستان یا سرمایه داران با هدف حفظ و افزایش سرمایه
معاویه که از جمله معاندان بود، با راه اندازی جریان خونخواهی عثمان جنگ صفین را به ره انداخت و با کمکهای عمر و عاص توانست ، بین شیعیان تفرقه افکنی نماید.
طلحه و زبیر هم که از قشر سهم خواه بودند، با تحریک همسر پیامبر، جنگ جمل را بر پا کردند.
و سرمایه داران هم برای بقای خود به این جریانات کمک مالی می نمودند.
و البته هدف محوری تمام این جریانات که همگی سنگ اسلام را به سینه می زدند، بدست گرفتن حکومت بود و دراین راستا به هر کاری دست می زدند،از آنجایی که جریانات نفاق توانستند با استفاده از فضای انقلابی به وجود آمده در سال58 در حکومت جمهوری اسلامی نفوذ کنند، پرداختن به مسئله نفاق در انقلاب اسلامی از جمله کارهای مشکل و پیچیده می باشد.
شهید مطهری در کتاب جاذبه و دافعه می فرمایند:
مشکل ترین مبارزه ها، مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرک هایی است که احمق را وسیله قرار می دهند، این پیکار از جنگ با کفار به مراتب مشکل تر است، زیرا درجنگ با کفر مبارزه با یک جریان مکشوف و ظاهر است اما مبارزه با نفاق در حقیقت مبارزه با کفر مستوراست.
در این نوشتار بر آن هستیم که با توجه به وجود جریانات نفاق در انقلاب از قبیل نهضت آزادی، باند مهدی هاشمی، گروه فرقان ، سازمان مجاهدین خلق ایران و ...
به بررسی و تحلیل سازمان مجاهدین ( منافقین) بپردازیم.
انتخاب سازمان منافقین بخاطر خصوصیات منحصر به فردی است که در این سازمان وجود داشته ،از قبیل :
1- ایجادبدعت جدی در تئوری مبارزه
2- جریان فکری و سازمان یافته قوی
3- جذب جوانان خصوصا قشر دانشگاهی و تحصیلکرده
4- حفظ سازمان به هر نحو ممکن
و...

فاطمه رجبی :
چرا مهندس موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است ؟
فاطمه رجبی درهمایش بررسی گفتمان امام – انقلاب و احمدی نژاد که در دانشگاه امیر کبیر تهران برگزار شد با موضع گیری نسبت به اطلاعیه مهندس میر حسین موسوی اظهار داشت: متاسفانه در این اطلاعیه هیچ اشاره ای به اسلام و جامعه اسلامی نشده است. ایشان با بیان این که چرا موسوی آزادی قلم و اندیشه و بیان را مطابق تعالیم اسلامی ندانسته است گفتند : چرا نگفته بود که فاطمه رجبی به عنوان یک زن مسلمان مورد هتک حرمت قرار گرفته است. چرا اسلام در ذهن ایشان نیست چرا از ادبیات اسلامی حتی برای شعار هم استفاده نمی کنند.
این فعال سیاسی با بیان عبارت انا لله و انا الیه راجعون ، با ابراز تعجب از اطلاق عبارت نویسنده ای با قلم شیرین به این هجویه نویس مشروب خوار اظهار داشتند کسی که یکی از جرم هایش مشروب خواری است و در ایران بر جرایم مختلف محکوم و هم اکنون فراری و اسلام ستیز است چرا باید در تعریفش بگویند«ادبیاتش در ادبیات کشور ماندگار شد»
چرا کلمه نویسنده را در موردش بکار می برید: اینجا به نظر سهل انگاری نیست که اگر سهل انگاری بود جای بسیار تاسف دارد.
ایشان در ادامه جواب خود اشاره کردند که خدا را شاهد می گیرم که نه برای شعار بلکه دلسوزانه از مهندس موسوی می خواهم که از صحنه سیاست کنار برود.
ایشان با تاکید بر این که امثال این هجو نویس متولدین اصلاح طلبی هستند وزیر پرچم خاتمی رشد کردند ابراز داشتند. یک نکته تاریخی را موسوی بداند که اگر مقداری به تاریخ اسلام و آموزه های آن مراجعه کند خواهد دیدکه پیامبر (ص) هم حتی پس از فتح مکه و اعلان عفو عمومی ، زنان و مردان هجویه نویس را مورد عفو قرار ندادند و این جای بس تعجب دارد که چرا مهندس موسوی این هجویه نویس علیه اسلام و مسلمین را طنز نویس با قلم شیرین خواندند.
این همایش توسط کمیسیون سیاسی و امور بین الملل مشاوران جوان ریاست جمهوری و با همکاری بسیج دانشجویی دانشگاه امیر کبیر برگزار گردید.
<<سلمان مهدوی>>
غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی ریاست ستاد انتخاباتی آقای کروبی را بر عهده دارد.
محمد هاشمی در گفتگو با شبکه ایران نسبت به این خبر اظهار بی اطلاعی کرده و گفته است : << من از رئیس ستاد بودن آقای کرباسچی خبر ندارم ولی تا آنجا که اطلاع دارم ایشان فقط مشاور عالی کروبی است >> و کرباسچی هم گفته که من فقط مشاور عالی کروبی هستم.
با این حال روزنامه اعتماد ملی در شماره 891 خود مورخ 23/1/88 ذیل عکس غلامحسین کرباسچی کلمه رئیس ستاد را درج نموده است ، که به یقین با توجه به اینکه روزنامه حزب اعتماد ملی است ، بر خلاف خواست کارگزاران سازندگی و شخص کرباسچی این موضوع را افشا نموده است.
<<سلمان مهدوی>>
خبر آنلاین سایت نزدیک به علی لاریجانی ، در یک نظر سنجی اینترنتی غلامعلی حداد عادل را به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری ، در مقایسه با احمدی نژاد قرار داده است.
ذکر چند نکته در این زمینه حائز اهمیت است :
اول اینکه چطور گردانندگان این سایت تصمیم گرفته اند از بین تمام رقبای احتمالی انتخاباتی احمدی نژاد فقط حداد عادل را در نظر سنجی قرار دهند ، حال آنکه در واقع جای نام میر حسین موسوی ، محسن رضایی ، قالیباف ، کروبی ، حسن روحانی و حتی عبدا... نوری در این نظر سنجی خالی است تا بتوان آن را یک نظر سنجی انتخاباتی نامید ، طراح این نظر سنجی شاید خواسته است به گونه ایی نظر خود را به مخاطب تحمیل نماید.
دوم اینکه این نظر سنجی از نظر فنی اشکال اساسی دارد ، چون هر نظر دهنده می تواند با یک آدرس چندین بار نظر دهد و سایت هم هیچ پیام خطایی نمی دهد.
و نکته سوم که بیشتر از همه باید مورد نظر گردانندگان این سایت باشد ، این است که نظر سنجی اینترنتی با توجه به وسعت نظری رای دهندگان در بین تمام سطوح جامعه ( در زمینه انتخاباتی ) یک کار بیهوده به نظر می رسد زیرا جامعه نظر دهنده در اینترنت از گستردگی بسیار کمی برخوردار است ، خصوصا آنکه سایتی خبری تحلیلی که به یقین در همین فضای اینترنتی هم باز مخاطبین خاص خود را دارد ، برگزار کننده نظر سنجی باشد ، چنین نظرسنجی هایی در واقع از آنجا که قشر زیادی از رای دهندگان را در بر نمی گیرد ، نمی تواند ملاک آماری خوبی قرار گیرد و تنها نظر سنجی چهره به چهره و بیطرفانه می تواند ملاک باشد.
<<سلمان مهدوی>>
بعد از دوم خرداد ۷۶ که تمام جریانات کج اندیش به خیال تغییر برخی اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی از آقای خاتمی حمایت کردند ، شاهد بودیم که شعارهای جامعه مدنی و آزادی اندیشه توانست برای هشت سال جریانی به نام اصلاحات را بر نظام جمهوری اسلامی حاکم نماید.
این جریان که در فراز و نشیبهای خود،کار را به جایی رساند که در ۱۸ تیر ماه ۷۸ برخی آشوبگران به نام دانشجو چند روزی کشور خصوصا پایتخت را دچار ناامنی کردند و البته با حضور میلیونی مردم در ۲۳ تیرماه خاتمه یافت ، در انتخابات ۳ تیر ۸۴ با کاندیداتوری دکتر معین با شکست روبرو شد، این شکست نه تنها در زمینه ریاست جمهوری ، بلکه با توجه به آرای پایین آقای معین حیثیت اصلاحات را زیر سوال برد ، دیگر خبری از آن اقبال چندین میلیونی نبود ، بعد از آن بود که برخی اصلاح طلبان بحث عبور ازخاتمی را مطرح کردند ، اگرچه آنان این بحث را بیشتر به خاطر عصبانیت از شکست پیش آمده در انتخابات نهم مطرح کردند و بعد از آن باز هم بر طبل حضور خاتمی در انتخابات دهم کوبیدند ولی این کارها بیشتر جنبه تبلیغی داشت ، حتی تاج زاده در مصاحبه ایی با روزنامه کارگزاران عنوان می کند که تنها خاتمی قدرت دوئل با احمدی نژاد را دارد ، او در واقع اشاره به شکست احتمالی هر کاندیدای اصلاح طلب در برابر احمدی نژاد داشته است.
اما خاتمی با همه حمایتهای احزاب دولت ساخته دوران اصلاحات تحت عنوان حامیان خاتمی بعد از اعلام کاندیداتوری ، انصراف داد ، آنچه که اهمیت دارد این است که چه کسی می تواند پرچم اصلاحات را بالا نگه دارد ، آیا در واقع میر حسین موسوی قدرت این کار را دارد ، او در سال ۷۵ بعد از اینکه برخی گروه های سیاسی او را به عنوان کاندیدای انتخابات ۲ خرداد ۷۶ برگزیده بودند ، عقب نشینی نمود و باعث جایگزینی خاتمی به جای خود گردید ، انتخابی که به یقین اگر چه با پیروزی روبرو شد ، اما خواسته های آن جریان را بر آورده نکرد ، این جریان با تفکرات لیبرالی خود بعد از آغاز به کار دولت سازندگی حیات تازه یافته و در سال ۱۳۶۹ با ورود به مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری و حضور افرادی مانند سعید حجاریان ، عباس عبدی ، عماد الدین باقی ، محسن سازگارا و .... توانست ۱۶ سال با تفکرات لیبرالیستی در برابر گفتمان اصیل انقلاب بایستد ،که بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم و زنده کردن گفتمان امام و انقلاب ، با شکست جدی روبرو شد.
سوال اصلی این است که آیا واقعا شخصی غیر از عبد الله نوری قدرت پرچمداری این جریان را دارد ، در پاسخ به این سوال نظر عبد الله مومنی سخنگوی سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت حائز اهمیت است او تنها عبد الله نوری را در شرایط کنونی واجد شرایط برای ایجاد یک جنبش اجتماعی قوی می داند و می افزاید که او حتی اگر رد صلاحیت شود و یا بعد از کاندیداتوری شکست بخورد ، باز می تواند این جنبش اجتماعی را سازمان دهد.
در این میان می توان میر حسین موسوی را که به گفته کمالی عضو شورای عالی حزب همبستگی (( اصول را گم نکرده و به نظام و رهبری و امام ره اعتقاد دارد )) به حقیقت یک اصلاح طلب اصولگرا نامید ، هر چند که این خصوصیت را بیشتر از او آقای کروبی دارند ، با این امتیاز که در این سالها در عرصه حضوری فعال داشته اند و مانند آقای میر حسین ۲۰ سال دور از فضای سیاسی کشور مشغول کار هنری نبوده اند .
در کل آنچه به نظر نگارنده می رسد این است که تنها حضور عبد الله نوری وزیر کشور دولت اصلاحات است که می توانداحیا گر اصلاح طلبی به معنای وجودی خود در ۲ خرداد ۷۶ باشد و کاندیداتوری ایشان به معنای بازگشت جریان اصلاحات بر همان ریل ۲ خرداد و عدم حضورشان به منزله شکست صد در صدی اصلاح طلبان در جریانات سیاسی از سال ۸۴ به بعد خواهد بود.
باسمه تعالی
بازیگران ستاد های انتخاباتی
در آذر ماه 87 شاهد عملیات روانی در موضوع انتخابات بودیم و اینکه بعضی عتیقه ها علاقه دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند ، اکنون که کمی به انتخابات نزدیک تر هستیم می بینیم که گزینه های ریاست جمهوری از طرف مخالفان تفکر احمدی نژادیسم کمتر شده اند در آذر ماه با یک لیست 23 نفری از کاندیداهای احتمالی و ایجاد فضای تردید و شک بین مردم روبرو بودیم ، اکنون می بینیم که این لیست به حداکثر ۶ نفر تقلیل یافته است و از این ۶ نفر چهار نفر هستند که در مورد آنها تحلیل هایی ارائه می شود آقایان کروبی ، خاتمی ، میر حسین و احمدی نژاد ، حالا باید دید چه کسانی و با چه اهدافی از این کاندیداها حمایت می کنند ، ابتدا از ستاد آقای کروبی شروع می کنیم ، این ستاد از اعضای حزب اعتماد ملی تشکیل می شود ، تنها نکته جالب توجه در این ستاد مسئول آن است که همزمان دبیر کل کارگزاران سازندگی هم هست ، غلامحسین کرباسچی کسی است که با ورود خود به ستاد کروبی و حمایتهای عجیب و غریبش از آقای کروبی سوالاتی در ذهن انسان ایجاد می کند ، آیا هاشمی رفسنجانی قصد حمایت از کروبی را دارد ؟ چه شده است که غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و یار غار رئیس جمهور در دوران سازندگی ، کسی که هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست شهرداری او با آنهمه خلافکاری و گند هایی که در مدیریت شهری زده بود ، حاضر شد در مقابل دستگاه قضا بایستد و در خطبه های نماز جمعه تهران از او حمایت کند و شعار مرگ بر غارتگر بیت المال را به جان بخرد ، خیلی خوب آن روزها را به خاطر دارم ، هم در جلسات دادگاه بودم ، وقتی جناب محسنی اژه ایی (قاضی) با اقتدار با متهم صحبت می کرد و هم در نماز جمعه تهران وقتی هاشمی از او حمایت کرد و شعار مرگ بر غارتگر بیت المال بلند شد ، برایم سوال شده است ، آیا کرباسچی در ستاد کروبی ماموریت خاصی دارد ؟ و اگر ماموریتی دارد آن ماموریت چیست ؟ آیا او قصد دارد با زیرکی خاص خودش و با تعریفهایی از کروبی دل او را به چند وزارتخانه خوش کند تا او کناره گیری نماید یا نیت دارد با اخلال در امورات ستاد فعالیت انتخاباتی کروبی را دچار مشکل نماید در هر صورت در رسانه ها دیدیم که برخی از اعضای اعتماد ملی خواستار استعفای کرباسچی از حزب کارگزاران سازندگی شدند و این نشان از این دارد که حتی برای اعضای اعتماد ملی هم شبهاتی وجود دارد ! اکنون نظر شما خواننده گرامی را به گزارشاتی از ستاد خاتمی جلب می کنم ، حضور برخی چهره ها از قبیل تاج زاده ، هادی خانیکی ، ظریفیان ، امیرزاده و مهدی هاشمی رفسنجانی در راس فعالیتهای فکری ستاد خاتمی مشاهده می شود ، در این میان در کمیته حقوقی و سلامت انتخاباتی آقایان یونسی ، بهزاد نبوی و مرتضی حاجی حضور دارند ، صادق خرازی سخنگوی ستاد و مجید انصاری کمیته مذهبی را بر عهده دارد ، در گروه مالی ستاد چهره هایی از قبیل عرب سرخی ، علی خاتمی و مرعشی حضور دارند ، واحد پشتیبانی آقای امام و اجرایی آقای سینکی هستند ، نام مسئولین استانها در حوصله این بحث نیست ، اما با نگاهی به همین افراد قید شده حضور دو حزب مطرح یکی سازمان مجاهدین و کارگزاران سازندگی در ستاد خاتمی به چشم می خورد ، و با حضور کارگزارن باز هم سوالاتی در ذهن ایجاد می شود ، قصد افرادی مثل مهدی هاشمی و خصوصا مرعشی از حضور در ستاد خاتمی چیست ؟ واقعا اینها به خاتمی اعتقاد دارند ؟ و قصد حمایت از او را دارند ؟ یا برنامه های دیگری در پشت پرده حزب کارگزاران سازندگی میگذرد ؟ این در حالی است که میر حسین موسوی در ظاهر از حمایت طیف هاشمی رفسنجانی بی بهره است ، لکن ساده انگاری است اگر بعضی پازل های خبری را کنار هم نچینیم ، و نتیجه گیری نکنیم ، از برخی اخبار مانند این که برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره حضور میر حسین موسوی به او توصیه هایی کرده اند می گذریم ، اما حمایت صد در صدی تیم قالیباف از میر حسین چه معنایی دارد ، آیا می توان ارتباط قالیباف با هاشمی را منکر شد ؟ ارتباطی که بعد از انتخابات مجلس هشتم هر روز بیشتر شد و به جلساتی بین آقایان هاشمی ، قالیباف ، رضایی و لاریجانی از تیر ماه 87 به بعد منجر شد ، جلساتی که در آن هاشمی از اینها خواسته بود که در انتخابات کاندید نباشند و اجازه دهند تنها یک نفر در برابر احمدی نژاد رقابت کند ، در کل اگر خیلی از این اخبار را هم مخدوش کنیم از ارتباط قوی قالیباف با هاشمی نمی توان گذشت و از طرفی هم می بینیم که تیم قالیباف در شهرداری تهران از ماه ها قبل با ارسال پیامک هایی شروع به حمایت از میر حسین می کنند ، این پیامک را خودم دیدم که فرستاده بودند (( هر شخصی با کاندیداتوری میر حسین مخالف است از احمدی نژاد می ترسد )) و از این قبیل تبلیغ ها زیاد انجام داده اند ، حالا جریان کمک مالی آقای هاشمی در انتخابات نهم به قالیباف و بازگرداندن محسن هاشمی به مترو بعد از شهردار شدن قالیباف چه جریانی دارد ، خدا می داند ؟ حالا تنها نکته ایی که باید خیلی به آن دقت کرد ، این است که آقای هاشمی رفسنجانی بعد از شکست در انتخابات نهم ، حالا در حال اجرای چه طرحی هستند که با سه کاندیدای مطرح در این عرصه ارتباط غیر مستقیم برقرار کرده اند و خودشان هم شخصا از هیچ یک حمایتی نداشته اند ، البته قبول دارم که آقایان کروبی و خاتمی خیلی به هاشمی نزدیک تر از میر حسین هستند ، لکن این نکته نیز قابل تامل است که گفته شده هر کس رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد ، حالا این غیر اگر بر اساس مصلحت آقایان و بررسی های انجام گرفته در ستاد هر طرف شخص میر حسین موسوی باشد ، به نظر می رسد آقای هاشمی رفسنجانی به شدت از او حمایت خواهد کرد.
سلمان مهدوی 23/12/87
اگر مطلب گذشته رو خونده باشین حالا این خبر جالب توجه و تصدیق تحلیل قبلی :
«محسن رضایی» دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، طرح خود برای ایجاد هماهنگی میان نامزدهای بالقوه اصولگرای منتقد احمدینژاد را رسما ارائه كرد.
به نوشته کارگزاران، آنگونه كه این كاندیدای انتخابات دوره نهم ریاستجمهوری توضیح داده، طرح او بر مبنای ایجاد تفاهم میان تمام نامزدهای احتمالی اصولگرایان در انتخابات آینده است؛ تفاهمی كه در نهایت از دل آن، یك نفر به عنوان كاندیدای نهایی این جریان انتخاب شده و باقی گزینهها به تناسب در دولت احتمالی آینده، دارای سهم شوند.
گفته میشود این طرح یكی از دستورات اصلی جلسه اخیری بود كه در منزل «علی لاریجانی» رئیس مجلس هشتم و با حضور «محمدباقر قالیباف» و «محسن رضایی» برگزار شد. آن دیدار اگرچه بعدا توسط دفتر لاریجانی تكذیب شد اما دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تایید برگزاری آن، موضوع آن را مسائل غیرانتخاباتی بیان كرد.
طرح رضایی برای هماهنگی میان نامزدهای مختلف جریان اصولگرا در انتخابات آینده و برگزیدن یك گزینه از میان آنها برای حضور در عرصه، نخستینبار در یك مراسم افطاری در ماه رمضان ارائه شد؛ اگرچه پس از انتشار این خبر در محافل سیاسی و بالطبع رسانههای خبری، دفتر رضایی خواستار حذف آن از خروجیهای خبرگزاریها و سایتها شد. با این وجود، اظهارات اخیر رضایی كه در گفتوگو با ایلنا بیان شد، نشاندهنده صحت گزارشهای اولیه بود. او برنامه خود در انتخابات ریاستجمهوری را به تفاهم رساندن نامزدهای انتخاباتی بر سر یك نفر و سپس مشاركت فعال بقیه كاندیداها در دولت دانست. رضایی از گفتوگو درباره این طرح با اكثر كاندیداهای احتمالی (كه نامی از آنها نبرد) و استقبال آنها از این طرح خبر داد ولی در عینحال گفت: «هنوز به یك راهكار اجرایی نرسیدهایم.» رضایی سپس نام این طرح را «دولت ائتلافی» نهاد، خود را مشوق آن خواند و اضافه كرد: «معتقدم با وجود رهبری در ایران، دولت مهمتر از رئیسجمهوری است و کشور ما نیازمند دولت کارآمد و متعهد است که وقتی به آن نگاه میشود تعدادی از اعضای کابینه که در پستهای حساس دولت قرار دارند، هرکدام در حد یک رئیسجمهور باشند.»
وی، با تكذیب اخبار منتشره در خصوص كاندیدا نشدن در انتخابات آینده- که توسط روزنامه مشاور رئیس جمهور تیتر شده بود- نیز اظهار داشت: «چون مشوق یک دولت ائتلافی هستم، در شرایط کنونی هنوز برای خودم نفیا و اثباتا تصمیمی نگرفتهام.»
اگرچه «محسن رضایی» در سخنانش نامی از كاندیداهای احتمالی انتخابات كه برای اجرایی كردن طرح خود با آنها به مذاكره پرداخته، نبرده اما برخی منابع خبر میدهند كه او علاوه بر گفتوگو با نامزدهای اصولگرا، حتی مذاكراتی با تعدادی از نامزدهای اصلاحطلب داشته و از آنها نیز خواسته تا در این طرح با او مشاركت داشته باشند. جدیترین مخالف طرح پیشنهادی رضایی در میان اصولگرایان «محمود احمدینژاد» است كه پس از تشكیل دولت نهم و بهرغم تمام توصیههای بزرگان جناح راست نیز حاضر به استفاده از «علی لاریجانی»، «محمدباقر قالیباف»، «احمد توكلی»، «علیاكبر ولایتی»، «محسن رضایی» و دیگر رقبای درونجناحی در كابینه خود نشد.
به نظر میآید احمدینژاد كماكان به این تصمیم خود و اساسا وارد نشدن به هرگونه فرآیند اجماعسازی در میان اصولگرایان، اعتقاد دارد. این در حالی است كه علاوه بر رئیس دولت نهم، اشخاص و مقامات احزاب از دیگر جریانات سیاسی اعم از اصولگرا و اصلاحطلب هم مخالفت خود را با طرح تشكیل دولت ائتلافی اعلام كردهاند. «اسماعیل كوثری» نایبرئیس كمیسیون امنیت ملی مجلس، «غلامحسین امیری» قائممقام جامعه اسلامی مهندسین از میان اصولگرایان و حامیان دولت و «آذر منصوری» معاون سیاسی جبهه مشاركت، «محمد حائری» عضو شورای مركزی حزب اعتمادملی و «حمید قزوینی» سخنگوی مجمع نیروهای خط امام از جمع اصلاحطلبان، افرادی بودند كه با غیرممكن دانستن تشكیل دولت ائتلافی، مخالفت خود را با طرح پیشنهادی «محسن رضایی» اعلام كردند.
با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب آبان ماه نسبت به آغاز فعالیتهای انتخاباتی زود هنگام گوش زدهایی داشتند ، اما همچنان برخی روزنامه ها و سایتهای خبری و تحلیلی ، با فضاسازیهای خبری در رابطه با این موضوع خواسته یا ناخواسته در راه اهداف برخی احزاب و گروه های سیاسی قرار گرفته اند.
صحبت از کسانی است که تصمیم دارند ، به هر نحوی شده کسی رئیس جمهور شود که خودشان می خواهند و حتی به گفته خودشان هر کسی را به کرسی بنشانند ، غیر از فلان کس ، اینها می خواهند بر آرا و عقاید مردم حکمرانی کنند و سوار بر این موج روانی به سمتی بروند که دوست دارند.
به نظر می رسد حزب کارگزاران سازندگی تئوریسین این برنامه و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت عوامل اجرایی این برنامه می باشند ، البته این نکته حائز اهمیت است که بازوی اجرایی این برنامه (سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت ) توانسته تا داخل مرزهای احزاب اصولگرا و حتی مثلا ائتلاف فراگیر اصولگرایان پیش روی کند و شنیده شده در دوران اصلاحات این جریان در اکثر وزارتخانه ها و نهادهای حساس و امنیتی ( در بین مدیران میانی و حتی ارشد ) مهره چینی نموده است ، که اخیرا از آنها با عنوان لایه های پنهان یاد می شود.
اگرچه این یک برنامه صد در صد از پیش طرح ریزی شده نبوده است ، اما از زمستان سال 1386 قطعات این پازل کنار هم چیده شدند و از اواخر تابستان 1387 یعنی اواخر ماه مبارک رمضان به صورت کامل این برنامه اجرایی شده است.
شنیده ها حاکی از این است که این عملیات روانی با دو محور اجرایی ( اول : اختلاف افکنی بین اصولگرایان ، خصوصا حامیان دولت دوم : ایجاد سر در گمی شدید جهت انتخاب کاندیدای احتمالی بین مردم ) این هدف را دنبال می کند که در دقیقه نود با حذف اکثر احتمالات موجود یک کاندیدای قوی تا در حد رقابت با دکتر احمدی نژاد باشد را معرفی نمایند.
یکی از افرادی که تا به حال حاضر به همکاری با این برنامه نشده است ، و به این موج نپیوسته آقای کروبی می باشد که با قاطعیت کاندیداتوری خود را اعلام نموده است ، شنیده شده در جلسه ایی که یکی از بزرگان نظام با تعدادی از کاندیداهای احتمالی داشته است ، اعلام نموده که با آقای کروبی کاری نداشته باشید ، او را نمی توان هماهنگ نمود.
اینجا لازم است از افرادی که تا کنون به عنوان کاندیدای احتمالی مطرح شده اند ، نام ببریم :
آقایان
محمد هاشمی رفسنجانی
حجت الاسلام کروبی
لاریجانی
حداد عادل
قالیباف
محسن رضایی
حجت الاسلام روحانی
حجت الاسلام پور محمدی
حجت الاسلام خاتمی
عبد الله نوری
عارف
مهر علیزاده
ولایتی
کمالی
آیت الله خرازی
سید حسن خمینی
حجت الاسلام ناطق نوری
میر حسین موسوی
ضرغامی
جهرمی
مظاهری
ذوالقدر
احمدی نژاد
اینجا به برخی اخبار سایتهای خبری که با این موضوع مرتبط هستند می پردازیم :
1- پلاك نيوز- محمد هاشمي، رئيس كميته سياسي حزب كارگزاران در جمع تعدادي از مديران اسبق اجرايي كه خواستار راه اندازي هرچه سريعتر ستادهاي انتخاباتي اش بودند، گفت: آقاي كروبي و احمدي نژاد هر دو مي خواهند از منابع بيت المال رأي مردم را براي خود بخرند.وي افزود: طرح 50 هزار توماني كه آقاي كروبي و نقدي كردن يارانه ها از سوي آقاي احمدي نژاد كار بسيار زشت، توهين به مردم و تصرف غيرصحيح بيت المال است
2- علياكبر ناطقنوري عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به انتخابات دهم رياست جمهوري گفت: كانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم نيستم و هيچ برنامهاي براي آن ندارم.
وي با اشاره به سخنان اخير برخي اصلاحطلبان كه وي را اصلاح طلب تندرو خوانده بودند، گفت: من اصلاح طلب تندرو نيستم و از شهيد بهشتي پيروي ميكنم و معتقدم كه يك جناح به تنهايي نميتواند كشور را اداره كند و نيروهاي متدين از همه گروهها كه به چهار اصل اسلام، انقلاب، امام و رهبري پايبند هستند بايد با يكديگر تعامل داشته باشند و كشور را اداره كنند.
3- پلاك نيوز: جلسات فرزندان هاشمی رفسنجانی با اصلاحطلبان ادامه دارد.
در ادامه جلسات خانواده هاشمی با اصلاحطلبان، یکی از فرزندان هاشمی با بهزاد نبوی دیدار کرد.
در این دیدار مباحث مختلفی مطرح شده است، اما آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، توصیههای فرزند هاشمی به عضو شوراي مركزي سازمان است که دریردارنده اخبار جدیدی است.
فرزند هاشمی در این دیدار با تاکید بر ادامه تلاشهای سازمان و مشارکت برای به صحنه کشاندن خاتمی، از وجود برخی موانع خبر داده و میگوید: "برخی افراد نزدیک و حلقه اول خاتمی که روی وی نفوذ دارند با آمدن او مخالفند. شما تلاش کنید نظر این افراد تغییر کند
4- خبرگزاري کار ايران: معاون اول دولت اصلاحات در ديدار با مراجع تقليد و آيات عظام در شهر قم تاکيد کرد: شرايط نابسامان اقتصادي عيانتر از آن است که با آمار ضد و نقيض بتوان آن را کتمان کرد ولي بيش از آن، وضعيت فرهنگي و اجتماعي جامعه نگرانکننده است.
بر اساس اين گزارش عارف در حاشيه ديدار با مراجع عظام، در دانشگاه مفيد، در پاسخ به سوالي در خصوص انتخابات و حضور شخصيتهايي چون خاتمي و ميرحسين موسوي، آيا به عنوان کانديداي رياست جمهوري وارد کارزار انتخابات ميشويد،اظهار داشت: خاتمي و ميرحسين موسوي از بزرگان جريان خط امام و ياران امام بودهاند. عملکردشان در دوران مسئوليتشان يادآور مديريتي موفق در عرصه کشور بوده است.
وي ادامه داد : اکنون اوضاع کشور و نظام اسلامي به گونهاي است که همه دلسوزان نظام به طور جدي نگرانند و در اين مقطع حاضرند آبرو و توان خود را براي بازگشت مسير کشور به تفکر خط امام در معرض تهديد قرار دهند. به صحنه آمدن براي ما به عنوان کانديدا هيچ منفعت و تمايل شخصي نيست و من با شناختي که از اين دو بزرگوار دارم و با توجه به ديدگاه خودم به انتخابات، به جرات ميگويم که از اين جمع، حداکثر يک نفر به ميدان ميآيد.
عضو فرهنگستان علوم در پاسخ به پرسشي ديگر مبني بر اينکه ميرحسين موسوي آيا تمايل خودشان را براي کانديداتوري در انتخابات مطرح کردهاند يا خير؟ و اگر ايشان کانديدا شوند و اينکه آيا ايشان متعلق به جريان چپ و اصلاحطلبان محسوب ميشوند؟ آيا شما و آقاي خاتمي با ايشان در يک جناح سياسي قرار ميگيريد؟ تصريح کرد: اولا من تا به حال سخني مبني بر اعلام آمادگي ايشان براي ورود به عرصه کانديداتوري نشنيدهام و اين مسائل بيشتر توسط رقباي سياسي براي دامن زدن به اختلاف در بين نيروهاي خط امام مطرح ميشود. ولي من به طور يقين ميگويم در اين زمينه سر سوزن رقابتي بين ايشان و آقاي خاتمي و يا بين من با هر کدام از اين دو بزرگوار وجود ندارد.
5- آريا: بنا بر اخبار دريافتي، ميرحسين موسوي در ديدارهاي جداگانه اي كه با شخصيتها و تشكلهاي مختلف داشته :
اگر قرار باشد حضوري و فعاليتي در انتخابات داشته باشم، براي حضور دعوت و تلاش يك جريان كافي نيست، بايد از جريان ديگر هم دعوتهايي صورت بگيرد.
6- باشگاه خبرنگاران جوان: سخنگوي جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي اعلام كرد تشكل سياسي متبوعش در انتخابات دهم رياستجمهوري ساز و كار وحدت اصولگرايان را دنبال خواهد كرد.
محمد دهقاني در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران به تشريح آخرين وضعيت و عملكرد جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي در انتخابات آينده پرداخت و گفت: اين جمعيت هنوز وارد مصاديق انتخابات نشده است.
وي در پاسخ به اينكه گفته ميشود كانديداتوري رهپويان در انتخابات پيش رو حداد عادل خواهد بود، اظهار كرد: ما جزئي از اصولگرايان به حساب ميآييم، بنابراين طبيعي است كه سازو كار وحدت را دنبال كنيم.
دهقاني درباره حمايت از حداد عادل گفت: تاكنون وي هيچ مطلبي درباره تمايل كانديداتوري در انتخابات رياستجمهوري مطرح نكرده است.
7- اولين قرارداد ميلياردي انتخابات رياستجمهوري دهم
اولين تبليغات چاپي ميلياردي براي انتخابات رياست جمهوري دهم كليد خورد.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، يكي از نامزدهاي احتمالي انتخابات دهم رياست جمهوري در قراردادي ميلياردي با يكي از چاپخانههاي بزرگ از هماكنون خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري آماده ميكند.
در اين قرارداد استفاده از مدرنترين امكانات چاپي تبليغاتي مورد نظر قرار گرفته است.
اين نامزد احتمالي، در انتخابات دوره پيشين رياست جمهوري نيز به صرف هزينههاي ميلياردي تبليغي و چاپي پرداخت.
بنا بر اين گزارش، در انتخابات متعدد سال های بعد از دفاع مقدس، تبليغات پررنگ همراه با چاپ پوسترها و عكسهاي رنگي در ابعاد گوناگون، يكي از عوامل كاذب موثر بر انتخابات شده است و بر اين اساس، برخي نامزدها براي معرفي خود و نيز تاثيرگذاري بر افكار عمومي، به اين روشها روي آوردهاند.
هر چند قانونگذاران در دورههاي گوناگون مجلس شوراي اسلامي درصدد محدود و قانونمند كردن اين روش تبليغي كه بيشتر در كشورهاي غربي مورد استفاده قرار ميگيرد، بودند، اما ميتوان گفت هنوز هم خلاهاي بسياري در قانون تبليغات انتخابات وجود دارد.
8- در نشست خبری علی لاریجانی با خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی که به مناسبت سی امین سالگرد قانونگذاری جمهوری اسلامی در تالار آفتاب مجلس برگزار شد لاریجانی گفت :
کاندیدای انتخابات نیستم.
وی درباره بحث انتخاباتی نیز، گفت: نباید پیشگوییهای زودتر از زمان خود داشته باشیم، وقتی رئیس جمهوری با رای اکثریت مردم انتخاب می شود آن فرد شخصیت ملی است، مهم این است که سیاست ها به نحوی باشد تا ازهمه ظرفیت ها استفاده شود.
لاریجانی همچنین در مورد خبر دیدار وی با میرحسین موسوی نیز گفت: البته ما ملاقاتی با یکدیگر نداشته ایم این طور که در رسانه ها منتشر شده اما نمی دانم چگونه است که فضای سیاسی کشور نسبت به گفتگوی رجال سیاسی با هم اینقدر حساسیت دارد البته این مراودات امر مطلوبی است اما نه اینقدر تا این حد حساسیت روی آن باشد.
رئیس مجلس گفت : بنده بارها با آقای موسوی در مسائل مختلف گفتگو داشته ام و اصولا مفید می دانم که مسئولان کشور از ظرفیت های سیاسی استفاده کنند. در مورد سایر صاحب نظران نیز چنین بوده است.
9- کمالي" کانديداي کارگران در انتخابات رياست جمهوري
دبير کل خانه کارگر گفت: شخصاً بر اين باور هستم که بايد از ميرحسين موسوي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري حمايت کرد.
عليرضا محجوب با حضور در غرفه"ايلنا"، در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا همچنان از حضور حسين کمالي در انتخابات رياست جمهوري حمايت ميکنيد؟، گفت: هنوز بر اين نظر هستيم اما منتظر مشخص شدن وضعيت افرادي مانند ميرحسين موسوي هستيم که اگر ايشان قصد آمدن داشته باشند،يکي از مهمترين گزينهها براي بررسي هستند.
10- جهرمی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شد
موج: محمد جهرمي وزير كار و امور اجتماعي از حضور خود در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري خبردادودليل اين امر را خدمت به مردم عنوان كرد.
وي تصريح كرد:با توجه به پيشينه كاري خود و نيز ضرورت حضور براي خدمت به مردم اين احساس را دارم كه بايد براي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري آماده شوم.
نظريه پرداز اقتصادي دولت نهم كه اكنون خود را دربرخي موارد منتقد مي داند،تصريح كرد:با توجه به مشكلات اقتصادي و نياز كشور به رشد و توسعه و پرهيز از تنش لزوم حضور كانديداهايي با ديدگاههاي مختلف در انتخابات رياست جمهوري شركت خواهم كرد.
شايان ذكر است ،جهرمي نظريه پرداز اقتصادي دولت نهم انتقاد هاي متعددي را در پايان سال كاري دولت به دليل عدم اجرايي شدن برخي آئين نامه هاي اقتصادي دولت در خصوص بازار سرمايه ، پول و اشتغال درمحافل رسانه اي مطرح مي كند
11- خبرگزاری فارس
عضو نهضت آزادي گفت: گروه هاي دوم خردادي به علت اختلافات اصولي و بنيادين از لحاظ مباني فكري، در اين دوره از انتخابات هم به كانديداي واحد نخواهند رسيد.
12- رئيس سازمان صدا و سيما گفت: كانديداي انتخابات رياست جمهوري دهم نخواهم شد.
به گزارش فارس، عزتالله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما شب گذشته در جمع دانشجويان دانشگاه امام صادق (ع) گفت: من هر جا ميروم سوال ميشود كه آيا در انتخابات رياست جمهوري نامزد خواهيد شد يا خير؟ من در همه جا و در جمع شما اعلام ميكنم كه در انتخابات رياست جمهوري كانديدا نخواهم شد.
وي همچنين در اين برنامه اظهار اميدواري كرد كه در آينده نزديك برنامههاي «90» سياسي و فرهنگي توليد و پخش شود.
12- پور محمدي کانديدا ميشود
پور محمدي به جوانان وعده داد که در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري زمينه دسترسي آنها به محصولات فرهنگي جذاب را فراهم کند.
به گزارش برنا مصطفي پور محمدي با شعار بهبود مديريت شهري قصد دارد تا براي انتخابات رياست جمهوري دهم کانديدا شود.
بر اساس گزارش هاي واصله وي قصد دارد با يک نگاه ساختار گرايانه وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي شود.
پورمحمدي در جلسه پرسش و پاسخ با اساتيد دانشگاه آزاد شهر کرد به جوانان وعده داد که در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري زمينه دسترسي آنها به محصولات فرهنگي جذاب را فراهم کند.
13- مظاهري ؛ كانديداي تازه ي انتخابات رياست جمهوري
طهماسب مظاهري كه چندي پيش از رياست بانك مركزي استعفاء داد، قرار است در انتخابات رياست جمهوري دوره ي آتي شركت كند.وي پس از ديدار با برخي اعضايبرجسته موسسه باران وابسته به سيد محمد خاتمي،....
14- ولایتی: كانديداي انتخابات رياستجمهوري نميشوم
علياكبر ولايتي شنبهشب در حاشيه جلسه ماهانه جامعه اسلامي مهندسين در پاسخ به پرسش خبرنگار ايسنا مبني بر اين كه آيا قصد نامزدي در انتخابات رياستجمهوري دهم را دارد گفت: قصد ندارم كانديداي انتخابات رياستجمهوري شوم.
به گزارش خبرنگار ايسنا، علياكبر ولايتي همچنين در پاسخ به پرسش ديگر خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران، در ارتباط با وضعيت جريان اصولگرا و امكان پيروزي در انتخابات اظهار كرد: بدون ترديد عناصر جريان اصولگرا اگر با هم متحد شوند در انتخابات آينده پيروز خواهند شد.
مشاور مقام معظم رهبري در امور بينالملل همچنين در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري در ارزيابي از سياست خارجي دولت نهم و نظر مقام معظم رهبري در اين ارتباط گفت: در مورد اساس و كليات سياست كشور از جمله سياست خارجي، مقام معظم رهبري نظارت و اشراف دارند؛ همانطور كه در قانون اساسي آمده است و ايشان تا به حال به آن عمل كردهاند؛ ولي اين كه نظر رهبري در مورد جزئيات سياست خارجي چيست، بنده از ايشان در اين ارتباط سوال نكردهام.
15-محمدرضا راه چمني رئيس شوراي عالي حزب همبستگي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به انتخابات رياست جمهوري دهم و احتمال حضور خاتمي در رقابتهاي 88 گفت: با در نظر گرفتن شرايط كنوني كشور و متفاوت بودن وضعيت جاري با وضعيت سال 76 بعيد ميدانم كه خاتمي در عرصه حضور يابد و رقيب كروبي شود.
راه چمني در ادامه افزود: به احتمال بسيار قوي كروبي در انتخابات آينده كانديدا خواهد شد و با توجه به سابقه دوستي كروبي و خاتمي و تلاشهاي كروبي براي رياست جمهوري خاتمي، بعيد به نظر ميرسد كه خاتمي رقيب كروبي شود.
رئيس شوراي عالي حزب همبستگي با بيان اينكه كروبي قبلا هم گفته بود كه اگر تصميم به حضور بگيرد به نفع هيچ كس كنار نميرود، اظهار داشت: با توجه به شخصيت آقاي كروبي و اينكه اگر ايشان اراده انجام كاري را داشته باشد تا آخر ميايستد، به همين خاطر احتمال كنار كشيدن كروبي در انتخابات رياست جمهوري غير محتمل است.
وي با اشاره به اينكه در عالم سياست همه چيز امكان پذير است، تصريح كرد: اگر همين امروز خاتمي اعلام كند كه كانديدا نميشوم، اكثريت قاطع اصلاحطلبان پشت سر كروبي جمع خواهند شد.
16-ياسر هاشمي رفسنجاني:
روحاني كانديداي انتخابات رياست جمهوري ميشود
خبرگزاري فارس: يكي از فرزندان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از كانديداتوري حسن روحاني رئيس مركز تحقيقات استراتژيك اين مجمع در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري خبر داده است.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محمد علي ابطحي از اعضاي دولت اصلاحات در آخرين مطلب سايت شخصي خود نوشته است كه در حاشيه مراسم سالگرد آيت الله شهيد صدوقي با ياسر هاشمي رفسنجاني درباره اظهارات اخير روحاني در خصوص دولت نهم كه به اعتقاد وي در راستاي فعاليت هاي انتخاباتي رئيس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام مطرح شده، صحبت كرده است.
ابطحي ادامه داد: ياسر هاشمي رفسنجاني گفت كه روحاني تصميم قطعي گرفته در انتخابات رياست جمهوري آينده كانديدا شود اما حضور او در اين عرصه، منوط به عدم كانديداتوري سيدمحمد خاتمي است.
17- آفتاب: نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا نخواهم شد
حجتالاسلام سیدحسن خمینی، نوه رهبر فقید انقلاب اسلامی، در حاشیه مراسم دیدار جمعی از فعالان سیاسی جوان کشور با وی که شب گذشته در حسینیه جماران برگزار شد، در پاسخ به سوال خبرنگار سیاسی آفتاب مبنی بر دعوت یکی از گروههای سیاسی از ایشان برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم گفت: «بحث کاندیداتوری من اصلا مطرح نیست و در انتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیدا نخواهم شد».
گفتنی است یکی از گروههای سیاسی اصولگرا، هفته گذشته از نوه امام راحل (ره) برای نامزدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران دعوت به عمل آورده بود.
گفتنی است یکی از گروههای سیاسی اصولگرا، هفته گذشته از نوه امام راحل (ره) برای نامزدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران دعوت به عمل آورده بود
عضو شوراي مركزي حزب الله ايران خبر داد:
18- سيدمحمدباقر خرازي، كانديداي اختصاصي حزب الله ايران در انتخابات رياست جمهوري
عضو شوراي مركزي حزب الله ايران با اشاره به اينكه حزب الله ايران در انتخابات رياست جمهوري كانديداي اختصاصي معرفي خواهد كرد، گفت: ما در تلاش هستيم آيت الله سيد محمد باقر خرازي، دبير كل اين تشكل را به عنوان كانديداي انتخابات رياست جمهوري مطرح كنيم.
سيدعلي سيدي ركني در گفتوگو با خبرنگار سياسي «شبكه خبر دانشجو»، با اشاره به اينكه حضور آيت الله خرازي در انتخابات دهم رياست جمهوري يك ضرورت است، افزود: اين موضوع با آيت الله خرازي مطرح شده است و وي در حال بررسي و مطالعه جدي در اين زمينه است.
اين عضو شوراي مركزي حزب الله ايران ادامه داد: احساس تكليف منجر به حضور آيت الله خرازي خواهد شد؛ چرا كه وي شخصيتي با درايت است.
سيدي ركني با اشاره به اينكه حضور آيت الله خرازي بسياري از معادلات را در طيف اصلاحات و اصولگرا تغيير خواهد داد، افزود: فقاهت، معنويت، مديريت، دانش، علم و آگاهي نسبت به مسائل و مشكلات كشور، قانون اساسي، خون شهدا، مردمي و بي ادعا بودن آيت الله خرازي از جمله مهم ترين دلايل بر هم زدن معادلات سياسي در انتخابات پيشرو است
19- آیا ذوالقدر کاندیدای انتخابات آینده ریاست جمهوری است؟
بررسی انتخابات آینده ریاست جمهوری در جلسه نمایندگان با ذوالقدر
به گزارش سایه نیوز به نقل ازشهابنیوز، محمد باقر ذوالقدر معاون امنیتی و قائممقام سابق وزارت کشور اوایل این هفته با حدود 60 تن از نمایندگان مجلس هشتم جلسه داشته است.
شنیدههای خبرنگار شهابنیوز حاکی از آن است که در این جلسه انتقادات صریحی نسبت به عملکرد دولت احمدینژاد مطرح شده است. برخی از حاضران این جلسه نیز تاکید کردهاند که با توجه به شرایط کشور و عملکرد دولت نهم، اصولگرایان باید در انتخابات آینده ریاست جمهوری از فردی به غیر از احمدینژاد حمایت کنند.
محمدباقر ذوالقدر قبلاً قائممقام مصطفی پورمحمدی وزیر کشور بود که با دستور مستقیم رئیسجمهور برکنار شد. برکناری وی با انتقادات وسیعی در میان رسانههای اصولگرا مواجه گشت.
20- ستاد انتخاباتی محمد باقر قالیباف که مدت هاست فعالیت های خود را آغاز کرده، با دعوت و بهره گیری از دو چهره ی شاخص و ناراضی دولت نهم، فعالیت های خود را وارد دوره تازه ای کرده است.
به گزارش ايران ديپلماسی به نقل از انتخاب ، ستاد انتخاباتی شهردار تهران در تازه ترین اقدام خود از داود دانش جعفري (وزیر سابق اقتصاد و امور دارایی دولت نهم) و فرهاد رهبر (رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی)، دعوت کرده است.
قالیباف از این دو چهره خواسته برنامه های اقتصادی وی را برای اعلام در برنامه های انتخاباتی وی، بنویسند
فرهاد رهبر که در حال حاضر رییس دانشگاه تهران است، دارای مدرک دکترای اقتصاد نظری از دانشگاه تهران است. وی پیش از آن رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت احمدی نژاد و معاون اقتصادی وزارت اطلاعات در دولت هاشمی رفسنجانی بوده است.وی پیش از انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی توسط محمود احمدی نژاد و تزل دادن این سازمان به یکی از معاونت های نهاد ریاست جمهوری در اعتراض به این تصمیم از سمت خود استعفا داد.
داوود دانش جعفری نیز مدرک کارشناسی عمران خود را از دانشکدهٔ مهندسی دانشگاه کشمیر هندوستان کسب نمود. وی سپس در سال ۱۳۷۱ در رشته کارشناسی ارشد اقتصاد فارغالتحصیل شد. دانش جعفری دکترای خود را سال ۱۳۸۰ از دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی کسب نمود. وی از فرمانده کل قوا به دلیل فعالیتهای مهندسی مرتبط با رفع محاصره آبادان (عملیات ثامنالائمه) نشان فتح اخذ نموده است.
دانش جعفری که وزیر اقتصاد دولت احمدی نژاد بود، در اعتراض به برخی تصمیمات از سمت خود استعفاء داد، وی پس از استعفاء ، شدیدترین انقادات را از سیاست های اقتصادی دولت احمدی نژاد مطرح کرد.
به گزارش انتخاب ، ستاد انتخاباتی شهردار تهران همچنین از مظاهری برای حضور در این ستاد دعوت کرده که با مخالفت وی مواجه شده است. مظاهری در پاسخ گفته که در صورت حضور خود در انتخابات، برنامه ی اقتصادی راائه خواهد داد.
21- دفاع روزنامه انگليسي از رياست جمهوري قاليباف
روزنامه اينديپندنت چاپ انگلستان با معرفي محمد باقر قاليباف شهردار تهران به عنوان يكي از پركارترين شهرداران جهان اين سوال را مطرح كرد كه آيا شهرداري تهران مي تواند سكوي پرتاب وي به رياست جمهوري باشد به نوشته شماره امروز اين روزنامه در اينترنت قاليباف كه به عنوان هشتمين شهردار برتر جهان شناخته شده است تا به حال طرحهاي زيادي در پايتخت ايران به اجرا گذاشته و يا تكميل كرده است كه برج ميلاد يكي از اين طرحها و شايد مهم ترين آنها بوده است يك ضرب المثل فارسي مي گويد كار را كه كرد آنكه تمام كرد . قاليباف زماني كه رئيس پليس تهران بود مرد سخت كوش و پركاري بود او فرماندهي اين نيرو را پس از وقايع سال هزار و نهصد و نود و نه و اعتراضات دانشجويي آن سال بدست گرفت و موفق شد آنرا بازسازي كرده و وجهه اي تازه به آن ببخشد سه سال پيش قاليباف در انتخابات رياست جمهوري ايران از احمدي نژاد شكست خورد در نظر داشته باشيد كه احمدي نژاد در ان زمان شهردار تهران بود و با اختلاف زيادي هم قاليباف را شكست داد قاليباف در سفر اخيرش به كشور ژاپن نه تنها از سياستهاي داخلي رئيس جمهور ايران خرده گرفت بلكه بدون هيچ پرده پوشي نشان داد اگر لازم باشد در مسير تقابل با احمدي نژاد هم قرار خواهد گرفت قاليباف از سياستهاي اوباما نامزد رياست جمهوري حزب دمكرات امريكا در باره ايران استقبال كرده است و درباره عراق هم گفته است بايد راهي براي حل اختلافات ايران و امريكا يافت اينديپندنت در ادامه به بررسي اوضاع تهران پرداخت و نتيجه گرفت قاليباف از عهده انجام امور محوله به او تا حد زيادي بر آمده است . نگاه رسانه هاي انگليسي به قاليباف از زمان مطرح كردن انتقادات صريح نسبت به احمدي نژاد مهربان شده و از نامزدي وي در رياست جمهوري استقبال مي شود
22- قاليباف قيد نامزدي در انتخابات رياست جمهوري را مي زند
نوانديش: يك منبع آگاه نزديك به قاليباف با اشاره به احتمال كانديداتوري قاليباف در انتخابات رياست جمهوري دهم به خبرنگار نوانديش گفت: احتمال حضور قاليباف در انتخابات با توجه به عملكرد مثبتي كه در شهرداري تهران داشته است تا هفته گذشته بسيار زياد بود اما با اتفاقاتي كه در هفته گذشته رخ داد شايد او قيد انتخابات رياست جمهوري را بزند .
وي افزود : قاليباف هفته گذشته به ديدار يكي از مقامات رفت و گزارشي از فعاليت هايش در شهرداري تهران را ارئه كرد.
اين منبع آگاه اظهار داشت : از آنجا كه عملكرد قاليباف در شهرداري تهران درخشان بوده و باعث رضايت مردم از شهرداري تهران شده است اين مقام ارشد از قاليباف خواسته است برنامه پنج ساله آينده شهرداري را بنويسد .
وي در پايان گفت: بعد از اين ديدار فعاليت هاي انتخاباتي قاليباف كاهش يافته است
23- قاليباف در نشست خبري متروپليس: هنوز تصميمي براي کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري نگرفته ام
خبرگزاري آريا- شهردار تهران که بامداد امروز جهت حضور در نهمين اجلاس شهرداران جهان(مترو پليس) وارد سيدني شد در جمع خبرنگاران مستقر در محل اقامت خود مترو را مهمترين پروژه در توسعه تهران ناميد و در پاسخ به سوالي در زمينه کانديداتوري براي انتخابات رياست جمهوري آينده گفت: فرصت زيادي تا انتخابات مانده ، سخن از کانديداتوري زود است و من نيز هنوز تصميمي در اين زمينه نگرفته ام.
24- رضايي: كانديداتوري محسن رضايي قطعي نيست
نماينده مردم مسجدسليمان با بيان اين مطلب، افزود: فعاليت دوستاني كه داراي فكر متعادل هستند و بر كار كارشناسي بيشتر در امور ، توجه به چشم انداز و پيشرفت و توسعه كشور تاكيد دارند، ادامه دارد، ولي هنوز تحت عنوان خاصي فعاليت ندارند.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا احتمال دارد محسن رضايي برادر وي براي انتخابات رياست جمهوري دهم كانديدا شود، گفت: اكنون قطعي نيست، ولي احتمال آن بالقوه وجود دارد.
رضايي همچنين گفت: گروههاي سياسي بايد از اشتباهات و اشكالات خود درس بگيرند، هم گروههاي اصلاحطلب و هم گروههاي اصولگرا وقتي وارد عرصه شدند، اشتباهاتي داشتهاند و اين دوستان بايد از اين اشتباهات درس گرفته و در حركات آيندهي خود اين مسائل را مدنظر قرار دهند تا از بروز مجدد اشتباهات جلوگيري شود.
25- بصيرت: محمد هاشمی، برادر کوچکتر آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی برای حضور در رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری اعلام کاندیداتوری کرد.
به گزارش بصيرت به نقل از عصرایران، هاشمی با اشاره به اینکه مدتی است اشخاص به او مراجعه و درخواست می کنند که رئوس برنامه هایش را برای انتخابات تعیین و ستادهای انتخاباتی اش را فعال کند، گفت: این اشخاص دارای تفکرات متفاوت و از بین اکثر گروه ها و جریانات سیاسی بوده اند.
وی که با روزنامه وطن امروز- به مدیر صاحب امتیازی مهرداد بذرپاش- گفت و گو می کرد با اشاره به مصاحبه قبلی اش با روزنامه کارگزاران تصریح کرد: از من سوالی شد که احتمال کاندیداتوری خود در انتخابات سال آتی را تکذیب می کنید که من گفتم نه، این کار را نمی کنم.
دبیر سیاسی حزب کارگزاران، اعلام کاندیداتوری خود را مغایر با اهداف حزب متبوعش ندانست و گفت: اصولا برنامه شخصی من این است که نماینده هیچ حزب و گروهی نباشم و به عنوان کاندیدای مستقل در انتخابات شرکت کنم چون فضای سیاسی کشور به گونه ای است که رییس جمهور نباید حزبی و وامدار تشکل خاصی باشد.
وی در پایان خاطرنشان کرد که درباره کاندیداتوری خود با برادر بزرگترش آیت الله هاشمی مشورتی نکرده است.
26-دورانی:انتساب ائتلاف فراگير اصولگرايان به قاليباف را قبول دارم
دبيرکل آبادگران جهادي در پاسخ به اين سوال که آيا انتساب ائتلاف فراگير اصولگرايان به قاليباف صحت دارد؟گفت: انتساب اين ائتلاف به آقاي قاليباف و همينطور لاريجاني و رضايي را قبول دارم.
علي دوراني در گفتگو با ايلنا، با اشاره به ايده دولت ائتلافي گفت: طرح دولت ائتلافي و وحدت ملي از نظر ما تفاوتي با يکديگر ندارد.
وي افزود: تعريفيکه از اصولگرايي وجود دارد، همان تعريفي است که رهبري بيان کردند و از آنجا که دايره اصولگرايي را بسيار وسيع ميدانيم تفاوتي بين دولت ائتلافي و دولت وحدت ملي نميبينم.
اين فعال سياسي تصريح کرد: طرح دولت ائتلافي مکانيزمي براي رسيدن به نامزد واحد است و البته موانعي هم براي تحقق آن در کشور وجود دارد.
وي با بيان اينکه دولت نهم متظاهر به اصولگرايي است،اظهار داشت: اگر در انتخابات آينده دولتي تشکيل شود که سلايق مختلف در آن وجود داشته باشد،ميتواند چالشهاي پيش روي کشور را مرتفع کند زيرا يک دولت شخصي به مانند دولت احمدي نژاد نميتواند مشکلات جامعه را حل کند.
دوراني در پاسخ به اين سوال که آيا انتساب ائتلاف فراگير اصولگرايان به قاليباف صحت دارد؟گفت: انتساب اين ائتلاف به آقاي قاليباف و همينطور لاريجاني و رضايي را قبول دارم.
دبيرکل آبادگران جهادي با اظهار بياطلاعي از راهاندازي ستادهاي انتخاباتي قاليباف درباره اظهارنظر اخير اسماعيل کوثري مبني بر فعاليت ستادهاي شهردار تهران گفت: مطمئنا آقاي کوثري انسان دروغگويي نيستند.
وي همچنين با رد برخي شائبهها مبني بر اينکه قاليباف حضور خودش را منوط به حضور خاتمي کرده است، نيز گفت: اگر کسي برنامههاي خوب و تاثيرگذاري داشته باشد که با آن برنامهها مشکلات مردم حل ميشود هيچگاه حضور خودش در انتخابات را منوط به حضور فرد ديگري نميکند.
دبير ائتلاف فراگير اصولگرايان در ادامه تصريح کرد: به نظر ميرسد موضوع خاتمي بسيار کشدار شده است و اين نشان از نيامدن او به صحنه انتخابات دارد و معتقدم خاتمي نبايد اجازه دهد بيش از اين با احساسات دوستانش بازي شود.
27- احتمالاً در انتخابات رياست جمهوري دهم مستقل ميآيم
عضو ارشد حزب كارگزاران سازندگي گفت: احتمالاً در انتخابات رياست جمهوري دهم مستقل شركت ميكنم.
محمدهاشمي رفسنجاني در بازديد از غرفه خبرگزاري فارس در پانزدهمين نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها و در گفتوگو با خبرنگار باشگاه خبري فارس"توانا" در خصوص انشقاق جريان اصلاحطلب براي انتخابات آينده گفت: در ائتلاف اصلاحطلبان دو شيوه براي رسيدن به نامزد واحد تعيين شده است.
وي ادامه داد: نخست شورايي كه بر مبناي دموكراتيك رأيگيري ميكند و اگر اين ساز و كار جواب نداد، شوراي حكميت كه نمايندگان احزاب و تشكلهاي اصلاحطلب در آن حضور دارند تصميم نهايي را خواهند گرفت كه اميدوارم با يكي از اين دو راهكار اصلاحطلبان به نتيجه مطلوب برسند.
هاشمي رفسنجاني در خصوص برنامههاي حزب كارگزاران در انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: اين حزب دو مصوبه درباره انتخابات دارد. يكي اين كه در ائتلاف اصلاحطلبان شركت كند و ديگري از كانديداي واحد جريان ائتلاف اصلاحطلبان حمايت كنند.
هاشمي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين كه آيا تاكنون نظرسنجي در خصوص كانديداي اصلاحطلبان در اين جريان صورت گرفته است، ابراز عقيده كرد تاكنون نظرسنجي درباره محبوبترين فرد براي كانديداي اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري صورت گرفته است اما از گفتن نام وي معذروم.
اين فعال سياسي اصلاحطلب در پاسخ به اين كه گفته ميشود دو حزب نزديك به خاتمي به دنبال تأخير در اعلام كانديداتوري وي در انتخابات هستند تا فضاي انتخابات را مبهم نگه دارند، اضافه كرد: البته من هم اينگونه مسائل را شنيدهام اما به هر حال خاتمي بايد براي حضور در انتخابات خودش تصميمگيري كند.
هاشمي رفسنجاني اظهار داشت: جريان اصولگرا تا كنون در خصوص اعلام نامزدهاي خود در انتخابات بسته عمل كرده است.
28- تحلیل وزیر بهداشت دولت اصلاحات از انتخابات ریاست جمهوری دهم
يك عضو فراكسيون خط امام(ره) مجلس در پاسخ به اين سوال كه چه افرادي بيشتر ظرفيت ايجاد اجماع را دارند، اظهار داشت: كروبي يكي از افرادي است كه قبلا بوده و تا پايان رايگيري نيز جزو شانسهايي بوده است كه راي بياورد. همچنين حضور خاتمي در انتخابات نيز قطعا در ايجاد اجماع در انتخابات موثر است.
مسعود پزشكيان در گفتگو با ايسنا، افزود: قطعا اگر خاتمي در انتخابات شرك كند به احتمال زياد ميتوان اجماعي ايجاد كرد.
نماينده مردم تبريز در مجلس تصريح كرد: دكتر احمدينژاد كه به احتمال قوي در انتخابات دورهي دهم رياست جمهوري حضور خواهند داشت، و طبق بحثهايي كه ميشود قاليباف نيز در انتخابات حضور خواهد داشت، اما اينكه نتيجه چه خواهد شد مشخص نيست.
پزشكيان در پاسخ به اينكه با توجه به شروع بحث انتخابات در حال حاضر، آيا اين امر سبب دلزدگي مردم ميشود و يا آنها را براي حضور در انتخابات آمادهتر ميكند، گفت: بستگي دارد اين افرادي كه ميخواهند در حال حاضر وارد بحث انتخابات شوند چگونه كار را ادامه دهند؛ چنانچه اين اقدام مبتني بر اطلاعرساني، آگاه كردن و شفافسازي باشد ميتواند كمك كننده باشد اما اگر به جاي اطلاعرساني سياسي كاري شود، قطعا تخريب به وجود آمده و دلزدگي پيش خواهد آمد.
وي گفت: افرادي كه ميخواهند كانديدا شوند بايد از هماكنون خود را معرفي كنند و ايدههايشان را بيان كنند؛ به طوري كه در مجامع نيز سخنان خود را بيان كرده و به انتقادات و پيشنهادات توجه كنند. بنابراين در نهايت جمعبندي كرده تا مجموعه اين جمعبنديها تبديل به يك سياست كلي شود، چرا كه اين نوع جمعبندي كارساز است.
پزشكيان يادآور شد: اگر كسي ده روز به انتخابات مانده فقط شعارهايي را بدهد كه بعد از سر كار آمدن به اين شعارها عمل نكند دلزدگي ايجاد ميكند، چرا كه وقتي بر سر كار ميآيند كسي نيست تا از آنان بپرسد حال كه چنين شعارهايي را دادهايد چرا عمل نكرديد؛ چون شعار است و در آن مدت انتخابات كسي فرصت ندارد تا از كانديدا بپرسد اين شعارهايي كه ميدهيد راهكارش چيست و چگونه قابليت اجرا دارد، ديگر بحثهاي بعد از انتخابات پيش نخواهد آمد.
وي اظهار داشت: اگر كانديداها از هماكنون تبليغات انتخاباتي را شروع كنند، صداوسيما، رسانهها و ساير مجموعهها و گروههاي درگير ميتوانند منطقي بحث كرده و ديدگاهها را تحليل كرده و بدون سياسي كاري نظر دهند، و اين مفيد به حال مملكت است.


نقل است درمسابقه فوتبال آرژانتین با یه تیمی ، مربی 4 بازیکن رو برای مهار مارادونا مامور کرده بود ، اما در نیمه اول چند بار توپ زیر پای غضنفر رسید ، غضنفر هم که حسابی از مارادونا می ترسید ، تا نگاهش به مارادونا می افتاد دست و پاش رو گم می کرد و توپ رو به سمت دروازه خودی شوت می کرد ، خلاصه نیمه اول چهار تا گل زد به تیم خودش ، مربی هم که دیگه بازیکنی نداشت ، تو نیمه دوم اون چهار نفر رو مامور کنترل غضنفر کرد ، گفت مارادونا رو ولش غضنفر رو بگیرین ، اینجا بود که تو این نیمه مارادونا هم 4 تا گل زد و اون تیم هشت هیچ باخت.
28 آبان ماه جناب آقای علی دورانی دبیر اجرایی ائتلاف فراگیر اصولگرایان ضمن مصاحبه با خبرگزاری ایسنا گفته بودند : تمام نيروهاي انقلاب كه دل در گرو انقلاب دارند و براي كارآمدي آن تلاش ميكنند در دايره اصولگرايي قرار ميگيرند.
سوال این است که ایشان چرا و چگونه این تعریف را ارائه می دهند؟
در واقع اینطور به نظر می رسد که آقای دورانی بسیار تلاش دارند با گسترده کردن محیط اصولگرایی افرادی را وارد به این محیط کنند ، اما واقعا این افراد چه کسانی هستند و چه مشخصاتی دارند ، در هر صورت باید گفت تعریف ارائه شده از طرف ایشان اگر چه جامع افراد هست اما مانع اغیار نمی باشد ، باید دقت داشت که این تعریف که دل در گرو انقلاب داشته باشند و برای کارآمدی آن تلاش کنند کلی است و یاید بعد از آن حتما عنوان نمود که پایبندی به اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و التزام عملی به آنها خصوصا اصل اصیل ولایت فقیه مشخصه اصلی اصولگرایان است و در یک کلمه اصولگرایی یعنی پیروی از ولایت فقیه ، با این ملاک ارزشمند است که می توان محیط دایره اصولگرایی را تعیین نمود و مرزبندی کرد ، دقیقتر اینکه خیلی افراد را میشناسیم که دل در گرو انقلاب دارند اما به اصول پایبند نیستند و التزام عملی ندارند ، خیلی واضح است که تعریف اصولگرایی در خود این لفظ آمده است.
ایشان در قسمتی دیگر از سخنانشان گفته اند : اصولگرايي در تقسيمبنديهاي جناحي و سياسي قرار نميگيرد و دايره وسيعي دارد که متاسفانه برخي از افراد و گروههاي سياسي اصولگرايي را محدود كرده و آن را به سطح رقابتهاي انتخاباتي تنزل ميدهند.
لازم به ذکر است اگرچه اصولگرایی دایره وسیعی دارد ، اما در عین حال خیلی افراد از این دایره بیرون هستند ، اتفاقا اصولگرایی مانند اصلاح طلبی دقیقا در تقسیم بندی های جناحی و سیاسی قرار می گیرد و اخیرا عده ای از طرف اربابان خودشان مامور شده اند که در این جریان ناب سیاسی و جناحی اختلاف افکنی کنند ، به احتمال قوی دبیر اجرایی ائتلاف اصولگرایان به این مسئله دقت نداشته اند.
شاید لازم یه یاد آوری باشد که در زمان انتخابات مجلس هشتم حدود 10 لیست با وزن سیاسی ، متفاوت با لیست اصلی اصولگرایان چاپ شده بود، که داعیه اصولگرایی داشتند ، این خود سند بزرگی است که نشان می دهد این جریان کاملا سیاسی و جناحی است و البته آنقدر ارزشمند است که حتی برخی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم با عنوان اصولگرایان اصلاح طلب وارد رقابت شدند.
خلاصه سخن اینکه مراقب باشیم هشت هیچ نبازیم.

به گزارش خبرگزاري فارس، متن نامه بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف بدين شرح است:
ضمن تبريك به مناسبت آغاز هفته بسيج بدين وسيله در آستانه حضور شما در دانشگاه صنعتي شريف، اين حضور را ارج نهاده و آن را به عنوان فرصتي براي دانشجويان جهت مطالبه خواستههاي خود و مطرح شدن سئوالات ايشان در فضايي دانشجويي، برميشماريم.
دور بودن شما از فضاي دانشگاه بر كسي پوشيده نيست. عدم دسترسي دانشجويان به شما موجب گشته تا شبهات و مطالبات ايشان از شما بيپاسخ بماند. حال كه فرصتي پيش آمده و پس يك دهه دوري شما از فضاي رودرروي دانشجويي ميتوانيم شاهد تحقق اينگونه ديداري باشيم، چرا بايد به دليل تدابير امنيتي و يا هر دليل ديگري باز هم از طرح سوال و بيان انتقادات خود به طور مستقيم و بيواسطه محروم بمانيم؟ آيا اين مسئله شايسته كارگزار اميرالمومنين(ع) است؟ نشاط فضاي دانشجويي ايجاب ميكند كه مطالبهاش تند و تيز باشد و سوالش پركنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمتگزاران نظام اسلامي وجود دارد كه سايرين در چنين فضاهايي نيز شركت كرده و پاسخگو هستند ولي جنابعالي همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب ميكنيد؟
عملكرد بسيجيان در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب گوياي اين واقعيت است كه ايشان همواره در خدمت انقلاب و آرمانهاي امام راحل در حركت بودهاند. زماني كه حاميان اوليه آقاي خاتمي به وي حمله كرده و در پايان كار دولت وي، او را مورد سختترين بيمهريها قرار دادند، اين بسيجيان بودند كه كمر همت بر حمايت از او بستند. زماني شما عاليجناب سرخپوش ناميده شديد، اين بسيجيان بودند كه در صف اول حاميان شما ايستادند. حال چه دليلي دارد كه كساني كه وفاداري خود را به انقلاب و آرمانهاي آن در طول اين سه دهه به اثبات رسانيدهاند از طرح چند سوال به صورت شفاهي و بيواسطه محروم بمانند؟
آقاي هاشمي
به اذعان هر فرد منصفي اكبر هاشمي رفسنجاني جزئي از تاريخ ايران است. شما بوديد كه امام فقيد و حكيم امت، دليل زنده بودنتان را زنده بودن انقلاب دانست؛ فردي كه رهبر انقلاب در وصفش فرمود: "هيچ كس براي من آقاي هاشمي نميشود". چرا بايد حزب كارگزاران كه در فضاي سياسي كشور به واسطه وابستگياش به شما شناخته ميشود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب كه غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بودهاند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود كه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرالها بيفتد".
نميتوانيم بپذيريم كه نزديكان كسي كه مدعي صلاحيت جهت كارگزاري حضرت امير(ع) است عمدتا افرادي باشند كه در معرض اتهامات گوناگون اقتصادي و رانت خواري قرار دارند. در زندگيهاي شخصيشان ذرهاي ساده زيستي به چشم نميخورد. محاسبه و نظارت آنها بر رفتار زيردستانشان مطابق با اصول مديريت ليبرالي بوده و فرسنگها از تصوير ترسيم شده از عدالت محوري در حكومت حضرت علي(ع) فاصله دارد.
اينگونه تضادها آن زماني دردناكتر ميشود كه با مرور تاريخ و بررسي شرايط كشور در سنوات گذشته ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه عدم شفافيت جنابعالي در موضعگيري ميتواند به معناي همراهي با اين افراد و حمايت از سياستهاي آنها باشد. اگر چنين نيست چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط كشور را در بهترين وضع ممكن ميدانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع كشور به گونهاي است كه آن را بحراني ميناميد. حال آنكه مقايسهاي ساده بين شرايط كنوني كشور و آن دوره به خوبي مشخص ميكند كه اينگونه اظهار نظر تنها به سبب نزديكي شما به طيف مذكور است.
وجود فساد در دستگاه حكومتي يك بحث و پذيرفتن بيعدالتي به عنوان يك راهكار جهت نيل به اهداف حكومت بحثي ديگر است. آيا شما نبوديد كه در مصاحبه با كيهان، پذيرفتن فساد مالي در پروژههاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را ميسازيم و مثلا 10 ميليارد خرج ميكنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور ميماند و هيچ كس نميتواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيتالمال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابنهرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار ميشوي و من به زشتترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"
هفته گذشته شاهد انتقاد شما از برخورد با احزاب و مطبوعات بوديم. اين ابراز نگراني در حالي توسط شما صورت ميگيرد كه در دولت جنابعالي يعني از سال 1368 تا سال 1376هيچ موردي از توهين مستقيم به رييس جمهور درمطبوعات آن زمان يافته نشده و تنها 189 مورد سياه نمايي در مورد دولت شما مشاهده شده است. اين در حاليست كه در 3 سال فعاليت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري و 39682 مورد سياه نمايي درفضاي رسانهاي و تبليغاتي كشور عليه دولت نهم انجام شده است. اين نگراني شما را چگونه باور كنيم در حاليكه دانشجويان حق سوال رودررو از شما را ندارند و براي چند طلبه كه در سخنراني 15 خرداد، درخواست سوال از شما را داشتند حكم زندان، شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمي و حوزي صادر شد.
آقاي هاشمي
بغض در گلو مانده هر دانشجوي متعهد به آرمانهاي انقلاب و اصول نظام اين است كه چرا يار امام(ره) و ياور رهبري نسبت خود را با كساني كه در ظاهر گرد او جمع شدهاند روشن نميسازد؟ چرا آقاي هاشمي كه بزرگي خدماتش بر نظام و انقلاب، بر كسي پوشيده نيست به اين شبهات پاسخ نميگويد؟ چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالتمحور تبيين نميكند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكراتها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نميكند؟
آقاي هاشمي
حال كه توفيق درك محضر شما در دانشگاه صنعتي شريف نصيب ما و همه همدانشگاهيانمان شده است، اميدواريم فضاي جلسه و روند آن به گونهاي باشد كه شبهات فوق و بسياري از سوالات بيجواب ديگر در اين جلسه و در فضايي دانشجويي و مطالبهگونه مطرح شده و پاسخ آنها را بشنويم.
كارگزار حضرت اميرالمومنين(ع)
زيبنده چنين شاني نيست كه اين همه سوال و ابهام در مورد وي بيپاسخ بماند و او خود نيز هيچ رغبتي به پاسخگويي نداشته باشد. بسيار شنيدهايم و خواندهايم كه حضرت امير(ع) روي منبر در حال صحبت بودند كه شخصي از ايشان سوال ميپرسد تا آنجا كه انتقاد پذيري يكي از ويژگيهاي زمامداري حضرت برشمرده ميشود. اميدواريم امروز بتوانيم معناي حقيقي رودررويي رعيت با واليان را درك كرده و به سبب تبلور ارزشهاي توحيدي و شيعي خويش بر دشمنان خارجي و كجفهمان داخلي بنازيم.
والسلام علي من اتبع الهدي
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف
به گزارش خبرگزاري فارس، متن نامه بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف بدين شرح است:
ضمن تبريك به مناسبت آغاز هفته بسيج بدين وسيله در آستانه حضور شما در دانشگاه صنعتي شريف، اين حضور را ارج نهاده و آن را به عنوان فرصتي براي دانشجويان جهت مطالبه خواستههاي خود و مطرح شدن سئوالات ايشان در فضايي دانشجويي، برميشماريم.
دور بودن شما از فضاي دانشگاه بر كسي پوشيده نيست. عدم دسترسي دانشجويان به شما موجب گشته تا شبهات و مطالبات ايشان از شما بيپاسخ بماند. حال كه فرصتي پيش آمده و پس يك دهه دوري شما از فضاي رودرروي دانشجويي ميتوانيم شاهد تحقق اينگونه ديداري باشيم، چرا بايد به دليل تدابير امنيتي و يا هر دليل ديگري باز هم از طرح سوال و بيان انتقادات خود به طور مستقيم و بيواسطه محروم بمانيم؟ آيا اين مسئله شايسته كارگزار اميرالمومنين(ع) است؟ نشاط فضاي دانشجويي ايجاب ميكند كه مطالبهاش تند و تيز باشد و سوالش پركنايه، آيا تفاوتي ميان هاشمي رفسنجاني و ساير خدمتگزاران نظام اسلامي وجود دارد كه سايرين در چنين فضاهايي نيز شركت كرده و پاسخگو هستند ولي جنابعالي همواره از حضور در چنين شرايطي اجتناب ميكنيد؟
عملكرد بسيجيان در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب گوياي اين واقعيت است كه ايشان همواره در خدمت انقلاب و آرمانهاي امام راحل در حركت بودهاند. زماني كه حاميان اوليه آقاي خاتمي به وي حمله كرده و در پايان كار دولت وي، او را مورد سختترين بيمهريها قرار دادند، اين بسيجيان بودند كه كمر همت بر حمايت از او بستند. زماني شما عاليجناب سرخپوش ناميده شديد، اين بسيجيان بودند كه در صف اول حاميان شما ايستادند. حال چه دليلي دارد كه كساني كه وفاداري خود را به انقلاب و آرمانهاي آن در طول اين سه دهه به اثبات رسانيدهاند از طرح چند سوال به صورت شفاهي و بيواسطه محروم بمانند؟
آقاي هاشمي
به اذعان هر فرد منصفي اكبر هاشمي رفسنجاني جزئي از تاريخ ايران است. شما بوديد كه امام فقيد و حكيم امت، دليل زنده بودنتان را زنده بودن انقلاب دانست؛ فردي كه رهبر انقلاب در وصفش فرمود: "هيچ كس براي من آقاي هاشمي نميشود". چرا بايد حزب كارگزاران كه در فضاي سياسي كشور به واسطه وابستگياش به شما شناخته ميشود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب كه غالبا صاحب منصبان دولت شما نيز بودهاند به عنوان حزبي ليبرال معرفي شود. مگر امام امت(ره) نبود كه فرمود: "نگذاريد انقلاب به دست ليبرالها بيفتد".
نميتوانيم بپذيريم كه نزديكان كسي كه مدعي صلاحيت جهت كارگزاري حضرت امير(ع) است عمدتا افرادي باشند كه در معرض اتهامات گوناگون اقتصادي و رانت خواري قرار دارند. در زندگيهاي شخصيشان ذرهاي ساده زيستي به چشم نميخورد. محاسبه و نظارت آنها بر رفتار زيردستانشان مطابق با اصول مديريت ليبرالي بوده و فرسنگها از تصوير ترسيم شده از عدالت محوري در حكومت حضرت علي(ع) فاصله دارد.
اينگونه تضادها آن زماني دردناكتر ميشود كه با مرور تاريخ و بررسي شرايط كشور در سنوات گذشته ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه عدم شفافيت جنابعالي در موضعگيري ميتواند به معناي همراهي با اين افراد و حمايت از سياستهاي آنها باشد. اگر چنين نيست چرا در دوران رياست جمهوري خود همواره شرايط كشور را در بهترين وضع ممكن ميدانستيد و امروزه تحليلتان از اوضاع كشور به گونهاي است كه آن را بحراني ميناميد. حال آنكه مقايسهاي ساده بين شرايط كنوني كشور و آن دوره به خوبي مشخص ميكند كه اينگونه اظهار نظر تنها به سبب نزديكي شما به طيف مذكور است.
وجود فساد در دستگاه حكومتي يك بحث و پذيرفتن بيعدالتي به عنوان يك راهكار جهت نيل به اهداف حكومت بحثي ديگر است. آيا شما نبوديد كه در مصاحبه با كيهان، پذيرفتن فساد مالي در پروژههاي عظيم را جهت تسهيل روند اجرايي آن پروژه به عنوان يك راهكار مديريتي، رسمي دانستيد؟ آنجا شما بيان داشتيد:" وقتي كه ما يك سدي را ميسازيم و مثلا 10 ميليارد خرج ميكنيم ممكن است از قبل آن 500 ميليون هم اختلاس شود اما اين سد براي كشور ميماند و هيچ كس نميتواند از اين سد اختلاس و دزدي كند". حال آيا اين مولاي شما اميرالمومنين(ع) نبود كه به سبب اختلاسي در بيتالمال مسلمين توسط كارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز وي را به شدت مجازات كرد؟ آيا اين سخن كارفرماي شما(ع) نبود كه فرمود:"هنگامي كه نامه مرا خواندي ابنهرمه را ... بركنار كرده و به مردم معرفي كن! به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كردم. مبادا در مجازات او غفلت و كوتاهي كني كه نزد خدا خوار ميشوي و من به زشتترين صورت ممكن بركنار خواهم كرد. ... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه!"
هفته گذشته شاهد انتقاد شما از برخورد با احزاب و مطبوعات بوديم. اين ابراز نگراني در حالي توسط شما صورت ميگيرد كه در دولت جنابعالي يعني از سال 1368 تا سال 1376هيچ موردي از توهين مستقيم به رييس جمهور درمطبوعات آن زمان يافته نشده و تنها 189 مورد سياه نمايي در مورد دولت شما مشاهده شده است. اين در حاليست كه در 3 سال فعاليت دولت نهم 1689 مورد توهين مستقيم به رييس جمهوري و 39682 مورد سياه نمايي درفضاي رسانهاي و تبليغاتي كشور عليه دولت نهم انجام شده است. اين نگراني شما را چگونه باور كنيم در حاليكه دانشجويان حق سوال رودررو از شما را ندارند و براي چند طلبه كه در سخنراني 15 خرداد، درخواست سوال از شما را داشتند حكم زندان، شلاق، اخراج از قم و منع اشتغال در مشاغل علمي و حوزي صادر شد.
آقاي هاشمي
بغض در گلو مانده هر دانشجوي متعهد به آرمانهاي انقلاب و اصول نظام اين است كه چرا يار امام(ره) و ياور رهبري نسبت خود را با كساني كه در ظاهر گرد او جمع شدهاند روشن نميسازد؟ چرا آقاي هاشمي كه بزرگي خدماتش بر نظام و انقلاب، بر كسي پوشيده نيست به اين شبهات پاسخ نميگويد؟ چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالتمحور تبيين نميكند؟ چرا آقاي هاشمي نسبت خود را به طور شفاف با ليبرال دموكراتها، مفسدين اقتصادي و يا حداقل با كسي كه از نظر دستگاه قضايي جمهوري اسلامي اتهام اقدام وي عليه امنيت ملي كشور به اثبات رسيده است مشخص نميكند؟
آقاي هاشمي
حال كه توفيق درك محضر شما در دانشگاه صنعتي شريف نصيب ما و همه همدانشگاهيانمان شده است، اميدواريم فضاي جلسه و روند آن به گونهاي باشد كه شبهات فوق و بسياري از سوالات بيجواب ديگر در اين جلسه و در فضايي دانشجويي و مطالبهگونه مطرح شده و پاسخ آنها را بشنويم.
كارگزار حضرت اميرالمومنين(ع)
زيبنده چنين شاني نيست كه اين همه سوال و ابهام در مورد وي بيپاسخ بماند و او خود نيز هيچ رغبتي به پاسخگويي نداشته باشد. بسيار شنيدهايم و خواندهايم كه حضرت امير(ع) روي منبر در حال صحبت بودند كه شخصي از ايشان سوال ميپرسد تا آنجا كه انتقاد پذيري يكي از ويژگيهاي زمامداري حضرت برشمرده ميشود. اميدواريم امروز بتوانيم معناي حقيقي رودررويي رعيت با واليان را درك كرده و به سبب تبلور ارزشهاي توحيدي و شيعي خويش بر دشمنان خارجي و كجفهمان داخلي بنازيم.
والسلام علي من اتبع الهدي
بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف