با حضور محمد حسين صفار هرندي وزير پيشين فرهنگ و ارشاد اسلامي در نشست سوءتفاهم بزرگ در تالار شهيد چمران دانشکده فني دانشگاه تهران افراد وابسته به جريان موسوم به جنبش سبز شروع شعار ننگ ما ننگ ما وزير فرهنگ ما، را تکرار کردند که صفار هرندي در پاسخ گفت: شما ظاهرا از زمان کمي عقب تر هستيد و با اين شعار به آقاي حسيني توهين مي کنيد! من از هو شدن توسط شما هيچ هراسي ندارم چون دقيقا همين کار را در مورد خاتمي رئيس جمهور وقت انجام داديد. آن هم زماني که وي اعلام کرد رمسير اصلاحات به انحراف افتاده ايد و در پاسخ به هو کردن شما گفت: نگذاريد بگويم شما را از جلسه بيرون بيندازند.
روزنامه «اعتماد» حامی جنبش سبز روز گذشته خبر داده است که میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری، که در یک رقابت انتخاباتی از محمود احمدی نژاد با اختلاف بیش از 11 میلیون رای عقب افتاد، در یک نشست فرمایشی اواخر هفته گذشته با محمد خاتمی رییس دولت به اصطلاح اصلاحات، به بازگشت به قانون اساسی تاکید کرده است.
در واقع تاکید میر حسین موسوی و حامیان او به موضوع بازگشت به قانون اساسی، تنها شعاری است برای در دست گرفتن افکار عمومی هواداران و اینکه آنان تا رسیدن به اهداف جنبش سبز در کف خیابان ها باقی بمانند.
بر اساس این گزارش میر حسین موسوی و خاتمی در این نشست فرمایشی از تداوم اوضاع نابسامان کنونی مانند ادامه بازداشت ها، رواج بداخلاقی ها، تهمت زدن ها، نارواگویی ها، و... اظهار نگرانی کرده اند.حال سوال اینجاست آقای موسوی که مشخص نیست تصمیم گیری ها و بیانیه های او از طرف کدام اتاق فکر هدایت می شود، زمانی که چنین فضایی را به وجود می آورد، و تشدید می کرد، هیچ ناراحت اتفاقات بعد از آن نبوده است؟
لازم به ذکر است کسانی که از تهمت و نارواگویی اظهار نگرانی می کنند در 13 بیانیه خود بعد انتخابات امواجی از تهمت و ناروا را به نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت داده اند. میرحسین موسوی در بیانیه اول خود تلاش ها و زحمات دست اندرکاران انتخابات و رسانه ملی را شعبده بازی تلقی کرده است و هشدار داده که تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهم شد.
این در حالی است که موسوی و حامیان او در اقدامات تبلیغاتی خود قبل و بعد از انتخابات تمام تلاش خود را نمودند تا رییس جمهور منتخب مردم را دروغگو، دیکتاتور، و کودتاچی معرفی کنند در حالی که رهبر معظم انقلاب بارها بر صحت انتخابات و احترام به قانون اساسی تاکید کردند.
میرحسین موسوی در اقدامی خلاف اخلاق و قانون در اولین بیانیه خود بعد از انتخابات نهادهای مقدس نظام جمهوری اسلامی به خصوص شورای نگهبان قانون اساسی و وزارت کشور را متقلب خوانده و می گوید: به مسئولان توصیه می کنم پیش از آنکه دیر شود، همگی به خط قانون و امانتداری از آرای ملت بازگردند؛ در واقع موسوی با چنین جملاتی ظاهرا تنها خود و حامیانش را در خط قانون و به همه مسئولان نظام تهمت خروج از مسیر قانون می زند.
جالب اینکه موسوی در بیانیه اول خود خبرداده است که: خائنین به آرای مردم (مسئولان نظام) ابایی ندارند که این خانه پارسایان به آتش کشیده شود، گویا او پیش از شورش و آشوب هوادارن خود، از به آتش کشیده شدن بانک ها، اتوبوس ها و ... اطلاع داشته است!
در همین حال فقط با دقت در متن بیانیه اول میرحسین موسوی کاملا آشکار است که چه کسی فضای تهمت و ناسزاگویی را بعد از انتخابات باب کرده است.کسانی که به نام نخست وزیر دفاع مقدس و یار امام اندیشه ها و تفکرات امام را پایمال کردند و برای به دست گرفتن قدرت سیاسی ایران باتمام توان سعی داشتند حتی رهبر انقلاب را وادار به عقب نشینی کنند، تا جایی که معظم له در سخنان خود تاکید کرد که حتی یک قدم به عقب نخواهد رفت، با توجه به اینکه نتوانستند افکار عمومی را به نفع خود هدایت کنند، حالا با اتخاذ مواضع کلی و دو پهلو به بازگشت به قانون اساسی تاکید می کنند.
در پایان لازم به ذکر است اگر عملکرد گذشته این افراد را با ذره بین قانون نظاره کنیم، چیزی غیر از قانون گریزی نمی بینیم که حالا با شعار بازگشت به قانون اساسی فقط در حال بازسازی وجهه خود هستند.
به گزارش خبرنگار سياسي برنا، بعد از اعترافات برخي متهمان دادگاه هاي اغتشاشات اخير نسبت به افشاي اقدامات پشت پرده مهدي هاشمي رفسنجاني و برملا شدن بسياري از زواياي پيدا و پنهان نقش وي در پروژه کودتاي مخملي جهت براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي، جريان برانداز يا سردمداران جنبش سبز که تا قبل از اين فقط به رييس جمهور و دولت وي اهانت مي کردند و تهمت مي زدند و بر اين مواضع پافشاري مي کردند، در يک اقدام کاملا برنامه ريزي و حساب شده تصميم گرفتند دايره توهين و تهمت هاي خود را گسترش دهند.

يک منبع آگاه در گفت و گو با خبرنگار سياسي برنا اظهار داشت: آخرين دستور کار از طرف ستاد مير حسين موسوي براي احياي جنبش سبز که به احتمال زياد حاصل مشاوره با باقي مانده سران اغتشاشات در جبهه مشارکت، سازمان مجاهدين و کارگزاران سازندگي است، مشخص شده است.
خبرنامه دانشجویان ایران: مجتبی ت. سرپرست معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی تهران که رابط ابوالفضل فاتح در ایران است و تماس های مکرر با وی دارد، در اقدامی سازمان یافته ارتباطات قوی با گروه غیر دانشجویی علامه و انجمن اسلامی دانشگاه تهران برقرار نموده و در حال طراحی جلسات نقد و مناظره با هدف رسیدن به اهداف خاص سیاسی جریان دوم خرداد در دانشگاه تهران است.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» قرار است در این جلسات از چهره های مخالف دولت مثل عباس عبدی و منتجب نیا و منتقد دولت مانند توکلی، خوش چهره و ابوترابی استفاده کنند، این جلسات قرار است به صورت بسیار قوی از نیمه دوم مهر ماه برگزار گردد.
مجتبی ت. از اعضای تندرو دفتر تحکیم وحدت در وقایع کوی دانشگاه سال 78 است که سوابق چندین مورد دستگیری نیز دارد، وی از دوستان آقایان طهرابی، فاتح و پاسبانی است که همگی در حوادث کوی دانشگاه دخالت داشته و سوابقی در این موضوع دارند.
مجتبی ت. در دوران دولت اصلاحات پس از عضویت به عنوان هیئت علمی جهاد دانشگاهی به ریاست سازمان زیبا سازی شهرداری تهران رسید که پس از انتخاب احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران، با توجه به پرونده بسیار قطور اتهامات اداری، مالی و اخلاقی وی که توسط بازرسی کل کشور و بازرسی شهرداری ارائه شده بود، از کار برکنار و ظاهرا با گذشت 4 سال هنوز پرونده وی در حال بررسی است.
مجتبی ت. صمیمی ترین دوست و همراه ابوالفضل فاتح است و شخصا ارتباط نزدیکی با مهندس میر حسین موسوی نیز دارد تا جایی که در مناظرات موسوی نیز همراه وی بوده است.
وی ماه ها پیش از آغاز انتخاابت جلسات منظمی با ابوالفضل فاتح داشت که نشانگر در پیش داشتن برنامه های مهمی برای امر انتخابات بوده است. پس از انتصاب فاتح به عنوان رییس کمیته تبلیغات ستاد موسوی، مجتبی ت. نیز جانشین وی شد.
دلایل عدم دستگیری نامبرده در جریان حوادث پس از انتخابات نیز حمایت یکی از نمایندگان مجلس از وی بیان می کنند. آنچه مبرهن است این حمایت به واسطه القائات حلقه جوسازی جهاد دانشگاهی حول بعضی نمایندگان مجلس شورای اسلامی و برخی از عناصر متنفذ است.
بر اساس آخرین مشاهدات و شنیده ها شهرداری تهران تحت عناوین عوارض نوسازی ( علی الحساب) و جمع آوری زباله ها و مسائلی از این دست اقدام به توزیع فیش پرداخت هزینه های بالایی به درب منازل ساکنان شهر تهران نموده است، که این مبلغ به نسبت مناطق متغیر و از ۳۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان مشاهده شده است.
لازم به ذکر است توزیع این فیش ها دقیقا همزمان با شروع به کار دولت دهم و معرفی وزرا به مجلس و از طرفی پخش شایعاتی در این زمینه بین مردم تهران که این مبالغ به دلیل جبران خسارات وراده به شهر در اغتشاشات اخیر اخذ می شود، جای این نتیجه را باقی می گذارد که شهردار تهران در این دوره شمشیر از رو بسته تا بتواند به هر نحوی با دولت مقابله کند.
این در حالی است که اخیرا فایل صوتی به اصطلاح افشاگری قالیباف در فضای مجازی منتشر شده و در حالی که به یقین این فایل صوتی سخنرانی شخص قالیباف است، وی تکذیب نموده است در این سخنرانی قالیباف عقده های شکست بعد از انتخابات ۸۴ را افشا می کند و از انواع تهمت ها و عوام فریبی ها بهره می برد. جهت شنیدن این اراجیف قالیباف می توانید (افشاگری قالیباف را جستجو کنید)
آخرین تحلیل نگارنده با توجه به برخی وقایع قبل از انتخابات از جمله تیم سیاسی قالیباف که همان آبادگران جهادی هستند( علی دورانی و ....) و ستاد اصولگرایان حامی موسوی را تشکیل دادند یا شرکت کردن قالیباف در جلسات دولت وحدت ملی که توسط مهدی هاشمی برگزار می شد و شخص اکبر هاشمی دو بار در این جلسات حضور یافت و ارتباط با واسطه قالیباف در انتخابات مجلس هشتم با اصلاح طلبان و تلاش تیم وی برای اختلاف بین اصولگرایان که تا حدودی موفق شدند همه و همه بیانگر این مطلب است که وی به هیچ عنوان در دایره اصولگرایی باقی نمانده است و تنها تظاهر به اصولگرایی به دلیل حفظ منافع شخصی می نماید.
آخرین اخبار حاکی از این مطلب است که تیم سیاسی قالیباف در ستاد اصولگرایان حامی موسوی هزینه های بالایی را متحمل شده اند که شهردای تهران با اخذ برخی مبالغ از شهروندان در صدصد جبران آن بر آمده و این نکته لازم به ذکر است که هیچ نظارتی بر در آمد های شهرداری و هزینه های صورت گرفته نمی شود.
برنامه ریزی دقیق و عمیق اصولگرایان برای انتخابات شورای شهر تهران تنها راه برون رفت از معضل قالیباف است، تا بار دیگر شهر تهران با روی کار آمدن صد در صد اصولگرایان بتواند رنگ خدمت رسانی به مردم شریف را ببیند و شاهد به هدر رفتن منابع مادی و معنوی شهر تهران نباشیم.
زمانی در دوران نوجوانی به واسطه یکی از آشنایان در دادگاه های علنی کرباسچی شرکت کردم، حالا وقتی به عملکرد قالیباف نگاه می کند، فقط این مطلب به ذهنم متبادر می شود که قالیباف باید محاکمه شود آنهم شدید تر از کرباسچی.
این مطلب را هم بگویم که برای این مطلب در جمع حدود ۱۰ دقیقه فرصت گذاشتم و در صورتی که بیشتر فرصت داشتم مطالبی را منتشر می کردم که بیشتر استفاده کنید در جمع سوژه قالیباف باید مورد نظر سایتها باشد.
دلم براي خبرنگاران آماتور روزنامه اعتمادملي مي سوزد که سرعت خبر نويسي شان آنقدر بالا رفته که از قافله اصول خبر و خبرنويسي جامانده اند. دوستان ما در اعتماد ملي يا اصول اوليه خبرنويسي را که دقت و صحت و سرعت است، ياد نگرفته اند يا اينکه اخبارشان صحت ندارد و مطالبشان را با کلي گاف به خورد خوانندگان و مخاطبانش مي دهد.
اشاره
نهضت ملي شدن صنعت نفت، سرآغاز يک همدلي فعالانه ميان همه گروهها و شخصيتهاي سياسي و مذهبي بود که به منافع ايران و اسلام ميانديشيدند. ولي اين گروهها در طول زمان و پس از دست يازيدن به قدرت سياسي، به قلع و قمع و حذف يکديگر پرداختند. کودتاي بيست و هشت مرداد که با طراحي انگلستان و آمريکا و اجراي مشترک آن دو به انجام رسيد، پايان غمانگيزي بر نهضت ملي شدن صنعت نفت و آغاز دوره جديدي از ديکتاتوري و استبداد بوده است.
تصور حزب توده و روسها، گسترش نفوذ آنها در ايران بود. اما تصور دکتر مصدق، استفاده از آنان در مسير اهداف خود بود اين گروه انگليسي که در بين مردم به «توده نفتي» مشهور بودند، با تبليغات عليه مذهب و روحانيت و معتقدات ديني، اين باور را در ميان مردم ايجاد ميکردند که دولت مصدق دولتي ضد مذهبي و زمينهساز نفوذ کمونيستهاست.
با پيروزي نهضت ملي در جريان قيام سيام تير 1331 و روي کار آمدن مجدد دکتر مصدق، نهضت، به اوج اقتدار خود رسيد، خصوصاً آن که در همان اولين روز، پيروزي ديگري براي آن رقم زده شد؛ دادگاه لاهه در همان شب، به نفع مردم ايران راي صادر نمود. مجلس شوراي ملي نيز روز سيام تير را به عنوان روز قيام مقدس ملي اعلام نمود و قوام السلطنه را به دليل کشتار مردم و قيام مسلحانه عليه ملت ايران، مفسد فيالارض شناخت و کليه اموال او را مشمول مصادره دانست.
رئيس مجلس، سيدحسن امامي، که از فراماسونهاي برجسته و از طرفداران دربار و شاه بود، کنار رفت و آيت الله سيد ابوالقاسم کاشاني به رياست مجلس انتخاب شد. در مجلس هم کميسيوني براي تعقيب مسببين حوادث و کشتار سيام تير تشکيل گرديد. اما در عين حال، دکتر مصدق، سرلشکر احمد وثوق، فرمانده ژاندارمري زمان قوام السلطنه را که در جريان قيام، دست به کشتار مردم زده بود، به عنوان کفيل وزارت دفاع منصوب کرد.
دكتر مصدق، قدرت بلا منازع
به دنبال تضعيف دربار و نمايندگان مجلس طرفدار شاه، و تقويت قدرت دکتر مصدق مجلس شوراي ملي، طي مصوبهاي ديگر بنا به درخواست دکتر مصدق، اختيارات قانونگذاري را براي ششماه به او واگذار کرد و اين در شرايطي بود که دکتر مصدق با رياست قوه مجريه، ارتش، فرماندهي کل قوا و اختيارات تام در قانونگذاري، عملا در کشور قدرتي بلا منازع شده بود. از طرف ديگر، شاه که به شدت توسط دکتر مصدق کنترل ميشد به گونهاي که حتي هزينههاي شخصي دربار او نيز به دقت بررسي ميگرديد و بدون اجازه مصدق عملاً کاري نميتوانست انجام دهد. تا جائيکه حتي بعضي از اعضاي خانواده سلطنت نيز از کشور تبعيد شدند.
اختلافات دکتر مصدق و آيتالله کاشاني در مسائلي مانند تمديد لايحه اختيارات دکتر مصدق، اجراي پارهاي از احکام شرعي در خصوص منع فروش مشروبات الکلي و همچنين نوع عزل و نصبها و چگونگي تنظيم قرارداد جديد نفت، سبب بروز شکاف عميقي ميان رهبران نهضت و نمايندگان طرفدار آنها شد و سيل اتهامات و تبليغات سياسي عليه يکديگر آغاز و پي گرفته شد.
در شانزدهم مرداد ماه سال 1331، مجلس طي ماده واحدهاي، استاد خليل طهماسبي، عامل اعدام انقلابي سپهبد رزم آرا و عضو برجسته فدائيان اسلام، را با قيد سه فوريت، مشمول تبرئه و سپهبد رزم آرا را خائن به ملت ايران دانست.
قطع رابطه انگليس با ايران
در اواخر مهرماه 1331، و در پي تلاش نافرجام وينستون چرچيل، نخست وزير انگليس، و هاري ترومن، رئيس جمهور آمريکا، براي سيطره مجدد بر نفت ايران، دولت انگليس رابطه سياسي خود را با ايران قطع کرد. و در پي آن دولت ايران نيز با تشکيل شرکت ملي نفت ايران، براي اجراي قانون ملي شدن صنعت نفت در ايران گام موثري برداشت.
با وجود اين، در شرکت نفت، مرتضي قلي بيات (سهام السلطان)، به عنوان مدير عامل و رضا فلاح به عنوان مدير پالايش که هر دو به جاسوسي براي انگلستان شهرت داشتند، منصوب شدند. به همين جهت، حسين مکي و نمايندگان عضو هيئت مديره شرکت نفت، در اعتراض به انتخاب اين افراد استعفا دادند و در پي آن، دکتر مصدق، جمع ديگري را به مديريت امور نفت برگزيد. اما رضا فلاح و مرتضي قلي خان بيات را در مسئوليت خود ابقا کرد.
احمد قوام السلطنه که به موجب مصوبه مجلس ميبايست تحت تعقيب قرار گيرد و مجازات شود عليرغم اينکه دسترسي به وي ممکن بود، از مجازات وي استنکاف شد و عملاً اقدامي عليه وي صورت نگرفت. همين امر، زمينه ساز جرات يافتن ديگران در فعاليت عليه مصدق و اعتراض ديگر رهبران و سياسيون نهضت گرديد. و در کنار مجموعهاي از ناهماهنگيهاي مختلف که موجب بروز اختلافات و تشتت تصميمات بود، بستري مناسب براي دخالت بيشتر بيگانگان و پيگيري سياست سقوط دولت ملي فراهم شد.
شبكه «بدامن» و فعاليتهاي آن
يکي از مسائل اساسي بعد از جنگ جهاني دوم، گسترش کمونيسم و افکار و گروههاي کمونيستي در کشورهاي آسيايي و آفريقايي بود که براي جهان سرمايهداري، بخصوص آمريکا، به موضوعي بسيار در خور اهميت تبديل شده بود. دو حزب سياسي عمده آمريکا- يعني جمهوري خواه و دمکرات- هر کدام براي مبارزه با گسترش کمونيسم سياستهاي خاص خود را دنبال ميکردند. استراتژي حزب دمکرات، آن بود که احزاب مليگرا و ناسيوناليست، موانعي جدي در برابر رشد کمونيسم در جهان سوم هستند. به همين خاطر سياست آنها تقويت حکومتهاي مليگرا در اين کشورها بود. ولي جمهوري خواهان بر اين اعتقاد بودند که احزاب مليگرا عمدتاً سرپلهاي مناسبي براي قدرت گرفتن کمونيستها ميباشند. بر همين اساس، گرايش اين حزب در کشورهاي تحت نفوذ آمريکا، بيشتر به سوي تشکيل ديکتاتورهاي نظامي و حکومتهاي غير ملي و غير دموکراتيک بوده است.
سياستهاي دکتر مصدق در راستاي تمرکز بخشيدن به قدرت خويش و اعمال محدوديت در حوزههاي فعاليت آيتالله کاشاني و نيروهاي مذهبي و نفي حضور آنان سبب شد که وي در ميان مجموعهايي از مشکلات تنها بماند.
براساس همين تحليل، در دوران رياست جمهوري هاري ترومن از حزب دموکرات، دولت آمريکا تا حدودي در برابر سياستهاي انگلستان، از دولت مصدق حمايت ميکرد. و در قالب «اصل چهار» و کمکهاي نظامي همراه آن، در صدد نفوذ و جانشيني انگليس در ايران بود. از طرفي، دکتر مصدق نيز براي آنکه بر ترس آمريکاييها از کمونيسم بيفزايد، اجازه فعاليت علني به حزب توده و ساير وابستگان به آنها را داده بود تا دولت آمريکا را در حمايت از خود مصممتر نمايد.
اين سياست مصدق که در داخل مورد اعتراض نيروهاي مذهبي و روحانيون قرار گرفته بود، سازمان جاسوسي انگلستان را بر آن داشت که شبکهاي از فعاليتهاي سياسي عليه دولت مصدق را در قالب فعاليتهاي کمونيستي سازماندهي نمايد.
فعاليتهايي که از حوزه اشراف حزب توده و سازمان جاسوسي دولت کمونيستي شوروي خارج بود و هر دو تصور ميکردند که فعاليت اين گروههاي سياسي به نفع سياستهاي آنها صورت ميگيرد. در همين راستا، سازمان جاسوسي انگلستان، با هدايت شاپور جي در داخل و کريستوفر و دهاوس در انگلستان، با کارگرداني اسدالله علم به جذب تعدادي از کمونيستهاي سابق پرداخت و با به خدمت گرفتن آنها، فعاليتهاي مختلفي را در پوشش حزب توده انجام داد .
تصور حزب توده و روسها، گسترش نفوذ آنها در ايران بود. امّا تصور دکتر مصدق، استفاده از آنان در مسير اهداف خود بود اين گروه انگليسي که در بين مردم به «توده نفتي» مشهور بودند، با تبليغات عليه مذهب و روحانيت و معتقدات ديني، اين باور را در ميان مردم ايجاد ميکردند که دولت مصدق دولتي ضد مذهبي و زمينه ساز نفوذ کمونيستهاست. شبکههاي تحت هدايت «شاپور جي» و «اسدالله علم» در اجراي اين سياست نقشي فعال داشتند. اسدالله علم، با جذب چهرههاي روشنفکر، مطبوعاتي و سياسي يکي از موثرترين اجزاي اين عمليات بوده است.
سياستهاي آمريکا و انگليس در مسير کودتا عليه دولت دکتر مصدق و نهضت ملي به طور جدي پي گرفته شد و دکتر مصدق در ملاقات با لوي هندرسن، سفير آمريکا، نسبت به حمايت اين کشور از انگليس و عمل نکردن به وعدههايش، وي را سرزنش کرد.
مارک گاز يوروسکي، در پژوهشي درباره کودتاي بيست و هشت مرداد 1332 مينويسد: «... اجراي يک سلسله عمليات بارفر بدامن که از سال 1948 به منظور مقابله با نفوذ شوروي و حزب توده آغاز شده بود. بدامن، نام يک برنامه تبليغاتي و سياسي گسترده بود، که از طريق شبکهاي به سرپرستي دو تن ايراني با نامهاي رفر «نرن» و «سيلي» اداره ميشد و ظاهراً سالانه بودجهاي معادل يک ميليون دلار داشت.»
فعاليت شبکه شاپور جي و اسدالله علم بر دو محور متمرکز بود: عمليات نفوذ سياسي و عمليات جنگ تبليغاتي و فرهنگي.
عوامل اين شبکه توانسته بودند که در حزب توده، جبهه ملي، حزب زحمتکشان، نيروي سوم، حزب ايران و ... نفوذ کنند. گازيوروسکي در اين باره مينويسد: «در اين ايام «شبکه بدامن» تا سطوح عالي تشکيلات حزب توده رخنه کرده بود و از متن تمام دستورات رهبري حزب به کادرها اطلاع داشت.»
آشوب بيست و سوم تيرماه همراه با ورود «اورل هريمن»، نماينده مخصوص ترومن (رئيس جمهور آمريکا) يکي از اقدامات شبکه بدامن بوده است.
پيتر آوري، مورخ انگليسي، در اين خصوص مينويسد: «اورل هريمن در 15 ژوئيه 1951 [23 تيرماه 1330] وارد تهران شد. هنگام ورود او به تهران تظاهرات شديدي صورت گرفت که در نوع خود بيسابقه بود. در زد و خوردي که ميان اعضاي جبهه ملي در ميدان بهارستان صورت گرفت، بيست نفر کشته و نزديک به سيصد نفر مجروح شدند. مصدق در 22 ژوئيه (30 تير 1330) متوجه اشتباه رفتار خود شد و رئيس شهرباني کل کشور [سرلشکر بقايي] را به جرم شدت عمل نسبت به تظاهر کنندگان برکنار کرد.»
جيمزبيل، محقق آمريکايي که اطلاعات دست اولي نيز در اين باره داشته است، مينويسد:«اين تظاهرات ظاهراً از سوي حزب توده ولي در باطن از سوي عوامل انگليس ترتيب يافته بود.»
در پايان قسمت اول اين بازخواني تاريخي به صورت گذرا يک مقايسه سطحي نسبت به وضعيت کنوني جمهوري اسلامي با وضعيت سال 1332 انجام مي دهيم، با اين اميد که نخبگان کشور با نگاه عبرت آموز و دقت نظر به اين جمله امام خميني (ره) دقت بيشتري داشته باشند که« حفظ نظام از اوجب واجبات است».
اول ملي شدن صنعت نفت را با دستيابي جمهوري اسلامي به فناوري هسته اي مقايسه مي کنيم و احمدي نژاد را به عنوان اصلي ترين چهره سياسي در رسيدن به اين فناوري در برابر مصدق قرار مي دهيم. آيت الله کاشاني هم که در آن زمان رياست مجلس را برعهده داشت مي توان به عنوان رهبر جريان مذهبي با رهبر معظم انقلاب مقايسه نمود، اگرچه اين مقايسه به خاطر رسميت رهبري در عصر کنوني ناقص است، لکن دلايل شکاف بين اين دوچهره ملي و مذهبي در زمان کودتاي 28 مرداد نگارنده را بر اين داشت تا سعي داشته باشد که از اين مقايسه جهت بازخواني ايجاد شکاف و اختلاف بين رهبران ملي و مذهبي در آن زمان استفاده کند و به نوعي هشدار براي نخبگان باشد که مبادا نظام جمهوري اسلامي دچار سرنوشت تلخ سقوط گردد، همانطور که رهبر معظم انقلاب هم فرمودند که خطاي نخبگان منجر به سقوط مي شود و به يقين اگر سقوط نخبگان امتداد داشته باشد، منجر به سقوط نظام خواهد شد.
همانطور که در بالا هم اشاره شد يکي از دلايل اختلاف بين مصدق و آيت الله کاشاني نوع عزل و نصب ها بود که منجر به اختلاف و شکاف عميق ميان رهبران نهضت و طرفداران آنها شد و سيل اتهامات و تبليغات سياسي عليه يکديگر آغاز و پي گرفته شد. در اين برهه اين مشکل بروز پيدا کرده و عزل و نصبها در کابينه دولت نهم قبل از آغاز به کار دولت دهم باعث ايجاد اختلاف و تبليغات سياسي شديد جناح ها عليه يکديگر شده است.
در اين ميان شبکه هاي جاسوسي آمريکايي و انگليسي هم شبيه همان زمان کاملا در صحنه و با فعال نمودن سرشاخه هاي اصلي خود در حال فضاسازي هاي رواني توسط شبکه هاي ماهواره اي و از سوي ديگر در سفارتخانه ها مشغول بررسي اوضاع هستند.
اين باز خواني ادامه دارد...
در عرصه سیاسی امروز رییس جمهور به نوعی از دوستی افراد نادان ضربه می خورد، اینان که در دفاع کردنشان هم هیچ منطق درستی نداشتند، حالا در انتقاد و روش آن هم دچار افراط هستند، همانهایی که رییس جمهور حتی در مناظره ها و برنامه های تبلیغی خود گفت کسانی که در خط تخریب و اهانت به دیگران حرکت کنند از ما نیستند، اینان حالا به بهانه حمایت از ولایت فقیه در حال تخریب احمدی نژاد هستند و البته افرادی در پشت صحنه اینان را مانند عروسکی می گردانند، کسانی که به جای تعقل و تفکر و تحلیل اخبار موجود به اخبار به قول خودشان پشت پرده ایی که هیچ استنادی به آن نیست استناد می کنند و احمدی نژاد را محکوم به مخالفت با رهبری می کنند، این در حالی است که ابلاغ رهبری نسبت به عزل مشایی تنها در حال گذراندن مراحل خاص خود می باشد که یکی از آن مراحل بحث افکار عمومی است، برخی فراموش کرده اند که اسلام بیشترین ارزش را برای آبروی انسانها قائل است و فکر می کنند که می شود با افراد مثل دستمال کاغذی برخورد کرد.
باید همانطور که رهبر انقلاب فرمودند به حرفهایی که می زنیم دقت کنیم و هر سخنی را به زبان نیاوریم، ایشان خصوصا به نخبگان تاکید کردند که در صورت رد شدن در این امتحان دچار سقوط می شوند.
لازم به ذکر است، رحیم مشایی هم مانند بقیه مدیران کشور اشتباهاتی داشته است، که برخی بالا تر از اینها را مرتکب شده اند و کسی لب از لب باز نکرده است، بگذریم در کل مشایی فقط به خاطر ارتباط نزدیکی که با احمدی نژاد داشته است مورد حمله برخی افراد قرار گرفته و به نوعی سیبل برخی افراد شده است، ما امروز می بینیم رهبر انقلاب در مورد همه نخبگان و حرفهایی که می زنند ، هشدار می دهند که این بیانگر صحبتهای خطا و اشتباه آنان است، پس فقط مشایی نیست که حرف اشتباه زده است، البته بحث انتقاد به مشایی را کاملا قبول دارم ولی اینکه به خاطر او حواشی راه بیاندازیم که اصول دولت را خدشه دار کنیم قبول ندارم.
نمی دانم چرا برخی امروز انگ ضد ولایت فقیه به احمدی نژاد می زنند، تنها چیزی که به ذهنم آمد چند روایت و مطلبی راجع به دوستان نادان می آورم:
امام صادق (ع):
دوستي مرزهايي دارد که هر کس، همه يا برخي از آن ها را داشته باشد، دوست است، وگرنه اصلاً او را دوست مشمار: ظاهر و باطنش با تو يکي باشد، آبروي تو را آبروي خودش بداند مال و منصب، او را نسبت به تو عوض نکند، هر کمکي از دستش برمي ايد، دريغ نکند، هنگام گرفتاري ها تو را تنها نگذارد.
امام علی (ع):
دوست، بايد در سه جا هواي برادرش را داشته باشد: در گرفتاري، در غيابش و بعد از مردنش.
دشمن دانا، بهتر از دوست نادان است.
پرسش:
دشمن دانا و دوست نادان چه نقشي را درجهت انحراف افكار وانديشه هاي ناب اسلامي و عملكردهاي صحيح و تاثيرگذار ايفا مي كنند؟
پاسخ:
به طور كلي هر مكتبي براي حفظ و بقاي خود لاجرم بايد دشمنان خود را شناخته و با آنها به مقابله برخيزد. عدم شناسايي و شناخت دشمنان موجبات رخنه و نفوذ آنها را در داخل صفوف پـيروان هر مكتب فراهم آورده و دريك زمانبدي مشخص آن مكتب و انديشه را به انحراف كشانده و از اصالتهاي مكتبي و ارزشي آن دور مي گرداند.
نكته اساسي در اين فرايند ميزان تاثيرگذاري اين دو دسته دشمن است كه چگونه و با چه روشي عمل مي كنند؟ دشمن دانا غالبا در لباس دشمني آشكار افكار و عملكرد خود را به ما عرضه مي كند و كساني كه در نقطه مقابل آن باشند به روشني مي توانند او را مورد شناسايي قرار داده و با افكار و اعمال او به مقابله برخيزند.
به تعبير ديگر دشمن عريان، افكار و ماهيت او را در زمان و مكان معين مي توان مورد شناسايي قرارداد و با او مبارزه نمود. اما دوست نادان درقالب دشمن عريان ظاهر نمي شود بلكه در مقام دوستي به جهت ناآگاهي و يا جهل مركب افكار و اعمالي را از خود بروز مي دهد كه فرايند آن در نهايت به مكتب و ارزش هاي خودي لطمات و ضربات سنگيني را وارد خواهد كرد.
تعبير قرآن كريم نيز در اين زمينه مويد همين مطلب است كه بعد از نصب امامت علي (ع) توسط پيامبر اعظم(ص) در روز غدير و اكمال دين و اتمام نعمت به مسلمانان هشدار مي دهد. امروز ديگر كفار و دشمنان از دين شما نااميد شده اند پس ديگر از آنان نهراسيد بلكه از خودتان بترسيد. تجربه بيست و نه ساله انقلاب و نظام ما نيز اين نكته كليدي را ثابت مي كند كه دشمنان داخلي به ويژه آنان كه درلباس خودي ظاهر شدند بيشترين ضربات و لطمات را به ما وارد كرده اند. شهيد والامقام مرتضي مطهري (ره) اين مطلب را به شايستگي تبيين نموده اند كه با الهام از نوشتار ايشان مطلب را به پايان مي بريم:
«انديشه هاي بيگانه از دو طريق نفوذ مي كنند، يكي از طريق دشمنان، هنگامي كه يك نهضت اجتماعي اوج مي گيرد و جاذبه پيدا مي كند و مكتبهاي ديگر را تحت الشعاع قرار مي دهد. پيروان مكتب هاي ديگر براي رخنه كردن در آن مكتب و پوسانيدن آن از درون، انديشه هاي بيگانه را كه با روح آن مكتب مغاير است، وارد آن مكتب مي كنند .
و آن را به اين ترتيب، از اثر و خاصيت مي اندازند يا كم اثر مي كنند.
ديگر از طريق دوستان و پيروان، گاهي پيروان خود مكتب به علت ناآشنايي درست با مكتب، مجذوب يك سلسله نظريات و انديشه هاي بيگانه مي گردند، و آگاهانه يا ناآگاهانه آن نظريات را رنگ مكتب مي دهند و عرضه مي نمايند. امروز كه نهضت اسلامي ايران اوج گرفته و مكتبها و «ايسم»ها را تحت الشعاع قرار داده است.
هر دو جريان را مشاهده مي كنيم؛ هم گروهي را مي بينيم كه واقعاً دلبسته به مكتبهاي ديگر بخصوص مكتب هاي ماترياليستي هستند و چون مي دانند با شعارها و ماركهاي ماترياليستي، كمتر مي توان جوان ايراني را شكار كرد، انديشه هاي بيگانه را با مارك اسلامي عرضه مي دارند و هم مي بينيم- و اين خطرناكتر است- كه افرادي مسلمان، اما ناآشنا به معارف اسلامي و شيفته مكتب هاي بيگانه، به نام اسلام اخلاق مي نويسند و تبليغ مي كنند، اما اخلاق بيگانه، فلسفه تاريخ مي نويسند، همان طور فلسفه دين و نبوت مي نويسند، همان طور...
من به عنوان يك فرد مسئول با مسئوليت الهي، به رهبران عظيم الشان نهضت اسلامي كه براي همه شان احترام فراوان قائلم، هشدار مي دهم و بين خود و خداي متعال اتمام حجت مي كنيم كه نفوذ و نشر انديشه هاي بيگانه به نام انديشه اسلامي و با مارك اسلامي، اعم از آنكه از روي سوء نيت يا عدم سوء نيت صورت مي گيرد خطري است كه كيان اسلام را تهديد مي كند.
راه مبارزه اين خط، تحريم و منع نيست. مگر مي شود تشنگاني را كه براي جرعه اي آب له له مي زنند، از نوشيدن آب موجود، به عذر اينكه آلوده است، منع كرد؟!
در حالي که جوسازي هاي برخي جريانات سياسي راجع به نماز جمعه اين هفته تهران افزايش يافته است، در ذهنم آخرين خطبه نماز جمعه تهران به امامت هشمي رفسنجاني مرور شد، يادم آمد که هاشمي هميشه محوريت خود در نظام را حفظ کرده و سعي نموده سنبل وحدت باشد.
ايشان از ابتداي انقلاب در تمام صحنه ها، از روي کارآمدن دولت موقت تا عزل بني صدر و بعد هم در ايجاد تفاهم بين رييس جمهور و نخست وزير و در تمام فراز و نشيبهاي سياسي ايران حضور داشته و ايفاي نقش کرده است.
در اين برهه حساس نيز اگر نظري بر سخنان هاشمي رفسنجاني در آخرين خطبه های خود در نماز جمعه تهران داشته باشيم، اين موضوع را کاملا درک مي کنيم.
در نمازجمعه مذکور ايشان در خطبه اول نماز تاکيد کرده اند که: براي ما بندگان خدا در راه رسيدن به قرب الهي هيچ سرمايه اي به اندازه تقوي کارساز نيست و اميدواريم که همه بتوانيم از تقوي حراست کنيم و در خودمان ملکه تقوي را تقويت کنيم.
وفاداران به انقلاب باید در مقابل اختلاف نظر همدیگر سعه صدر داشته باشند
هاشمي رفسنجاني در خطبه دوم نماز جمعه خود قبل از انتخابات نيز تصريح کرده: در داخل کشور نيز وفادارن به انقلاب که اکثريت قاطع مردم هستند، بايد در مقابل اختلاف نظر همديگر که البته قابل قبول و خواسته خداوند است، سعه صدر داشته باشند.
رييس مجلس خبرگان رهبري اظهار داشته است: ما قبول داريم که عده اي هستند که از شرکت مردم در انتخابات ناراحتند ولي تعداد اين ها معدود است و آنچه جاي تأسف دارد اين است که کساني که دوست و وفادار به انقلاب هستند به خاطر برخي بي توجهي ها در انتخابات حضور پيدا نمي کنند.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاکيد بر اينکه عدم شرکت در انتخابات عقلا و شرعا به نفع هيچ کس نيست، تصریح کرده: مجموعه آراء سرمايه عظيمي است که مايه اعتبار نظام ما مي شود. چرا که امروز يکي از شاخص هاي مهم اعتبار نظامات دنيا همين ميزان مشارکت مردم در انتخابات است.
وي با اشاره به اينکه حضور مردم هيچ هزينه و ضرري براي آن ها نخواهد داشت، افزوده است: اگر همه آن هايي که کشور و انقلابشان را دوست دارند بيايند و انتخابات با عظمت برگزار شود، دشمنان داخلي و خارجي ما مأيوس مي شوند.
هاشمي رفسنجاني اظهار داشته است: اگر مردم با اين وسعت شرکت کنند، هر دولتي که با پشتيباني و اتکاء به مردم سر کار بيايد، با اراده و قاطعيت بيشتري مي تواند عمل کند.
وي خاطرنشان کرده است: استحکام نظام و منافع فرد فرد ما اين است که وارد انتخابات شويم و از اين موقعيت استفاده کنيم تا صلابتي که رهبري از ما خواسته اند را شکل دهيم.
دشمنان دنبال فاصله انداختن بین نظام و مردم هستند
رييس مجلس خبرگان رهبري خطاب به مردم تاکيد کرده است: مطمئن باشيد فرداي آن روز که ما اعلام کنيم مشارکت مردم بالاي 70، 80 درصد بوده است، چند پله نظام مان در دنيا معتبر تر مي شود و دشمنان نظام که به دنبال فاصله انداختن بين نظام و مردم هستند، تحقيقا خاکستر ياس بر سرشان ريخته خواهد شد.
نامزدها و طرفدارانشان در حدود قانون فعالیت کنند
وي بابيان اينکه يکي از لوازم جذب اعتماد مردم براي حضور قطعا تقيد همه به قانون است، گفته است: الان ممکن است قانون انتخابات عيوبي داشته باشد اما بالاخره قانون است و به گفته امام خميني (ره) اطاعت از قانون واجب و تخلفش حرام است و لذا نامزدها و طرفدارانشان بايد در حدود قانون فعاليت کنند.
امام جمعه موقت تهران، تصريح کرده است: صدا و سيما نيز به عنوان يک رسانه ملي که اعتبارش با رضايت و شخصيت مردم بالا مي رود، بايد سعي کند در اين دوره بيست روزه تبليغات منصفانه و بدون جانبداري عمل کند تا مردم مطمئن شوند حال که پاي صندوق راي مي روند اعتماد جديدي در جامعه ما خلق خواهد شد.
هاشمي رفسنجاني اظهار داشته است: خرمشهر و دژ دزفول بر اساس تبليغاتي که صدامي ها کرده بودند و همچنين ارزشي که خودمان براي آن قائل بوديم در آن زمان به معيار پيروزي و يا شکست تبديل شده بودند.
سايت آينده در حاشيه نويسي از خبر گفتگوي زنده رييس جمهور نام وزير فرهنگ و ارشاد را «صفايي هرندي» درج کرده است، که هم اکنون روي سايت قابل رويت مي باشد.
سايت آينده در خبري تحت عنوان حاشيه هاي جالب نطق تلويزيوني در حاشيه نويسي از خبر سخنان شب گذشته رييس جمهور در تلويزيون با مردم آورده است: به گفته احمدينژاد، برخي از همکاران وي خوب کار کردند و در دولت بعدي هم خواهند بود. برخي خوب کار کردند، اما چون دوره جديد عمق خدمت افزايش مييابد، نميتوانند ادامه همکاري دهند و برخي ديگر هم خوب کار نکردند و از همين رو از آنها استفاده نخواهد شد. وي که در مناظره با موسوي هم آشکارا از صفايي انتقاد کرده بود ديشب هم به طور مشخص تنها به صفايي هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد اشاره کرد و تأکيد کرد: «کارهايي که در حوزه فرهنگ انجام شده، مورد تأييد من نبوده و به خصوص در حوزه هنر خوب کار انجام نشده است.»
لازم به ذکر است احمدي نژاد در مناظره خود با موسوي نامي از صفايي فراهاني آورده بود که ظاهرا سايت آينده آن را با صفار هرندي اشتباه گرفته است.
البته در مناظره احمدی نژاد با موسوی انتقاداتی هم به صفار هرندی توسط رییس جمهور صورت گرفته است ولی تفاوت صفار با صفایی یقینا غلط تایپی نیست، بلکه از اطلاعات بسیار سطح پایین دوستان در سایت آینده خبر می دهد.
لازم به ذکر است برخی شنیده ها حاکی است که این سایت توسط برخی فرزندان هاشمی رفسنجانی حمایت مالی می شود.
این خبر بعد از ۳۰ دقیقه اصلاح شد، البته جریان هم جالب بود به یک نفر از دوستان گفتم که خبر رو کار کنه و اون با مدیر سایت مذکور رفیق در آومد، هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.
|
دولت بني صدر حامي منافقين و ليبرالها امام خميني(ره) به بني صدر: تو غلط مي کني قانون را قبول نداري ! قانون تو را قبول ندارد، نمي تواني قبول نداشته باشي، مردم راي دادند به اين ها |
|
این جمله امام خمینی باید همیشه بر سر در تمام نهادهای جمهوری اسلامی نصب شود و مورد دقت همه آحاد ملت قرار گیرد که ملاک حال افراد است.
از اول انقلاب این جمله را در رفتار حضرت روح الله شاهد بوده ایم، آنجا که حکم ریاست جمهوری بنی صدر را براساس رای مردم و بر اساس ظواهر تنفیذ کردند و چندی بعد وی را از مسئولیتها و حتی از ریاست جمهوری عزل کردند.
در آن مقطع شاهد حمایت قاطع ملت از نظر امام بودیم و به وضوح بازگشت بسیاری از کسانی که به عنوان انقلابی به بنی صدر رای داده بودند را از وی نظاره کردیم.
بعد از گذشت چند سالی از انقلاب جریان باند مهدی هاشمی در بیت منتظری پیش آمد که برای اطلاع دقیق این جریان باید رنجنامه سید احمد خمینی را مطالعه کرد.
در کل منتظری که زمانی بر اساس ظواهر در سمت قائم مقامی رهبری منصوب شده بود، از این سمت چون ملاک حال وی بود نه گذشته اش برکنار شد و بعدها نامه های امام به او منتشر شد.
این قاعده که ملاک حال افراد است، در زمان رهبر انقلاب نیز جریان داشته ، و اگرچه به خاطر برخی مصالح کشور کسی عزل نشده است، اما برخی افراد به خاطر تغییر در نظریات و عملکردها در مسئولیتها جا به جا والبته برخی هم تودیع شده اند.
حالا باید سخنان بنی صدر و رفتار حامیان اورا در این برهه با سخنان موسوی و رفتار حامیان او مقایسه کنیم، در یک نگاه مشاهده می کنیم که بنی صدر در سخنان خود بر قانون می تاخت و اکنون هم مشاهده می کنیم که موسوی بر قانون می تازد، امام در واکنش به عملکرد بنی صدر فرمودند، تو غلط می کنی که قانون را قبول نداری، قانون تو را قبول ندارد، رهبر معظم انقلاب هم در واکنش به سخنان موسوی بر تبعیت از قانون تاکید کردند و فرمودند زیر بار بی قانونی نخواهند رفت، این در حالی است که موسوی شب گذشته بیانیه ای کاملا ضد نظام صادر کرده است.
در تطابق عملکرد حامیان بنی صدر و موسوی هم می توان نقاط تشابه زیادی پیدا کرد، که پررنگ ترین آنها ایجاد بستر برای فعالیت منافقین در ۳۰ خرداد ۶۰ بود که رسما وارد فاز نظامی شدند، و در حال حاضر هم موسوی بستری مناسب برای منافقین ایجاد کرده است و جالب تر آنکه به شدت مورد حمایت رسانه های غربی و شخص بنی صدر و فرقه رجوی قرار گرفته است.

البته به نظرم رسانه ها باید نسبت به تحرکات و اغتشاشات به مردم اطلاع رسانی نمایند تا موجب صدمه جانی به عابرین پیاده نشود، روز گذشته عوامل منافقین به کمک حامیان موسوی که به شدت از نیروی انتظامی و بسیج شکست خورده بودند، به مردم در پیاده رو ها حمله ور شدند و تعدادی از هم وطنان کشته و مجروح شدند، مسجد ، خودروهای شخصی، موتور سیکلت آتش زدند و به محل کسب و کار مردم تاختند.
فکر کنم به زودی آقای موسوی هم باید مثل بنی صدر با استفاده از مقادیری آلات آرایش و همچنین چند تکه البسه مخصوص بانوان از کشور ایران خداحافظی کنند و یا به غلطهای زیادی که کردند در حضور ملت اعتراف و توبه نمایند.
بنویسید موسوی بخوانید هاشمی
در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی سنگین در موضوع انتخابات بودیم و اینکه آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87 با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.
از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.
برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.
این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.
اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.
هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.
البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟
محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.
هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند، بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.
شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.
شاید میر حسین موسوی ترور شود.
شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.
شاید حامیان میر حسین کشته شوند.
شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.
شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.
شاید احمدی نژاد ترور شود.
در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.
میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.
به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.
هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.
به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،
بنویسید موسوی ولی بخوانید
هاشمی

در سطح شهر تهران، ساعت 10 ديشب از برخي منازل در تهران صداي الله اکبر خوارج زمان که به جاي تعقيب سخنان رهبر انقلاب شبکه هاي ماهواره ضد انقلاب را تعقيب مي کنند شنيده شد.
۴۵ دقیقه صحبت، ۴۹ بار چیز گویی
میر حسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم در مناظره با احمدی نژاد 49 مرتبه از لفظ چیز به شرح ذیل استفاده نمود:
1- ...یک مسافرتی رییس کشور ما به آمریکا، به چیز، عراق...
2- ...همان آمریکایی ها بنزین هواپیمای دولت ما را در آنجا چیز کردند....
3- ...همین مساله در ایتالیا هم چیز شد...
4- ... این سیاست خارجی برای ما هزینه های گزافی را به اصطلاح چیز می کند...
5- ... به حساب کی ما این کارها را می کنیم، آیا این اثرش کم است یا زیاد است به نظر من این چیز است...
6- ... دوباره بعد از اینکه خسارتهایی دیدیم از مجمع عمومی یکدانه چیزی ....
7- ...از شورای امنیت هم یه چیزی....
8- ...من خاطره ای از امام خواهم گفت که چقدر به این مسئله عزت ملت ایران چیز داشتند....
9- ...همه مردم به اصطلاح چیز، اسرائیل اِ اِ فلسطین جمع شوند حتی....
10-...به خاطر اشتباه ما در آن چیز که ....
11- ... می گوییم بر اساس همین چیزی که می گویم....
12-... مشکلی که بنده دارم سر یه چیزهای دراز مدت....
13-...بنده یه بحثی کردمتو همین چیزای انتخاباتی....
14-....مردم هم یه کم چیز دارند....
15-....بنده یه روشنفکر هستم، چیز هم هستم، فرهنگستان...
16- ...پرونده سازی، دنبال یه واژه هایی رفتن، چیز کردن...
17-...پایان نامه ها و چیزهایی که دانشجوها...
18-...من خیلی سریع بر می گردم به همین چیزی که...
19-...قوانین که مجلس می گذراند، بر اساس هر چیزی...
20-...بعد از هشت سال یه چیزی بیاید....
21-...بنده این جا چیز می کنم...
22- ...18 شورا که دولت منحل کرد به چیز ...
23-... و دولت هنوز هم که هنوز است چیز نکرده...
24-...تورم 25 درصد، هم دادشون بالاست، نتیجه همین چیز است...
25-... بنده در بازبینی قانون اساسی، چیز بودم، سخنگوی...
26-... مسئله استخدامی و برنامه و بودجه مخصوصا در چیز پیشنهاد من بود...
27-...تنها سازمانهایی است که در چیز آمده...
28-... در مراحل بعدی اینها را دونه دونه چیز می کنم....
29-...تصدی بیش از دوشغل چیز...
30-...عوض اینکه پرونده سازی کنند و چیزهایی که...
31-... یکی از مشکلات در صحبت با آقای احمدی نژاد چیزهایی است که ...
32-...غیر عادی و غیر چیز...
33-....ایشان می گوید به دیوان عدالت اداری نامه بنویسید که فلان چیز را لغو کند...
34-...به من می گوید که یه چیزی بنویس به دیوان عدالت اداری....
35-...در یه چیزهایی که بین است ما طوری عمل بکنیم...
36-...اینجا مثلا چیز کردیم....
37-...رای مجلس هم چیز بدانید...
38-...که ظاهرا چیزی از بنده نداشتید...
39-...نمی توانید افراد را همینطور نام ببیردو به اصطلاح چیزشان بکنیم...
40-...سندهایش هست، مدرکهایش هم چیز است....
41- ...معاون اجرایی رییس جمهور دنبال این است که یه چیزی بسازد...
42-...اون چیزی که در هشت ماده ایی حضرت امام هست....
43-...سیاه کردن برنامه ها، سیاه کردن دانشجوها و امثال اینها را چیز می کنم...
44-... در سازمان برنامه و بودجه برای این است که نگذارد شما چیز بکنی...
45-... در نتیجه این چیزی که دیوان محاسبات....
46-...همش بر می گردد به این چیزهایی که در ...
47-...آقای احمدی نژاد مسادلی را می گوید که من مجبور می شوم چیزهایی را بگویم...
48- ....سیر چینی آمده،نمی توانیم بکاریم، اینطور چیزها...
49-...بگویم که برای ما واقعا چیزه که...
بنویسید موسوی بخوانید هاشمی
در پاییز و زمستان 87 شاهد عملیات روانی سنگین در موضوع انتخابات بودیم و اینکه آقای هاشمی رفسنجانی اصرار دارند هر کسی رئیس جمهور شود ، غیر از احمدی نژاد و برای رسیدن به این هدف حاضرند دست به هر کاری بزنند، در اوائل پاییز 87 با مرور اخبار به لیستی حدود 30 نفره می رسیدیم که احتمال حضور هر یک از آنها به نوعی مطرح شده بود و مخاطب یا رای دهندگان در یک چند راهی و سردرگمی انتخاب بسر می بردند در واقع دستهایی تلاش داشت مردم را در ابهام انخاباتی فرو ببرد، تا فرصت زیادی برای بررسی و تحلیل کاندیدای خود نداشته یاشند، که تا حدود زیادی هم موفق بودند.
از طرف دیگر برخی ارکان نظام با برگزاری جلسات هماهنگی بین کاندیداهای احتمالی در راستای تئوری «نه احمدی نژاد» قدم برمی داشتند.
برگزاری جلساتی که از یک طرف در برخی از آنها افرادی مانند، محسن رضایی، قالیباف، لاریجانی، ولایتی، حسن روحانی، ناطق نوری و.... دیده می شدند و در برخی دیگر از این جلسات، شخصیتهایی مانند، خاتمی، عبد الله نوری، کروبی و میر حسین حضور داشتند.
این جلسات گاهی تحت عنوان دولت ائتلافی برگزار شده ، گاهی با عنوان دولت وحدت ملی و گاهی کاملا مخفی، اگرچه به خاطر صلاحدید تبلیغاتی در حال حاضر، هیچکدام از این واژه ها کارایی نداشته و مورد استفاده قرار نمی گیرد ، لکن روح و تفکر آن شعار ها در برخی کاندیداها مشهود است.
اکنون بعد از گذشت چند ماه از دوران جنگ سرد انتخاباتی که توسط نوچه های حزب کارگزاران سازندگی طراحی و اجرا شد، شاهد این هستیم که هاشمی رفسنجانی توانسته تا حدود زیادی در مهار شخصیتهای مدعی ریاست جمهوری موفق باشد و نقش بسزایی در ایجاد فضای دو قطبی ایفا نماید.
هاشمی رفسنجانی که در جلسات متعدد خود از بسیاری چهره های مدعی ریاست جمهوری خواسته است، همگی با صف بندی پشت یک کاندیدای واحد در برابر احمدی نژاد قرار بگیرند، اگرچه هنوز موفق به مهار شیخ اصلاحات نشده ولی ظرف ماه گذشته چندین ملاقات با کروبی در این راستا انجام داده است و کروبی هم احترام هاشمی را نگه داشته و گفته است، به موضوع کناره گیری به نفع موسوی فکر می کنم.
البته جای این سوال باقی است، که این میان محسن رضایی چه می کند؟
محسن رضایی هر چند سعی کرده شخصیتی مستقل از هاشمی ارائه دهد، ولی کاملا زیر نظر او قدم بر می دارد، او حتی برای نام نویسی هم با هاشمی هماهنگی های لازم را کرده است، به نظر می رسد محسن رضایی که سعی می کند خود را به عنوان کاندیدای اصولگرا مطرح کند، تمام تلاش خود را برای تخطئه احمدی نژاد در تبلیغات انتخاباتی، خصوصا در تلویزیون خواهد کرد و در واقع او بعد از تلاش فراوان جهت جذب آرای احمدی نژاد به سمت خود و برانگیختن برخی آرای خاموش، در وقت اضافی به نفع میر حسین موسوی کنار خواهد رفت تا ایجاد فضای دوقطبی در انتخابات آسان تر شود.
هاشمی رفسنجانی رییس جمهور دولت سازندگی که با ایجاد مرکزی تحت عنوان تحقیقات استرتژیک ریاست جمهوری به ریاست موسوی خویینی ها باعث شد نطفه دولت اصلاحات منعقد شود و در 2 خرداد 76 به ثمر برسد و با این خدمت به اصلاح طلبان توانست سهم خواهی بزرگی در دوران اصلاحات از آنها بکند، بعد از پایان 8 سال دولت اصلاحات و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد به مرور دستان او و دوستانش در حزب کاگزاران سازندگی که 16 سال سرمایه های نظام را به نفع خود و نزدیکانشان مصادره می کردند، از بیت المال کوتاه شد.
شکست هاشمی در انتخابات نهم برایش خیلی گران تمام شد، آنقدر گران که فکر می کنم در این یک ماه احتمال وقوع هر حادثه ایی را باید داد.
شاید میر حسین موسوی ترور شود.
شاید در جلسات انتخاباتی بمب گذاری شود.
شاید حامیان میر حسین کشته شوند.
شاید روز انتخابات حوادث بدی در کشور روی دهد.
شاید بعد از انتخابات سبزک ها دست به اغتشاش بزنند.
شاید احمدی نژاد ترور شود.
در این زمینه اگرچه برخی ممکن است، این خیال پردازی را افراطی بدانند، اما تکلیفم را با بیان این تخیلات ادا کردم، اگر به جریان بمب گذاری در دفتر شهید رجایی و باهنر رجوع کنید و رد پای برخی همپیمانان فعلی هاشمی رفسنجانی را آنجا ببینید، پی خواهید برد که شاید فاتحه نظام را هم بخوانند.
میر حسین موسوی که در 20 سال گذشته 2 بار فرصت حضور در انتخابات را پیدا کرده است، یک بار در انتخابات 2 خرداد 76 با خالی کردن صحنه سبب حضور خاتمی را فراهم می کند، ویک بار در تیر ماه 84 می گوید به خاطر اینکه دوست دارم کاندیدای مستقل باشم، و در حال حاضر چنین امکانی وجود ندارد، نمی آیم.
به نظرم فقط شخص هاشمی رفسنجانی قدرت دارد که بعد از 20 سال پای میر حسین را به میدان رقابتهای انتخاباتی باز کند.
هاشمی رفسنجانی که در دهه 60 در جریان اختلافات آقای خامنه ای با میر حسین نقش میانجیگری را بازی می کند و در کتاب خاطرات خود این موضوع را تصریح دارد، این بار فقط از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد.
به نظرم اگر پای صندوق رای رفتید و خواستید به موسوی رای دهید،
بنویسید موسوی ولی بخوانید
هاشمی
مهدي پورصفا
انتخابات رکن اصلي حيات سياسي يک جامعه و سر آغاز هر حرکت سياسي است. هرگاه به پيشينه و سابقه هر انقلاب، شورش و يا جنبش انقلابي مي نگريم همه چيز از يک انتخاب شروع شده است.
انتخاب بين ذلت و عزت، انتخاب بين استعمار و استقلال، انتخاب بين ديکتاتوري و استعمار همه و همه آن چيزي را تشکيل مي دهد که ما به عنوان تاريخ سياسي مي شناسيم.
انتخاب يک وسوسه است، وسوسه اي براي برآوردن نياز، نياز به دنبال آن چيزي که مي گرديم و گاه هيچ آن را نمي يابيم.
پس انسان براي يافتن انتخاب کرد،انتخاب کرد و انتخاب کرد و هنوز هم در حال انتخاب کردن است. اما همين حالا ميان اين سه نقطه ها متوقف مي شويم تا نگاهي به فضاي کنوني کشور در بعد سياسي و انتخاب هاي حول و حوش آن بيندازيم.
البته هميشه نگاه به گذشته سخت است به خصوص زماني که مسئله به چيزي شبيه اعتراف مي شود. البته مي شود به جاي اعتراف از چيزهايي ديگري نيز سخن راند. از دروغ، از تهمت و استفراغ گذشته هاي نه چندان دور که هنوز تب "رهايي از ديکتاتوري" ، "آزادي بيان" و " قتل هاي زنجيره اي" ، "سوناي زعفرانيه اي" و البته "عاليجناب سرخ پوش" داغ بود.
مي شود تمام اين ها را فراموش نمود، اما اين بار مي خواهم خودمان را از شر اين آلزايمر لعنتي خلاص کنيم و سراغ انتخاب هايي برويم که حاصل يک وسوسه بوده، وسوسه اي براي تمام اصلاح طلبان.
***
فضاي سياسي و آرايش جناح ها و گروه هاي حزبي اصلاح طلب شباهت عجيبي به چهار سال گذشته پيدا کرده است و تنها تفاوتي که در اين بين وجود دارد اينکه قهرمان طلايي اصلاح طلبان در دوره قبل هاشمي رفسنجاني بود و حال مير حسين موسوي!!
البته به احتمال زياد اصلاح طلبان بعد از شکست در انتخابات رياست جمهوري دهم بحث قديمي تقلب در انتخابات را مطرح خواهند ساخت (کما اين از هم اکنون کار در خصوص اين مسئله آغاز کرده اند) و يا مردم را به عوام زدگي و پوپوليسم متهم مي کنند.
اما در اين دو انتخابات اصلاح طلبان نقطه اشتراک ديگري نيز از خود به جا گذاشته اند و آن تغيير عجيب مواضع شان پيش از انتخابات است که مي توان آن را نوعي تغيير رويکرد ناميد.
براي پي بردن به اين مسئله کافي است که به تبليغات اصلاح طلبان به خصوص حزب مشارکت و سازمان مجاهدين در زمان کانديداتوري مصطفي معين در انتخابات دوره نهم رياست جمهوري نگاهي بيندازند.
در آن روزگار هاشمي رفسنجاني نقطه تمرکز تمام اتهامات اصلاح طلبان بود، شخصيتي که قرار بود مظهر تمام بدي ها و زشتي هايي که مردم بايد از ترس حضور او در انتخابات به اصلاح طلبان راي بدهند.
از فساد مالي و اقتصادي گرفته تا متهم شدن به هدايت قتل هاي زنجيره اي که کساني همچون اکبر گنجي از اصلي ترين مروجان آن بودند.
اما به محض مشخص شدن نتيجه انتخابات همه چيز تغيير کرد وسوسه کار خود را کرد. اما خودمانيم، قدرت هم وسوسه برانگيز است حتي اگر لازم باشد به تمام حرف هاي قبلي پشت پا بزنيم. در نگاه ساختارشکنان موسوم به اصلاح طلب هاشمي رفسنجاني مانند شخصيت هاي کارتون ديجيمون به قهرمان اصلاح طلبان تبديل شد و احمدي نژاد هم جاي نماد قبلي ديکتاتوري و خفقان را گرفت!!
اکنون گويي دوباره همان وقايع در حال تکرار شدن است. تا زماني که خاتمي در عرصه انتخابات حاضر بود اصلاح طلبان حضور هيچ کانديداي ديگري را تحمل نمي کردند و برخي مواقع که احتمال حضور مير حسين موسوي از سوي برخي نزديکان وي مطرح مي شد از موسوي با عنايتي همچون بسته پر ريسک، نخست وزير کوپني ،استعفاي نابجا و سياستمدار دهه شصت ياد مي کردند.

هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:
دوشنبه 25 شهريور: با آيت الله خامنه اي درباره جلسه فرداي نمايندگان تلفني مذاکره کرديم معلوم شد ايشان مصمم اند که در اين جلسه شرکت کنند نامه اي به ايشان نوشتم و نکاتي را ذکر کردم احمد آقا آمد و اطلاع داد که امروز آقايان مهدوي کني ، ناطق نوري، يزدي و جنتي خدمت امام آمدند و از امام خواستد اظهار نظري که مبتني بر عدم مصلحت بودن تغيير آقاي مير حسين موسوي نخست وزير فرموده اند پس بگيرند يا جبران کنند که آقاي خامنه اي بتوانند فرد ديگري را معرفي نمايند ولي امام نپذيرفته اند و محکم گفته اند که مصلحت نيست دولت عوض شود. شب آقايان بهزاد نبوي و محسن نوربخش آمدند و از تصميم آقاي خامنه اي مبني بر تعويض دولت اظهار نگراني کردند و از من خواستند دخالت کنم و مانع شوم.
سه شنبه 26 شهريور: آقاي خامنه اي در جلسه سه شنبه نمايندگان شرکت کردند و انتقاداتي عليه دولت داشتنداما نگفتند که مي خواهند دولت را عوض کنند ولي مخالفت خود را به نحوي گفتند موافقان دولت ناراحت و مخالفان دولت خوشحال شدند. سپس به دفتر من آمدند محمد علي هادي آمد و به ايشان انتقاد کرد.
چهارشنبه 27 شهريور: حدود هشتاد نفر از نمايندگان طرفدار دولت آقاي مير حسين موسوي آمدند و از اظهارات ديروز آيت الله خامنه اي انتقاد کردند نامه اي براي امام تهيه کرده اند که مشغول به جمع آوري امضا هستند.
جمعه 29 شهريور: عصر آقايان دکتر محمد علي هادي نجف آبادي و عبدالله نوري آمدند کمک مي خواستند که آيت الله منتظري نظر امام درباره دولت را تاييد نمايند.
|
هاشمي رفسنجاني در قسمتي ار خاطرات خود مي گويد: آيت الله خامنه اي در مراسم تنفيذ خود گفتند ريشه مشکلات امروز ما وابستگي اقتصادي به خارج از اين مرزها و منحصر بودن درآمد ما به درآمد حاصل از نفت است. فقدان يک برنامه همه جانبه اقتصادي و گرايش به دولت سالاري يکي ديگر از مشکلات ما است که نتايج اين مشکلات را در کاهش رشد اقتصادي و گاهي در رشد منفي اقتصادي مشاهده مي کنيم.
![]() |
|
هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود اشاره مي کند: با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم، درباره کابينه آينده ، ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود، خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند، از من توقع دارند که همراهي کنم.
![]() |
|
هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در کتاب خاطرات خود يادآوري مي کند:سه شنبه 15 مرداد: در مجلس زمزمه اي پيچيده که امام به آقاي فخرالدين حجازي نماينده تهران گفته اند مصلحت نمي دانند که آقاي مير حسين موسوي نخست وزير عوض شود و اختلاف شديدي از اين جهت در مجلس است. شب با آقاي خامنه اي جلسه اي طولاني داشتيم. درباره کابينه آينده ايشان مايل نيست که مهندس موسوي مجددا نخست وزير شود. خط اقتصادي ايشان را قبول ندارند. از من توقع دارند که همراهي کنم. قرار شد ايشان اين مسئله را با امام در ميان بگذارند. مشکل را جدي مي بينم.دو سليقه در مورد وزرا و برنامه ها. رييس جمهور و نخست وزير در طول چندماه گذشته نتوانسته اند در مورد سه وزير دفاع، برنامه و بودجه و راه ترابري توافق نمايند.
آقای میر حسین موسوی چند نفر را می توانید فریب دهید؟
هزینه اجاره سالن برج میلاد برای برگزاری همایش را می دانید ؟
حامیان شما این پولها را از کجا آورده اند ، شنیده ام 200 میلیون تومان هزینه اجاره سالن شده است ، به کجا می روی ، ساده زیستی تبلیغی شما باید در حامیانتان هم دیده شود ، مگر نگفته بودید پوستری چاپ نمی کنید ، حالا هنوز تبلیغات شروع نشده ، این همه پوستر چاپ شده ، روسری توزیع می کنید ، هد بند ، مچ بند ، اینها شاید بتواند برخی افراد ساده انگار را فریب دهد ، اما فکر می کنید چند نفر را می توانید فریب دهید؟
اختلاط صدها دختر و پسر در همایش حمایت از شما چه معنایی دارد؟
حاضرید دختر خودتان را بین دو جوان نامحرم بنشانید؟
آقای مهاجرانی مطلبی در سایت شخصی خود راجع به برهم زدن جلسه انتخاباتی کروبی نوشته اند ، که بنده هم برایشان نظر ذیل را قرار داده ام ، امیدوارم با اعتقاد زیادی که به آزادی بیان دارند ، تمام مطلب را بدون سانسور به خوانندگان ارائه دهند :
سلام آقای دکتر
بعد از جریانات پیش آمده بین شما و ....
خیلی وقت بود از شما خبری نداشتم ، البته گاهی صدای سرفه شما را از گوشه و کنار کشور یا خارج از کشور میشنیدم
نمیدانم واقعا آگاه هستید یا از روی نا آگاهی ، چنین مطالبی را نوشته اید ، لکن باید عرض کنم ، شما که آنجا نبودید ، چطور به شنیده تعدادی دیگر یقین کردید و به خود اجازه دادید ، به طلاب اهانت کنید ، به عنوان یک طلبه می گویم ، مگر نشنیدید که فاصله کفر و ایمان چهار انگشت است ، فاصله چشم و گوش ، شما اگر خود می دیدید که طلاب چنین کارهایی کردن ، باز هم اجازه نداشتید ، این توهمات خود را و تشبیهات کذایی خود را بیاورید ، شما طلاب را به آن کودکان تشبیه نمودید ، بگویید شباهت کسی که با منشی خود فضاحت بار می آورد چیست ؟
این مظلوم نمایی ها دیگر جوابگو نیست ، دیگر دوران آن گذشته که امیر فرشاد ها را به خط کنید ، تا در نماز جمعه صحنه سازی کنند و شما تبلیغات کنید.
راستی از علما گفتید ، عرض میکنم وقتی خبر دزدی در حوزه علمیه را به آیت الله بروجردی دادند ، ایشان فرمودند : دزدی لباس طلبگی را ربوده است ، بر فرض اینکه تعدادی طلبه چنین کاری کرده باشند و بر فرض اینکه همان طلاب اجیر ستاد انتخاباتی کروبی برای مظلوم نمایی نباشند یا باشند، کسانی هستند که لباس طلبگی را دزدیده اند.
ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی در نظر دارد ، در تبلیغات انتخاباتی خود از رنگ سبز برای جلب نظر مردم متدین استفاده کند، این ستاد اقدام به تهیه تی شرت ، شال ، مچ بند به رنگ سبز نموده است ، جالب است دست نوشته های سفارشی ستاد که ، مثلا توسط مردم نوشته شده است ، همه به رنگ سبز هستند ، انگار این ستاد به فهم و درایت این مردم ایمان نیاورده اند ، راستی جال است که میر حسین موسوی در سفرهای متعدد استانی که داشته است ، دائما از شال سبز استفاده می کند:
این همان انقلاب مخملین به رنگ سبز است ، انقلابی که یک طرفش نخست وزیر دوران دفاع مقدس و سوی دیگر آن جبهه ملی و نهضت مرتد آزادی است.

سعید حجاریان این عضو حزب مشارکت ضمن انتقاد شدید از شیخ اصلاحات به دلیل عدم کناره گیری ز انتخابات گفته است که هرگز نمی گذارد اصلاح طلبان از وی حمایت کند.
حجاریان افزوده: غضنفری به نام کروبی وجود دارد که نه به شورای حکمیت و نه به نظرنسجی و نه به هیچ مکانیسمی تن نمی دهد و تحت هیچ عنوان حاضر به کناره گیری نیست.
این در حالی است که چهره های شاخص اصلاح طلب مانند ، ابطحی ،کرباسچی،باقی ، عبدی، کدیور و ... در اعتماد ملی صف بسته اند.